ضرورت‏ها و بايسته‏هاى غيرت مدارى

خبرگزاري فارس: غيرت، حس درونى است كه آفرينش براى محافظت و نگاهبانى از حريم خانواده و پاسدارى از نسل، در وجود مرد نهاده است. در حقيقت، اين حس در مرد وجود دارد كه مى‏خواهد ناموس خود را از دسترس كامجويى ديگران دور كند و همسر خود را تنها در انحصار خود نگه دارد.
از آنجا كه غيرت يكى ديگر از عوامل مهم تقويت يا تضعيف حجاب و عفاف در جامعه دينى مى‏باشد در اين فصل آن را مورد واكاوى قرار مى‏دهيم. معناى غيرت1 "غيرت" در لغت؛ به معناى رشك بردن، تعصب و حفظ كردن ناموس است2 و در اصطلاح عبارت است از "تأثير پذيرى همراه با بغض و كينه و تيرگى دل، كه انسان معمولاً زمانى دركش مى‏كند كه احساس كند فرد محبوب وى، توجه يا محبتش را معطوف شخص ديگرى كرده است".3 به عبارت ديگر، "غيرت، حس درونى است كه آفرينش براى محافظت و نگاهبانى از حريم خانواده و پاسدارى از نسل، در وجود مرد نهاده است. در حقيقت، اين حس در مرد وجود دارد كه مى‏خواهد ناموس خود را از دسترس كامجويى ديگران دور كند و همسر خود را تنها در انحصار خود نگه دارد".4 غيرت، يكى از ويژگى‏هاى برجسته اخلاقى پيامبران و اولياى الهى است. رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: كانَ ابراهيمُ اَبى غَيورا، و أنا أغيرُ مِنْه و أَرْغَم اللّه‏ُ أنْفَ مَن لا يغارُ مِن المؤمنين.5 پدرم ابراهيم، غيور و جوان‏مرد بود و من از او غيورترم و خداوند بينى كسى را كه اهل ايمان است، ولى غيرت ندارد، به خاك بمالد. غيرت؛ يكى از جلوه‏هاى مردانگى ............................................. مرد، پاسدار حرمت و كرامت زن است و زمينه ساز اين پاسدارى و حراست از نواميس، ويژگى‏ها و مسئوليت‏هايى است كه خداوند در مردان قرار داده است. هرچه مرد بر كمالات انسانى خود بيفزايد، بر معرفت و غيرت او نيز افزوده مى‏شود.
نقل است كه پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله، فرد مشركى را به خاطر غيرت‏ورزى‏اش، از كشته شدن نجات مى‏دهد و او را مى‏ستايد. امام صادق عليه‏السلام در اين باره روايت مى‏كند: اسيرانى را به محضر پيامبر آوردند، پيامبر فرمود: "جز يك نفر، بقيه را گردن زنند". آن مرد (نجات يافته) گفت: چرا مرا از قتل رها كردى؟ پيامبر فرمود: "خداوند با پيك وحى‏اش به من خبر داد كه در تو پنج ويژگى وجود دارد كه آنها را خداوند و رسولش دوست مى‏دارند؛ يكى از آنها غيرت و نگهبانى از ناموس است".6 شهيد مطهرى در اين باره مى‏نويسد: مرد بر خلاف آنچه در ابتدا به نظر مى‏رسد، در عمق روح خود از ابتذال زن و تسليم و بى‏ارادگى او متنفر است و هميشه عزت و بى‏نيازى و بى‏اعتنايى زن را نسبت به خود ستوده است.7 غيرت، آفت‏هايى نيز دارد كه يا آن را از ميان مى‏برد يا آن را بسيار كم رنگ مى‏سازد. "اگر مرد در شهوت‏هاى نفسانى غوطه‏ور گردد و كمالات انسانى خود را كم‏كم از دست دهد، غيرت نيز همانند ديگر كمالات اخلاقى، نورانيت خود را از دست مى‏دهد و خاموش خواهد شد. در اين صورت، اگر همسرش وسيله كامجويى ديگران قرار گيرد و دست و نگاه آلوده متوجه او شود، نه تنها آزرده خاطر نمى‏شود، بلكه لذت مى‏برد و افتخار هم مى‏كند و حتى بيشتر از زن، در نشان دادن زيبايى‏هاى همسر خود به نامحرمان اصرار مى‏ورزد".8 غيرت اجتماعى ......................
