كشف جريان انحرافي در فتنه سبز!
خبرگزاري فارس: مواضع پرنوسان شوراي هماهنگي سبز باعث ترديد بيشتر نسبت به هويت گردانندگان آن در ميان رسانه هاي وابسته به اپوزيسيون شده است.
به گزارش خبرنگارگروه فضاي مجازي خبرگزاري فارس، روزنامه كيهان ستون اخبار ويژه امروز سه شنبه خود را به موضوعات زير اختصاص داد:
*از همان كه مي ترسيديم بر سرمان آمد قاهره در تصرف اسلامگرايان
مشاهده روحيات و شعارهاي اسلامي انقلابيون مصري از نزديك، باعث افسردگي يكي از عناصر سلطنت طلب مقيم آمريكا شد.
مهرانگيزكار با اشاره به تظاهرات بزرگ مردم مسلمان مصر در جمعه گذشته كه از نزديك شاهد آن بوده، تصريح كرد: انقلاب مصر برخلاف پيش گويي سكولارها و به شكل اسلامي پيش مي رود.
وي ضمن گزارشي از قاهره نوشت: حالا ميدان التحرير در تصرف اسلامگراهاست. امروز 29 جولاي نخستين روز از 10 روزي است كه در قاهره خواهم بود. ميدان تحرير در روز جمعه ميزبان مردمي بود كه به مناسبت آخرين جمعه پيش از حلول ماه رمضان گرد آمده بودند. ذات اين تظاهرات، ديني- سياسي بود. جمعيت بيشتر مذهبي بود تا سكولار و همين شكل ظاهري اشارتي بود بر آنچه در راه است. برخلاف پيشگوئي هاي مفسراني كه تاكنون از آينده سياسي مبتني بر ليبراليسم و سكولاريسم (جدائي دين از حكومت) در مصر گفته و نوشته اند، نماز اين جمعه در ميدان تحرير معناي تازه اي يافت و پيامهائي كه براي ديگر نيروهاي سياسي مانند شوراي عالي نظاميان و سكولارها و ليبرالهاي فعال در عرصه سياست مصر ارسال شد بيشتر به تفسير مفسران حكومتي ايران و نظرات مديران سياسي جمهوري اسلامي ايران نزديك بود تا به آن خوشبيني كه در نظرات منتقدان حكومت ايران و جمعي از مفسران غربي از هر دسته و گروه موج مي زند و درآميخته است به اين آرزو كه گويا هر آنچه در تحولات سياسي و اعتراضي منطقه مي گذرد به شدت با تقاضا براي قانوني شدن احكام شريعت و تأسيس حكومت اسلامي در تعارض است. امروز شعارهايي داده شد كه از اين تفسيرها دور بود.
اين ضد انقلاب فراري و سلطنت طلب مي افزايد: شنيده شد كه امروز جمعيت مذهبي از آرزوهاي خود براي تأسيس يك دولت اسلامي سخن گفت و از درخواست خود براي قانوني شدن احكام شريعت پرده برداشت.
سخنران ها بسيار سنجيده حرف مي زدند و در همان حال كه بر آزادي (حريت) تأكيد داشتند اضافه مي كردند «الا و مادام كه با احكام شريعت در تضاد نباشد.»
وي در ادامه گزارش خود كه از سوي «روزنت» منتشر شده، تصريح مي كند: در هر حال تا غروب آخرين جمعه پيش از حلول ماه رمضان، ميدان تحرير حرف آخر را زده است. امروز يكدست در تصرف رهبران مذهبي بود كه ديگر نيروها را از تفرقه و چندگونگي در انديشه سياسي كه با احكام شريعت در تعارض است برحذر مي داشتند و آنان را به اتحاد فرا مي خواندند: مشاوران نيروهاي مذهبي هركه هستند، كهنه كارند و دانسته اند اگر نيروهاي مذهبي در آخرين جمعه پيش از ماه رمضان در تحرير خودنمائي كنند، دستكم تا عيد فطر كه خوردن و آشاميدن در ميدان تحرير ممكن مي شود، ليبرالها و سكولارها نمي توانند با آنان هماوردي كنند. اگر آن نيروهاي بازي خورده كه از امروز به بعد با رهبران مذهبي بسيار حرف دارند روزه خواري كنند و شعار بدهند، بازي را بكلي مي بازند و به كفر و الحاد متهم مي شوند، اگر هم با زبان روزه زير آفتاب جولاي قاهره با هدف خنثي سازي تحركات امروز در ميدان تحرير جمع بشوند كه از حال مي روند و مي ميرند و كاري از پيش نمي برند.
