عكس امام و آيات قرآن را آتش زدند
خبرگزاري فارس: مي گفتند بگو مرگ بر بهشتي و گفتند حالا معلوم شد كه تو نه تنها كميته چي هستي بلكه سرپرست آنها نيز هستي!تنها دكتر بهشتي نبود؛ شعارهايي كه مي دادند عليه روحانيت و عليه اسلام بود.آنها حتي عكس امام و آيات قرآن را آتش زدند.
با جدي شدن اختلافات خط امام و بني صدر و معطل ماندن امور كشور در حالي كه شش ماه از آغاز تهاجم عراق مي گذشت، بني صدر تصميم گرفت در مراسمي در تهران مانور قدرت بدهد و حضور طرفدارانش را به رخ خط امام بكشد. بني صدر و اطرافيانش در تحليلهاي درون گروهي به اين نتيجه رسيده بودند كه 30 درصد مردم با آنها هستند و30 درصد با خط امام و 40 درصد باقيمانده نيز افراد و عناصر بيطرفي مي باشند كه از طرف پيروز حمايت خواهند كرد و آن طرف پيروز هم خود ما هستيم.» دفتر بني صدر، عهده دار تدارك اين مانور قدرت مي گردد. رياست دفتر بنيصدر را «رضا تقوي» بر عهده دارد. او پيش از انقلاب در دستگاه ديپلماسي حضور داشت و مناصبي مانند دبير كنسولگري در نيويورك و نيز دبير اول سفارت ايران در كابل و اسلام آباد را برعهده داشت. تقوي پيش از انقلاب توانسته بود در مراسم جشن هاي دو هزار و پانصدساله شاهنشاهي نشان درجه چهارم همايوني را به دست آورد. به منظور ايجاد هماهنگيهاي لازم جلسات متعددي دردفتر رياست جمهوري تشكيل شد، به گفته يكي از اعضاي دفتر، دستور يكي از آخرين جلسات، طرح سخنراني بنيصدر بوده كه ميبايد از مصدق دفاع كند. علاوه بر اين، محل برگزاري نيز بايد مشخص ميشد. گزينههايي كه وجود داشت، عبارت بودند از:
1- احمدآباد ( سرمزار مصدق)
2- ميدان آزادي
3- دانشگاه تهران
سرانجام مسعودي ( مشاور حقوقي بنيصدر ) ميگويد: نظر دفتر اين است كه اولاً در ميدان آزادي نميتوان حفاظت برقرار كرد و در احمدآباد هم مردم نميتوانند شركت كنند. او پيشنهاد ميكند مراسم در دانشگاه تهران باشد و سايرين هم ميپذيرند. دانشگاه تهران در آن زمان به دليل انقلاب فرهنگي تعطيل بود و فقط مراسم رسمي و نمازجمعه در آن برگزار مي شد. پليس تهران در بند اول گزارش خود به دادستاني متذكر شده كه در جلسهاي كه طبق دعوت دفتر رياست جمهوري و با شركت سرهنگ لاهوتي معاون شهرباني در مورد برگزاري مراسم سخنراني تشكيل شد پس از طرح و بررسي، اعضا بر اين رأي بودند كه دانشگاه تهران به دليل محصور بودن محل مناسبي نيست و پيشنهاد شده بود سخنراني به محل مثل ورزشگاه امجديه منتقل شود ولي نمايندگان دفتر رياست جمهوري نپذيرفتند. مسعودي دليل اين پيشنهاد پليس را در دست گرفتن عنان و اختيار جلسه دانسته ميگويد: ولي ما تسليم نميشويم و بايد در دانشگاه باشد. همچنين نزديكي امجديه به لانه جاسوسي كه محل تجمع حزب اللهي ها بود از ديگر دلايل مخالفت دفتر بني صدر بود. دفتر بني صدر براي اين كه شهرباني را در برابر يك كار انجام شده قرار دهد بلافاصله اطلاعيه مي دهد. بلافاصله اعلاميه حضور جاما، نهضت آزادي، حزب ملت ايران، سازمان مجاهدين خلق (منافقين) نيز صادر مي شود و آنها از برنامه بني صدر دفاع مي كنند.