"جامعه اسلامى، اجتماعى به هم پيوسته است كه فرد فردِ اين جامعه، نبايد خود را تافته جدا بافته از ديگران بدانند. مردان موظفند. در برابر بى‏مبالاتى‏ها، مرزشكنى‏ها و اذيت و آزارها و حرمت‏زدايى‏هاى ناموسى بايستند، به گونه‏اى كه ناموس اجتماع را ناموس خود بدانند و در حفظ حرمت‏ها، زنان مسلمان را مانند همسر خود بپندارند. پس تنها در چنين جامعه‏اى است كه زن و دختر آنها نيز از نگاه‏هاى آلوده نامحرمان در امان خواهند بود و پاكى و طهارت اجتماع، باقى خواهد ماند".9 از اين رو، بر همه افراد جامعه فرض است كه هرگز به اين مرزشكنى‏ها نزديك نشوند و زمينه حرمت‏شكنى ناموس‏ها را فراهم نكنند. امام صادق عليه‏السلام در تعبيرى زيبا اين مسئوليت خطير اجتماعى را چنين گوشزد مى‏كند: عِفُّوا عَن نساءِ النّاسِ تَعِفَّ نسائُكُم.10 چشم‏پوشى كنيد از زنان مردم تا مردم از زنانتان چشم بپوشند. پس در نظر داشتن تأثير كارها و اينكه نگه داشتن حرمت ناموس ديگران، گاهى ممكن است به هتك حرمت ناموس خود فرد بينجامد، خود يكى از راه‏هاى ايجاد يا تقويت غيرت در آدمى است.
نقل است امام صادق عليه‏السلام در پاسخ مسئله‏اى كه در آن از گناه اجتماعى مى‏پرسند، گناه‏كار را متوجه محارم خود مى‏كند و حس غيرت اجتماعى را در او برمى‏انگيزد. "از امام صادق عليه‏السلام پرسيدند: زنى مى‏گذرد و مرد از پشت به او مى‏نگرد. آيا اين عمل مرد گناه است؟ حضرت فرمود: آيا هيچ يك از شما خوش دارد كه كسى به زن يا زنان فاميل او نگاه كند؟ گفتند: نه. حضرت ادامه داد: پس براى مردمان، همان بخواه كه براى خود مى‏خواهى".11 ميانه‏روى در غيرت ........................ كوتاهى و زياده‏روى در هر كارى، سبب منحرف شدن آدمى از راه درست و مستقيم است و او را از رسيدن به هدف الهى باز مى‏دارد و پى‏آمدهاى ناگوارى نيز به دنبال دارد. غيرت‏ورزى نيز چنين است و در صورت تفريط و افراط در آن، آثار شومى دامن‏گير انسان خواهد شد. زياده‏روى در غيرت افزون بر آن‏كه موجب بدگمانى شخص نسبت به ناموس او مى‏شود، احساس شخصيت را نيز از ناموسش مى‏ستاند. درباره كوتاهى و بى‏توجهى در امر غيرت نيز در آموزه‏هاى پيشوايان اسلام بسيار سخن‏ها برجاست. مردى كه تحت تأثير تبليغات شيطانى، هويت اصيل خود را از دست داده و زن را همچون كالايى مادى مى‏پندارد و شخصيت خود را در داشتن زنى كه در منظر ديگران خود را مى‏آرايد، جست‏وجو مى‏كند، به سرزنش اسلام درمى‏آيد، چنان كه امير مؤمنان على عليه‏السلام در چنين اوضاعى بر سر مردم كوفه فرياد مى‏زند كه: "أما تَسْتَحْيونَ وَ لا تَغارُونَ؟...؛ چرا حيا نمى‏كنيد، شما را غيرت نيست؟...".12
