عربستان برخورد دوگانه ای را در قبال بحرین و سوریه دارد
خبرگزاری فارس: یک پایگاه تحلیلی آمریکایی در گزارشی درباره موضعگیریهای عربستان سعودی در قبال انقلابهای منطقه نوشت که عربستان برخورد دوگانه ای را در قبال بحرین و سوریه دارد.
به گزارش فارس، پایگاه خبری-تحلیلی "ریس فور ایران" با انتشار گزارشی به نوشته "فلینت لورت" و "هیلاری مان لورت" به تحلیل موضع گیری عربستان سعودی با انقلابهای خاورمیانه و انگیزههای گاه پشت پرده این کشور از دیدگاه دو تحلیلگر دیگر پرداخت.سؤال کنونی تحلیلگران خاورمیانه در مورد منافع عربستان در منطقهما چهار ماه پیش، از سفر به خاورمیانه بازگشتیم و در یکی از مقالههایمان نوشتیم که "سؤالی که ذهن مردم را در خاورمیانه مشغول کرده است، دیگر این نیست که چه کسی نفر بعدی خواهد بود؛ سؤال کنونی این است که عربستان سعودی تا کجا "برنامه ضد انقلابی خود را در منطقه پیگیری خواهد کرد. از آن زمان به بعد نوعی بحث، اگر نگوییم جنجال، در میان تحلیلگران خاورمیانه مطرح شده است: آیا عربستان سعودی واقعاً به دنبال اعمال سیاست مقابله با انقلابهای منطقه است؟ این کشور در منطقه چه هدفی را دنبال میکند؟برخورد دوگانه عربستان در بحرین و سوریه
اخیراً "گرگوری گاس" در سایت اینترنتی مجله "فارین پالسی"، در این باره مقاله جالبی را به چاپ رساند: "آیا عربستان سعودی واقعاً با انقلابهای منطقه مخالف است." نتیجه گیری نهایی "گاس" این است که "عربستان سعودی واقعاً با انقلابهای منطقه مخالف نیست؛ بلکه تلاش میکند تا در جدال برای توازن قدرت در منطقه، از ایران پیشی بگیرد." گاهی اقدامات عربستان در چارچوب این رقابت باعث میشود تا دیگران فکر کنند که این کشور با انقلابهای خاورمیانه مخالف است؛ مثلاً زمانی که این کشور "نیروهای نظامیاش را وارد بحرین کرد تا اعتراضات مردمی را سرکوب کند." اما "گاس" معتقد است گاهی "مقابله با انقلاب"، عبارت درستی برای توصیف سیاستهای خارجی عربستان سعودی نیست. مثلاً این کشور اخیراً سفیر خود را در سوریه احضار کرد و "ملک عبدالله" علناً از "بشار اسد"، رئیس جمهور سوریه، درخواست کرد تا "ماشین آدم کشی را متوقف کند". بنابراین به نظر میرسد عربستان سعودی طرف معترضان سوری را گرفته است.مقابله عربستان با دولت سوریه به علت روابط خوب سوریه با ایران
"گرگوری گاس" ادامه میدهد: "سوریه مهمترین و باسابقهترین متحد عربی ایران است. سوریه در دوران ریاست جمهوری"حافظ اسد" (پدر "بشار اسد") توانست روابط خوبی با عربستان برقرار کند و در عین حال روابط خود را با ایران نیز بهبود دهد. اما "بشار اسد" در تعادل روابط منطقهای خود ضعیفتر است. حمایت سوریه از "حزبالله" (و ادعاهایی که در مورد دخالت مستقیم یا غیر مستقیم سوریه در ترور "رفیق حریری" وجود دارد) موجب ایجاد فاصله میان ریاض و دمشق شده است. "اسد"، حتی به پادشاه عربستان و رهبران کشورهای عربی به خاطر موضعشان در طول جنگ اسرائیل و "حزبالله"، در سال 2006، علناً توهین کرد. "ملک عبدالله" با توجه به روند تحولات پنج ماه اخیر در سوریه در مورد قطع کامل رابطه با این کشور تردید داشت؛ زیرا سوریه در سیاست منطقهای از اهمیت خاصی برخوردار است. اما پیروزی در سیاست منطقهای مقابل ایران، ارزش این را دارد تا خطر افزایش بیثباتی در منطقه، نادیده گرفته شود.تلاش عربستان برای کاهش نفوذ ایران در کشورهای عربی