اين سلطنت طلب ابراز نگراني كرده كه ماجراي انقلاب اسلامي نهايتا در مصر نيز تكرار شود. گزارش مهرانگيز كار از اسلام خواهي انقلابيون مصر در حالي منتشر مي شود كه چند روز پيش سالگرد مرگ محمدرضا پهلوي بود اما فرح پهلوي به خاطر ترس از آتش خشم انقلابيون مصر، شركت در مراسم سالانه را لغو كرد و از سفر به قاهره منصرف شد.
*مگر اصلاح طلبان مرده اند كه ديگران بخواهند براندازي كنند؟!
محمدرضا خاتمي اذعان كرد برادرش به هنگام رياست جمهوري با يك جن گير ديدار و گفت وگو كرده است.
رضا خاتمي در گفت وگو با روزنامه زنجيره اي اعتماد گفت: اوايل روي كار آمدن دولت اصلاحات، شخصي را به ملاقات آقاي خاتمي آوردند و عنوان كردند آدم خيلي مؤمن و متديني است و غيب مي داند. آن فرد به آقاي خاتمي گفت شما راي بالايي آورده ايد و من مي خواهم سه جن همراه شما كنم. آقاي خاتمي هم مي خندد و مي گويد: «جن؟! من يزدي هستم و از جن مي ترسم، من يزدي و جن؟! اگر جن همراه من باشد، سكته مي كنم.» آن فرد هم مي رود و ديگر ارتباطي با آقاي خاتمي نداشت.
اين اظهارات در حالي است كه پيش از اين اصلاح طلبان ديدار خاتمي با جن گير مذكور را تكذيب كرده بودند.
رضا خاتمي در اين مصاحبه همچنين ادعا كرد كه هيچ حكومتي اپوزيسيوني به نجابت و صفا و صلح و علاقه و دلسوزي اصلاح طلبان نداشته و نخواهد داشت.
دبيركل معزول حزب مشاركت اين را هم تصريح كرده كه «جريان غالب خارج كشور، جريان همراهي و همگامي و هماهنگي با اصلاح طلبان در داخل كشور است و خط و نقشه راه يكي است.»
او درباره اين پرسش خبرنگار كه « يعني جريان اصلاحات يك سري از افراد براندازي را هم جذب كرد؟»، مي گويد: «در حقيقت صداي بخش قابل توجهي از نيروهاي خارج كشور كه ساكت بودند را هم درآورد. حال شايد خيلي توفيري در شعار آقاي خاتمي يعني تبديل معاند به مخالف و مخالف به منتقد نداشته ايم اما واقعيت هاي درون كشور آنچنان آشكار شده است كه امروز صداي غالب نيروهاي خارج از كشور، اصلاح طلبي است. صداي تغيير و تحول است اما صداي براندازي و تحريم نيست.