وظيفه مسلمانان در پاسدارى از زنان و دختران .............................................................. دشمنان اسلام مى‏كوشند تا زنان و دختران را از حريم عفاف و جاده سلامت به در آورده و مورد سوء استفاده قرار دهند. در مقابل، مسلمانان نيز وظايفى دارند و سكوت و بى‏تفاوتى در برابر اين توطئه خانمان‏سوز، پسنديده نيست. قرآن مجيد به مؤمنان مى‏آموزد: يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ ناراً وَقُودُهَا النّاسُ وَ الْحِجارَةُ عَلَيها مَلائِكَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا يعْصُونَ اللّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يفْعَلُونَ ما يومَرُونَ13 يعنى: اى كسانى كه به خدا و رسولش ايمان آورده‏ايد! خود و خانواده‏تان را از آتش دوزخى كه خود مردم و سنگها، هيزم و آتش آن است، حفظ كنيد كه مأموران آتش، فرشتگانى بسيار سخت دل مى‏باشند كه هرگز نافرمانى خدا نمى‏كنند و آنچه به آنها گفته مى‏شود، فورا انجام مى‏دهند. همچنين در آيه شريفه ديگرى آمده است كه در روز قيامت وقتى انسانهاى ظالم را به طرف جهنم مى‏برند، آنها با حالت ترس و ذلّت با گوشه چشم بر آتش دوزخ مى‏نگرند و در آن حال، مؤمنان خطاب به ظالمان مى‏گويند: "إِنَّ الْخاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلِيهِمْ يوْمَ الْقِيامَةِ"14 آرى زيانكاران كسانى هستند كه خود و خانواده‏شان در امروز كه قيامت است ضرر كرده‏اند.
اين آيات و توصيه‏هاى معصومين به ما گوشزد مى‏كند كه انسان علاوه بر آنكه مسئول اعمال خويش است، بايد در همه حال از كسانى كه وابسته به او هستند (همچون زن، دختر، خواهر، فرزند، برادر و...) نيز مواظبت كند تا آنان را از كجروى و گناه باز دارد. در اين راه، بايد آنان را مورد كنترل قرار داده و از برآوردن خواسته‏هاى نابجاى آنان پرهيز كند. غيرت‏مدارى در روايات و سيره معصومين عليهم‏السلام ........................................................................ امام صادق عليه‏السلام به نقل از حضرت على عليه‏السلام مى‏فرمايد: يا أَهْلَ الْعِراقِ! نُبِّئْتُ أَنَّ نِساءَكُمْ يدافِعْنَ الرِّجالَ فِى الطَّرِيقِ؛ أَما تَسْتَحْيونَ؟! قالَ الْكُلَينِىُّ: وَ فِى حَدِيثٍ آخَرَ أَنَ‏أَمِيرَالْمُؤْمِنينَ عليه‏السلام قالَ: أَما تَسْتَحْيونَ وَ لاتَغارُونَ نِساءَكُمْ يخْرُجْنَ إِلَى الْأَسْواقِ وَ يزاحِمْنَ الْعُلُوجَ؟!15 يعنى: اى اهل عراق! با خبر شدم كه زنان شما در راه، با مردان برخورد مى‏كنند؛ آيا حيا و شرم نمى‏كنيد؟! مرحوم كلينى مى‏گويد: در حديث ديگرى آمده است كه حضرت فرمود: آيا حيا نمى‏كنيد و به غيرت نمى‏آييد كه زنانتان به طرف فروشگاه‏ها بيرون مى‏روند و با افراد بى‏ايمان و لاابالى برخورد مى‏كنند؟!