* تدارك گروه ها
واقعيت اين بود كه فضاي جامعه پس از سخنراني جنجالي بني صدر در روز 22 بهمن بيش از پيش هيجاني شده بود. در كرمان شخصي به نام علي فدايي به قتل مي رسد، نهادهاي انقلابي مسئوليت اين قتل را به منافقين و طرفداران بني صدر به حزب جمهوري اسلامي نسبت مي دهند. در اصفهان سخنراني حسن لاهوتي در حمايت از منافقين سبب زد و خورد و تيراندازي مي شود و در نتيجه دو محافظ لاهوتي و يكي از مخالفين او زخمي مي شوند. بني صدر در حمايت از لاهوتي وارد صحنه مي شود و تا چند روز فضاي سياسي ملتهب مي ماند.
روز هفتم اسفند نهضت آزادي در امجديه ميتينگ مي گذارد و دكتر سحابي، يزدي، بازرگان و صباغيان سخنراني مي كنند. مخالفين نهضت آزادي با تصاوير روزنامه نبرد ملت متعلق به عبدخدايي كه تصاوير مصدق و ثريا و صباغيان و هويدا را روي جلد دارند وارد ورزشگاه مي شوند و درگيري مختصري پيش مي آيد. چند روز بعد طرح دوفوريتي مجلس براي انتخابات سرپرست وزارتخانه هاي بي سرپرست وارد دستور مجلس مي شود كه خشم ديوانه وار بني صدر را در پي داشت و اين التهاب فشرده شده به برنامه 14 اسفند منتقل مي شود. مسعودي مشاور حقوقي بني صدر درباره تدارك گروهك ها براي 14 اسفند مي گويد: گروههاي وابسته به جبهه ملي به دفتر مراجعه مي كردند و علاقه مند بودند كه در برگزاري اين روز هماهنگ باشند و از نظر عكس و تهيه پوستر و تنظيم شعار همسان عمل كنند. يكي ديگر از اعضاي دفتر بني صدر هم مي گويد كه ورجاوند از طرف جبهه ملي قول همكاري درباره انتظامات داد. فروهر از حزب ملت هم گفت كه 40 نفر براي انتظامات نيرو مي دهد. اداره دوم ستاد ارتش (اطلاعات) درباره تداركات مجاهدين خلق (منافقين) براي روز 14 اسفند گزارش مي دهد: روز قبل از مراسم به وسيله سرتيم ها از تمام افراد ميليشيا و هواداران سازمان خواسته مي شد كه از صبح پنجشنبه برنامه خود را شروع كنند و به صورت گروههاي 20-30 نفره و با فرماندهي مشخص تقسيم مي شوند و دستور داده مي شود كه بجز افراد تعيين شده از هيچكس ديگر دستور نگيرند. نكته جالب آن كه افرادي به عنوان گروه ضربت انتخاب مي شوند.
