2 کودتای بزرگ آمریکا چرا و چگونه رخ داد

خبرگزاری فارس: تاریخ آمریکا شاهد 2 کودتای بزرگ و خشونت‌آمیز بوده که کودتای اول ترور جان اف. کندی در سال 1963 و کودتای دوم واقعه 11 سپتامبر در سال 2001 است.
به گزارش فارس، پایگاه اینترنتی "وترنز تودی" وابسته به کهنه سربازان آمریکایی در مقاله‌ای به قلم کارشناس مسائل سیاسی، "آلن ال. رولند" مینویسد: در آمریکا 2 کودتا صورت گرفته است که یکی از آنها ترور "جان‌اف کندی" و دیگری واقعه 11 سپتامبر بوده است؛ در هر دوی این کودتاها، نیروهای مشترکی دست داشته اند که عبارتند از: وزارت امور خارجه، پنتاگون و سازمان سیا.  * ترور "جان اف. کندی" نخستین کودتای دولت آمریکا بوددست "جان اف. کندی" همچنان در انتظار عدالت از قبر بیرون مانده است. نخستین براندازی خشونت‌آمیز یا کودتای دولت آمریکا با ترور "جان اف. کندی" در دالاس، ایالت تگزاس، و در تاریخ 22 نوامبر سال 1963 صورت گرفت. در آن روز قدرت از انتخاب مردم گرفته و به دیکتاتور فرومایه‌ای از تگزاس، "لیندون بی. جانسون"، داده شد که به پنتاگون، سازمان سیا، صنعت نفت، و بانک‌ها هر آنچه میخواستند داد؛ از آن زمان  تا به امروز بازی همچنان ادامه دارد: * پس از ترور "کندی"، "جانسون" قدرت را به پنتاگون، سیا، و شرکت‌های نفتی دادتا وقتی شما وقایع 48 سال پیش در "دالاس"، "تگزاس"، را کاملاً درک نکنید، نخواهید نتوانست وقایع امروز آمریکا را به طور کامل درک کنید؛ 48 سال پیش ترور ماهرانه و خوب طراحی شده رئیس جمهور وقت، "جان اف. کندی"، در روز روشن صورت گرفت. پس از آن قدرت به دست سازمان سیا، مجتمع نظامی ـ صنعتی آمریکا ، پنتاگون، شرکت‌های نفتی،بانک‌ها و نیروی دست نشانده‌شان "لیندون بی. جانسون"  که بعدها با دستان آلوده به خون "جی. اف.
کی" مرد، افتاد* "داگلاس" در سال 2008 کتابی درباره ناگفته‌های مرگ کندی نگاشته است نقل قول زیر از مؤخره این کتاب آورده شده است: "جی اف. کی" و رازهای مگو: چرا کندی مرد و چرا این مسئله اهمیت دارد. این کتاب را "جیمز دبلیو. داگلاس" در سال 2008 نوشته و انتشارات "سایمون اند شاستر" به چاپ رسانده است. مؤخره کتاب در 6 ژانویه 2010 بدان اضافه شده است: * وقتی ارتش و سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا فهمیدند که با "کندی" تضاد منافع دارند، توطئه ترورش را چیدند"جی. اف. کی" در اوج جنگ سرد خطر ارتکاب بزرگ‌ترین جنایت تاریخ بشر را به جان خرید: آغاز جنگی هسته‌ای. اما او که کابوس نابودیهای هسته‌ای وحشت‌زده‌اش کرده بود، به تدریج از عقاید قدیمی جنگجویانه‌اش دست کشید و به سمت سیاست صلح پایدار متمایل شد. اما ارتش و سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا، که قصد داشتند به هر قیمتی پیروز جنگ سرد باشند، این تغییر عقیده "کندی" را تهدیدی مستقیم برای قدرت و نفوذشان میدیدند. وقتی که این نیروها مطمئن شدند که منافع کندی در نقطه مقابل منافع آن‌هاست، برچسب خائنی خطرناک به او زدند، توطئه ترورش را چیدند، و ترتیب پنهان‌کاریهای پس از آن را دادند. "داگلاس "خوانندگان را به دفتر رئیس جمهور در آن روزهای پرتنش بحران موشکی کوبا، و به سفر غریب" لی هاروی اوسوالد " (قاتل کندی) و رؤسای پشت پرده او، و به جاده پرپیچ و خمی در دالاس که شبیخونی در انتظار اتومبیل رئیس جمهور بود میبرد.
