يك قدم به سوي سيماي استراتژيك
خبرگزاري فارس: رسانه ملي در عملكرد خود در قبال جرائم رايانهاي، مواد مخدر، جريانها اجتماعي و فرقههاي خودساخته عملكرد نسبتا خوبي را به نمايش گذاشته است اما اين عملكرد در حوزههاي اقتصادي، مذهبي و سياسي چندان قابل دفاع نيست.
به گزارش "گروه مجازي" خبرگزاري فارس، محمد تورنگ از كارشناسان فرهنگي طي يادداشتي به ضرورت شكلگيري شوراي راهبردي در شبكههاي صدا و سيما پرداخته است.
متن اين يادداشت به شرح زير است:
بعد از گذشت يك سال از توصيههاي رهبر معظم انقلاب به رئيس رسانه ملي در جريان تجديد دوران مديريت سيد عزتالله ضرغامي بر اين سازمان عريض و طويل، در اولين گام شوراهاي راهبردي در 2 شبكه از 8 شبكه سراسري و 4 شبكه برون مرزي و چند شبكه استاني تشكيل شد. اين مولود نوظهور سازمان صدا و سيما اگرچه ديرهنگام در جمع خانواده رسانه ملي آن هم صرفاً در سيما پا ميگذارد، گذشته از وضعيت تركيبي موجود بر آن ميتواند گام خوب و موثري را در جهت تغيير از موضع تدافعي برنامههاي سازمان به موضعي تهاجمي باشد.
منتقدين ضرغامي و سازماني كه وي برآن مديريت ميكند، بر اين باورند كه صداوسيما در مواجهه با فعاليتهاي تخريبي و تهاجمي رسانههاي بيگانه سر در لاك دفاعي فرو برده و عمده فعاليتهاي آن شامل زماني ميشود كه دشمن به خاك ما نفوذ پيدا كرده و در اين حال است كه رسانه ملي كاسه چه كنم چه كنم را بدست ميگيرد.
اين انتقاد كه پر بي راه نيست لزوم تجهيز سازمان را به ابزارهاي تهاجمي و دفاعي مناسب و اتخاذ تاكتيكهاي تهاجمي را بجاي انفعال در برابر عمليات نرم دشمن ملموس تر ميكند.
عليرغم وجود نقد "يا هيچ، يا همه" كه به تز "سياه و سفيد" يا "صفر و يك" شهرت پيدا كرده، تشكيل اين شوراها در سازمان را در برابر انتقادات با جبهه تازهاي روبرو ميسازد كه دامنه آن از صفر و صد به صفر تا صد تغيير موضع ميدهد و اين به آن معني است كه سازمان قصد دارد از لاك تدافعي خارج و ژست تهاجمي به خود بگيرد.
ورود بيش از دو هزار طرح و فيلمنامه به سازمان در سال، توليد 2هزار ساعت سريال، فيلم و انيميشن در سازمان و مراكز استاني صداوسيما و پخش 30 هزار ساعته اين حجم توليدات در شبكههاي داخلي و برون مرزي قطعا لزوم وجود مغز متفكري را در راس سازمان و مجموعههاي وابسته به آن را ملموس ميسازدكه تشكيل دو شورا در جمع اين ميزان شبكه و سازمان اصلي صداوسيما گام نخست آن محسوب ميگردد.
* چرا شوراي راهبردي؟
اگرچه سالانه بيش از 2 هزار ساعت انواع برنامه اعم از انميشن، فيلم و سريال در مراكز مختلف سازمان توليد ميشود اما هنوز از خبر پرش پسر بچهاي كه به تقليد از "سوپرمن" از ساختمان 4طبقه خود را به پائين پرتاب كرد، زمان زيادي نميگذرد و اين يعني نفوذ دشمن در خاك خودي و تسخير مواضع ما.
از سوي ديگر در مقابل اين ميزان توليد دشمن با هجمه چند برابري وارد ميدان جنگ با ايران شده است. پخش 8 هزار ساعت برنامه تهاجمي فقط در شبكههاي فارسي زبان عليه منافع نظام نشان ميدهد دامنه تهاجمي دشمن از قد و قواره لاك دفاعي كشورمان بسيار بزرگتر است.
اين در حالي است كه اين عدد و رقم مربوط به ساليان گذشته بوده و علاوه بر ضرورت به روز رساني بايد به اين آمار عدد و رقم تهاجم غير مستقيم رسانهاي به زبانهاي گوناگون را نيز افزود.
