براي اولين بار با موشك بغداد را زديم

خبرگزاري فارس: اطلاع رسيد كه امروز صبح اعضاي سپاه پاسداران توانسته‌اند موشك اسكاد بي به بغداد شليك كنند. خوشحال شديم چون مأموران ليبي اخيرا از همكاري استنكاف كرده‌اند و معلوم نبود كه خودمان بتوانيم عمل كنيم.
به گزارش خبرگزاري فارس ، آن چه خواهيد خواند روايتي است از جناب آقاي هاشمي رفسنجاني. ايشان در زمان عمليات كربلاي 5 مسئوليت جانشين فرماندهي كل قوا در جنگ را به‎عهده داشت. اين بخش دوم از روزنوشت هاي ايشان درباره كربلاي 5 است: جمعه 19 دي 1365 ساعت چهار بامداد است و در گلف اهواز هستيم. ساعت دو و پانزده دقيقه بامداد آقاي سنجقي بيدارم كرد و اطلاع داد پيشروي آغاز شده و چهار واحد ثارالله، فجر، عاشورا و سيدالشهداء خط‌ها را شكسته‌اند. بلند شدم، وضو را گرفتم براي نماز شب. احساس كردم حال عبادت دارم. اين اثر شكست حمله قبلي است كه من را بيشتر متوجه به خدا كرده است. لابد روي ديگران هم چنين اثري داشته است. بالعيان اثر شكست را در ساختن انسانها و شكستن غرورها در وجود خودم لمس مي‌كنم و اين نعمت عظيم الهي را مي‌بينم كه بندگانش را با تلخي و مشكلات مي سازد و از انحراف و غفلت نجاتشان مي‌دهد. مدتي است كه لذت عبادت را خوب درك نمي‌كنم. عدم توفيق در عمليات گذشته كه كربلاي چهار نام گرفت ضربه بيداركننده‌اي بود. نماز شب را و دعاي كميل و دعاي صباح و مناجات «راجين» را با حال و ميل خواندم. دو ساعتي را خوابيدم و پس از اذان صبح براي نماز برخاستم. حالي شبيه حال دوران زندان كه از بهترين حالات عرفانيم بوده داشتم. احساس رضايت از تقديرات الهي سبكم كرده است.
آقاي سنجقي در ساعت سه و چهل و پنج دقيقه بامداد اطلاع داد دو لشكر فجر و سيدالشهدا خوب پيش مي‌روند ولي عاشورا و ثارالله كندتر حركت مي‌كنند و لشكر امام رضا نيز شروع كرده و الغدير و المهدي هم به خط آمده‌اند. اگر تا روشن شدن هوا جاي پاي محكمي بگيرند ادامه عمليات مقدور است. پس از طلوع آفتاب از قرارگاه مقدم اطلاع دادند كه در بخشي از منطقه عملياتي، نيروهاي ما جاي چاي محكمي بهدست آورده‌اند و مشغول پيشروي هستند و چند پل را كه دشمن در آب احداث كرده بود تصرف نموده‌اند و ضلع شمالي كانال پرورش ماهي را نيز تصرف كرده‌اند. در عمليات رمضان در سال 61 هدف عبور از كانال ماهي بود كه موفق نشديم و چند بار تاكنون براي گرفتن شلمچه عمليات كرده بوديم و موفق نبوديم. ساعت نه صبح آقاي رضايي اطلاع داد كه در منطقه پنج ضعلي شلمچه، نيروهاي ما به جنوب كانال ماهي رسيده‌اند و تعدادي از تانك‌هاي دشمن را غنيمت گرفته‌اند و راه براي عبور تانك‌هاي خودمان باز شده و اكنون با تانك با دشمن آن طرف آب گرفتگي مي جنگيم و حدود 600 اسير گرفته‌ايم. از اينكه در روز مي‌توانند حمله را ادامه دهند راضي است.
ضمنا دشمن گويا توپ‌هاي خودش را از اينجا به منطقه فاو برده يا براي حمله يا براي دفاع كه گويا فريب خورده و آتش توپخانه دشمن و بمباران هوايي‌اش ضعيف است. [سيستم دافع موشكي] هاك هم فعال است و تاكنون ساعت ده و نيم دو هواپيماي دشمن را انداخته است. تا شب، يازده هواپيما را ساقط كرديم. در آخرين ساعات روز در نقاط حساسي از زمين دشمن سرپل داشتيم و پاتك‌هاي دشمن را دفع كرده‌ايم. پنجاه تانك و نفربر غنيمت و 650 اسير گرفته‌ايم كه به عقب تخليه شده‌اند. عراق حمله به شهرها را آغاز كرده و امروز سوسنگرد و دزفول را بمباران نموده و ما هم اعلان مقابله به مثل كرديم. به نيروي زميني ارتش دستور دادم كه خودشان را آماده كنند تا در زمان مقرر حمله را شروع كنند. عصر براي رفع خستگي در جاده اهواز از دزفول رفتيم. كاهو خريديم و همانجا خورديم. شنبه 20 دي 1365 ساعت پنج بيدار شدم. نماز شب خواندم. براي پيروزي رزمندگان دعا و التماس كردم و مقداري از سوره انفال را خواندم. حال خوبي ايجاد كرد. ساعت شش و نيم از آقاي سنجقي آخرين خبرهاي ميدان جنگ را خواستم. گفت ساعت سه بامداد گفته‌اند كه دو لشكر نجف و امام حسين يك تيپ مكانيزه دشمن را در محاصره دارند و لشكرهاي نصر و علي بن ابي طالب از جاده شلمچه عبور كرده وارد ميدان نبرد شده‌اند. گفتم آخرين اخبار را بياورد.