آنچه در اين مصاحبه قابل توجه است اولا تصريح وي به تبديل شدن طيف غالب اصلاح طلبان به اپوزيسيون نظام مي باشد و طبيعتا در هيچ حاكميتي اجازه ورود اپوزيسيون را نمي دهند. ثانيا در نجابت مدعيان اصلاح طلبي همين بس كه علنا با جريان هاي معارض ضدانقلاب و مستكبران عالم براي معارضه با جمهوري اسلامي معامله كردند و تن به آتش افروزي و آشوب افكني و معارضه با ارزشهاي اصيل اسلامي و انقلابي دادند كه وقيح ترين آنها ماجراي تيرماه 78 و 10 سال بعد در ماجراي آشوب خياباني و حرمت شكني از قانون اساسي، جمهوري اسلامي، مباني اسلامي و نهايتا شكستن حريم امام حسين(ع) در روز عاشورا بود. محمدرضا خاتمي توضيح نمي دهد كه طيف متبوع آنها به عنوان اپوزيسيون جمهوري اسلامي دقيقا با چه معارض و مخالف است؟ جمهوريت و راي مردم يا اسلاميت نظام و يا هر دو؟
نكته سوم نيز اين است كه اپوزيسيون برانداز جذب اصلاح طلبان نشده بلكه اين جريان مدعي اصلاح طلبي بودند كه دست ها را در برابر جريان معارض و ضدانقلاب برانداز بالا بردند و تبديل به كارگزاران آنها شدند. در كدام قاموس سياسي، نام آشوبگري، اردوكشي خياباني، مقابله با راي و تن ندادن به مكانيزم هاي قانوني و همكاري با تروريست ها و جنايتكاران و هماهنگي با دشمنان خوني يك ملت (از جمله اسرائيل و آمريكا) را مي توان «اصلاح طلبي» نهاد و اگر اينها اصلاح طلبي است، پس «براندازي» كدام است؟!
و بالاخره بايد گفت برخي تندروهاي منافق خود به جن و ابليس درس مي دهند و منافقين قديمي بايد پيش آنها آداب و فنون خيانت و جنايت را بياموزند و از اين جهت شايد لازم باشد جاي شاگرد و استاد عوض شود.
*سركرده منافقين كدام گوري رفته است؟
«مسعود رجوي كجاست»؟ يك پايگاه اينترنتي وابسته به شماري از جداشدگان گروهك منافقين به بهانه اين سوال، به ورشكستگي و فلاكت اين گروهك تروريستي پرداخت.
«اينترلينك» نوشت: كساني كه به تازگي توانسته اند از پادگان فرقه اي اشرف فرار كرده و به دنياي آزاد قدم بگذارند مي گويند كه طرح سوال «مسعود رجوي كجاست؟» در مناسبات سازمان، مرز سرخ عبور ناپذير محسوب شده و هر كس در هر سطحي چنين سوالي مطرح كند قبل از اينكه پاسخي دريافت كند فورا به عامل نفوذي رژيم ايران متهم شده و زير تيغ توهين و افترا خواهد رفت. افراد جدا شده از فرقه مي گويند كه «رجوي كجاست» در ذهن تمامي افراد يك سوال جدي است ولي اينكه فرقه رجوي از طرح اين سوال فوق العاده ساده و طبيعي حتي در بالاترين سطوح سازمان اين چنين وحشت دارد، سوال مهمتري است كه جاي بحث دارد.
پايگاه اينترنتي مورد اشاره همچنين مي نويسد: براي ما و خيلي هاي ديگر دانستن محل اقامت مسعود رجوي اصلا حائز اهميت نيست. برخي مي گويند او در سنگرهاي بتوني پادگان اشرف مخفي است. عده اي معتقدند كه او همچون مابقي صدامي ها به اردن رفته و در كنار آنان در آنجا مستقر مي باشد. تعدادي هم چنين ارزيابي مي كنند كه او به نقطه اي در اروپا يا هر جاي ديگر نقل مكان كرده و كلا زياد هم در امور سازمان مجاهدين خلق نقش بازي نمي نمايد و با ثروت هاي هنگفتي كه طي اين ساليان جمع كرده مشغول زندگي خودش است. او در هر كجا كه اقامت گزيده باشد مهم نيست. مهم اين است كه فرقه او فعلا در حال متلاشي شدن است و او در چنين موقعيت خطيري از صحنه غايب بوده و خود را پنهان كرده است.