تك دشمن در جنگ نرم با ابزار "فارسي وان" نمونهاي از آشكار شدن عقبه فكري قوي براي جذب مخاطب با هدف يارگيري در اين جبهه محسوب ميگردد. براي مقابله با چنين دشمني اگر نتوانيم حريفي تنومند را وارد ميدان كنيم حداقل بايد ورزشكاري هم وزن را روي تشك فرستاده تا پنچه در پنچه رقيب بيافكند.
* چشمانداز شوراهاي راهبردي در رسانه ملي
پس از ديدار اخير هنرمندان و دست اندركاران صداوسيما با رهبر انقلاب آنچه متفقالقول از زبان حاضرين شنيده ميشد ريزبينيها و كارشناسيهاي رسانهاي و هنري رهبر انقلاب در قبال رسانه ملي و توليدات آن بوده است. ايشان در بياني صدا و سيما را بويژه در بخش هنرهاي نمايشي مهم و موثر در حال و آينده كشور معرفي كرده بر لزوم تجهيز سازمان بر امكانات نرم افزاري و سخت افزاري تاكيد مينمايند.
رهبر انقلاب در همين ديدار هنرهاي نمايشي را در نگاه راهبردي و نقش رسانه در عرصه فرهنگسازي بسيار تاثيرگذار معرفي و رسانه ملي را بعنوان مركز هدايت فكري جامعه برميشمارند. لزوم هوشياري، دشمن شناسي، ترسيم ايستادگيها و مقاومت تاريخي ملت ايران، قهرمان پروري بر اساس معيارهاي ملي و مذهبي كشور، از محورهاي مشهود در بيانات رهبر انقلاب با هنرمندان و مديران سازمان صدا و سيما بوده كه مورد عنايت و انتظار رهبري از عملكرد راهبردي سازمان تحت مديريت ضرغامي در توليدات و عملكرد آينده آن ميباشد.
* آنچه انتظار داريم...
عملكرد 6 ساله ضرغامي بر سازمان صدا و سيما گذشته از انتقادات مطرح داراي نقاط قوت خوبي بوده است، بطوريكه با وجود وي در راس هرم مديريتي سازمان، رسانه ملي با افزايش چشمگير مخاطب روبرو شده است. با وجود آنكه در اين راه آنچه هستيم با آنچه بايد باشيم فاصله چشمگيري دارد، تشكيل چنين شوراهايي آنهم در بدنه سيما بعنوان پرمخاطبترين بخش از سازمان صداوسيما دليلي براي كشيدن خط بطلان بر تجربه پربار گذشته و راه رفته نيست بلكه تشكيل اين شورا بايد گامي براي رفع عيوب و تبديل قواي دفاعي كشور به نيروي تهاجمي باشد.
* پيش به سوي رسانه استراتژيك
عليرغم تاكيد و تلاش براي پر محتوا شدن توليدات سيما در سالهاي گذشته آنچه تاكنون به آن پرداخته شده فاقد مولفههاي استراتژيك در حوزههاي مختلف سياسي، اجتماعي، اقتصادي و تاريخي است.
اگرچه با توليد سريالها و فيلمهاي خوبي مانند يوسف پيامبر، اصحاب كهف، مريم مقدس، مختارنامه و... كه اتفاقا مخاطبين خوبي را نيز جذب نمود، در عرصه توليدات ديني و تاريخي گام خوبي برداشتهايم ولي اين تلاش را نميتوانيم در زمره توليدات استراتژيك قرار دهيم. زيرا كارگردان و نويسنده در هيچ يك از سريالها و فيلمهاي مذكور خوراك فكري آينده مخاطب را تامين نكرده و نقشه راه را براي او ترسيم نميكند.
در توليدات معاونت سيما چرخ سريالهاي 125و كيف انگليسي را به نوعي ميتوان در ريل توليدات استراتژيك مشاهده كرد اما اين دو سريال داراي جنس متفاوتي نسبت به هم ميباشند، زيرا كيف انگليسي در واقع نوعي دفاع در برابر سياستهاي واداده دوران خود محسوب شده در حالي كه سريال 125درحوزه احتماعي ترسيم كننده نوعي از نقشه راه براي اتفاقات و حوادث آينده است اگر چه اين نقش بسيار كمرنگ براي بيننده به نمايش درميآيد اما گامي در همين راستا تلقي ميگردد.
وجود چالشهاي سياسي، بينالمللي، اجتماعي، فرهنگي و هنري ميدان بزرگي را براي ترسيم نقشه راه شهروندان اين جامعه پيشروي رسانه ملي بويژه سيما و شوراهاي راهبردي آن قرار ميدهد.