در اين جهت از افرادي كمك گرفته مي شود كه ورزيده و از لحاظ هيكل درشت تر از ديگران باشند در ادامه دستورالعمل تشكيلاتي ميليشيا آمده بود: شعارها در اين جهت و با اين عناوين باشد: مرگ بر چماقدار، مرگ بر حزب چماق به دستان، بني صدر بني صدر افشا كن افشا كن، مرگ بر بهشتي، حزب چماق به دستان بايد بره گورستان، نصرُ من الله و فتح قريب مرگ بر اين حزبك مردم فريب، صدا و سيماي ما از انحصار حزبي آزاد بايد گردد، تا حزب سقط نشود اين وطن وطن نشود، تا بهشتي كفن نشود اين وطن وطن نشود. اعضاي ميليشياي مجاهدين ساعت ده و نيم صبح از جلوي در شرقي پارك لاله، مقابل بيمارستان امام خميني، از مقابل پارك دانشجو و پارك شهر به صورت سازماندهي شده به طرف دانشگاه تهران حركت كردند. حزب رنجبران، حزب توده، سازمان پيكار، اتحاديه كمونيستها و طوفان نيز تدارك مشابهي ديده بودند. سازمان پيكار نيروهايش را در بيرون از دانشگاه مستقر كرده بود و آتش زدن چادري كه بيرون دانشگاه عليه گروهكها افشاگري ميكرده بر عهده اين گروهك بوده است. حزب اللهي ها نيز با آماده كردن پارچه نوشته اي بزرگ كه در آن عكس بزرگ مصدق در حال بوسه زدن بر دست ثريا ديده مي شد، جماعتي حدود 1000 نفر را آماده كرده بودند. سپاه پاسداران نيز با رهبري كلاهدوز و محسن رضايي از حضور در برنامه هاي حفاظت مراسم سرپيچي مي كند. جمعي 300 نفره از حزب اللهي ها با رهبري حاجي بخشي 5 ساعت پيش از آغاز مراسم وارد دانشگاه تهران مي شوند.
.
* دست نزنيد
ابوالحسن بنيصدر رئيس جمهوري پيش از ظهر روز پنجشنبه 14 اسفند، سالروز وفات مصدق با نثار دسته گلي بر آرامگاه وي در روستاي احمدآباد نسبت به وي اداي احترام ميكند. علاوه بر رئيس جمهور از بامداد پنجشنبه برخي افراد مانند معين فر، صباغيان، بازرگان، سحابي همچنين سنجابي و داريوش فروهر با نظم خاص وارد آرامگاه مصدق ميشوند و با نثار دستههاي گل بر مزار وي فاتحه ميخوانند. بنيصدر پس از ديدار با خانواده دكتر مصدق براي حضور در مراسم سخنراني به تهران باز ميگردد.
ساعاتي قبل از شروع مراسم، ميليشاي منافقين با لباس يكدست محوطه زمين چمن را پر كرده بودند. خيابان هاي داخلي دانشگاه تهران نيز مملو از جمعيت شده بود. عده اي از حزب اللهيها و مخالفين بني صدر نيز در مقابل سردر دانشگاه تهران تجمع كرده بودند.
هنگامي كه رئيس جمهور به دانشگاه ميرسد، ساعتش 45/2 بعدازظهر را نشان ميدهد. او به اتفاق همراهانش به اتاقي در كتابخانه مركزي مي رود. به هنگام ورود رئيس جمهور به دانشگاه يكي از خانمهاي بي حجاب حلقه گلي از قبل تهيه كرده بود، به گردن رئيس جمهور مياندازد و با نيم خيز فرنگي مآبانهاي دست رئيس جمهور را به گرمي ميفشارد. در اين هنگام حزباللهي ها كه از كف و سوت ممتد حضار به ستوه آمده بودند، فرياد ميزدند. دست نزنيد، شب هفت شهداست، النگوهاتان ميشكند .
گرو ههاي مخالف همچنين شعار مي دهند سپهسالار پينوشه ايران شيلي نميشه، ليبرال منافق پيوندتان مبارك، حزب الله چماقدار نميشه گارده كه چماقداره. خبرنگار روز انقلاب اسلامي ارگان بنيصدر، در گزارش خود عدهاي را توصيف ميكند كه از ساعت 12 ظهر با در دست داشتن عكس و پلاكارد به دادن شعارهاي تحريك كننده مشغول بودهاند و همانطور كه گرد دانشگاه حركت مينمودند، رئيس جمهور را در كتابخانه ديده همانجا متوقف شدهاند. بنيصدر خود به گزارش خبرنگار روزنامه اش ميافزايد: آنها در حالي كه عكس امام خميني را در دست داشتند ،مقابل پنجره اتاق شعار ميدادند و ناسزا ميگفتند. اين افراد تا ساعت30/5 كه براي سخنراني رفتم حضور داشتند و به رئيس جمهور منتخب مردم ميگفتند: سپهسالار پينوشه، ايراني شيلي نميشه بعضي به من گفتند، اين ها همان القائات حزب منحوس (جمهوري اسلامي) است. طرفداران بني صدر هم در پاسخ فرياد مي زنند مسلمان بپا خيز حزب شده رستاخيز و عامل امريكا كيه بهشتيه بهشتيه.