ساعت هفت صبح آخرين خبرها مي‌گويد ديشب پيشرفت زيادي نداشته‌ايم. اميد زيادي به پيشرفت بود. معلوم شد دشمن توانسته تعادل خود را بدست بياورد و در خطوط جديد مقاومت نمايد. در مجموع از نقاطي كه تا ديشب گفته بودند در اختيار داريم در بعضي موارد جلو رفته‌ايم و در بعضي موارد عقب و در مواردي ثابت مانده‌ايم. به احتمال قوي امروز درگيري‌ها شديد خواهد بود. هوا ابري و نيروي هوايي دشمن ضعيف است. ساعت هشت و نيم اطلاع دادند يك هواپيماي دشمن ساقط و خلبانش اسير شده است. درخواست كمك بيشتر هوانيروز و هوايي شد. با سرهنگ جمالي جانشين فرمانده نيروي زميني براي ساعت (س) روز عمليات ارتش مذاكره كرديم. سه روز مهلت خواست. با مهلت دو روز موافقت و ابلاغ گرديد. بعضي‌ها معتقدند آنها مي‌خواهند با تأخير يا از حمله معاف شوند در صورت ناموفق ماندن عمليات جاري و در صورت تداوم يا پيروزي كامل عمليات جاري جبهه مقابل آنها خلوت شود. تا ساعت يك و نيم بعد ازظهر پاتك‌هاي دشمن به شدت ادامه دارد و گاهي در صفوف ما نفوذ مي‌كند و سپس عقب زده مي‌شود. در غرب كانال ماهي فشار بيشتر است. بعدازظهر آقاي رضايي اطلاع داد كه حمله‌اي داشته‌ايم و پيشرفت خوبي بوده است. اول شب اطلاع دادند كه كليه پاتك‌هاي امروز دشمن دفع شده و خودمان را براي حمله به دشمن آماده مي‌كنيم.
آقاي رفيق دوست از قرارگاه مقدم آمد و گزارش حضوري داد. مطلب جديدي نداشت. خواستار تغيير محل سايت موشكي‌ هاك شدند كه با رسيدگي و مذاكره با سرهنگ منصور ستاري معاون طرح و برنامه نيروي هوايي مصلحت نديديم. آخر شب اطلاع دادند در سه محور حمله كرده‌ايم و ساعت دو بامداد اطلاع دادند كه هر سه محور موفق بوده‌اند. آقاي محمدي عراقي آمد و خبر آورد كه تعداد شهدا در كربلاي پنج، خيلي كم است. دكتر كي‌نژاد آمد. وضع هوا در سه روز آينده را گفت. عراق امروز به بروجرد، رامهرمز و نهاوند موشك زد و اصفهان را بمباران كرد؛ همان رفتارهاي معمولش كه بعداز هر شكست، با شرارت در شهرها و مراكز غيرنظامي عمل مي‌كند. يكشنبه 21 دي 1365 ساعت دو بامداد آقاي سنجقي بيدارم كرد و گفت براي انتقال مجروحان نياز به هواپيماي بيشتر داريم. آقاي دكتر روحاني را بيدار كرديم. مذاكره شد. چون هوا در فرودگاه اهواز مساعد نيست قرار شد آنها را به اميديه ببريم و از آنجا منتقل كنيم. بعد از نماز صبح و استحمام، گزارش جبهه را از آقاي رضايي گرفتم. راضي و خوشحال بود و اطلاع داد پاتك‌هاي دشمن در چند محور با نيروهاي تازه نفس گارد مخصوص شروع شده است. مرتبا وضعيت قرمز و آژير خطر به صدا درمي‌آمد. عراق حمله به شهرها را شروع كرده و با وسعت ادامه مي‌دهد. ما هم مقابله به مثل مي كنيم.
نزديك ظهر، آقاي رضايي اطلاع داد كه پاتك دشمن دفع شده و در محور جنوب كه به سوي جزيره بوارين پيش مي‌رويم، موفقيت‌هاي خوبي داشته‌ايم. از تأخير دو روزه عمليات ارتش، اظهار شكوه كرد. به نخست وزير در جلسه هيئت دولت تلفني گفتم، اعتبار سپاه را بدهند و خبر موفقيت‌هاي ديشب را دادم. احمدآقا هم تلفني از اوضاع جنگ پرسيد و جواب گرفت. اطلاع داد كه آيت الله منتظري نامه‌اي به امام نوشته و از احتمال تبعيد آسيدهادي اظهار نگراني كرده و گفته چون كمك كار نخواهند داشت اگر بناست او تبعيد شود پس به ايشان اجازه داده شود كه منزوي شوند. اطلاع رسيد كه امروز صبح اعضاي سپاه پاسداران توانسته‌اند موشك اسكاد بي به بغداد شليك كنند. خوشحال شديم چون مأموران ليبي اخيرا از همكاري استنكاف كرده‌اند و معلوم نبود كه خودمان بتوانيم عمل كنيم. مخصوصا وقتي كه خبرگزاري ها از شنيده شدن انفجار در بغداد خبر دادند اطمينان كامل پيدا شد. اين توفيق نيروهاي خودمان در راه‌اندازي‌ سايت موشكي فتح مهمي است. بعدازظهر اطلاعات بيشتري از موفقيت در محور جنوبي شلمچه و درگيري در جبهه غربي آن گرفتيم. براي تفرج به بيرون اهواز رفتيم. كاهو خورديم و اسلحه‌ام را آزمايش كردم. اول شب درباره محل سايت موشكي‌ هاك تصميم گيري كرديم. با آقاي خامنه‌اي تلفني درباره فرمانده نيروي هوايي صحبت كردم. امروز عصر هم عراق به باختران و ايلام موشك زده نشان ضعف و استيصال است.