"گرگوری گاس" در ادامه همچنین مینویسد: "عربستان سعودی با تغییر حکومت در کشورهای همپیمانش مخالف است. این کشور از دیگر پادشاهان عربی حمایت میکند؛ زیرا از طرفی امنیت و انسجام ایدئولوژیک نظام پادشاهی در عربستان و از طرف دیگر سیاست این کشور مبنی بر تعادل قدرت در منطقه به پادشاهان منطقه وابسته است. شاید حکومت عربستان به برقراری دموکراسی، به ویژه در کشور خود، علاقه زیادی نداشته باشد؛ اما این به آن معنا نیست که با تمام جنبشهای دموکراتیک مخالف است. حمایت عربستان از ائتلاف ضد سوری 14 مارس در لبنان، در طول دو دوره قبلی انتخابات در این کشور اهمیت بسیار بالایی داشت. زمانی که رهبران کشوری کارآمدی خود را از دست بدهند، حتی اگر عربستان سابقه روابط خوبی با آن کشور داشته باشد، باز هم رابطه خود را با آن قطع میکند. آنان با جانشینان خود در آینده نیز برخوردی کاملاً واقعگرایانه خواهند داشت (اعضای "مجلس اعلای نیروهای مسلح" مصر نیز که "حسنی مبارک"، متحد عربستان، را از قدرت برکنار کردند به سرعت متوجه این موضوع شدند). مقامات عربستانی با رهبران و گروههایی که آنها فکر کنند متحد با ایران هستند، مقابله میکنند؛ چه" حزبالله در لبنان، چه رژیم "بشار اسد" در سوریه و چه "نوری مالکی" نخستوزیر عراق. تلاش آنها برای متوقف کردن ایران و کاهش نفوذ این کشور در جهان عرب متمرکز است. در حال حاضر، این عاملی است که بر سیاستهای عربستان مسلط است."انقلابستیز" صفت مناسبی برای برخی از اقدامات عربستان
اما ما هنوز هم اصرار میکنیم که "انقلابستیز"، توصیف مناسبی برای سیاست خارجی عربستان در بعضی از صحنههای منطقهای است: و این صفت نه تنها در بحرین، بلکه در سوریه، لبنان و مصر نیز صدق میکند. اگر از کنایه آخر در مقاله "گرگوری گاس" [نظریه "خیالی"] چشمپوشی کنیم، میتوان گفت که وی در مورد عوامل کلیدی موجود در دیپلماسی کنونی عربستان، نکات مهمی را خاطر نشان کرده است. اما این بر سیاستهای آمریکا درباره منطقه چه تأثیراتی میگذارد؟ همکار سابق ما "جان هانا" که اکنون در سازمان نئومحافظهکار "بنیاد دفاع از دموکراسی" فعالیت میکند، اخیراً مطلبی را بیان کرد که ما را شدیداً به تعجب واداشت: "دخالت گسترده" ملک عبدالله در سوریه، نقطه عطفی بالقوه را در تراژدی جاری در این کشور به وجود آورده است؛ با این وجود تنها با رهبری مقتدر آمریکا میتوان از این نقطه عطف به گونهای استفاده کرد که متحدان ما نسبت به موقعیت مورد نظر حس اطمینان و درک پیدا کرده و دشمنان ما دریابند که نهایتاً محکوم به نابودی هستند. اکنون فرصت مهمی در اختیار دولت اوباما قرار داده شده است تا از منافع آمریکا محافظت کند. رئیس جمهور باید به سرعت از این فرصت استفاده کند. "گرگوری گاس"، به عکس، نظرات دیگری دارد که به اعتقاد ما قانعکننده و اخطار آمیز هستند.عربستان اولین بازنده اختلافافکنی میان شیعه و سنی
