نگاهي به امپراتوري رسانه اي رابرت مردوخ

خبرگزاري فارس:رسوايي شنود مكالمات تلفني در انگلستان يك بار ديگر نام رابرت مردوخ غول رسانه اي دنيا را بر سر زبان ها انداخت. مردي كه نقش پررنگي در شكل دهي افكار عمومي در چهارگوشه جهان دارد. از همين رو بر آن شديم تا با نگاهي به زندگي نامه او به بررسي امپراتوري رسانه اي وي و نفوذش در عرصه سياسي كشورهاي مختلف بپردازيم.
اشاره: رسوايي شنود مكالمات تلفني در انگلستان يك بار ديگر نام رابرت مردوخ غول رسانه اي دنيا را بر سر زبان ها انداخت. مردي كه نقش پررنگي در شكل دهي افكار عمومي در چهارگوشه جهان دارد. از همين رو بر آن شديم تا با نگاهي به زندگي نامه رابرت مردوخ به بررسي امپراتوري رسانه اي وي و نفوذش در عرصه سياسي كشورهاي مختلف بپردازيم…
“رابرت مردوخ” كار خود را با مالكيت روزنامه اي كوچك در “ملبورن” استراليا شروع كرد اما پس از مدت كوتاهي توانست يك امپراتوري رسانه‌اي را پايه‌گذاري كند. “مردوخ” با خريد روزنامه‌هاي ورشكسته و كوچك و با استفاده از روش‌هاي گوناگون به مديريت آنها پرداخته و آنها را به سوددهي مي‌رساند. او ابتدا به دنياي رسانه‌اي انگليس وارد شد و توانست جايگاه مهمي در بين شبكه رسانه‌اي انگليس كسب كند. اشتياق سيري‌ناپذير “مردوخ” وي را به سمت آمريكا كشاند و وي با كسب تابعيت آمريكايي توانست به گسترش دامنه امپراتوري خود نه تنها در آمريكا بلكه در سراسر دنيا بپردازد. به دليل اهميت رسانه‌هاي تحت سلطه او و نقش و شبكه گسترده رسانه‌اي اش در شكل‌دهي به افكار عمومي در جهت حمايت از صهيونيسم، در اين نوشتار به بررسي زندگي، فعاليت‌ها و رسانه‌هاي تحت سلطه وي مي‌پردازيم.”كيث رابرت مردوخ” در 11 مارس 1931 در “ملبورن” استراليا به دنيا آمد. پدر “مردوخ” يك روزنامه‌نگار كهنه‌كار بود كه كار خود را به عنوان يك خبرنگار بخش سياسي براي روزنامه “عصر ملبورن” استراليا شروع كرده بود. “مردوخ” پدر در تأسيس انجمن روزنامه‌نگاران استراليا همكاري كرد و در سال 1933 سردبير روزنامه‌ “سيدني مورنينگ هرالد” (Sydney Morning Herald) و بعدها مدير گروه روزنامه‌ هرالد اند ويكلي تايمز (Herald Weekly Tims) استراليا شد. پدر مردوخ در سال 1928 در سن 40 سالگي با “اليزابت گرين ” ازدواج كرده بود و علاوه بر رابرت داراي 3 فرزند دختر ديگر نيز بود.