با آقاي رضايي آخر شب تماس گرفتم. معلوم شد نيروها در منطقه عملياتي كربلاي پنج از چند محور پيشروي را آغاز كرده‌اند و راجع به ادامه عمليات و عمليات آينده ارتش صحبت كرديم. تلفني با عفت در منزل حرف زدم. گفت مردم خيلي از پيروزي‌ها خوشحالند و گفت كه نقل شد من مجروح شيميايي شده‌ام. گفتم دروغ است. لابد خبر مصدوم شيميايي شدن مهدي در عمليات گذشته هم به اين صورت درآمده است. آمار شهدا و مجروحان را گرفتم. تاساعت نه صبح تعداد 931 شهيد و 6010 مجروح داشته‌ايم. دوشنبه 22دي 1365 اول از آقاي محسن رضايي در مورد عمليات ديشب اطلاع گرفتم. معلوم شد در محور جنوب به جزيره بوارين رسيده‌اند ومشغول پاكسازي جزيره هستند و در نقطه‌اي بر سر قرارگاه دشمنان درگيرند. در محور غرب شلمچه، پيشرفت نداشته‌اند و فقط انهدام دشمن انجام شده؛ گويا دشمن هم با حضور شخص صدام در اين محور، برنامه تهاجم وسيع داشته كه شكست خورده است. در شمال جبهه با تصرف پلي بر روي كانال ماهي پيشرفت كرده‌اند. به آقاي خرازي گفتم تبليغات را با شور و حال ادامه دهند. از مشكلات فيلمبرداران در جبهه و سختگيري حفاظت، شكوه شد كه كمك كرديم. آقاي روحاني اطلاع داد كه به آقاي صديق فرمانده نيروي هوايي گفته‌اند در بيمارستان به صورت ظاهر بستري شود تا تكليف مسئله [سرهنگ عابدي] خلبان رئيس ستاد نيرو كه با اجازه شخص صديق به لندن رفته و خانواده‌اش را برده و احتمالا از ترس تعقيب يك اتهام برنمي‌گردد، روشن شود.
عصر آقاي روحاني و آقاي ترابي، براي بررسي برنامه عمليات ارتش به غرب رفتند. امروز هم عراق به شهرها، حمله وسيع با بمباران و پرتاب موشك داشته است. مهمترين حربه‌اش را به كار گرفته. تعداد شهدا تا امروز 1500 نفر است. اول شب آقاي سعيدي مسئول حفاظت سپاه آمد. گزارشي در مورد پرونده [همايون] انصاري [شيرازي] - دلال اسلحه كه اخيرا به اتهام گرفتن مبلغ كلاني از اتريشي‌ها در معامله توپ 155 و رشوه دادن به مسئولان بازداشت شده - داد. شب به محل قرارگاه سابق خاتم در جاده اهواز خرمشهر رفتيم. آقايان رحيم صفوي، رشيد و رفيق دوست از منطقه عملياتي آمدند. توضيحاتي درباره برنامه عمليات و وضع موجود دادند.(1) دشمن به سختي مقاومت مي‌كند و پيشروي ما به كندي انجام مي‌شود. نيروها نياز به واحدهاي تازه‌نفس دارند. اصرار داشتند كه عمليات ارتش به تاخير نيفتد كه دشمن مجبور به تقسيم نيروهايش بشود و مي‌تواند نيروي زيادي به منطقه بصره بياورد. در انتهاي كانال ماهي، دشمن در ميان نيروهاي ما موضعي را حفظ كرده و مانع‌ الحاق دو بخش مهم صفوف ما در پنج‎ضلعي و كانال مي‌شود. به گلف برگشتم. امروز دستوري به واحدهاي سپاه مبني بر تداوم عمليات و بهره‌برداري كامل از امكانات و نيروها خطاب به فرمانده سپاه دادم. سه‎شنبه 23 دي 1365
بعد از نماز صبح با آقاي شمخاني تلفني صحبت كردم. ديشب توانسته‌اند يكي از قرارگاه‌هاي مهم دشمن در شرق رود دويجي را تصرف كنند و نيروي كافي وارد جزيره بوارين كنند. ديشب هم وارد شده بودند، ولي چون مشكل همان قرارگاه باقي بوده، پيشرفتي حاصل نشده بود. آقاي محسن رضايي اطلاع داد كه موشك به بغداد زده شده است. دستور دادم حل مسئله نفوذ دشمن در ميان دو بخش در اولويت قرار گيرد. قرار است براي نظارت بر عمليات ارتش به غرب بروم. آقاي [احمد] وحيدي آمد. از قرباني‌فر نقل كرد كه به كنگرلو گفته نظاميان شوروي به عراق آمده‌اند و هدايت عمليات در مقابل ما را به عهده گرفته‌اند. لحن شوروي در حمايت از عراق، اخيراً صريح و گستاخ شده است. ساعت نه صبح به سوي غرب حركت كرديم. در بين راه از انديمشك وضع جبهه را پرسيديم. نگران بوديم، چون نيروهاي گارد رئيس جمهور عراق، امروز پاتك سنگيني آغاز كرده‌اند. ناهار را در كافه‌اي در نزديك كوهدشت خورديم و نماز ظهر را همان‌ جا خوانديم. نزديك غروب به اسلام‌آباد غرب رسيديم. تازه بمباران شده بود. مردم شهر را تخليه كرده بودند و شبيه تعطيل عمومي بود، حتي پمپ بنزين‌ها هم كار نمي‌كرد. اول شب به قرارگاه غرب نيروي زميني ارتش در ارتفاعات مشرف به سومار و نفت شهر رسيديم.(2) در بين راه بعد از كوهدشت تا اينجا، همه جا از ميان جنگل‌هاي بلوط گذشتيم. خوشبختانه در غرب اين همه جنگل خوب داريم.