اينترلينك با طرح اين سوال كه «راستي رجوي نه به لحاظ فيزيكي بلكه به لحاظ سياسي و به قول خودش مبارزاتي در حال حاضر در چه نقطه اي قرار گرفته و از حرفهاي اوليه خود و فرقه اش چقدر فاصله دارد»، نوشت: هر كس در درون تشكيلات بپرسد كه «رجوي كجاست»، در قدم بعدي حتما سوال خواهد كرد كه سازمان مجاهدين خلق در صحنه سياسي ايران و منطقه كجاست و در كنار چه كساني و در مقابل چه كساني قرار گرفته و اين چقدر با شعارهاي اوليه سازمان كه موجب جذب بسياري از اعضاي فعلي و گرفتار شدن آنان در دام يك فرقه مخرب كنترل ذهن شد فاصله دارد. علت اصلي تابو كردن سوال «رجوي كجاست» دقيقا اين است كه مايل نيستند سر سوالات بعدي باز شود و سازمان مجبور به پاسخگويي باشد.
ارگان جداشدگان سازمان منافقين در پايان تاكيد كرد: واقعيت اين است كه رجوي، به عنوان سركرده عقيدتي سازمان در خطيرترين نقطه تاريخي اين سازمان همچون سرفصل هاي گذشته غايب بوده و فرار كرده است. اگر 30 سال قبل يعني در 30 خرداد 1360 رجوي نيروهايش را مقابل تيغ فرستاد و خود فرار كرد، حالا به لحاظ سياسي و فيزيكي پادگان اشرف را در معرض نابودي رها كرده و خود فرار را بر قرار ترجيح داده است و ديگر از آن شعارها و باد به غبغب انداختن هاي زمان صدام حسين خبري نيست. رجوي در 30 خرداد 60 با دست به سلاح بردن و آغاز عمليات تروريستي، مشروعيت سياسي خود را از دست داد. او در خرداد 1365 با رفتن به عراق و تبديل شدن به مزدور صدام حسين، مشروعيت اجتماعي خود را نيز از دست داد و منفور خاص و عام شد. و اما در سال 1382 با سرنگون شدن تنها حامي دولتي اش يعني صدام حسين، روند از دست دادن حيات فيزيكي فرقه اش نيز شروع شد. او همه چيز را از دست داد و فرقه او در حال حاضر حتي به عنوان يك نيروي مزدور هم جايي نداشته و ندارد. در چنين شرايطي آيا بهترين كار مخفي شدن و پاسخگو نبودن نيست؟
*كشف جريان انحرافي در فتنه سبز!
مواضع پرنوسان شوراي هماهنگي سبز باعث ترديد بيشتر نسبت به هويت گردانندگان آن در ميان رسانه هاي وابسته به اپوزيسيون شده است.
سايت راديو زمانه در مطلبي با عنوان پروژه تطهير اصلاح طلبان نوشت: هيچ گاه مشخص نشد اعضاي شوراي هماهنگي سبز چه كساني هستند. بيانيه اخير اين شورا نشان مي دهد اصلاح طلبان همچنان به افق تيره انتخابات چشم دوخته اند و رويا در سر مي پرورانند.
اين پايگاه مجازي همچنين نوشت: با توجه به اينكه شوراي هماهنگي سبز اميد به دليل عدم شفافيت و اينكه به طرز مشكوكي عنوان مي كنند كه همه اعضاي آن در داخل ايران به سر مي برند و همچنين به گفته مجتبي واحدي، مهدي كروبي هيچ نماينده اي در اين شورا ندارد، استقبال عمومي از اين شورا ناچيز بوده است. حتي با توجه به اينكه فراخوان تظاهرات سكوت سالگرد انتخابات با استقبال روبه رو نشد، اساسا اين شورا از مشروعيت براي اظهارنظر از جانب جنبش سبز ساقط مي شود. مي توانيم يك قدم هم فراتر بگذاريم و بگوييم اينكه مواضع كنوني شوراي سبز، با سخنان پيشين سيدمحمد خاتمي هماهنگ شده و وب سايت هاي اصلاح طلب براي تطهير چهره سيد خندان قلم مي زنند (كسي كه در يك سال و نيم نخست شكل گيري جنبش سبز سكوت پيشه كرده بود)، نشانه ظهور جريان انحرافي اصلاح طلب ها در جنبش سبز و عزم آنان در فشار براي تغيير ماهيت جنبش است. فراموش نكنيم به گفته اكبر اعلمي نماينده دور ششم و هفتم مجلس، شوراي عالي امنيت ملي به رياست خاتمي، حبس خانگي آيت الله منتظري را به تصويب رساند.