رابرت از همان اوايل كودكي در يك محيط آشنا با فنون روزنامه‌نگاري رشد كرد و خود نيز به اين كار علاقه مند شد. او در سال 1941 در سن 10 سالگي با اصرار مادر به مدرسه “گيلانگ گرامر” فرستاده شد ولي از تحصيل در اين مدرسه راضي نبود. وي در سال 1947 تحصيلات خود را در اين مدرسه به پايان رساند و پس از يك سال بيكاري، وارد حرفه روزنامه‌نگاري شد و در يك مجله مدرسه‌اي به نام “ايف” و پس از آن در مجلات مدرسه‌اي ديگري نيز فعاليت كرد. “مردوخ” پس از آن براي ادامه تحصيل به انگليس رفت و در دانشگاه آكسفورد مشغول تحصيل شد و از 1950 تا 1952 نيز با روزنامه “ديلي اكسپرس” (Daily Express) انگليس همكاري كرد. پدر رابرت در سال 1949 از مقام سردبيري گروه “هرالد” بازنشسته شد اما همچنان به همكاري خود با گروه ادامه داد. وي از بيماري نارسايي قلبي رنج مي‌برد و بالاخره در اكتبر سال 1952 در ملبورن درگذشت. روزنامه “آدلايد نيوز” تنها ميراث پدري -----------------------------------------
رابرت مردوخ پس از مرگ پدرش بلافاصله به استراليا بازگشت و توقع داشت كه ثروت كلاني از پدرش به او برسد اما بر خلاف انتظار، سهم بسيار اندكي از يك روزنامه به نام “آدلايد نيوز” را تصاحب كرد. مردوخ 22 ساله در سال 1954 امتياز “آدلايد نيوز” را به طور كامل خريداري كرد. “مردوخ” تاكنون 3 بار ازدواج كرده است. او براي اولين‌بار با “پاتريشيا بوكر” در سال 1956 ازدواج كرد و از او داراي يك فرزند دختر شد اما اين ازدواج ديري نپاييد و در سال 1960 به طلاق كشيده شد. مردوخ طي چند سال روزنامه “ديلي ميل” (Daliy Mail) سيدني را خريد و در سال 1964 اولين روزنامه ملي استراليا يعني “The Australian” را به آن ملحق كرد. وي يك‌بار ديگر در سال 1967 با “آناماريا تورف” ازدواج كرد و از او داراي يك دختر و 2 پسر شد و در نهايت در سال 1999 نيز طلاق گرفتند. از ديدار با فيدل كاسترو تا دلباختگي به نيويورك -----------------------------------------------------
“مردوخ” در سال 1960 به “كوبا” سفر كرد و تحت تأثير “فيدل كاسترو” مقاله‌اي نوشت كه بحث اصلي‌اش اين بود كه آمريكا بايد دست از مخالفت خود با كوبا بردارد و اين كه آينده “آمريكاي لاتين” در خطر است. او در اوايل دهه 1970 دامنه كارهاي مطبوعاتي خود را به سمت آمريكا كشاند و سهام زيادي از چندين روزنامه‌ آمريكايي را خريداري كرد و در اوايل 1980 بود كه تصميم گرفت به حضور خود در آمريكا ثبات بيشتري ببخشد. به همين دليل در سال 1985 تابعيت آمريكايي كسب كرد. او دلباخته آمريكا به ويژه شهر “نيويورك” بود. مردوخ زماني با “مارگارت تاچر” روابط خوبي داشت و مي‌خواست در كنار “رونالد ريگان” در واشنگتن باشد، لذا روابط خود با كاخ سفيد را مستحكم‌تر كرد. مردوخ حتي در ضيافت شام ريگان شركت كرد و بعد از آن نيز روابط دوستانه‌اي با “ريچارد نيكسون” برقرار كرد. “مردوخ” در زندگي خانوادگي هميشه دچار مشكلاتي بود و همين مشكلات بود كه به جدايي او از همسرش در سال 1999 انجاميد. اما طلاق “تورف” به يكي از پرسروصداترين طلاق‌ها تبديل شد، زيرا او بيشترين مقدار دارايي و اموال به ميزان 1.7 ميليارد دلار به صورت املاك و 110 ميليون دلار پول نقد را از طلاق خود به دست آورد.مردوخ دو هفته بعد از اين ماجرا در سن 69سالگي با سومين همسر خود يعني “وندي دنگ” 31 ساله ازدواج كرد كه از وي داراي دو فرزند دختر است. هم‌اكنون رابرت مردوخ با داشتن يك امپراتوري رسانه‌اي و رياست چندين رسانه معتبر و مشهور جهان در نيويورك آمريكا زندگي مي‌كند. يك يهودي زاده صهيونيست