در قرارگاه، آقاي حسني سعدي و آقاي جمالي گفتند كه ديشب يك اسير عراقي گرفته‌ايم. او گفته كه از عمليات ما مطلعند و آنها هم يك درجه‌دار از ما اسير گرفته‌اند. نظرشان را راجع به انجام عمليات خواستم. گفتند بهتر است عمل بكنيم. آنها براي انجام عمليات جلوتر رفتند. من هم در قرارگاه به انتظار ماندم. احمدآقا تلفني پيغام داد كه زدن موشك به بغداد خيلي موثر بوده، باز هم زده شود. گفتم بزنند. بعد از نماز و شام، دعاي توسل خوانديم. ساعت ده و نيم، عمليات با رمز يا فاطمه‌الزهرا(س) آغاز شد. نيروي زميني با پنج لشكر عمل مي‌كند. از بام قرارگاه، خواستم منظره را ببينم، ولي جز صداي توپ‌ها و برق آتش سلاح‌ها، چيزي قابل تشخيص نبود. به انتظار نتيجه مانديم. اطلاع رسيد عراق، خرم‌آباد و باختران را بمباران كرده و در جنوب موفقيت داشته‌ايم. چهارشنبه 24 دي 1365 نزديك صبح بيدار شدم. از نتيجه عمليات اطلاع گرفتم. گفتند در دو محور راست و چپ موفق بوده‌اند، ولي در دو محور وسط كه اصل و هدف عمليات بوده، پيشرفتي نداشته‌اند. آقاي روحاني هم صبح از قرارگاه جلو آمد و شرح كار را داد. آقايان حجازي و رازيني هم آمدند. مايوس نبودند،‌ ولي آقاي روحاني به ادامه كار خوشبين نيست. سايت هاك(3) را هم كه بنا بود اينجا باشد، هنوز راه نينداخته‌اند. گويا يك بخش آن از هلي‌كوپتر حامل آن افتاده و خراب شده است. برنامه تبليغي را مشخص كرديم و آقاي خرازي به اجرا پرداخت.
با قرارگاه عمليات كربلاي پنج در جنوب تماس گرفتيم. ديروز و ديشب هم پيشرفت‌هايي داشته و پاتك‌ها را به خوبي دفع كرده‌اند. امروز مشغول پاكسازي جزيره بوارين هستند. عصر فرماندهان ارتش آمدند و جمع‌بندي عمليات را گفتند. قرار شد عمليات را ادامه دهند. نياز به كمپرسي داشتند، به آقاي فروزنده گفتم كه تامين كنند. با اتومبيل به سوي تهران حركت كرديم. از ساعت پنج عصر تا سه بامداد در راه بوديم. پنج‎شنبه 25 دي 1365 ساعت نه صبح به مجلس آمدم. از جبهه‌ها سراغ گرفتم. جنوب خوب است و غرب جالب نيست. پيشروي جنوب هم كند است. بعد از تنفس در جلسه علني شركت كردم. پس از ختم جلسه، اوضاع جبهه‌ها را براي نمايندگان توضيح دادم. خيلي خوشحالند. بمباران شهرها در سايه پيروزي‌هاي جبهه، تلخي و تاثيرات سوء معمولي را ندارد. ظهر و عصر در دفترم به خواندن گزارش‌ها و رسيدگي به امور جنگ گذشت. شب آقايان نخست‌وزير و رئيس جمهور آمدند. توضيحات وضع جبهه‌ها را دادم و در امور مربوط، مشورت شد. در مورد فرماندهي نيروي هوايي و مسئله كويت و انتقاد از شوروي در نماز جمعه فردا بحث شد. شب به خانه رفتم. جمعه 26 دي 1365 از جبهه‌ها خبر گرفتم. در جنوب پيشرفت داشته‌ايم و در جزيره بوارين و در غرب خبري نبوده، جز پاتك دشمن. در نماز جمعه عمدتا درباره جنگ حرف زدم. عصر احمدآقا آمد. درباره جنگ و فرماندهي نيروي هوايي صحبت شد. آقاي رحماني آمد و درباره اعزام نيروهاي بسيج، براي اعزام نيروي انبوه در دهه فجر مشورت كرد.