* همه چيز سازمان يافته است
مراسم آغاز ميشود. ابتدا تلاوت آياتي از قرآن، سپس پخش قسمتي از سخنراني آيتالله طالقاني كه در 14 اسفند 57 بر مزار مصدق ايراد شده و پس از پخش جملات و عباراتي از دكتر مصدق كه در زمينه استقلال، آزادي و نفي وابستگي ميباشد. به گزارش كيهان جمعيت در حالي كه مرتكب شعارهاي: چوب، چماق، شكنجه ديگر اثر ندارد، حزب چماق بدستان در پيشگاه ملت، افشا بايد گردد زنداني سياسي، آزاد بايد گردد و كف و سوتهاي ممتد به هنگام پخش سخنراني مصدق ابراز احساسات ميكنند. گزارشگر روزنامه انقلاب اسلامي به ذكر احوالات يك گروه تقريباً 200 نفري ميپردازد كه نيم ساعت قبل از سخنراني در حالي كه پلاكاردي كه نشان و شعار حزبالله روي آن نقش بسته در دست دارند، به طور سازمان يافته و با دادن شعار وارد محوطه دانشگاه ميشوند. در دست اين عده عكسهايي از رهبران حزب جمهوري اسلامي مانند آيت الله بهشتي و آيت الله خامنه اي و دست نوشتههايي چون «اول سپه سالاري، بعداً تاج گذاري» ديده ميشود. اين گروه پس از ورود به دانشگاه به سمت خيابان شرقي زمين چمن حركت ميكنند. اين گروه مخالف بنا به گزارش كيهان پلاكاردها و عكسهاي متعددي از دكتر مصدق در حين تنظيم و بوسيدن دست ثريا همسر شاه و صباغيان در حين فشردن دست و تعظيم در برابر هويداي معدوم را در دست دارند و شعارهايي با اين عنوان ميدهند:
جمهوري اسلامي، راه مصدق نميره، تا مرگ شاه دوم نهضت ادامه دارد ،اينها بودند ميگفتند، بختيار سنگرت را نگهدار .عزتالله سحابي روز بعد اين جمعيت را به عمل خلاف قانون حمل پلاكارد متهم ميكند، چرا كه از قبل اعلام شده بود، هيچ كس حق آوردن پلاكارد با خود را ندارد. وي اين كار مخالفين را نشانه آمادگي و تدارك فراوان ايشان ميداند .
كيهان در گزارشش درباره اتفاقات 14 اسفند مينويسد: اكثر شركت كنندگاني كه در جلو و شرق زمين نشستهاند، دختران و پسران محصل بين سنين 14 تا 18 سال تشكيل ميدهند و نظمي كه در شعارها، نشستن، حركات و تهاجم از خود نشان ميدهند، نشانگر يك نظم تشكيلاتي است. به نظر ميآيد اينان از اعضاي ميليشياي سازمان مجاهدين خلق باشند.
حدود 400نفر با روپوشهاي غالباً به رنگ سورمهاي به طور منظم نشستهاند و پلاكاردهايي با عناوين زير در دست دارند ( البته احتمالاً اين پلاكاردها از چشمان تيزبين سحابي به دور ماندهاند): چوب، چماق، شكنجه، ديگر اثر ندارد ،مسلمان به پا خيز، حزب شده رستاخيز .علاوه بر اين پلاكاردهايي با عنوان: درود بر مصدق، سلام بر آزادي و پوستري از شريعتمداري به چشم ميخورد.