همچنان که" داگلاس "نیز ثبت کرده، این نیروهای مگو قدم به قدم حاضر بودند و افراد را مانند مهره‌های سرباز شطرنج روی صفحه حرکت میدادند تا به هدف خطرناک و مرگبار خود دست یابند". * رهبران کلاهبردار سیا و همدستانش بزرگ‌ترین تهدید برای صلح جهانیاند"به ما تلقین کرده‌اند که دولت آمریکا نیرویی مثبت در جهان است، اما چنین نیست. نمیگویم که در آینده نیز چنین نخواهد بود، در واقع اگر تغییر رژیمی در واشنگتن صورت بگیرد، آمریکا دوباره تبدیل به بهترین کشور دنیا میشود، اما در آمریکایی که امروز میبینیم، رهبران کلاهبردار و جاه‌طلب سازمان سیا، بانک ذخیره فدرال، کاخ سفید، وزارت امور خارجه، و پنتاگون مخرب‌ترین نیروی جهانیاند و بزرگ‌ترین تهدید وجودی برای تمدن انسانی و صلح جهانی به شمار میروند.". * با ترور "کندی" نخستین باری بود که مردم اعتقادشان به دولت را از دست دادندو اولین باری که آمریکا اعتقادش به دولتش را از دست داد، آن روز وحشتناک سال 1963 بود و این بیاعتقادی با آمدن هر دولت جدید، از جمله دولت اوباما، بیشتر و بیشتر شد؛ و حالا که اوباما (کسی که مردم در سال 2008 به امید تغییر انتخابش کردند) میکوشد حباب باور مردم را کاملاً خالی کند، ما شاهد سومین کودتای بزرگ آمریکا خواهیم بود. * باید از ترور کندی درس‌هایی بیاموزیم تا محکوم به تکرار گذشته نشویم"جرج سانتایانا" بود که نوشت "کسانی که گذشته را به یاد نمیآورند، محکوم به تکرار آن هستند.
" من جمله او را اندکی تصحیح میکنم و مینویسم: "کسانی که گذشته را به یاد نمیآورند و از آن نمیآموزند، محکوم به تکرار یا ادامه همان اشتباه‌ها و لغزش‌ها هستند" به همین دلیل است که هنوز چیزهای زیادی است که باید از ترور "جی. اف. کی." بیاموزیم.من آن روز سال 1963 را خوب به یاد دارم، از دست رفتن اعتماد مردم و تضعیف روحیه آن‌ها را میتوانستم حس کنم، هم در خودم شاهد این احساسات بودم و هم در مردم اطرافم میدیدم، اما اکنون که دیدم شفاف‌تر شده، وقتی به گذشته مینگرم میفهمم که آن اتفاق در واقع نخستین کودتای بزرگ آمریکا بود. * ترور "کندی"  همه را سردرگم ساختاین امر مرا یاد نقل قولی از آدولف هیتلر میاندازد که صحت آن ثابت شده است. "با غافلگیری، ایجاد رعب، شبیخون، و ترور باعث تضعیف روحیه دشمن از درون شوید. جنگ آینده چنین جنگی است.". روشن است که تا اواخر سال 1963، این تصمیم "از درون" اتخاذ شده بود که: "نباید پای "کندی" به انتخابات مجدد برسد؛"کندی" باید برود. باید مانع از به وجود آمدن سلسله "کندی" شویم.". عملیات ماهرانه‌ای بود. نه تنها موفقیت‌آمیز بود، بلکه صدها میلیون نفر از مردم، حتی آن‌هایی را که داستان رسمی را باور نکردند، سردرگم ساخت.  واقعیت این است که ما شاهد براندازی و کودتایی خشن در سال 1963 بودیم. * نخستین و دومین کودتای آمریکا به دست مجموعه مشخصی از نیروها صورت گرفتدر آن روز قدرت از منتخب مردم گرفته و به دیکتاتور فرومایه‌ای از تگزاس، "لیندون بی.
جانسون"، داده شد که به پنتاگون، سازمان سیا، صنعت نفت، و بانک‌ها هر آنچه میخواستند داد تا وقتی نخستین کودتای بزرگ آمریکا در 22 نوامبر سال 1963 را کامل درک نکنید، نمیتوانید از دومین کودتای بزرگ آمریکا در 11 سپتامبر سال 2001 چیزی بفهمید. دست همان نیروها در کار است، مجتمع صنعتی ـ نظامی ارتش، سازمان سیا، پنتاگون، بانک ذخیره فدرال، و وزارت امور خارجه. هر دو واقعه به یک اندازه خائنانه و حیرت‌آور است.انتهای پیام/90040220/پ.
یازده سپتامبر
08:18 - 5 شهریور 1390

5 بازدید




1 پاسخ