------------------------------- “ريگ وارن” روحاني مسيحي در اين‌باره مي‌گويد: “رابرت يك مسيحي متولد شده و من پيشواي روحاني او محسوب مي‌شوم.” خود رابرت مردوخ درباره مذهبش مي‌گويد: روزنامه‌ها درباره تولد دوباره من به عنوان يك مسيحي و كاتوليك چيزهايي مي‌نويسند. واقعيت اين است كه من مانند يك مسيحي عبادت مي‌كنم و گاهي به كليساي كاتوليك مي‌روم زيرا همسرم يك كاتوليك است، اما من به طور رسمي تغيير مذهب نداده‌ام. نام رابرت از نام يهودي پدر بزرگ مادري او برگرفته شده و مردوخ هميشه سعي كرده اين واقعيت كه مادر مذهبي او، وي را به صورت يك يهودي بزرگ كرده است، پنهان كند. با اين حال مردوخ آشكارا از شاخه صهيونيست “راست افراطي” صهيونيستي و افرادي مانند “بنيامين نتانياهو” و “آريل شارون” حمايت مي‌كند. “جرج پاتاكي” فرماندار سابق نيويورك مي‌گويد: هيچ روزنامه‌اي در آمريكا به اندازه “نيويورك پست” تحت سلطه مردوخ از “اسرائيل” حمايت نمي‌كند. علاوه بر اين، رابطه تنگاتنگ مردوخ با سازمان هاي صهيونيستي مانند “انجمن ضدافترا”، “موزه ميراث يهودي” در واشنگتن و غيره باعث شهرت وي به عنوان يك صهيونيست شده است هرچند رابرت مردوخ خود را يك “مسيحي ارتدوكس” معرفي مي‌كند. ساخت يك امپراتوري ------------------------
مردوخ اولين كار جدي خود در حرفه روزنامه‌نگاري را در حين تحصيل در “دانشگاه آكسفورد” و در روزنامه “ديلي اكسپرس” در شهر لندن از سال 1950 شروع كرد اما به علت مرگ پدرش در سال 1952 بلافاصله به “ملبورن” استراليا بازگشت و در همان سال بخشي از روزنامه “آدلايد نيوز” به عنوان ارث پدرش به وي رسيد و در سال 1954 مالك آن شد. او روزنامه “سيدني قبل” را هم خريداري كرد و پس از اندك زماني توانست اين 2 روزنامه كوچك را به سوددهي برساند.مردوخ كه در فكر بنا نهادن يك امپراتوري رسانه‌اي بود در سال 1958 اقدام به سرمايه‌گذاري اندكي در روزنامه‌ “ساندي تايمز” كرد. در سال 1960 نيز “NSW” (يك روزنامه حومه شهري با 24 صفحه) و همچنين “ديلي ميرور” (Daily Miror) در سيدني و “Truth” در “ملبورن” را خريد. رابرت 2 سال بعد، 25 درصد سهام ايستگاه شبكه 9 استراليا در سيدني و ملبورن و ايستگاه تلويزيوني “Wollangong” را خريداري كرد.جاه طلبي‌هاي مردوخ تا آنجا پيش رفت كه وي در سال 1964 اولين روزنامه‌ ملي استراليا به نام “The Australian” را تأسيس و منتشر كرد و طي مدت كوتاهي روزنامه‌هاي مردوخ، استراليا را تحت سلطه خود گرفتند و او به فكر افتاد كه از رسانه‌هاي خود براي تأثيرگذاري بر جريانات سياسي استفاده كند. زيرا روزنامه “The Australian” يك روزنامه با كيفيت بسيار بالا و براي “نخبگان” بود و مردوخ را به يكي از صاحبان اصلي قدرت در استراليا تبديل كرد. در همين حال، وي شروع به گسترش امپراتوري خود در سطح بين‌المللي كرد.
مردوخ ابتدا 24 درصد شركت انتشاراتي “ولينگتون” (Wellington) كه بعدها به بزرگ ترين شركت رسانه‌اي “زلاندنو” تبديل شد، را خريد و در نهايت سهم خود را به 49 درصد رساند .
امپراتوري ملكه و امپراتوري مردوخ -------------------------------------- نگاه مردوخ به لندن باعث شد كه وي به اين فكر بيفتد كه به برترين قدرت انتشاراتي انگليس تبديل شود و به خاطر همين هدف اقدام به خريد روزنامه‌هاي (News of the World)، “سان ” (The Sun)، “تايمز ” (The times) و “ساندي تايمز ” (Sundy times) كرد تا جايي كه در ميانه‌هاي دهه 1980 موفق شد اولين طرح انتشار روزنامه به صورت تمام رايانه‌اي در دنيا را در شرق لندن اجرا كند. مردوخ براي مديريت رسانه‌هاي خود از تمام حيله ها استفاده مي‌كرد. او در مدت كوتاهي توانست روزنامه “سان ” را به يك روزنامه زرد جنجالي تبديل كند. بدين وسيله كه به طور مرتب “صفحه سوم ” روزنامه را به عكس هايي از زنان عريان اختصاص مي‌داد كه اين كار باعث قطعي شدن شهرت مردوخ به عنوان يك صاحب‌رسانه شد. در سال 1970 در تلويزيون هفتگي لندن سرمايه‌گذاري اندكي كرد و در سال 1972، 2 روزنامه در شهر سيدني به نام هاي “ديلي تلگراف ” (Daily Telegraph) و “ساندي تلگراف ” (Sunday Telegraph) و 46 درصد از شبكه 10 تلويزيون سيدني را خريد. تسخير قلب رسانه اي آمريكا --------------------------------- مردوخ علاوه بر مالكيت چندين رسانه‌ در استراليا و انگليس به دنبال جاي پايي در بازار رسانه‌اي آمريكا بود و كار خود را با خريد روزنامه “سان آنتونيو نيوز ” (SanAntonio News) در سال 1973 شروع كرد.