همچنين در نامه 31 نهج‏البلاغه از كلمات حضرت امير عليه‏السلام استفاده مى‏شود كه هر چه زن كمتر از منزل خارج شود، از جهات مختلف براى او و همسرش بهتر خواهد بود. البته اگر كار ضرورى و لازمى براى او پيش آيد و خارج شود، بايد حجاب را كاملاً رعايت كند و از هر گونه حركت ناشايستى دورى كند. اسلام، با حضور محجبانه زنان در اجتماع مخالفتى ندارد و منافاتى بين كار زن و حجاب و مستور بودنش نمى‏بيند. او مى‏تواند در بيرون از خانه كار كند ولى بايد مسائل شرعى را رعايت كند. چنانچه حضرت امام رحمه‏اللهبارها فرمودند كه اگر شؤون و مسائل شرعيه رعايت شود، خدمت و كار زن در جامعه مانعى ندارد. البته صفت غيرت در انسان، مانند پاسبانى است كه موجب ثبات خانواده مى‏گردد و غيرتمند با تعصب و حميت و حفظ نواميس خود، جلوى انحرافهاى احتمالى را خواهد گرفت. انسان غيور نه تنها نسبت به خانواده خود بلكه نسبت به ناموس ديگران نيز حساس است؛ زيرا وظيفه حراست و پاسبانى را منحصر در اهل و عيال خود نمى‏داند بلكه در سطحى گسترده‏تر در اجتماع و حتى در سراسر جهان خود را مسئول مى‏داند. او آفريده خالقى است كه غيور مطلق است؛ چنان كه در روايتى، به غيرت الهى اشاره شده است: إِنَّ اللّهَ غَيورٌ يحِبُّ كُلَّ غَيورٍ وَ لِغَيرَتِهِ حَرَّمَ الْفَواحِشَ ظاهِرَها وَ باطِنَها.16 يعنى: خداوند غيرتمند است و هر انسان غيرتمندى را هم دوست دارد و چون غيور است، گناهان زشت چه آشكار و چه پنهانش را حرام كرده است.
در برابر، كسانى كه غيرتمند نيستند و مخالف آن مشى مى‏كنند. ذليل و خوار خواهند شد؛ چنان كه رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آلهمى‏فرمايد: جَدَعَ اللّهُ أَنْفَ مَنْ لايغارُ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُسْلِمِينَ.17 يعنى: خدا بينى مؤمن و مسلمانى را كه غيرت نداشته باشد، به خاك ذلّت مى‏مالد. البته غيرتمدارى در سيره انبيا و امامان معصوم، بوضوح ديده مى‏شود. پيامبر گرامى اسلام با تأييد غيرتمدارى حضرت ابراهيم، خود را غيرتمندتر مى‏دانند و با يادآورى آثار زيانبار بى‏غيرتى، از همگان مى‏خواهند كه از باب "لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ" از ايشان پيروى كنند: كانَ إِبْراهِيمُ عَلَيهِ السَّلامُ أَبِى غَيورا وَ أَنَا أَغْيرُ مِنْهُ وَ أَرْغَمَ اللّهُ أَنْفَ مَنْ لايغارُ مِنَ الْمُؤْمِنينَ.18 يعنى: پدرم ابراهيم مرد غيرتمندى بود، ولى من غيرتمندترم و خداوند بينى مسلمانى را كه غيرت ندارد، به خاك ذلت مى‏مالد. در سيره امامان معصوم عليهم‏السلام كه كردار و گفتار آنان نه تنها سرمشق شيعيان و مسلمانان بلكه آزادمردان جهان است، آموزه‏هاى فراوانى در اين باره وجود دارد؛ براى مثال، حضرت امام حسين عليه‏السلام ، سردار غيرت و آزادى، وقتى مشاهده نمود كه لشكر يزيد بين او و اهل بيت جدايى افكنده‏اند، با بازداشتن آنها از حركت به سوى خيمه‏هاى اهل بيت، غيرتمدارى خويش را نسبت به تعرض به نواميس خويش نشان داده و فرمودند: أَقُولُ أَنَا الَّذِى أُقاتِلُكُمْ وَ تُقاتِلُونِى19 وَ النِّساءُ لَيسَ عَلَيهِنَّ جُناحٌ فَامْنَعُوا عُتاتَكُمْ عَنِ التَّعَرُّضِ لِحَرَمِى ما دُمْتُ حَيا.20
