اهمیت وجهه فرهنگی انقلاب اسلامی

خبرگزاری فارس: ما از اول گفته ایم که واجهه ی انقلاب ـ یعنی آن بخش نمادین و چهره ی بیرونی انقلاب ـ چهره ی فرهنگی است. سیاست ما هم مقهور فرهنگ ماست. ما که نخواستیم دیانتمان را از سیاست جدا کنیم. فرهنگ ما، ساخته شده ی تاریخ و مکتب و انقلاب ماست.
اهمیت وجهه ی فرهنگی انقلابما از اول گفته ایم که واجهه ی انقلاب ـ یعنی آن بخش نمادین و چهره ی بیرونی انقلاب ـ چهره ی فرهنگی است. سیاست ما هم مقهور فرهنگ ماست. ما که نخواستیم دیانتمان را از سیاست جدا کنیم. فرهنگ ما، ساخته شده ی تاریخ و مکتب و انقلاب ماست. با این ادعای بزرگ، مردم از ما توقعات دارند. بیانات در دیدار با وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و نمایندگان فرهنگی جمهوری اسلامی در خارج از کشور ـ 3/2/70 استعمارگران و تحقیر علمی و فرهنگی ملّت ایران یک شعار بزرگ انقلاب، یعنی استقلال ملّت و کشور ـ که دشمنان ما در دنیا با همین مخالفند ـ بسته به وجود کارگر و تلاش و زحمت زحمتکشان این قشر و احساس حسنه در آنهاست. کارگر باید احساس کند که «من جاء بالحسنه فله عشر امثالها»52. یعنی هر کس کار حسنه ای انجام بدهد، خدای متعال ده برابر به او اجر می دهد. این کار، همان حسنه است. یا معلم احساس کند که اگر ما گفتیم ایرانی مسلمان باید بر روی پای خود بایستد، یعنی این رشته های بردگی را که در طول دو، سه قرن به گردن و دست و پای او بستند، باز کند و این فرهنگ غلط استعماری را که می گفتند: «ایرانی نمی تواند کار بکند»، از بین ببرد.
آن روزی که می خواستند نفت را در این مملکت ملی کنند، یکی از رجال پهلوی گفت: «ایرانی نمی تواند یک لولهنگ بسازد، چه طور می خواهد نفت را اداره کند؟»! این، همان فرهنگی است که خود استعمارگران به ملّتهای مسلمان و استعمارزده و به ملّت ما تلقین و القا کردند که از شما کاری برنمی آید؛ صنعتتان را هم باید ما درست کنیم، کشاورزیتان را هم باید ما اصلاح کنیم، برای مدارستان هم باید ما برنامه ریزی کنیم، دولتتان را هم باید ما بگردانیم! ذلتی که خاندان پهلوی (لعنه الله علیهم) و خاندان قاجار (لعنه الله علیهم) بر سر این مملکت آوردند و بر این ملّت تحمیل کردند، ما را صد سال عقب انداختند. اگر بخواهیم این ذلت برداشته شود و این استعداد درخشان ایرانی در اختیار مصالح و منافع ایران و اسلام قرار بگیرد، آیا جز با تربیت نیروی انسانی کارآمد، امکان پذیر است؟ چه کسی این تربیت را خواهد کرد؟ این سنگ علی الظاهر تیره، یا این فلز علی الظاهر گرفته را چه کسی خواهد تراشید و صیقل خواهد داد، تا به تیغ برنده ای تبدیل بشود و همه کار انجام بدهد؟ معلم. این، نقش معلم است. سخنرانی در دیدار با گروه کثیری از کارگران و معلمان سراسر کشور، به مناسبت روز جهانی کارگر و روز معلم ـ 11/2/70 حقایق بدیهی انقلابمن امروز چند حقیقت بدیهی و روشن را عرض می کنم و بعد از آن، یک نتیجه گیری برای ملّت ایران، و یک نتیجه گیری برای همه ی ملّتهای مسلمان جهان خواهم کرد.