مردوخ با اشتهاي سيري‌ناپذيري اقدام به تأسيس “نشنال استار ” (National Star) كرد و روزنامه “نيويورك پست ” (New york Post) آمريكا را به مبلغ 30 ميليون دلار خريد و براي خريد مجله‌هاي “Newyork و Village Voice و New west ” حاضر شد مبلغ 26 ميليون دلار بپردازد و ميليون ها دلار صرف خريد چندين نشريه ديگر كرد. در اوايل دهه 1980 مردوخ متوجه قدرت و گستردگي رسانه‌هاي صوتي و تصويري شد و در سال 1980 با بنيانگذاري شركت رسانه‌اي “نيوز كورپورشين ” (News Corporation) قدم به اين حوزه رسانه‌اي گذاشت. البته مردوخ قبلا در چندين شبكه تلويزيوني سرمايه‌گذاري‌هايي كرده بود اما با تأسيس اين شركت جديد بود كه توانست به روياي امپراتوري رسانه‌اي خود عينيت بخشد، با اين حال هيچ‌گاه از دنياي انتشارات فاصله نگرفت و در سال هاي 1981 تا 1983 چندين نشريه ديگر از قبيل “هرالد امريكن ” (Herald American) را با يك ميليون دلار و “سان – تايمز ” (Sun – Times) شيكاگو را به مبلغ 90 ميليون دلار خريد. وي در سال 1985با خريد 7 ايستگاه تبعه‌هاي خارجي بر رسانه‌هاي آمريكا، تابعيت آمريكايي كسب كرد تا آزادي عمل بيشتري داشته باشد و براي گسترش امپراتوري نوپاي خود هيچ مانعي بر سر راه خود نبيند. مهم‌ترين اقدام مردوخ راه‌اندازي شبكه تلويزيوني “فاكس‌ ” (Fox) در آمريكا بود. او در طول دهه 1980 مرتبا اقدام به خريد شبكه‌هاي تلويزيوني متعدد مي‌كرد.
در اوايل دهه 1990 اقدام به توسعه امپراتوري رسانه‌اي خود در انگليس و آسيا نمود و چندين شبكه ماهواره‌اي را خريد يا تأسيس كرد مردوخ مبلغ 225 ميليون دلار براي خريد 63 درصد از “استارتي وي ” (Star.TV) و يك ميليارد دلار براي حق پخش فوتبال از شبكه “Fox ” پرداخت كرد و همزمان خدمات “اينترنت دلفي ” (Del Phi) را در سال 1993 صاحب شد. .