* فقط مردم!
ساعت 15.40 سخنراني با قرار گرفتن بنيصدر در جايگاه شروع ميشود، در حالي كه در خيابانهاي ضلع جنوبي و شرقي زمين چمن همچنان شعارهايي موافق و مخالف داده ميشود و عدهاي هم با بحث با يكديگر مشغولند. به گزارش كيهان، چند دختر چادري كه در ميان زمين چمن پلاكاردهايي از سخنان امام بر ضد ملي گرايي و عكسهايي از امام در دست دارند، مورد يورش جواني قرار ميگيرند. وي پلاكاردها و عكس امام را پاره پاره كرده، به هوا پرتاب ميكند و جمعيت هم با كف زدن او را تشويق ميكنند.
افراد گارد بني صدر هم در اين ميان بيكار نيستند، يكي از افسران شهرباني مي گويد: گارد بني صدر به سرپرستي انتظاريون و ذوالفقاري تا
مي توانستند ملت را زدند و حتي در چند مورد چادر از سر زنان كشيدند.
فرياد «بنيصدر، بنيصدر، بلندگو را قطع كردند» از جانب ميليشيا به گوش ميرسد. بنيصدر از پليس استمداد ميجويد تا چماقداران را از دانشگاه بيرون كند ولي پليس از قبل اظهار داشته بود كه تجهيزات لازم براي مقابله را ندارد. بني صدر اذعان ميكند كاري از پليس ساخته نيست و به مخالفان اخطار ميكند كه اگر مأمورين انتظامي از عهده دستگيري آنها برنيايند، اين كار را به مردم خواهد سپرد !
* بني صدر افشا كن!
ساعت 16 سخنراني بني صدر ادامه دارد و زد و خورد مخالفين و موافقين در چند نقطه دانشگاه تهران ديده مي شود و از داخل زمين چمن شعاري غير از مرگ بر بهشتي شنيده نمي شود. بني صدر از حاضرين مي خواهد عليه شخصي شعار ندهند. يك ربع بعد از ضلع شرقي اطلاع داده مي شود كه بلندگوها را قطع كرده اند. بعدها معلوم مي شود كه اعضاي ستاد نمازجمعه بلندگوها را قطع كرده اند. بعد از چند دقيقه قطع و وصل كردن دوباره بلندگوها وصل مي شود. شعار كيش كيش چماقدار بر هيجان مي افزايد. بني صدر از بالاي جايگاه به حضار مينگرد. دختران و پسران ميليشيا و سپس جمعيت حاضر در زمين چمن فرياد ميزنند: مراسم را حزب ( حزب جمهوري اسلامي ) به هم ميزند، نصر من الله و فتح قريب، مرگ بر اين حزب مردم فريب چماقدار، چماقدار مرگت فرا رسيده ،مرگ بر بهشتي ،بنيصدر، بنيصدر افشا كن، بهشتي را رسوا كن، بهشتي، طالقاني را تو كشتي، مرگ بر آيت كودتاچي. در جايگاه يك سرگرد شهرباني نيز نزد رئيسجمهور آمده با حالت گريه ميگويد: ما هيچ وسيلهاي نداريم. در فاصله يك بار بني صدر به شهرباني مي گويد كه آقايان شهرباني اين مزاحمين را فوراً از اينجا ببريد. در صورتي كه شما عاجزيد مردم خودشان مي روند ميدانند و به سخنراني اش كه درباره كليات آزادي و استقلال است ادامه مي دهد. اما ادامه ماجرا را از گزارش خبرگزاري پارس دنبال كنيد: آرام باشيد، شما مردم آرام باشيد.