عامل مذهبی، که هیچ گاه بی تأثیر نبوده است، اکنون در رقابت میان عربستان و ایران خود را به وضوح نشان میدهد. اظهارات عربستان و کشورهای خلیج در مورد رویدادهای بحرین کاملاً جنبه مذهبی دارد. رهبران عربستان سعودی سیاستهای خود را در چارچوب مذهبی توضیح نمیدهند و دیدگاه آنها بیشتر حول محور تعادل قدرت در منطقه میچرخد؛ با این حال آنان همواره معتقد بودهاند که عاملی که در مقابلهشان با ایران نقشی پنهان دارد، عامل مذهبی است. تعداد افراد سنی در منطقه بیش از تعداد شیعیان است. هم آنان و هم ایرانیان از این موضوع اطلاع دارند. اما علنی کردن نقش این عامل در تنشهای منطقه، به سرعت یقه خود عربستان را خواهد گرفت. افزایش تنشهای مذهبی، فرصتی را برای گروههای افراطی مانند "القاعده شبه جزیره عربستان" (AQAP) فراهم میکند تا با ترویج عقاید ضد شیعی خود، اعضای جدیدی پیدا کنند. حکومت عربستان معتقد است فعالیتهای "القاعده شبه جزیره عربستان" را تحت کنترل دارد؛ اما اقدامات کنونی این سازمان، میتواند برای سازمانی مانند القاعده اصلی که در سالهای اخیر با مخالفتهای جدی مواجه شدهاند، حاشیه امنیت ایجاد کند.امتیاز دهی عربستان به اهل سنت و گسترش نفوذ ایران
"گاس" در ادامه تصریح میکند: "ورود عامل مذهب به مناقشاتی که حول تعادل قدرت در منطقه متمرکزند، بر منافع آمریکا نیز تأثیرگذار خواهد بود. آمریکا منافع خود را در ثبات در عراق و لبنان، عدم بروز جنگ داخلی تمام عیار در سوریه و غلبه مردم بحرین بر سختیهای سرکوب دولت میبیند. برانگیخته شدن احساسات مذهبی بر همه منافع آمریکا تأثیر منفی میگذارد. هر چند اعتقاد مقامات عربستان مبنی بر بیشتر بودن تعداد افراد سنی نسبت به شیعیان در جهان اسلام اعتقاد صحیحی است؛ اما ترجیح دادن سنیها به شیعیان باعث میشود تا دولت ایران راهی برای نفوذ به سیاستهای بسیاری از کشورهای عربی بیابد."لزوم تاکید عربستان بر هویت عربی
گاس بر همین اساس معتقد است که "ریاض بهتر است بر هویت عربی مشترک با دیگر کشورهای عربی تأکید کند؛ هویتی که اختلافات مذهبی را در نظر نمیگیرد و از طرف دیگر ایران را کشوری بیگانه با جهان عرب معرفی مینماید و در عین حال، گروههای تندرو مانند القاعده و حامیان آن را نیز به حاشیه میراند. اما این بخشی از مشکل عربستان است که موجب میشود این کشور سیاستی را اتخاذ کند که ما آن را "انقلابستیزی" مینامیم: اگر ملتهای منطقه در چارچوب هویت مشترک به موقعیت خود نگاه کنند، این موضوع باعث افزایش فاصله میان ایرانیان و اعراب نمیشود؛ بلکه توجه مردم را به اقداماتی جلب میکند که آمریکا، اسرائیل و دیگر کشورها با انجام آنها پا روی منافع و حساسیتهای منطقه میگذارند؛ این موضوع نیز کاملاً به سود ایران تمام میشود. عربستان سعودی واقعاً هیچ راه دیگری ندارد جز این که به ایجاد اختلاف مذهبی رو بیاورد. البته ما باز هم به شدت تردید داریم که این اقدام نیز، در بلند مدت، به سود عربستان سعودی و یا آمریکا تمام شود.انتهای پیام/90040159/ص
10:50 - 26 شهریور 1390