درخواست کفاف، مصلحت‏اندیشی برای خدا نیست

خبرگزاری فارس: علی(علیه‎السلام) فرمودند که در ارتباط با امور مادّی بیش از کفاف از خدا نخواهید. پیغمبر اکرم در دعای خود میفرمایند: خدایا به محمّد و آل محمّد به اندازه کفاف روزی بده! معنی این عبارات مصلحت‏اندیشی برای خدا نیست، بلکه آنچه که خدا در ارتباط با امور مادّی دنیوی برای ما مصلحت‏اندیشی کرده است را به وسیله اولیائش به ما ارائه فرموده و ما نیز همان را از خدا درخواست میکنیم.
مروری بر مباحث گذشتهماه مبارک رمضان، ماه تلاوت کلام الهی است که از مصدر وحی نازل شده است و ماه راز و نیاز عبد با ربّش و اظهار نیازها و حاجت‎ها و طلب کردن آن‏ها است. لذا گفته میشود ماه مبارک رمضان ماه تلاوت قرآن و ماه دعا است. بحث ما پیرامون مضامین دعا و حوائج انسان بود. گفتیم عبد میتواند حوائج دنیوی و اُخروی خود را در دعایش مطرح کند؛ امّا در باب حوائج دنیوی نباید بیش از «کفاف» و «بَلاغ» از خداوند تقاضا کند. مسأله درخواست کفاف در امور دنیوی، یک امر تعبّدی نیست؛ بلکه انسان باید با توجه به خلقت خود و دنیا و خلقت خود در ارتباط با دنیا به بینشی صحیح در این مسأله دست پیدا کند، تا اسیر توهّمات و تخیلات نشده و بیش از کفاف از خدا طلب نکند.درخواست کفاف، مصلحت‏اندیشی نیستدر باب شرایط دعا اموری را مطرح کردیم؛ از جمله این‏که هنگامی که از خدا طلب میکنی و حاجت میخواهی، در دعایت مصلحت‏اندیشی نکن. علی(علیه‎السلام) میفرمایند: «قَالَ اللَّهُ تَعَالَى مِنْ فَوْقِ عَرْشِهِ يَا عِبَادِی اعْبُدُونِی فِیمَا أَمَرْتُكُمْ وَ لَا تُعَلِّمُونِّی مَا يُصْلِحُكُمْ فَإِنِّی أَعْلَمُ بِهِ وَ لَا أَبْخَلُ عَلَيْكُمْ بِمَصَالِحِكُمْ».[2] خداوند از بالای عرش میفرماید ای بندگان من! مرا در آن چیزهایی که به شما امر کردم، پرستش کنید و صلاح خود را به من یاد ندهید! من به مصالح شما داناتر هستم و در آنچه که به مصلحت شما است، بخل نمیورزم.
در روایت گفته شد از خدا بخواه آنچه از امور مادّی که به خیر و صلاح من است، به من بده؛ حالا ممکن است این اشکال مطرح شود که اگر ما از خدا کفاف بخواهم، مصلحت‏اندیشی کرده‏ایم! اگر کفاف خواستی، معنایش تعیین تکلیف برای خدا است! پاسخ این اشکال روشن است در این اشکال از یک مورد غفلت شده و آن، این است که آیا کفاف و بلاغ را ما از نزد خودمان گفتیم؟ خیر! این مسأله را اولیای خدا از ناحیه خدا به ما آموخته‏اند.علی(علیه‎السلام) فرمودند که در ارتباط با امور مادّی بیش از کفاف از خدا نخواهید. حضرت فرمودند: «لَا تَسْأَلُوا فِیهَا فَوْقَ الْكَفَافِ».[3] در دنیا بیش از کفاف از خدا نخواهید. پیغمبر اکرم در دعای خود میفرمایند: «اللَّهُمَّ ارْزُقْ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ الْكَفَافَ».[4] خدایا به محمّد و آل محمّد به اندازه کفاف روزی بده! معنی این عبارات مصلحت‏اندیشی برای خدا نیست، بلکه آنچه که خدا در ارتباط با امور مادّی دنیوی برای ما مصلحت‏اندیشی کرده است را به وسیله اولیائش به ما ارائه فرموده و ما نیز همان را از خدا درخواست میکنیم. خداوند گفته این مصلحت تو است؛ اگرخواستی دعا کنی، سقفش این است!انسان زیاده خواه استاگر خداوند کار را به من واگذار کند، میگویم تمام عالم را به من بده! زیرا هوای نفسانی من این‏طور اقتضا میکند. انسان هر چه بیشتر به خواسته‏های نفسانیاش برسد، تشنه‎تر میشود؛ در روایات این مسأله را به آب شور دریا تشبیه کرده‏اند که هر چه بیشتر بخوری، تشنه‎تر میشوی.