شب بيشتر به مطالعه گزارش‌هاي رسيده چند روز سفرم گذشت. امروز ما به بغداد موشك زديم و عراق چند مورد بمباران شهرها داشت. در حال اقامه نمازجمعه و ايراد خطبه، وضعيت قرمز اعلان شد و آژير خطر به صدا در‌آمد و وضع مراسم عادي ماند و من به صحبت ادامه دادم و مردم مضطرب نشدند. همان لحظه قم بمباران شد و در نماز جمعه قم، مردم با شعار و حماسه به استقبال بمباران رفتند. شنبه 27 دي 1365 بعد از نماز تا ساعت نه صبح، در منزل گزارش‌ها را خواندم. از [جبهه] غرب، فرمانده نيروي زميني گفت در اثر پاتك ديروز دشمن، ديشب نتوانسته‌اند عمل كنند و به فرداشب موكول شده است. به مجلس آمدم. تا ظهر به خواندن گزارش‌ها گذشت. آقاي معاديخواه، تلفني خواست بودجه ماهانه بنياد تاريخ را تا چهارصد هزار تومان بالا ببريم. آقاي اقبالي براي تعيين مسئله سفر به جنوب آمد كه قرار بود با قطار برويم، ولي در اثر بمباران پل تله زنگ، قطار نمي‌رود. به آقاي شهاب گفتم از امكانات قرارگاه ابوالفضل(س) براي آزمايش استفاده شود، اطلاعات از [جبهه] جنوب مي‌گويد كه كار تسخير جزيره بوارين تمام شده و جمعي از عراقي‌ها فرار كرده‌اند. نيروهاي ما در حال تسخير جزيره ماهي و طويله در جنوب بوارين هستند.
ظهر صداي انفجاري شنيده شد و بلافاصله ضدهوايي‌ها كار كردند و سپس وضعيت قرمز اعلان شد. بعدا معلوم شد دو هواپيماي عراقي به شمال غرب تهران نفوذ كرده و در ولنجك بمب انداخته‌اند كه دو نفر شهيد و جمعي مجروح شده و شيشه‌هاي خانه‌ها - من‎جمله منزل اخوي محمد - در منطقه وسيعي شكسته و نيروي هوايي اصلا اثري از آنها را در رادارها نديده است. شب با ديگر سران قوا مهمان احمدآقا بوديم. امام هم شركت كردند. از نتايج عمليات راضي‌اند. توضيحاتي درباره عمليات جنوب دادم. اصرار به ادامه عمليات دارند. اجازه ندادند كه موشك به بندر كويت بزنيم. بعد از رفتن ايشان درباره ‌آسيد هادي هاشمي صحبت شد. وزارت اطلاعات از امام اجازه تبعيد خواسته و امام به سران قوا محول كرده‌اند. من با تبعيد مخالفت كردم و گفتم پستي بدهيم و مامور به خارج كنيم. آقاي موسوي اردبيلي هم با نظر من موافقت كردند. به نتيجه نرسيديم. درباره مصاحبه من با راديو آمريكا - به طور مستقيم و پخش زنده - بحث شد. همه موافقت دارند. قرار شد انجام شود. ديروقت به خانه رسيدم. يك‎شنبه 28 دي 1365 بعد از نماز به مجلس رفتم. با جبهه تماس گرفتم. در منطقه نفت شهر، ارتفاع مهمي در شرق نفت شهر را گرفته‌ايم. در جنوب هم به طرف بصره پيشرفت داشته‌ايم. قبل از دستور در جلسه علني سخناني ايراد كردم كه بيشتر به منظور جا افتادن حضورم در تهران قبل از رفتن به جبهه بود.
به دفترم آمدم. آقاي [علي‌اكبر] ناطق نوري آمد و برنامه‌اي براي عمل در داخل عراق ارائه داد كه قرار شد بعد از سفرم بررسي شود. آقاي سيدزاده آمد و در مورد سفر رئيس مجلس صحرا مشورت كرد. ساعت نه و نيم با اتومبيل به سوي اهواز حركت كرديم. در بين راه قم، لباس نظامي پوشيدم. از سلفچگان، جاده دليجان، محلات، خمين، اليگودرز، ازنا، درود و خرم‌آباد رفتيم. با اينكه قدري دورتر شد اما به علت تازگي داشتن، كمتر خسته‌كننده بود. مغرب به خرم‌آباد رسيديم. ناهار را در مزرعه‌اي در حومه اليگودرز خورديم. پاسداران از كافه چلوكباب گرفته و به آنجا آوردند. باصفا و خوش‎هوا بود. نماز مغرب و عشاء را در حومه انديمشك خوانديم و شام را در راه حاضري خورديم. ساعت دوازده شب به اهواز رسيديم و در گلف مستقر شديم. با آقاي محسن رضايي تماس گرفتيم. گفت عملياتي شروع كرده‌ايم و به سوي خط دشمن پيشرفت داشته‌ايم. قرار شد فردا براي توضيح و مشورت بيشتر اينجا بيايد. عراق امروز در شهرها شرارت‌زيادي كرده است. در مقابل شكست در جبهه‌ها، متوسل به زدن شهرها شده است. دوشنبه 29 دي 1365 بعد از نماز با آقاي شمخاني در قرارگاه مقدم تماس گرفتيم. اطلاع داد كه در عمليات ديشب پيشرفت خوبي داشته‌ايم و دو جاده در جنوب منطقه عملياتي را كه دشمن از آنها استفاده مي‌كرد، قطع كرده‌ايم و خواست كه نيروي هوايي، امروز فعال باشد. آقاي سنجقي هم اطلاع داد كه در غرب هم ارتش در ارتفاعات شرميل تثبيت شده و چند ارتفاع ديگر را هم گرفته است.