يعنى: من با شما مى‏جنگم و شما نيز با من مى‏جنگيد؛ زنها كه گناهى ندارند. تا من زنده هستم نگذاريد سركشها و ستمكاران شما، متعرض اهل بيت من شوند. با نگاهى به روايات و سيره معصومين عليهم‏السلام درمى‏يابيم كه غيرت، از نيكوترين صفات مردان است. خداوند غيرتمندان را دوست دارد و خود نيز غيور است. بى‏غيرت، در دنيا و آخرت، عذاب مى‏كشد و بى‏عفتى نواميس او، فساد خانوادگى، ناصالح شدن فرزندان و... نتيجه همين بى‏غيرتى است. اين روايت حضرت امير عليه‏السلام كه بى‏غيرت را واژگون و سياه قلب مى‏دانند، شايان توجه است: إِنَّ اللَّهَ يغارُ لِلْمُؤْمِنِ فَلْيغَرْ وَ مَنْ لايغارُ فَإِنَّهُ مَنْكُوسُ الْقَلْبِ.21 يعنى: خداوند نسبت به مؤمن غيرت دارد. او هم بايد غيرت ـ كه از صفات خداى بزرگ است ـ داشته باشد. كسى كه غيرت ندارد، قلبش واژگون و سياه است. اقسام غيرت .................. در يك نگاه كلى، مى‏توان غيرت را به اقسام زير تقسيم كرد: الف) غيرت در دين --------------------- مسلمان تا جايى كه توان دارد، بايد از دين دفاع كرده و آن را از خطرهاى احتمالى حفظ كند و در صورتى كه لازم باشد از بذل جان و مال در اين راه دريغ نورزد و در اين راه نبايد از سرزنش ديگران بهراسد. بسيارى از انبيا و امامان معصوم عليهم‏السلام و مردان صالح در طول تاريخ جان و مال خويش را در راه حفظ و پاسدارى از دين، تقديم كرده‏اند. ب) غيرت نسبت به نواميس (فرزندان و خويشان و هم‏كيشان) --------------------------------------------------------------------------
انسان بايد مراقب همسر، دختر، خواهر و هم‏كيشان خود باشد و آنان را از انحراف باز دارد و نگذارد در موارد غيرضرورى با نامحرم در تماس باشند. اختلاط و روابط ناسالم عاملى در گسترش فساد و انحراف، و پرهيز از آن مورد توجّه جدّى اسلام و رهبران دينى است. اسلام، در عين تأكيد بر حضور اجتماعى زن، آن را بدون قيد و شرط، مجاز نمى‏داند. يكى از شرايط مهم و اساسى در فعاليت و مشاركت اجتماعى زنان، رعايت مرزبندى و حفظ حريم است. قرآن مجيد، درباره عدم اختلاط زنان و مردان مى‏فرمايد: وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ.22 يعنى: هرگاه از ايشان (زنان پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله) چيزى خواستيد، از پشت پرده و حايل، طلب كنيد. هر چند شأن نزول اين آيه، ويژه زنان رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله است، ولى "مورد نزول" نمى‏تواند شمول مفهومى آيه را محدود كند. بنابراين، منظور آيه ياد شده، منع اختلاط زن و مرد است. شهيد مطهرى رحمه‏الله مى‏گويد: دستور حجاب كه در اين آيه آمده است غير از دستور پوشش است كه مورد بحث ماست. "اين دستور راجع به سنن خانوادگى و رفتارى است كه انسان بايد در خانه ديگران داشته باشد. طبق اين دستور، مرد نبايد وارد جايگاه زنان شود... ." ايشان سپس در توضيح "ذلكم اطهر لِقلوبِكم و قلوبهنّ" مى‏فرمايد: اين آيه مانند آيه 61 سوره نور دلالت مى‏كند كه هر اندازه مرد و زن جانب ستر و پوشش و ترك بر خوردهايى كه مستلزم نظر است رعايت نمايند، به تقوا و پاكى نزديك‏تر است و... .23