حقیقت اول که کسی منکر آن نیست و هیچ منصفی نمی تواند آن را انکار کند، این است که امام بزرگوار ما به اسلام و مسلمین قوّت و عزّت بخشید. دشمنان اسلام، اسلام را ضعیف می خواستند. آنها تلاش کرده بودند تا اسلام را از صحنه ی عمل، بلکه از ذهن ملّتهای مسلمان ـ چه برسد به غیر آنها ـ خارج کنند؛ متأسفانه تا حدود زیادی هم موفق شده بودند. در این سیاست پلید، حکومتهای فاسد و وابسته، با استکبار و شبکه ی جهانی دشمنان اسلام هماهنگی کامل داشتند. امام بزرگوار با این انقلاب، مسلمانان را نشاط بخشید و اسلام را زنده کرد. امروز در کشورهای بسیاری، اسلام آرزو و آرمان نسلهای جوان و به پاخاسته و روشنفکر است. یک نمونه، فلسطین عزیز است. سالها به نام فلسطین حرف زده شد و مبارزه گردید؛ اما ناکام و ناموفق. امروز ملّت فلسطین، به نام اسلام مبارزه و مقاومت می کند؛ لذا مبارزه از شکل سازمانها و گروهها و شخصیتها و سردمدارها، به میان توده ی مردم کشیده شده است. چنین مبارزه ای، هرگز ناکام نخواهد شد. مبارزه ی مردمی اگر باقی بماند، بی شک در نهایت به پیروزی خواهد رسید. این، به برکت اسلامی بود که امام نام آن را زنده کرد و وجدان اسلامی را در مسلمین بیدار نمود.
امروز در کشورهای اسلامی شمال آفریقا، گروههایی به نام اسلام و با هدف ایجاد حکومت و نظام اسلامی مبارزه می کنند؛ پیشرفت هم کرده اند. قبل از نهضت امام بزرگوار ما، چه کسی چنین چیزی را حتّی به خاطر می گذرانید؟ در شرق و غرب جهان اسلام، مسلمانان بیدار شده اند. اقلیتهای مسلمان در کشورهای اروپایی و غیر اروپایی دارای حاکمیت کفر و الحاد، احساس شخصیت می کنند. هویت و شخصیت اسلامی، در میان مسلمانان زنده شد. این، به برکت امام و حرکت عظیم امام بود.
حقیقت دوم این است که آنچه امام بزرگوار و ملّت شجاع ما را در راه این مبارزه ی بزرگ موفق کرد، بصیرت و صبر بود ـ مقاومتی همراه با بصیرت ـ همان طور که امیرالمؤمنین (علیه الصّلاه والسّلام) فرمود: «و لا یحمل هذا العلم الّا اهل البصر والصّبر»53. علت آن هم این است که امروز مبارزه با کفر خالص و شرک خالص نیست، تا مطلب روشن، و صف بندیها مجزا و جدای از هم باشد؛ بلکه امروز مبارزه با نفاق و دورویی و تزویر و شعارهای توخالی و دروغ زنیها و لاف زنیهایی است که بلندگوهای استکبار را در همه ی انحای عالم پر کرده است. بسیاری دم از طرفداری از حقوق بشر می زنند و دروغ می گویند. بسیاری دم از اسلام می زنند و دروغ می گویند. اسلام آنها، اسلام باب طبع و میل سردمداران استکبار است. بسیاری دم از مساوات و برابری انسانها می زدند و می زنند و دروغ می گفتند و می گویند. بنابراین، مبارزه در دوران کنونی، مبارزه ای دشوار است؛ هم به خاطر قدرت زر و زور استکبار، و هم به خاطر قدرت تبلیغاتی و توجیه گر دروغگویی ها و نفاقهای استکبار و ایادیش.