آقاي رضايي آمد و توضيحات كاملي در مورد عمليات جاري و برنامه‌هاي آينده داد. ديشب از نهر جاسم عبور كرده و يك كيلومتري به طرف بصره پيش رفته‌اند و پاتك‌ها شروع شده است. آقاي [محمدباقر] ذوالقدر فرمانده قرارگاه رمضان آمد و برنامه عمليات داخل خاك عراق را گفت. سرما و برف، پيشرفت كار را كند كرده است. ظهر آقاي [محمد] كوثري فرمانده لشكر 27 محمد رسول‌الله(ص) آمد. گزارش عمليات خودش را داد. پشت كانال ماهي، سخت تحت فشار بوده و تلفات زيادي داشته است. نجيبانه از عدم هماهنگي لشكرهاي سيدالشهدا(ع) و 25 كربلا در شب عمليات شاكي بود. اگر مطالب ايشان درست باشد، متاسفانه اشتباهي از يك موفقيت مهم ما را محروم كرده و باعث خسارات عمده‌اي شده است. قرار شد عمليات ديشب را مرحله سه كربلاي پنج اعلان كنيم. آقاي [حسين] علايي فرمانده نيروي دريايي سپاه آمد. قرار شد يك موشك به كشتي مزاحم بزند. عصر فرماندهان گردان‌هاي بعضي از واحدهاي عمل‌كننده سپاه آمدند. براي آنها سخنراني كردم. اين برنامه از ساعت چهار و نيم تا ده شب ادامه يافت. معمولا فرمانده هر گرداني،‌ گزارش عملكرد خود را در عمليات كربلاي چهار و پنج مي‌داد و من سؤالاتي در مورد وضع فعلي، تلفات، موفقيت‌ها، غنائم و برنامه آينده‌اش مي‌كردم. لشكر 27 محمد رسول‌الله(ص) به خاطر حضور در خط پشت كانال ماهي و انجام دو حمله كه با دو جناح چپ و راست آن يعني سيد‌الشهداء و 25 كربلا هماهنگي نداشته، بيش از ديگران آسيب ديده است.
با لشكرهاي نصر، امام رضا(ع)، فجر، المهدي(عج) و تيپ‌هاي امام حسن(ع) و قائم سمنان نيز مذاكره شد. دو نفر از اطلاعات و عمليات غرب سپاه آمدند و از كمي توفيق عمليات ارتش در غرب گفتند. آقاي امين مسئول قرارگاه ابوالفضل(س) آمد و از عدم تأثير آن، گزارش داد. آقايان [منصور] ستاري و [عباس] بابايي آمدند. درباره تقويت پدافند منطقه تأكيد كردم. سه‌شنبه 30 دي 1356 بعد از نماز صبح تا ساعت هشت صبح گزارش‌ها را خواندم و به راديوها گوش دادم. با اينكه تا حدودي به پيروزي ما در كربلاي پنج اعتراف مي‌شود، ولي هنوز تلاش در حفظ روحيه عراقي‌هاست. آقاي [علي] شمخاني [فرمانده نيروي زميني سپاه] و آقاي [محمد] باقري [معاون اطلاعات نيروي زميني سپاه] از جلو آمدند. گزارش كاملي دادند. معتقدند اگر امكانات بسيج شود، همين‌جا مي‌توانيم جنگ را ببريم؛ ارتش عراق ضربه‌هاي كاري خورده است. آقاي باقري آمار انهدام نيروهاي عراقي را داد، اگر درست باشد، ضربه جدي است. [ارتش عراق] حدود صد تيپ به ميدان آورده و هشتاد درصد آن آسيب ديده است. از بيست تيپ دست نخورده ديگر مي‌تواند استفاده كند. البته از آسيب‌ ديده‌ها هم استفاده مي‌كند. سه محور براي ادامه عمليات مطرح است. روي هم رفته آن محوري كه فرماندهان سپاه انتخاب كرده‌اند، مهمترين است، گرچه آقاي خامنه‌اي و من قبلاً ‌روي محور ديگري تكيه داشتيم. خواستار تقويت مهندسي، پدافند و توپخانه بودند. آقاي رفيق‌دوست مدعي است كه از نظر مهمات، در مضيقه نمي‌افتيم.
