ضرورتها و بايستههاى غيرت مدارى
خبرگزاري فارس: غيرت، حس درونى است كه آفرينش براى محافظت و نگاهبانى از حريم خانواده و پاسدارى از نسل، در وجود مرد نهاده است. در حقيقت، اين حس در مرد وجود دارد كه مىخواهد ناموس خود را از دسترس كامجويى ديگران دور كند و همسر خود را تنها در انحصار خود نگه دارد.
از آنجا كه غيرت يكى ديگر از عوامل مهم تقويت يا تضعيف حجاب و عفاف در جامعه دينى مىباشد در اين فصل آن را مورد واكاوى قرار مىدهيم.
معناى غيرت1
"غيرت" در لغت؛ به معناى رشك بردن، تعصب و حفظ كردن ناموس است2 و در اصطلاح عبارت است از "تأثير پذيرى همراه با بغض و كينه و تيرگى دل، كه انسان معمولاً زمانى دركش مىكند كه احساس كند فرد محبوب وى، توجه يا محبتش را معطوف شخص ديگرى كرده است".3
به عبارت ديگر، "غيرت، حس درونى است كه آفرينش براى محافظت و نگاهبانى از حريم خانواده و پاسدارى از نسل، در وجود مرد نهاده است. در حقيقت، اين حس در مرد وجود دارد كه مىخواهد ناموس خود را از دسترس كامجويى ديگران دور كند و همسر خود را تنها در انحصار خود نگه دارد".4
غيرت، يكى از ويژگىهاى برجسته اخلاقى پيامبران و اولياى الهى است. رسول خدا صلىاللهعليهوآله فرمود:
كانَ ابراهيمُ اَبى غَيورا، و أنا أغيرُ مِنْه و أَرْغَم اللّهُ أنْفَ مَن لا يغارُ مِن المؤمنين.5
پدرم ابراهيم، غيور و جوانمرد بود و من از او غيورترم و خداوند بينى كسى را كه اهل ايمان است، ولى غيرت ندارد، به خاك بمالد.
غيرت؛ يكى از جلوههاى مردانگى
.............................................
مرد، پاسدار حرمت و كرامت زن است و زمينه ساز اين پاسدارى و حراست از نواميس، ويژگىها و مسئوليتهايى است كه خداوند در مردان قرار داده است. هرچه مرد بر كمالات انسانى خود بيفزايد، بر معرفت و غيرت او نيز افزوده مىشود.
نقل است كه پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله، فرد مشركى را به خاطر غيرتورزىاش، از كشته شدن نجات مىدهد و او را مىستايد. امام صادق عليهالسلام در اين باره روايت مىكند:
اسيرانى را به محضر پيامبر آوردند، پيامبر فرمود: "جز يك نفر، بقيه را گردن زنند". آن مرد (نجات يافته) گفت: چرا مرا از قتل رها كردى؟ پيامبر فرمود: "خداوند با پيك وحىاش به من خبر داد كه در تو پنج ويژگى وجود دارد كه آنها را خداوند و رسولش دوست مىدارند؛ يكى از آنها غيرت و نگهبانى از ناموس است".6
شهيد مطهرى در اين باره مىنويسد:
مرد بر خلاف آنچه در ابتدا به نظر مىرسد، در عمق روح خود از ابتذال زن و تسليم و بىارادگى او متنفر است و هميشه عزت و بىنيازى و بىاعتنايى زن را نسبت به خود ستوده است.7
غيرت، آفتهايى نيز دارد كه يا آن را از ميان مىبرد يا آن را بسيار كم رنگ مىسازد. "اگر مرد در شهوتهاى نفسانى غوطهور گردد و كمالات انسانى خود را كمكم از دست دهد، غيرت نيز همانند ديگر كمالات اخلاقى، نورانيت خود را از دست مىدهد و خاموش خواهد شد. در اين صورت، اگر همسرش وسيله كامجويى ديگران قرار گيرد و دست و نگاه آلوده متوجه او شود، نه تنها آزرده خاطر نمىشود، بلكه لذت مىبرد و افتخار هم مىكند و حتى بيشتر از زن، در نشان دادن زيبايىهاى همسر خود به نامحرمان اصرار مىورزد".8
غيرت اجتماعى
......................