آنچه که از ناحیه ربّ برای من در امور مادّی دنیوی مصلحت‏اندیشی شده، این است که سقف تعیین کرده‏اند و به ما گفته‏اند که بیش از این نخواه بنابر این هیچ تعارضی در این مسأله وجود ندارد.درخواست کفاف منافاتی با انصاف در دعا ندارددر باب شرایط دعا گفتیم که انصاف را باید رعایت کرد. در روایتی نقل شده است: «جَاءَ رَجُلٌ إلَى أمیرِ المُؤمِنِینَ فَقَالَ إنِّی دَعَوتُ اللهَ فَلَم أرَ الإجَابَةَ»؛ مردی خدمت علی(علیه‎السلام) رسید و عرض کرد که از خدا درخواستی داشتم و اجابتی ندیدم. حضرت به او فرمودند: «لَقَد وَصَفتَ اللهَ بِغَیرِ صِفَاتِهِ وَ إنَّ لِلدُّعَاءِ أربَعَ خِصَالٍ»؛ آن‎گونه که باید دعا کنی، از خدا درخواست نکرده‏ای و شرایطش را رعایت نکرده‏ای. در دعا چهار خصوصیت نهفته است؛ اوّل: «إخلَاصُ السَّرِیرَةِ»؛ که همان «اخلاص در دعا» است که قبلاً بحث کردیم. دوم: «إحضَارُ النِّيَّةِ»؛ یعنی جدّی بودن نیت. سوم: «مَعرِفَةُ الوَسِیلَةِ»؛ شناخت وسیله. چهارم: «وَ الإنصَافُ فِی المَسأَلَةِ»؛ یعنی در دعایت انصاف را رعایت کن. «فَهَل دَعَوتَ وَ أنتَ عَارِفٌ بِهَذِهِ الأربَعَةِ». آیا وقتی دعا کردی، این‏ها را میدانستی و رعایت کردی؟ آن مرد پاسخ داد خیر، نمیدانستم.اشکالی که در اینجا مطرح میشود این است که آیا تعیین کردن کفاف بر اساس انصاف هست یا خیر؟ جواب این سؤال نیز همانند جواب سؤال قبلی است. چون همان کسی که گفته در دعایت انصاف را رعایت کن، هم‏او به من میگوید که در امور مادی، کفاف را بخواه و نه بیشتر؛ پس معلوم میشود درخواست کفاف، عین انصاف است.
بررسی آثار سوء خواسته‏‏های غیر واقعیدر گذشته گفتیم که دعای انسان در امور مادی دنیوی به بینش و نگرش انسان نسبت به خلقت خودش و دنیا و رابطه خلقت خود با دنیا بستگی دارد؛ سپس گفتیم که انسان باید برای بینش خود دعا کند و از خدا بخواهد به او بینشی بدهد که احتیاجش را به اندازه کفاف ببیند و وقتی میگوید: «اللَّهُمَّ ارزُقنِی الکَفَافَ»، جدّی بگوید و لقلقه زبان نباشد این بحث در ادعیه و روایات نیز مطرح شده بود که از خدا بخواهید که به شما بینش صحیح بدهد تا اسیر توهّمات و تخیلات نفسانیتان نشوید و به تعبیر دیگر، واقعیت‎گرا باشید و درخواست‎هایتان معقول باشد.نکته‏ای که باید در این‏جا مورد توجه قرار بگیرد، این است که اگر انسان آثار سوئی که بر خواسته‎های تخیلی و توهّمیاش مترتّب میشود را بررسی کند، متوجه میشود که نباید بیش از کفاف از خداوند بخواهد. آیات و روایات زیادی به مسأله دنیا و نکوهش‎ زیاده‎طلبیها پرداخته و همه این‏ها ناظر به این مطلب است که این‏ها بر انسان اثر سوء دارد.خداوند در قرآن کریم میفرماید: «عَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ».[5] چه بسا شما چیزهایی را دوست داشته باشید، ولی برای شما شرّ باشد؛ چه بسا پول زیاد دوست داشته باشی، ولی برای تو شرّ باشد. خدا میداند، ولی شما نمیدانید.
چه بسا انسان امور مادّی را از خدا بخواهد و صلاحش در آن نباشد و بر اساس هوای نفس باشد؛ آن‏گاه اگر اصرار کند، بر اساس روایات، خدا میگوید خواسته‏اش را بدهید تا ببیند دچار چه مشکلاتی میگردد پس از آن‏که بنده دچار مشکلات میگردد، پشیمان میشود. میبیند تا هنگامی که وضعش عادّی بود، در مجامع دینی حضور پیدا میکرد؛ ولی اکنون که گرفتار هوای نفس و دنیا شده، دین خود را از دست داده است. تنها راه برای این‏که این دیدگاه در ما پایدار شود که کفاف به نفع ما است و بیش از کفاف به صلاح ما نیست، این است که آثار سوء زیاده‏خواهی را ببینیم. مبادا از خدا در امور دنیوی بیش از حدّ کفاف بخواهی! خیال میکنی خیر تو در این است، ولی در واقع، شرّ تو در این است؛ خدا میداند و تو نمیدانی.پی نوشت........................................[1]. بحارالأنوار، ج 91، ص 96[2]. بحارالأنوار، ج 68، ص 184[3]. بحارالأنوار، ج 69، ص 68[4]. بحارالأنوار، ج 69، ص 61[5]. سوره مبارکه بقره، آیه 216 .
مجتبی تهرانی
11:32 - 6 شهریور 1390

2 بازدید




1 پاسخ