دكتر روحاني و سرهنگ ترابي كه از غرب آمده بودند، گزارش وضع آنجا را دادند. مجموعاً اميدي به موفقيت چشمگير ارتش ندارند. مي‌گويند حداكثر دو ارتفاع كوچك شرميل و تپه سرخه را ممكن است بگيرند. به دكتر روحاني گفتم براي تقويت پدافند خط، چند [توپ] اورليکن را جلو ببرند و سايت موشكي هاك را هم جلوتر ببرند. عصر آقاي [محمدعلي] انصاري هم از طرف امام در اين خصوص پيغامي تلفني گفت. ظهر با آقاي [محمد] فروزنده [مسئول مهندسي قرارگاه خاتم] درباره تقويت مهندسي خط مذاكره و تصميم‌گيري كرديم. قرار شد براي تعمير واحدهاي آسيب ديده و گرفتن ماشين‌هاي سنگين از ارگانهاي دولتي اقدام كنيم. عصر بيشتر وقت به خواندن گزارش‌ها گذشت. اعتراف به شكست عراق، كم‌كم رواج مي‌گيرد. از آقاي ري‌شهري در مورد سه آتش‌سوزي در كويت پرسيدم: توضيح داد. آقاي رضايي، تلفني اطلاع داد پاتك‌ها و آتش توپخانه دشمن، امروز شديد بوده و كمي عقب‌نشيني داشته‌ايم. شب ديروقت آقاي رحيم صفوي و آقاي ‍[مرتضي] قرباني [فرمانده لشكر 25 كربلا] آمدند. از فشار فوق‌العاده توپخانه و نيروي هوايي دشمن بر محور پيشروي به سوي بصره، اظهار نگراني كردند و خواستار تقويت پدافند و توپخانه و مهندسي بودند. به نظر مي‌رسد در پيشروي دچار مشكل شده‌اند و پيش‌بيني‌هاي ديشب و امروز صبح، جاي خود را به نگراني داده است. چهارشنبه 1 بهمن 1365 قبل از اذان بيدار شدم. نافله شب خواندم و براي پيروزي رزمندگان دعا كردم و بخشي از سوره احزاب را كه مربوط به جنگ است، قرائت نمودم.
با اينكه براساس مباني و نظر امام، در اين جنگ حق با ماست و ما براي اسلام مي‌جنگيم و دشمن براي سركوب اسلام، جنگ را شروع كرده و ادامه مي‌دهد، اما شيطان دست از سر انسان برنمي‌دارد و گاهي كه در جنگ، جمع زيادي كشته مي‌شوند و يا با انبوه جانبازان در بيمارستان‌ها مواجه مي‌شوم و يا آمار اسراي فراوان دو طرف را كه سال‌ها در اسارت به سر مي‌برند، مي‌بينم، وسوسه اينكه مسلمان‌ها در دو طرف كشته مي‌شوند و رنج مي‌برند، انسان را آزار مي‌دهد و با مقداري تفكر و استدلال، اين وسوسه را دفع مي‌كنم؛ لابد ديگران هم ‌چنين حالي دارند. مخصوصاً اين وسوسه در مواقعي بروز مي‌كند، كه از جهتي احساس ضعف يا مشكل شدن كار جنگ پيش مي‌آيد. مشكلات پيشروي ديروز و فشار هوايي بر شهرها و مردم غيرنظامي، در روحيه‌ام اثر گذاشته و امروز صبح دمغ و غمگين هستم. شايد هم به خاطر اينكه پس از ماهها تلاش و آماده كردن همه چيز، براي عمليات سرنوشت‌ساز به منظور ختم جنگ و اكنون ملاحظه علايم عدم تحقق اين هدف در اين عمليات باشد. راديو صداي آمريكا امروز صبح با اعتراف به پيشروي ما، موذيانه بر زياد جلوه دادن تلفات ما و كم كردن تلفات عراق – به‎عكس واقعيت - نوعي عدم موفقيت را القا كرد. معلوم است كه از سقوط احتمالي بصره و در نتيجه پيروزي اسلام و تضعيف يا شكست بعث عراق نگرانند و موذيانه روحيه او را تقويت مي‌كنند.