انسانهای بی بصیرت، زود فریب می خورند. همین امروز هم در دنیا آدمهای دلسوزی هستند که فریب خورده اند؛ دشمن را نشناخته اند و صف را تشخیص نداده اند. در ایران، امام عظیم الشأن ما، به برکت بصیرت مردم ـ که با صبر و مقاومت آنها همراه بود ـ این راه را طی کرد و به موفقیت رسید. خود او، در ایجاد این بصیرت و صبر در مردم، بزرگترین مؤثر بود. هرجا در انحای عالم مبارزه ای صورت می گیرد، حرکتی می شود، انسان دلسوزی در پی نجات توده های مردم حرکت می کند، باید بداند که این راه، با هوشمندی و بصیرت و نیز با صبر و مقاومت طی شدنی است، و لاغیر. حقیقت سوم این است که همه ی دنیا ـ هم توده های مسلمان و مستضعف و محروم عالم، و هم اردوگاه استکبار ـ تشخیص داده و فهمیده اند که کانون و محور و مرکز این حرکتی که امروز در جهت آرمانهای اسلامی در دنیا مشاهده می شود، جمهوری اسلامی است؛ لذا در درجه ی اول، همه ی دشمنیهای عالم متوجه ماست. ما در لابلای سخنان گرم و به ظاهر دوستانه، همواره نشانه های خصومت و کینه را می شناسیم. ما می دانیم که استکبار نسبت به جمهوری اسلامی و شما ملّت و این امام بزرگوار، چه قدر دشمن است. دشمن چون او را زنده می داند، یک سر سوزن از دشمنیش با او کم نشده است. اگر بوقهای استکباری و اردوگاه استکبار و دشمنان امام فکر می کردند که او مرده و تمام شده است، بعد از گذشت دو سال از رحلت جانسوز او، این قدر با شخص او و با نام او دشمنی نمی کردند، که امروز می کنند.
ایران اسلامی، ایران امام، ایران انقلاب، مرکز و محور حرکت عظیم جهانی مسلمانان است، و به همین نسبت محور دشمنیهاست. این، به جای آن که ما را غمگین کند، خوشحال می کند؛ و به جای آن که ما را وحشت زده کند، امیدوار می کند؛ چون نشان می دهد که ما قدرتمندیم و علیه منافع استکبار و منافع دزدان و غارتگران، همچنان تهدید بزرگی به شمار می رویم. دشمنی استکبار، ما را مطمئن تر می کند که راهی را که در حرکت پیشرونده ی انقلاب و سازنده ی کشور و جامعه انتخاب کرده ایم، درست و موفق و صائب بوده است. اگر ما در حرکتمان علیه منافع دشمنان بشریت و در جهت مصالح انقلاب و کشور، راه خطا را پیموده بودیم، دشمن این قدر با ما دشمنی نمی کرد. ... استنتاجی که من از این سه حقیقت می کنم، این است که شما ملّت عزیزمان باید بدانید، اگر به فضل الهی همین حرکت مبارکی را که دوازده سال است با قدرت در پیش گرفته اید، با وحدت حرکت کرده اید، به اسلام متمسک بوده اید، با همین تمسک به اسلام، با همین وحدت کلمه و با همین قدرت و عزّت، پشت سر مسئولان دلسوز ادامه بدهید، تمام مشکلاتی را که دشمنان بزرگ اسلام علیه این ملّت به وجود آورده اند ـ چه در طول پنجاه سال گذشته، چه در جنگ تحمیلی، و چه در حول وحوش آن ـ خود شما خواهید توانست برطرف کنید و کشور را یک کشور اسلامی حقیقی نمونه ی آزاد آباد بسازیدبیانات در مراسم دومین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی ( ره ) ـ 14/3/70 پاورقی:52. سوره ی انعام، آیه ی 160 53. نهج البلاغه، خطبه ی 173.ادامه دارد...
مقام معظم رهبری
10:27 - 14 سپتامبر 2011

0 بازدید




1 پاسخ