*او نفوذي نيست يا ما نفوذي نيستيم؟!
شماري از مخالفان مقيم خارج كشور اتهام وارده به احمد باطبي درباره اينكه وي نفوذي وزارت اطلاعات در ميان اپوزيسيون است را تكذيب كردند.
اين عده كه اغلب آنها افراد گمنام هستند در نامه مشتركي نوشته اند «طرح اين اتهامات واهي پروژه جديدي براي ترور شخصيت فعالان دانشجويي و سياسي خارج از كشور است... ما به عنوان كساني كه شاهد فعاليت هاي اين كوشنده سابق دانشجويي و مدافع فعلي حقوق بشر بوده ايم، اين گونه اقدامات موهن و غيراخلاقي را محكوم مي كنيم. بسي مايه تاسف است فردي كه سالها در زندان جمهوري اسلامي بوده، به ادعاي واهي همكاري مستمر با مامورين وزارت اطلاعات و لو دادن مبارزان منتسب گردد. البته ما در اين نامه در مقام داوري پيرامون مواضع نظري و كارنامه عملكرد وي نيستيم.»(!)
پاي اين نامه امضاي محسن سازگارا، علي افشاري، فاطمه حقيقت جو، عليرضا نوري زاده، فريبا داودي مهاجر، اكبر عطري و واحدي ديده مي شود. شماري از اين افراد پس از ماجراي الماس فريب (مدحي) در محافل ضدانقلاب متهم شده بودند كه نفوذي دستگاههاي امنيتي ايران هستند.
تارا نيازي نامزد احمد باطبي كه توسط خود وي از كشور گريخت و پس از 2 سال زندگي مشترك با باطبي، اقدام به متاركه كرد به تازگي از احضار باطبي به اف بي آي خبر داده و گفته بود اف بي آي آگاه شده كه نامبرده با برخي ماموران امنيتي ايران در تماس است و دست كم 200 تن از اعضاي اپوزيسيون را لو داده است.
*ماله كشي به روش گنده گويي همين نبوغت مارو كشته!
يكي از رابطين محمدرضا مدحي در پروژه اطلاعاتي الماس فريب، نسبت به توان نظامي و امنيتي جمهوري اسلامي ايران هشدار داد.
اميرحسين جهانشاهي كه ويدئو و عكس هاي يادگاري متعددي با مدحي گرفته، در اقدامي معنادار به تخطئه جمهوري اسلامي پرداخت و گفت: در طول چند سال گذشته من بارها در مصاحبه هاي مختلف و به ويژه در كتابم توضيح داده بودم كه چگونه حكومت اسلامي از تمام گروه هاي تروريستي نظير حزب الله، حماس، طالبان و... حمايت مي كند.
امروز دولت آمريكا بعد از چند سال و مانند هميشه با تاخير، متوجه شده است كه گروه هاي تروريستي از حمايت مستقيم و غيرمستقيم حكومت اسلامي بهره مند هستند. بار ديگر تكرار مي كنم كه حكومت اسلامي ايران بسيار خطرناكتر از آن چيزي است كه ديويدكوهن، معاون وزير خزانه داري اعلام مي كند چرا كه گروه هاي تروريستي كه زير نفوذ حكومت ايران هستند و با آن همكاري مي كنند در اكثر كشورهاي غربي دست به ذخيره بمب هاي شيميايي و بمب هاي كثيف زده اند براي اينكه در موقع مناسب از آنها استفاده نمايند.
انتهاي پيام/
09:34 - 11 مرداد 1390