با آقاي خرازي براي مبارزه با اين خط انحرافي تبليغات مذاكره كردم. قرار شد در مصاحبه با خبرنگاران خارجي كه امروز مي‌آيند، آن را مطرح كنند. آقاي رفيق‌دوست گفت كه ديشب در جهت تحكيم خط، پيشروي داشته‌ايم. تلفني با عفت در منزل صحبت و احوالپرسي كردم. آقاي [موسي] رفان فرمانده نيروي هوايي سپاه آمد. از بي‌نيازي واحد موشكي به كمك ليبي و ديگران و شليك چند موشك به دست خودشان گفت و اجازه گرفت كه در يك روز دو موشك متوالي به كاخ صدام بزند. موافقت كردم؛ چون عراقي‌ها اعلان كرده‌اند كه به قصد بمباران جماران به تهران حمله كرده‌اند. قرار شد يك سايت موشك زمين به هواي چيني در اصفهان ايجاد كنند و براي گرفتن موشك جديد، به آقاي رياضي تأكيد كردم. عصر فرماندهان تيپ [مستقل 18] الغدير، لشكر [33] المهدي و [لشكر 31] عاشورا آمدند. گزارش عمليات اخير و موفقيت‌ها و تلفات را دادند. سپس به بيرون شهر اهواز رفتيم. هواپيماهاي عراقي به اهواز حمله كردند و چند فروند موشك خوردند، يكي از آنها متلاشي شد و روي اهواز سقوط كرد، ولي يك بمب در محل گلف ريختند. شب فرماندهان قرارگاه رمضان آمدند. از آمادگي نيروهاي نظامي مخالف عراقي براي اجراي عمليات گفتند و براي باز كردن راه كمك به آنها استمداد نمودند. تلفني با آقاي خامنه‌اي درباره جنگ و نتيجه سفر آقاي ولايتي به ليبي كه منفي بوده و برنامه گفتن تكبير بر بامها براي تأييد جنگ صحبت كرديم. به چند شهرمان حمله هوايي شده است. پنج‌شنبه 2 بهمن 1365
ديشب عملياتي در جبهه نداشته‌ايم و امروز خبري براي پخش نداريم. به خاطر بحران جنگ‌ شهرها، نيازمند خبر پيروزي هستيم. آقاي حسني سعدي [فرمانده نيروي زميني ارتش] آمد. توضيحاتي درباره عدم توفيق در عمليات كربلاي شش و برنامه آينده داد. عراق در جزيره صالحيه پاتك انجام داده كه سركوب شده است. به آقاي رضايي گفتم بيشتر مواظب باشد. عصر براي رفع خستگي به اطراف شهر اهواز رفتيم. تعداد زيادي هواپيماي عراقي كه گفته شد حدود شصت فروند بوده‌اند، براي بمباران اهواز آمدند. سايت موشكي هاك، پنج موشك به سوي آنها پرتاب كرد كه سه فروند آنها سرنگون شد و قطعات يك هواپيما در اطراف محل اقامت ما فرود آمد كه پاسداران به داخل آوردند. آقاي [محمدباقر] ذوالقدر فرمانده قرارگاه رمضان، برنامه عمليات درون خاك عراق راتوضيح داد. خلبانان باري بمباران عراق آمدند. آقاي ‍[حسين] علايي [فرمانده نيروي دريايي سپاه] آمد و جريان شليك موشك ساحل به درياي چيني به يك كشتي، در ساعت نه ديشب را توضيح داد. مدعي بود موشك به كشتي اصابت كرده است. كويت اعلام كرده ديشب خمپاره‌اي در جزيره فيلكه منفجر شده است؛ گويا خواسته محملي براي صداي انفجار معرفي كند و از اعلان آن براي پرهيز از ايجاد جو ناامني در آستانه كنفرانس اسلامي احتراز كرده است. قرار شد فرداشب هم شليك بشود.
امروز عراق به بيش از ده شهر ما حمله كرده و بيش از دويست نفر را شهيد نموده است. با آيت‌الله خامنه‌اي تلفني صحبت كردم و پيشنهاد كردم براي ساختن پناهگاه اقدام شود. ظاهراً جنگ شهرها ادامه دارد مي‌يابد. آقاي [محسن] رضايي اطلاع داد، امشب در منطقه كربلاي پنج عمليات خواهيم داشت و در [منطقه عملياتي] كربلاي شش هم احتمالاً حمله محدودي داريم. جمعه 3 بهمن 1365 از آقاي رضايي وضع عمليات ديشب را استفسار كردم مشخص شد در محور جاده شلمچه به بصره، پيشروي داشته‌ايم دشمن در غرب كانال ماهي پاتك كرده و شكست خورده و اسير هم داده است از گزارش‌ها بوي قصد دخالت آمركيا عليه ما مي‌آيد و به احتمال بيشتر، قصد ارعاب دارند. امروز خبرنگاران خارجي از محل فتح‎شده كربلاي پنج بازديد كردند. آنها زود برده شدند كه قبل از فعال شدن هواپيماهاي دشمن برگردند. با همراهان، به طور ناشناس به هفت تپه رفتيم. جاي زيبايي است. از مزارع نيشكر، كارخانه و تلمبه خانه آبياري بازديد كرديم. همان جا يك هواپيماي ميگ 25 عراقي را ديديم كه به طرف اصفهان مي‌رفت. اين هواپيما رفت، بمباران كرد و برگشت؛ تقريباً ربع ساعت طول كشيد. آن‌قدر بالا رفته بود كه ضدهوايي‌ها تيرشان به آن نمي‌رسيد. ساعت دو بعدازظهر به اهواز برگشتيم؛ ناهار، نماز، اخبار و استراحت. از خط مقدم سؤال كرديم، معلوم شد كه در محور جزيره صالحيه پيشرفت داشته‌ايم و در محور ديگر عقب‌نشيني محدود بوده و پاتكهاي شديدي دفع شده است. شرارت حمله به شهرها امروز كم بوده؛ شايد به خاطر طوفاني بودن هوا.
احمدآقا از تهران تلفن احوالپرسي كرد. شب با آقاي [حسين] علايي درباره زدن موشك صحبت شد. ادامه دارد . . . . ويژه‎نامه "شب‏هاي قدر كربلاي 5" در خبرگزاري فارس(34)-2 انتهاي پيام/
00:08 - 12 بهمن 1389

1 بازدید




1 پاسخ