امام صادق عليه‏السلام درباره رعايت مرز ميان زن و مرد فرمود: فِى ما أَخَذَ رَسُولُ اللّهِ مِنَ الْبَيعَةِ عَلَى النِّساءِ أَنْ لايحْتَبِينَ وَ لايقْعُدْنَ مَعَ الرّجالِ فِى الْخَلاءِ.24 از جمله پيمان‏هايى كه رسول‏خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله با زنان بست، اين بود كه در خلوت با مردان معاشرت و نشست و برخاست نكنند. غيرت مرد مسلمان، امرى ستودنى است، چنان‏كه اميرالمؤمنين على عليه‏السلام آن را از نشانه‏هاى ايمان شمرده و فرموده است: "غَيرَةُ الرَّجُلِ إِيمانٌ؛ غيرت مرد و حراست او از ناموسش، جزو ايمان است".25 تعادل نداشتن در غير ، همواره تلاش‏ها را از نتيجه مطلوب و رسيدن به مقصود باز مى‏دارد. اسلام، غيرت بيجا را ممنوع كرده است؛ چنان كه حضرت على عليه‏السلام در وصيت خود به امام حسن عليه‏السلام مى‏فرمايد: وَ إِياكَ وَ الْتَّغايرَ فِى غَيرِ مَوْضِعِ. غَيرَةٍ فَإِنَّ ذلِكَ يدْعُو الصَّحِيحَةَ إِلى السَّقْمِ وَ الْبَرِيئَةَ إِلَى الرَّيبِ.26 از غيرت و بدگمانى در جايى كه نبايد غيرت به كار برد، اجتناب كن؛ زيرا اين كار، زن پاك را به ناپاكى و زن بى‏گناه را به انديشه گناه فرا مى‏خواند. هر چند غيرتمندى بسيار پسنديده است، ولى غيرتمند بايد از بدگمانى و وسوسه‏هاى نابجا بپرهيزد؛ زيرا چنين رفتارهايى، كانون گرم خانواده را سرد و بى‏روح و خود فرد را نيز به بيمارى مبتلا مى‏سازد. از سوى ديگر، بى‏تفاوتى مردان به نواميس نيز به شدت نكوهش شده است، چنان‏كه پيامبر گرامى اسلام مى‏فرمايد:
قالَ النَّبىُّ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله.... وَ الْمَرْأَةُ إِذا خَرَجَتْ مِنْ بابِ دارِها مُتَزَينَةً مُتَعَطَّرَةً وَ الزَّوْجُ بِذلِكَ راضٍ يبْنى لِزَوْجِها بِكُلِّ قَدَمٍ، بَيتٌ فِى النّارِ. هر زنى كه خود را بيارايد و خوشبو كند و از منزل خارج شود و شوهرش به اين امر راضى باشد، خداوند در قبال هر قدمى كه بر مى‏دارد، براى شوهرش خانه‏اى در دوزخ بنا خواهد كرد.27 زن مسلمان با رفتارى مناسب و متين، زمينه گسترش عفت عمومى را فراهم مى‏آورد؛ زيرا جامعه اسلامى جامعه‏اى به هم پيوسته است و فرد نبايد خود را تافته‏اى جدابافته از ديگران تلقى كند. انسان مؤمن، نابهنجاريهاى اجتماعى را به همان سان كه بر زن و ناموس خود برنمى‏تابد، درباره ساير زنان مسلمان نيز تحمل نمى‏كند (غيرت اجتماعى). مردان موظفند در برابر حرمت شكنى‏ها ايستادگى كنند. امام صادق عليه‏السلام در تعبيرى ظريف به نتيجه چنين رويكردى اشاره مى‏نمايند: بَرُّوا آباءِكُمْ يبَرَّكُمْ أَبْناءُكُمْ وَ عِفوُّا عَنْ نِساءِ النّاسِ تَعِفَّ نِساؤُكُمْ. يعنى: نيكى كنيد با پدرانتان تا پسرانتان به شما نيكى كنند و چشم‏پوشى كنيد از زنان مردم تا مردم از زنانتان چشم بپوشند.28 در سايه غيرت اجتماعى ضمانتهاى اجرايى براى فعاليت زنان فراهم مى‏آيد و جامعه از امنيت و سلامت معنوى بهره‏مند مى‏شود.