سفر غول رسانه اي به ايران -------------------------------- او براي اينكه بتواند تمام نقاط دنيا را زير چتر امپراتوري خود بگيرد در نيمه اول دهه 1990 به ايران هم سفر كرد كه با سروصداي خبري بسياري همراه بود و منجر به اين شد كه علي‌رغم پيش‌بيني او و دعوت‌كنندگانش،‌هيچ قراردادي براي خريد يا ساخت مراكز رسانه‌اي بين آنها منعقد نشد. در طول مدت كوتاهي “نيوز كورپورشين ” به يكي از سودآورترين شركت‌هاي جهاني تبديل شد به طوري كه تنها در سال 2002 مجموع درآمدهاي آن به 17 ميليارد دلار رسيد. مردوخ از سال‌ 2000 تاكنون بارها اقدام به خريد و فروش چندين رسانه معتبر دنيا اعم از شبكه‌هاي تلويزيوني، ماهواره‌اي و كابلي، روزنامه، مجله، شبكه‌هاي راديويي و اينترنتي و … كرده است. فعاليت مردوخ در اسرائيل -----------------------------
مردوخ در سال 2006 اقدام به خريد 9 درصد از كانال 10 رژيم صهيونيستي كرد و در سال 2007 خريد جنجالي شركت “داو جونز ” (Dow Jonse) را انجام داد. مردوخ 76 ساله با پرداخت 3 ميليارد دلار شركت رسانه‌اي “داو جونز ” و تمامي متعلقات آن را به شبكه گسترده رسانه‌اي خود اضافه كرد. وي براي خريد اين شركت، 3 ماه با خانواده “بن كرافت ” (مديران داو جونز) كه 36 درصد سهام “داو جونز ” را در اختيار داشتند، در حال مذاكره بود. داو جونز كه رقيب گروه رسانه‌اي “رويترز ” است، صاحب چندين هفته‌نامه و وب‌سايت اقتصادي است. مردوخ درباره خريد “داو جونز ” مي‌گويد: “روزنامه اين شركت پرتيراژترين روزنامه آمريكا و يكي از پرتيراژترين‌ها در دنيا ست و ما مي‌توانيم دامنه آن را گسترش دهيم. ” براساس طبقه‌بندي نشريه “فوربس ” (Forbes) از 400 آمريكايي پولدار در سال 2006، رابرت مردوخ در رده 32 قرار داشت. رسانه‌هاي تحت سلطه مردوخ ---------------------------------- دارايي‌هاي مردوخ شامل شركت “نيوز كورپورشين ” دربرگيرنده چندين رسانه گوناگون است كه در سال 2007 شركت “داو جونز ” نيز با تمام متعلقاتش به اين خانواده گسترده رسانه‌اي پيوسته است. علاوه بر اينها چندين رسانه ديگر در نقاط مختلف دنيا تحت مالكيت اوست كه به بررسي آنها مي‌پردازيم.
1- نيوز كورپورشين: مردوخ رئيس و مدير اجرايي اصلي اين شبكه بزرگ رسانه‌اي محسوب مي‌شود و علاوه بر او يك هيئت مديره، وي را در مديريت بخش هاي گوناگون همراهي مي‌كنند. طبق سايت رسمي اين شركت مجموع دارايي‌هاي آن در مارس 2007 حدود 62 ميليارد دلار و درآمد سالانه آن حدود 28 ميليارد دلار است. اين شركت داراي 8 بخش اصلي است و فعاليت‌هاي تمام قسمت‌ها شامل اروپا، استراليا، آسيا و اقيانوسيه تحت نظارت دفتر مركزي آن در آمريكا ست.بخشهاي اصلي اين شركت شامل موارد زير و در برگيرنده رسانه‌هاي متعدد است.شركت‌هاي فيلمسازي: اين مجموعه شامل 11 شركت فيلمسازي معتبر دنياست كه مهمترين آن ها “فاكس قرن 21 و” استوديو بلو اسكاي” مي باشد.شبكه‌هاي تلويزيوني، اين مجموعه شامل6 شبكه است كه برخي از آنها عبارتند از فاكس، فاستال و استار شبكه‌هاي كابلي: اين شبكه شامل 16 شبكه در نقاط مختلف دنياست كه برخي از آنها عبارتند از:كانال فيلم فاكس، كانا ل خبري فاكس، شبكه فيول و شبكه اسپيد خبرگزاري‌هاي ماهواره‌اي: شامل 3 خبرگزاري مهم است كه عبارتند از: بي اسكاي بي،دايركت تي وي،اسكاي ايتاليا مجلات: اين مجموعه شامل 8 مجله است كه برخي از آنها عبارتند از :آلفا،نيوز آمريكا،اسمارت سيورس،ويكلي استاندارد