"جامعه اسلامى، اجتماعى به هم پيوسته است كه فرد فردِ اين جامعه، نبايد خود را تافته جدا بافته از ديگران بدانند. مردان موظفند. در برابر بىمبالاتىها، مرزشكنىها و اذيت و آزارها و حرمتزدايىهاى ناموسى بايستند، به گونهاى كه ناموس اجتماع را ناموس خود بدانند و در حفظ حرمتها، زنان مسلمان را مانند همسر خود بپندارند. پس تنها در چنين جامعهاى است كه زن و دختر آنها نيز از نگاههاى آلوده نامحرمان در امان خواهند بود و پاكى و طهارت اجتماع، باقى خواهد ماند".9
از اين رو، بر همه افراد جامعه فرض است كه هرگز به اين مرزشكنىها نزديك نشوند و زمينه حرمتشكنى ناموسها را فراهم نكنند. امام صادق عليهالسلام در تعبيرى زيبا اين مسئوليت خطير اجتماعى را چنين گوشزد مىكند:
عِفُّوا عَن نساءِ النّاسِ تَعِفَّ نسائُكُم.10
چشمپوشى كنيد از زنان مردم تا مردم از زنانتان چشم بپوشند.
پس در نظر داشتن تأثير كارها و اينكه نگه داشتن حرمت ناموس ديگران، گاهى ممكن است به هتك حرمت ناموس خود فرد بينجامد، خود يكى از راههاى ايجاد يا تقويت غيرت در آدمى است.
نقل است امام صادق عليهالسلام در پاسخ مسئلهاى كه در آن از گناه اجتماعى مىپرسند، گناهكار را متوجه محارم خود مىكند و حس غيرت اجتماعى را در او برمىانگيزد. "از امام صادق عليهالسلام پرسيدند: زنى مىگذرد و مرد از پشت به او مىنگرد. آيا اين عمل مرد گناه است؟ حضرت فرمود: آيا هيچ يك از شما خوش دارد كه كسى به زن يا زنان فاميل او نگاه كند؟ گفتند: نه. حضرت ادامه داد: پس براى مردمان، همان بخواه كه براى خود مىخواهى".11
ميانهروى در غيرت
........................
كوتاهى و زيادهروى در هر كارى، سبب منحرف شدن آدمى از راه درست و مستقيم است و او را از رسيدن به هدف الهى باز مىدارد و پىآمدهاى ناگوارى نيز به دنبال دارد. غيرتورزى نيز چنين است و در صورت تفريط و افراط در آن، آثار شومى دامنگير انسان خواهد شد. زيادهروى در غيرت افزون بر آنكه موجب بدگمانى شخص نسبت به ناموس او مىشود، احساس شخصيت را نيز از ناموسش مىستاند.
درباره كوتاهى و بىتوجهى در امر غيرت نيز در آموزههاى پيشوايان اسلام بسيار سخنها برجاست. مردى كه تحت تأثير تبليغات شيطانى، هويت اصيل خود را از دست داده و زن را همچون كالايى مادى مىپندارد و شخصيت خود را در داشتن زنى كه در منظر ديگران خود را مىآرايد، جستوجو مىكند، به سرزنش اسلام درمىآيد، چنان كه امير مؤمنان على عليهالسلام در چنين اوضاعى بر سر مردم كوفه فرياد مىزند كه: "أما تَسْتَحْيونَ وَ لا تَغارُونَ؟...؛ چرا حيا نمىكنيد، شما را غيرت نيست؟...".12
وظيفه مسلمانان در پاسدارى از زنان و دختران
..............................................................
دشمنان اسلام مىكوشند تا زنان و دختران را از حريم عفاف و جاده سلامت به در آورده و مورد سوء استفاده قرار دهند. در مقابل، مسلمانان نيز وظايفى دارند و سكوت و بىتفاوتى در برابر اين توطئه خانمانسوز، پسنديده نيست.
قرآن مجيد به مؤمنان مىآموزد:
يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ ناراً وَقُودُهَا النّاسُ وَ الْحِجارَةُ عَلَيها مَلائِكَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا يعْصُونَ اللّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يفْعَلُونَ ما يومَرُونَ13
يعنى: اى كسانى كه به خدا و رسولش ايمان آوردهايد! خود و خانوادهتان را از آتش دوزخى كه خود مردم و سنگها، هيزم و آتش آن است، حفظ كنيد كه مأموران آتش، فرشتگانى بسيار سخت دل مىباشند كه هرگز نافرمانى خدا نمىكنند و آنچه به آنها گفته مىشود، فورا انجام مىدهند.