انسان غيور، در مورد تربيت فرزندان حساس است و به همين جهت از ابتدا، زنى را برمى‏گزيند كه مؤمن و پاك‏دامن باشد تا وظيفه هدايت فرزندان را به بهترين شكل انجام دهد. اساسا شير مادر و رفتار و كردار او در تكوين شخصيت فرزندان بسيار مؤثر است كه در جاى خود نيز، به اثبات رسيده است. انسان غيرت‏مدار، آمد و رفتها و دوستان و آشنايان فرزندان خود را از نظر دور نمى‏دارد و با حساسيتهاى ويژه‏اى كه دارد، او را در مسير تربيت و سازندگى همراهى مى‏كند. ج) غيرت در مال ------------------- انسان مسلمان، بايد مالش را از راه حلال كسب كند و در حفظ و حراست آن نيز كوشا باشد و از اسراف و تبذير و خسّت و بخل بپرهيزد و حقوقى را كه خداوند بر مال واجب گردانيده، ادا كند و در يك كلمه، با مال خود آخرت خويش را آباد گرداند. ناگفته پيداست مالى كه از راه حرام بدست آيد وبال گردن صاحب خويش خواهد بود و زيان آن در دنيا و آخرت به او مى‏رسد. پي نوشت ______________________________________________________________________________________ 1 معصومه صفدرى، غيرت، طوبى شماره 19. 2 . فرهنگ عميد، ج 3، ص 1793. 3 . محمد عثمان نجاتى، قرآن و روان‏شناسى، ص 135. 4 . محمدعلى سادات، راهنماى همسران جوان، ص 164. 5 . محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 100، ص 249 6 . بحارالانوار، ج 8، ص 108. 7 . شهيد مرتضى مطهرى، نظام حقوق زن در اسلام، ص 202. 8 . نك: راهنماى همسران جوان، ص 164. 9 . نك: فتحيه فتاحى زاده، حجاب، از ديدگاه قرآن و سنّت، ص 41.
10 . محمد بن يعقوب كلينى، اصول كافى، ج 5، ص 554. 11 . وسايل الشيعه، ج 14، ص 144. 12 . همان. 13 . تحريم: 6. 14 . شورى: 45. 15 . همان، ص 176؛ محمد بن يعقوب كلينى، الكافى، ج 5، ص 537. 16 . محمد بن يعقوب كلينى، پيشين، ص 535. 17 . همان، ص 536. 18 . محمد بن حسن حرّ عاملى، پيشين، ص 176. 19 . در كتاب لهوف تُقاتِلُونَنِى آمده است. 20 . شيخ عباس قمى، نفس المهموم، ص 354. 21 . محمد بن حسن حرّ عاملى، پيشين، ص 176؛ محمد بن يعقوب كلينى، پيشين، ص 536. 22 . احزاب: 53. 23 . نك: مرتضى مطهرى، مسئله حجاب، ص 154. 24 . محمد بن حسن حرّ عاملى، پيشين، ص 174. 25 . آمدى، غررالحكم و دررالكلم، ج 4، ص 377. 26 . نهج‏البلاغه، نامه 31. 27 . محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 103، ص 249. 28 . الامالى، ج 6، ص 288. منبع :كتاب "مرواريد عفاف" ادامه دارد ...
16:40 - 27 تیر 1390

0 بازدید




1 پاسخ