طي سالهاي گذشته سينماي هاليوود با عرضه محصولاتي مانند 24، فرار از زندان، لاست، يكان، گمشدگان و... با تكيه بر تفكر استراتژيك ميدان رقابت سنگيني ايجاد كرده است، بگونهاي كه آنچه با صرف هزينه و وقت كلان در دانشگاهها براي قشر محدودي ترسيم ميگردد به راحتي با ابزار هنر به متن جامعه تزريق ميشود.
وجود سند چشم انداز جمهوري اسلامي لزوم تقويت رسانه استراتژيك را براي آمادهسازي جامعه جهت برداشتن گامهاي بلند و همراه با تحولات سياسي، علمي، اقتصادي، اجتماعي و بينالمللي جامعه ملموس و مشهود ميسازد.
* شجاعانه وارد ميدان شويد
سرباز ترسو نه تنها قادر نيست كمكي به قواي خودي نمايد بلكه ضعف را در ميان همرزمانش تقويت و گسترش ميدهد. جامعه كنوني ايران با بافت متنوع، تكثرگرايي و تنوعطلبي جمعيتي جلب رضايت مردم را در عين كاستن شكاف فرهنگي قشرهاي مختلف به وظيفهاي سنگين و پيچيده براي اين رسانه تبديل كرده است كه عرصه را براي آن تنگ كرده و در چنين ميداني است كه شجاعت قواي جبهه خودي، بنظر يك ضرورت بشمار ميرود.
نمايش برنامهها وسريالهايي كه با واكنشهاي منفي خارجي رو برميگردد مانند "مدار صفر درجه" يا "كيف انگليسي" يكي از نمادهاي شجاعت رسانهاي سيما محسوب ميگردد اما اين سريالها در جايگاه خودشان نمايش دهنده چهره تهاجمي از سرباز فرهنگي ايران نبود، بلكه آنها نيز به نوعي واكنش به اتفاقات روز خود بحساب آمده و نوعي دفاع تلقي ميگردد.
رسانه ملي حق ندارد به بهانه وجود برخي ضعفها از ورود به عرصه استراتژيك در توليدات سياسي، تاريخي، مذهبي، اجتماعي و حتي اقتصادي خودداري كرده و از آن غافل شود.
رسانه ملي در عملكرد خود در قبال جرائم رايانهاي، مواد مخدر، جريانها اجتماعي و فرقههاي خودساخته عملكرد نسبتا خوبي را به نمايش گذاشته است اما اين عملكرد در حوزههاي اقتصادي، مذهبي و سياسي چندان قابل دفاع نيست.
باز كردن ميدان بازي در زمين فوتبال موجب ميشود بازيكنان خودي از لاك تدافعي خارج شده و زمينه حضور بازيكنان در زمين حريف را فراهم سازد از همين رو ايجاد تنوع در حوزههاي عملكردي بويژه درحوزههايي كه با منافع ملي و مذهبي تشابه جنسيتي دارد ميتواند گردش توپ در زمين حريف را براي تيم خودي فراهم سازد.
راهبرد توليد و پخش انبوه و 24ساعته در رسانه ملي بويژه در حوزه سريالها و نمايشهاي سينمايي حربه خوبي براي مقابله با نفوذ امثال فارسي وانها در خانه مخاطبين ايراني است و پيش گرفتن اين راهبرد به نوعي مانور مديران صدا وسيما براي استانداردسازي برنامهها و نزديك شدن به رسانه حرفهاي محسوب ميگردد.
اگر چه حوزه سياسي در سازمان مذكور جدا از بدنه صدا يا سيما بوده اما به لحاظ حضور تاثير گذارش در معاونت سيما ايجاد بخشهاي خبري مختلف مانند 20:30، بخش گفتگوي خبري 22 و يا اخبار 60ثانيه به لحاظ ادبيات و تنوعطلبي در راستاي همين راهبرد تا كنون مفيد و موجب جذب مخاطب گرديده اما اكتفا به آنها موجب غفلت و عقبماندگي در جبهه رودررويي با دشمن ميشود، اگرچه انتظار ميرفت تشكيل چنين شوراهايي در گام اول از معاونت سياسي شروع شود اما تشكيل آن در گامهاي بعدي نيز تاثير خوبي بر محصولات اين معاونت خواهد گذاشت.
از همين رو وجود برنامهريزي در اين حوزهها براي زمانهاي 5 ،10و 20 سال آينده يك ضرورت اجتنابناپذير به نظر ميرسد تا نه تنها هجمه دشمن موجب ريزش مخاطب نگردد بلكه ضمن كمرنگتر كردن تاثيرات هزينههاي كلان دشمن از طريق رسانهها، يارگيري تازهاي را براي جبهه خودي فراهم سازد.