همچنين در آيه شريفه ديگرى آمده است كه در روز قيامت وقتى انسانهاى ظالم را به طرف جهنم مىبرند، آنها با حالت ترس و ذلّت با گوشه چشم بر آتش دوزخ مىنگرند و در آن حال، مؤمنان خطاب به ظالمان مىگويند: "إِنَّ الْخاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلِيهِمْ يوْمَ الْقِيامَةِ"14 آرى زيانكاران كسانى هستند كه خود و خانوادهشان در امروز كه قيامت است ضرر كردهاند.
اين آيات و توصيههاى معصومين به ما گوشزد مىكند كه انسان علاوه بر آنكه مسئول اعمال خويش است، بايد در همه حال از كسانى كه وابسته به او هستند (همچون زن، دختر، خواهر، فرزند، برادر و...) نيز مواظبت كند تا آنان را از كجروى و گناه باز دارد. در اين راه، بايد آنان را مورد كنترل قرار داده و از برآوردن خواستههاى نابجاى آنان پرهيز كند.
غيرتمدارى در روايات و سيره معصومين عليهمالسلام
........................................................................
امام صادق عليهالسلام به نقل از حضرت على عليهالسلام مىفرمايد:
يا أَهْلَ الْعِراقِ! نُبِّئْتُ أَنَّ نِساءَكُمْ يدافِعْنَ الرِّجالَ فِى الطَّرِيقِ؛ أَما تَسْتَحْيونَ؟! قالَ الْكُلَينِىُّ: وَ فِى حَدِيثٍ آخَرَ أَنَأَمِيرَالْمُؤْمِنينَ عليهالسلام قالَ: أَما تَسْتَحْيونَ وَ لاتَغارُونَ نِساءَكُمْ يخْرُجْنَ إِلَى الْأَسْواقِ وَ يزاحِمْنَ الْعُلُوجَ؟!15
يعنى: اى اهل عراق! با خبر شدم كه زنان شما در راه، با مردان برخورد مىكنند؛ آيا حيا و شرم نمىكنيد؟! مرحوم كلينى مىگويد: در حديث ديگرى آمده است كه حضرت فرمود: آيا حيا نمىكنيد و به غيرت نمىآييد كه زنانتان به طرف فروشگاهها بيرون مىروند و با افراد بىايمان و لاابالى برخورد مىكنند؟!
همچنين در نامه 31 نهجالبلاغه از كلمات حضرت امير عليهالسلام استفاده مىشود كه هر چه زن كمتر از منزل خارج شود، از جهات مختلف براى او و همسرش بهتر خواهد بود. البته اگر كار ضرورى و لازمى براى او پيش آيد و خارج شود، بايد حجاب را كاملاً رعايت كند و از هر گونه حركت ناشايستى دورى كند. اسلام، با حضور محجبانه زنان در اجتماع مخالفتى ندارد و منافاتى بين كار زن و حجاب و مستور بودنش نمىبيند. او مىتواند در بيرون از خانه كار كند ولى بايد مسائل شرعى را رعايت كند. چنانچه حضرت امام رحمهاللهبارها فرمودند كه اگر شؤون و مسائل شرعيه رعايت شود، خدمت و كار زن در جامعه مانعى ندارد.
البته صفت غيرت در انسان، مانند پاسبانى است كه موجب ثبات خانواده مىگردد و غيرتمند با تعصب و حميت و حفظ نواميس خود، جلوى انحرافهاى احتمالى را خواهد گرفت. انسان غيور نه تنها نسبت به خانواده خود بلكه نسبت به ناموس ديگران نيز حساس است؛ زيرا وظيفه حراست و پاسبانى را منحصر در اهل و عيال خود نمىداند بلكه در سطحى گستردهتر در اجتماع و حتى در سراسر جهان خود را مسئول مىداند. او آفريده خالقى است كه غيور مطلق است؛ چنان كه در روايتى، به غيرت الهى اشاره شده است:
إِنَّ اللّهَ غَيورٌ يحِبُّ كُلَّ غَيورٍ وَ لِغَيرَتِهِ حَرَّمَ الْفَواحِشَ ظاهِرَها وَ باطِنَها.16
يعنى: خداوند غيرتمند است و هر انسان غيرتمندى را هم دوست دارد و چون غيور است، گناهان زشت چه آشكار و چه پنهانش را حرام كرده است.
در برابر، كسانى كه غيرتمند نيستند و مخالف آن مشى مىكنند. ذليل و خوار خواهند شد؛ چنان كه رسول خدا صلىاللهعليهوآلهمىفرمايد:
جَدَعَ اللّهُ أَنْفَ مَنْ لايغارُ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُسْلِمِينَ.17
يعنى: خدا بينى مؤمن و مسلمانى را كه غيرت نداشته باشد، به خاك ذلّت مىمالد.