روزنامه‌ها:مردوخ مالك 28 روزنامه تحت نام شركت‌ “نيوز كورپورشين ” در كشورهاي استراليا، انگليس و آمريكاست.روزنامه‌هاي وي در استراليا شامل “ديلي تلگراف “، “هرالدسان ” ، “ساندي ميل “، “ساندي تايمز ” ، “استراليا ” و … ، در انگليس شامل “نيوز اينترنشنال ” ، “سان ” ، “تايمز “، news of world، و … و در آمريكا شامل “نيويورك پست ” است. - شركت هاي انتشاراتي: اين مجموعه شامل 7 شركت انتشاراتي است كه برخي از آنها عبارتند از:انتشارات هارپر كالينز،انتشارات استراليا،انتشارات هارپر كالينز در كانادا،انتشارات كتاب كودك ساير موارد: از ديگر بخشهاي شركت رسانه‌اي عظيم مردوخ مي‌توان به “myspace “، گروه NDS ” و “myspace ” كه خود شامل بيش از 25 شبكه خبري، اينترنتي و … است، اشاره كرد. 2- داوجونز: شركت “داوجونز ” كه از اول آگوست 2007 با مبلغ 5 ميليارد دلار تحت مالكيت مردوخ درآمد، در سال 1882 توسط “چارلز داو “، “ادوارد جونز ” و “چارلز برگسترسر ” تاسيس شد در سال 1889 اقدام به انتشار روزنامه “وال استريت ژورنال ” كرد كه پرفروش‌ترين نشريه اقتصادي جهان به شمار مي‌رود؛ تيراژ كنوني آن بالغ بر 2 ميليون نسخه است.اين شركت داراي 7 هزار كارمند و چندين گروه رسانه‌اي ديگر است كه برخي از آنها عبارتند از:- گروه رسانه‌اي بازارهاي مصرفي: اين مجموعه شامل 12 رسانه در نقاط گوناگون دنياست كه برخي از آنها عبارتند از: مجموعه معظم وال استريت ژورنال، انتشارات بارونز و خبرگزاري مادرت
گروه رسانه‌اي بازرگاني: شامل 6 رسانه است كه برخي از آنها عبارتند از:شبكه هاي خبري داو جونز، فكت تي وي،
3- ساير رسانه‌هاي مردوخ: رسانه‌هاي تحت مالكيت رابرت مردوخ بسيار فراتر از موارد ذكر شده در شركت اصلي او يعني “نيوزكور پورشين ” است. طبق يك آمار نسبتا دقيق در سايت Ketupa.net مردوخ مالك يا دارنده بخشي بالغ بر 300 رسانه مشهور جهان است. اين رسانه‌ها در طبقه گسترده اي شامل: شركت‌هاي انتشاراتي، شبكه‌هاي ماهواره‌اي و تلويزيوني، مجلات، شركت‌هاي فيلمسازي، روزنامه‌ها، راديو، شركت‌هاي چند رسانه‌اي و… است. سلطه بر اين تعداد رسانه كه با روزنامه كوچك “آدلايد نيوز ” در استراليا شروع شد سراسر پهنه گيتي را در برمي‌گيرد. مردوخ هيچ وقت از سلطه بر رسانه‌هاي كشورهاي ديگر غافل نمانده و حضور او در كشورهاي زير محسوس است:او در آلمان با خريد 66 درصد از TMS و 24 درصد premiere world ،در فرانسه با خريد13 درصد tv berizh ، در ايتاليا با skyitalia ، در قاره آسيا با star tv ، در كشورهايي مانند چين، ژاپن و كانادا با ctv sportsnet در هند با چندين كانال كابلي و ماهواره‌اي، در اندونزي با film indonseia و indiovision ،‌ در آمريكاي لاتين با چندين شبكه ماهواره‌اي، در فيجي با 3 روزنامه، در گينه نو با post courier ، در سوئد، دانمارك و هلند با شبكه‌هاي راديويي، در كشورهاي اروپاي شرقي مانند بلغارستان، جمهوري چك ، لهستان، روماني، اوكراين و در نهايت در رژيم صهيونيستي با news autdoor israel تسلط بلامنازعي بر رسانه‌هاي دنيا دارد.
مردوخ با داشتن يك ثروت هنگفت و مالكيت زيادي از رسانه‌ها، مي‌تواند تأثير زيادي بر سياستها و تصميمات سياسي در اكثر نقاط دنيا داشته باشد زيرا امروزه رسانه‌ها در شكل‌دهي سياستها و افكار عمومي نقشي بي بديلي دارند .