رسانه ملي در همين راستا از 3جنبه مورد انتقاد قرار ميگيرد:
1- تك واحدي بودن: انحصاري بودن فعاليت تلويزيوني در قانون اساسي با وجود فعاليتهاي گسترده و متنوع در توليد و پخش از شبكههاي مختلف سراسري و استاني در زمره "يك واحد رسانهاي" قرار ميگيرد. اين درحالي است كه قواي دشمن داراي رنگ، زبان و لباس متنوعي است كه اتفاقا داراي تنوع مليتي نيز بوده و هرگز "يك واحد رسانهاي" محسوب نميگردد.
اگرچه برنامههاي اقتصاي، سياسي و اجتماعي شبكههاي مختلف سيما تنوع مناسبي پيدا كرده ولي همگي آنها در راستاي يك سياست واحد و تعريف شده از راس هرم مديريتي و تابع قرار دارد. لذا هدايت و تقيسيم مسئوليت رويارويي با دشمن در حوزههاي مختلف ميدان را براي رسانه ملي پرمسئوليتتر كرده تا از تاثير منفي تك واحدي تلقي شدن بكاهد.
2- جذب مخاطب: سياست مخاطبنگري موجب شده تا رسانه ملي در توليدات تلويزيوني خود به سمت حفظ مخاطب در گام اول و جذب مخاطب جديد در گام بعدي قدم بردارد. اگر جامعه را به دو قشر خاص و عام تقسيمبندي كنيم راهبرد سالهاي اخير سيما به سمت جذب مخاطب عام بوده است. همين امر موجب غفلت رسانه ملي از تاثير بخش اول جامعه گرديده است.
اين امر ناشي از تاثير رو به افزايش ماهواره در زندگي روزمره جامعه بوده و سازمان در نظر دارد با سياست توليد كلان از سطح نفوذ ماهواره بر زندگي عوام بكاهد. اين درحاليست كه چنين رويكردي خواص جامعه را از تلويزيون داخلي جدا ميسازد و به مرور موجب ريزش مخاطب ميشود. از همين رو شوراهاي راهبردي علاوه بر تدوين و برنامهريزي مناسب براي اكثريت جامعه بايد گامهاي موازي را در جهت حفظ و جذب مخاطب خاص نيز بردارند.
3- چهره محوري: طي سالهاي گذشته حضور برخي بازيگران در شبكههاي مختلف آنقدر تكراري شده كه در شبهاي ماه مبارك رمضان به سوژهاي براي مجري يكي از برنامههاي تلويزيوني تبديل ميشود. بطوريكه مجري از مخاطبين برنامه ميخواهد اگر برنامهاي را پيدا كردند كه فلان بازيگر در آن بازي نكرده باشد به او يك دستگاه خودرو هديه دهند...
اين مسئله اگرچه يك طنز بود ولي حقيقتي انكارناپذير را در خود نهفته است. هم اكنون در بخش سريالهاي اجتماعي تمامي شبكهها تحت سيطره و حضور 7 تا 12بازيگر و در بخش طنز نيز تحت نفوذ و تسلط تعداد انگشتشماري از بازيگران و كارگردانان ميباشيد.
با وجود تلاش سيما براي شكستن انحصار توليد سريالهاي طنز نوروزي توسط افراد خاص اما همچنان طيف خاصي از كارگردانها و بازيگران ،گردانندگان اصلي تلويزيون و راديو بشمار ميروند. اين انحصارطلبي آنچنان تنگنظرانه پيگيري ميشود كه عرض اندام يك پيرزن با الفاظي مانند "يس تر دي" و... يا يك پيرمرد با آوازهايش بدون كمترين تجربه بازيگري مورد توجه مخاطب قرار ميگيرد و از آنها بازيگران محبوب ميسازد.
اين عوامل را بايد به وجود مضامين مشترك با چاشني عشقي و روايتهاي كشدار و تكراري اضافه كرد. وجود چنين مسائلي در حوزه فعاليتهاي رسانه ملي بويژه حوزه پرمخاطب سيما موجب ميشود شوراهاي راهبردي بعنوان مغز متفكر بدنه سازمان با چالشهاي جدي در حوزه برنامهريزي كوتاه و بلند مدت روبرو گردد. برنامهريزي كه بايد همگام با سند چشم انداز جمهوري اسلامي كه مورد تائيد و تاكيد رهبر انقلاب است، قدم بردارد.
انتهاي پيام/ك
12:55 - 18 آبان 1389