البته غيرتمدارى در سيره انبيا و امامان معصوم، بوضوح ديده مىشود. پيامبر گرامى اسلام با تأييد غيرتمدارى حضرت ابراهيم، خود را غيرتمندتر مىدانند و با يادآورى آثار زيانبار بىغيرتى، از همگان مىخواهند كه از باب "لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ" از ايشان پيروى كنند:
كانَ إِبْراهِيمُ عَلَيهِ السَّلامُ أَبِى غَيورا وَ أَنَا أَغْيرُ مِنْهُ وَ أَرْغَمَ اللّهُ أَنْفَ مَنْ لايغارُ مِنَ الْمُؤْمِنينَ.18
يعنى: پدرم ابراهيم مرد غيرتمندى بود، ولى من غيرتمندترم و خداوند بينى مسلمانى را كه غيرت ندارد، به خاك ذلت مىمالد.
در سيره امامان معصوم عليهمالسلام كه كردار و گفتار آنان نه تنها سرمشق شيعيان و مسلمانان بلكه آزادمردان جهان است، آموزههاى فراوانى در اين باره وجود دارد؛ براى مثال، حضرت امام حسين عليهالسلام ، سردار غيرت و آزادى، وقتى مشاهده نمود كه لشكر يزيد بين او و اهل بيت جدايى افكندهاند، با بازداشتن آنها از حركت به سوى خيمههاى اهل بيت، غيرتمدارى خويش را نسبت به تعرض به نواميس خويش نشان داده و فرمودند:
أَقُولُ أَنَا الَّذِى أُقاتِلُكُمْ وَ تُقاتِلُونِى19 وَ النِّساءُ لَيسَ عَلَيهِنَّ جُناحٌ فَامْنَعُوا عُتاتَكُمْ عَنِ التَّعَرُّضِ لِحَرَمِى ما دُمْتُ حَيا.20
يعنى: من با شما مىجنگم و شما نيز با من مىجنگيد؛ زنها كه گناهى ندارند. تا من زنده هستم نگذاريد سركشها و ستمكاران شما، متعرض اهل بيت من شوند.
با نگاهى به روايات و سيره معصومين عليهمالسلام درمىيابيم كه غيرت، از نيكوترين صفات مردان است. خداوند غيرتمندان را دوست دارد و خود نيز غيور است. بىغيرت، در دنيا و آخرت، عذاب مىكشد و بىعفتى نواميس او، فساد خانوادگى، ناصالح شدن فرزندان و... نتيجه همين بىغيرتى است.
اين روايت حضرت امير عليهالسلام كه بىغيرت را واژگون و سياه قلب مىدانند، شايان توجه است:
إِنَّ اللَّهَ يغارُ لِلْمُؤْمِنِ فَلْيغَرْ وَ مَنْ لايغارُ فَإِنَّهُ مَنْكُوسُ الْقَلْبِ.21
يعنى: خداوند نسبت به مؤمن غيرت دارد. او هم بايد غيرت ـ كه از صفات خداى بزرگ است ـ داشته باشد. كسى كه غيرت ندارد، قلبش واژگون و سياه است.
اقسام غيرت
..................
در يك نگاه كلى، مىتوان غيرت را به اقسام زير تقسيم كرد:
الف) غيرت در دين
---------------------
مسلمان تا جايى كه توان دارد، بايد از دين دفاع كرده و آن را از خطرهاى احتمالى حفظ كند و در صورتى كه لازم باشد از بذل جان و مال در اين راه دريغ نورزد و در اين راه نبايد از سرزنش ديگران بهراسد. بسيارى از انبيا و امامان معصوم عليهمالسلام و مردان صالح در طول تاريخ جان و مال خويش را در راه حفظ و پاسدارى از دين، تقديم كردهاند.
ب) غيرت نسبت به نواميس (فرزندان و خويشان و همكيشان)
--------------------------------------------------------------------------
انسان بايد مراقب همسر، دختر، خواهر و همكيشان خود باشد و آنان را از انحراف باز دارد و نگذارد در موارد غيرضرورى با نامحرم در تماس باشند. اختلاط و روابط ناسالم عاملى در گسترش فساد و انحراف، و پرهيز از آن مورد توجّه جدّى اسلام و رهبران دينى است. اسلام، در عين تأكيد بر حضور اجتماعى زن، آن را بدون قيد و شرط، مجاز نمىداند. يكى از شرايط مهم و اساسى در فعاليت و مشاركت اجتماعى زنان، رعايت مرزبندى و حفظ حريم است. قرآن مجيد، درباره عدم اختلاط زنان و مردان مىفرمايد:
وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ.22
يعنى: هرگاه از ايشان (زنان پيامبر صلىاللهعليهوآله) چيزى خواستيد، از پشت پرده و حايل، طلب كنيد.