عضو بيست و چهارم كابينه انگلستان ------------------------------------------- مردوخ همزمان با ورود به عرصه رسانه‌هاي انگليسي، توانست در سياست دولت انگليس هم دخالت كند. روزنامه‌هايي مانند “سان ” و “تايمز ” نقش عمده‌اي در به قدرت رسيدن رهبران و احزاب گوناگون در انگليس داشته‌اند. هنگامي كه در يك نظرسنجي، احتمال موفقيت “نيل كينوك ” در انتخابات رهبري حزب كارگر زياد بود، روزنامه “سان ” در صفحه اول خودش نوشت: ” اگر “كينوك ” در انتخابات پيروز شود، انگليس به يك ويرانه تبديل مي‌شود “. در سال 1997 نيز روزنامه‌هاي مردوخ نقش مهمي در پيروزي “بلر ” و حزب كارگر در انتخابات اين كشور داشتند. لانس پرايس ” كه از سال 1998 تا 2001 به عنوان مشاور رسانه‌اي “توني بلر ” فعاليت مي‌كرد درباره رابرت مردوخ مي‌گويد: به نظر مي‌رسد كه او عضو بيست و چهارم كابينه است. صداي او به ندرت به گوش مي‌رسد اما حضور او هميشه احساس مي‌شود. مردوخ در خدمت جمهوري خواهان -------------------------------------
آمريكا يكي از كشورهايي است كه رسانه‌ها در آن نقش بسيار پررنگي در شكل دهي سياستها و افكار عمومي دارند و مردوخ به خوبي به اين مسئله واقف است. رسانه‌هاي مردوخ در‌ آمريكا از زمان “رونالد ريگان ” به بعد به شدت از جمهوري خواهان حمايت مي‌كنند، چنان كه در طول سالهاي 2000 تا 2003 و در جريان آماده شدن براي تهاجم به عراق، تمام روزنامه‌هاي تحت كنترل مردوخ در جهت حمايت از شروع و ادامه جنگ مطلب مي‌نوشتند. در مارس 2003،‌ مردوخ با پشتيباني از حمله دولت بوش به عراق در كنفرانس جهاني موسسه ميلكن (milken) اذعان داشت: “من فكر مي‌كنم مهم آن است كه جهان به ما احترام بگذارد و اين مهم‌تر از دوست داشتن ماست. وضعيت به سمت بد شدن مي‌رود و اگر شما واقعا مي‌خواهيد در مورد اين مسئله جدي باشيد، بايد همين الان اقدام كنيد. ”
در آوريل 2004 مدتي پس از تهاجم نظامي آمريكا به عراق، مردوخ به شدت از سياست دولت آمريكا حمايت كرد و گفت: پيشرفت بسيار خوبي در مسئله عراق وجود دارد، تمام كودكان به مدارس برگشته‌اند و اوضاع زندگي در عراق كاملا مناسب است. او در نوامبر 2006 و در انتخابات ميان دوره‌اي آمريكا، شمار كشته‌شدگان را كم اهميت و ناچيز جلوه داد و در اين باره گفت: جنگ نيروهاي آمريكايي در عراق به خاطر جلوگيري از درگيريهاي داخلي ميان شهروندان و جلوگيري از كشتار عراقي‌ها به دست يكديگر است. مردوخ در نشست جهاني اقتصاد در “داووس ” سوئيس در پاسخ به اين سوال كه‌ آيا شركت “نيوز كورپورشين ” متعلق به رابرت مردوخ به مديريت و شكل‌دهي تبليغات براي حمله به عراق مي‌پرداخت، گفت: من چنين عقيده‌اي ندارم. ما فقط از سياستهاي خاورميانه‌اي بوش حمايت مي‌كرديم. دوست سرسخت شارون ---------------------------- مردوخ به عنوان يك صهيونيست، هميشه متوجه اتفاقات و رويدادهاي داخلي و منطقه‌اي اسرائيل و در راستاي صهيونيسم بين‌المللي نيز بوده و سعي كرده كه اهداف و راهبردهاي خود را به نحوي در حمايت از سياستهاي اسرائيل اعمال كند. او با “آريل شارون ” دوستي خوبي داشت و در هنگام رقابت بين‌ شارون و نتانياهو براي رهبري حزب ليكود در سپتامبر 2005 به شدت از او حمايت كرد و حتي در جريان سفر “شارون ” به آمريكا در ژوئن همان سال براي وي ترتيب يك ضيافت شام را داد و به دفاع از ديدگاه‌هاي او پرداخت. * رضاخواه منبع:rkhi.ir انتهاي پيام/
14:06 - 1 مرداد 1390

0 بازدید




1 پاسخ