هر چند شأن نزول اين آيه، ويژه زنان رسول خدا صلىاللهعليهوآله است، ولى "مورد نزول" نمىتواند شمول مفهومى آيه را محدود كند.
بنابراين، منظور آيه ياد شده، منع اختلاط زن و مرد است. شهيد مطهرى رحمهالله مىگويد: دستور حجاب كه در اين آيه آمده است غير از دستور پوشش است كه مورد بحث ماست. "اين دستور راجع به سنن خانوادگى و رفتارى است كه انسان بايد در خانه ديگران داشته باشد. طبق اين دستور، مرد نبايد وارد جايگاه زنان شود... ." ايشان سپس در توضيح "ذلكم اطهر لِقلوبِكم و قلوبهنّ" مىفرمايد:
اين آيه مانند آيه 61 سوره نور دلالت مىكند كه هر اندازه مرد و زن جانب ستر و پوشش و ترك بر خوردهايى كه مستلزم نظر است رعايت نمايند، به تقوا و پاكى نزديكتر است و... .23
امام صادق عليهالسلام درباره رعايت مرز ميان زن و مرد فرمود:
فِى ما أَخَذَ رَسُولُ اللّهِ مِنَ الْبَيعَةِ عَلَى النِّساءِ أَنْ لايحْتَبِينَ وَ لايقْعُدْنَ مَعَ الرّجالِ فِى الْخَلاءِ.24
از جمله پيمانهايى كه رسولخدا صلىاللهعليهوآله با زنان بست، اين بود كه در خلوت با مردان معاشرت و نشست و برخاست نكنند.
غيرت مرد مسلمان، امرى ستودنى است، چنانكه اميرالمؤمنين على عليهالسلام آن را از نشانههاى ايمان شمرده و فرموده است: "غَيرَةُ الرَّجُلِ إِيمانٌ؛ غيرت مرد و حراست او از ناموسش، جزو ايمان است".25
تعادل نداشتن در غير ، همواره تلاشها را از نتيجه مطلوب و رسيدن به مقصود باز مىدارد.
اسلام، غيرت بيجا را ممنوع كرده است؛ چنان كه حضرت على عليهالسلام در وصيت خود به امام حسن عليهالسلام مىفرمايد:
وَ إِياكَ وَ الْتَّغايرَ فِى غَيرِ مَوْضِعِ. غَيرَةٍ فَإِنَّ ذلِكَ يدْعُو الصَّحِيحَةَ إِلى السَّقْمِ وَ الْبَرِيئَةَ إِلَى الرَّيبِ.26
از غيرت و بدگمانى در جايى كه نبايد غيرت به كار برد، اجتناب كن؛ زيرا اين كار، زن پاك را به ناپاكى و زن بىگناه را به انديشه گناه فرا مىخواند.
هر چند غيرتمندى بسيار پسنديده است، ولى غيرتمند بايد از بدگمانى و وسوسههاى نابجا بپرهيزد؛ زيرا چنين رفتارهايى، كانون گرم خانواده را سرد و بىروح و خود فرد را نيز به بيمارى مبتلا مىسازد.
از سوى ديگر، بىتفاوتى مردان به نواميس نيز به شدت نكوهش شده است، چنانكه پيامبر گرامى اسلام مىفرمايد:
قالَ النَّبىُّ صلىاللهعليهوآله.... وَ الْمَرْأَةُ إِذا خَرَجَتْ مِنْ بابِ دارِها مُتَزَينَةً مُتَعَطَّرَةً وَ الزَّوْجُ بِذلِكَ راضٍ يبْنى لِزَوْجِها بِكُلِّ قَدَمٍ، بَيتٌ فِى النّارِ.
هر زنى كه خود را بيارايد و خوشبو كند و از منزل خارج شود و شوهرش به اين امر راضى باشد، خداوند در قبال هر قدمى كه بر مىدارد، براى شوهرش خانهاى در دوزخ بنا خواهد كرد.27
زن مسلمان با رفتارى مناسب و متين، زمينه گسترش عفت عمومى را فراهم مىآورد؛ زيرا جامعه اسلامى جامعهاى به هم پيوسته است و فرد نبايد خود را تافتهاى جدابافته از ديگران تلقى كند.
انسان مؤمن، نابهنجاريهاى اجتماعى را به همان سان كه بر زن و ناموس خود برنمىتابد، درباره ساير زنان مسلمان نيز تحمل نمىكند (غيرت اجتماعى). مردان موظفند در برابر حرمت شكنىها ايستادگى كنند. امام صادق عليهالسلام در تعبيرى ظريف به نتيجه چنين رويكردى اشاره مىنمايند:
بَرُّوا آباءِكُمْ يبَرَّكُمْ أَبْناءُكُمْ وَ عِفوُّا عَنْ نِساءِ النّاسِ تَعِفَّ نِساؤُكُمْ.
يعنى: نيكى كنيد با پدرانتان تا پسرانتان به شما نيكى كنند و چشمپوشى كنيد از زنان مردم تا مردم از زنانتان چشم بپوشند.28
در سايه غيرت اجتماعى ضمانتهاى اجرايى براى فعاليت زنان فراهم مىآيد و جامعه از امنيت و سلامت معنوى بهرهمند مىشود.
انسان غيور، در مورد تربيت فرزندان حساس است و به همين جهت از ابتدا، زنى را برمىگزيند كه مؤمن و پاكدامن باشد تا وظيفه هدايت فرزندان را به بهترين شكل انجام دهد. اساسا شير مادر و رفتار و كردار او در تكوين شخصيت فرزندان بسيار مؤثر است كه در جاى خود نيز، به اثبات رسيده است. انسان غيرتمدار، آمد و رفتها و دوستان و آشنايان فرزندان خود را از نظر دور نمىدارد و با حساسيتهاى ويژهاى كه دارد، او را در مسير تربيت و سازندگى همراهى مىكند.
ج) غيرت در مال
-------------------
انسان مسلمان، بايد مالش را از راه حلال كسب كند و در حفظ و حراست آن نيز كوشا باشد و از اسراف و تبذير و خسّت و بخل بپرهيزد و حقوقى را كه خداوند بر مال واجب گردانيده، ادا كند و در يك كلمه، با مال خود آخرت خويش را آباد گرداند. ناگفته پيداست مالى كه از راه حرام بدست آيد وبال گردن صاحب خويش خواهد بود و زيان آن در دنيا و آخرت به او مىرسد.
پي نوشت
______________________________________________________________________________________
1 معصومه صفدرى، غيرت، طوبى شماره 19.
2 . فرهنگ عميد، ج 3، ص 1793.
3 . محمد عثمان نجاتى، قرآن و روانشناسى، ص 135.
4 . محمدعلى سادات، راهنماى همسران جوان، ص 164.
5 . محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 100، ص 249
6 . بحارالانوار، ج 8، ص 108.
7 . شهيد مرتضى مطهرى، نظام حقوق زن در اسلام، ص 202.
8 . نك: راهنماى همسران جوان، ص 164.
9 . نك: فتحيه فتاحى زاده، حجاب، از ديدگاه قرآن و سنّت، ص 41.
10 . محمد بن يعقوب كلينى، اصول كافى، ج 5، ص 554.
11 . وسايل الشيعه، ج 14، ص 144.
12 . همان.
13 . تحريم: 6.
14 . شورى: 45.
15 . همان، ص 176؛ محمد بن يعقوب كلينى، الكافى، ج 5، ص 537.
16 . محمد بن يعقوب كلينى، پيشين، ص 535.
17 . همان، ص 536.
18 . محمد بن حسن حرّ عاملى، پيشين، ص 176.
19 . در كتاب لهوف تُقاتِلُونَنِى آمده است.
20 . شيخ عباس قمى، نفس المهموم، ص 354.
21 . محمد بن حسن حرّ عاملى، پيشين، ص 176؛ محمد بن يعقوب كلينى، پيشين، ص 536.
22 . احزاب: 53.
23 . نك: مرتضى مطهرى، مسئله حجاب، ص 154.
24 . محمد بن حسن حرّ عاملى، پيشين، ص 174.
25 . آمدى، غررالحكم و دررالكلم، ج 4، ص 377.
26 . نهجالبلاغه، نامه 31.
27 . محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 103، ص 249.
28 . الامالى، ج 6، ص 288.
منبع :كتاب "مرواريد عفاف"
ادامه دارد ...
16:40 - 27 تیر 1390