شمايي كه از چماقداران نيستيد، از آنان جدا بشويد تا من از اين مردم بخواهم كه به حساب آنها برسند- ( اين قسمت را بني صدر چند بار تكرار مي كند و سر و صداهايي به تأييد اين قسمت بلند مي شود و آنگاه بنيصدر دستور مي دهد و مي گويد:) – شما مردم با آرامش اين ها را بيرون كنيد ( در همين هنگام با زياد شدن سرو صدا و شعارهاي پي در پي و گوناگون تشنج در فضاي سخنراني حكمفرما مي شود و زمزمه بني صدر با اطرافيان كه نزديك او ايستاده اند شنيده مي شود و در همين حين بني صدر خطاب به طرفدارانش مي گويد:) – لطفاً شعارهاي نادرست و اختلاف انگيز ندهيد. مردم با بيرون كردن از محوطه عمل كنيد تا ما به دنباله بحث ادامه بدهيم ( در اين موقع اطرافيان به او مي گويند دارند فرار مي كنند، بني صدر)- بگيرند نگهشان دارند نزنند، آرام باشيد اينها را از دانشگاه بيرون كردند. آرام باشيد تا من به صحبت خود ادامه بدهم- و پشت سرش (شعار: درود بر بني صدر)- آرام باشيد آرام باشيد... لطفاً آنهايي را كه دستگير مي كنيد تحويل پليس بدهيد. – گفتم كه در همين هفته رؤساي هشت كشور به ايران آمدند و با آنها گفتوگو گرديم، پيشنهادي را به ما دادند كه در دست مطالعه شوراي دفاع است ( آنگاه بني صدر با اشاره به يكي از دستگير شدگان مي گويد:) – يكي از اينها هم نيروي ويژه نخست وزيري است – كارت يكي ديگر از دستگير شدگان ستاد عمليات جنگ هاي نامنظم بوده است. آرام باشيد تا من صحبت كنم (همچنان سر و صدا و تشنجات نامنظم) همه اينها را با اسم و رسم نگه داريد.
– آنچه ما به آنها گفتيم و شنيديم در موقع خود از روي نوار پياده مي شود و به اطلاع شما مردم ايران عيناً مي رسد آنچه بايد در اينجا بگويم اين است كه به هيأت نمايندگي در سه زمينه با قاطعيت تمام نظرهاي خود را گفته ايم. آتش بس و عقب نشيني بايد با هم و بلافاصله انجام گيرد ( در همين موقع بني صدر با مشاهده كتك كاري و ضرب و شتم مي گويد:) – نزنيد بابا، گرفتيد بياوريد تحويل بدهيد شما رفتار چماقدارها را نكنيد بياوريد تحويل بدهيد نزنيد. (شعار مرگ بر بهشتي بر آسمان بلند است مجدداً بني صدر خطاب به عده اي مي گويد:) شما كه آنجا هستيد آنها را بياوريد، نگذاريد بزنند لطفاً آرام باشيد آنها را از دانشگاه بيرون كنيد. لطفاً بگوييد آرام بياوريد و به نيروي انتظامي تحويل بدهيد و خودتان با آنها كتك كاري نكنيد...
.
واين گونه بود كه ميليشيا با شعارهاي: كيش، كيش، چماقدار و مرگ بر بهشتي به طرف حزب اللهي ها ميروند. مخالفان بني صدر به گفته گزارشگر روزنامه بني صدر، به سمت در شرقي دانشگاه فرار ميكنند. جمعيت هر تعداد را كه ميتوانند دستگير ميكنند و به سمت محل استقرار مأمورين انتظامي ميبرند. در اين ميان عدهاي افراد را كتك ميزنند. وي وسايل به دست آمده از دستگير شدگان را در يك قبضه سلاح كمري و تعداد زيادي چاقو، دشنه، زنجير و تيغ و به همراه كارتهاي عكسدار از نيروهاي ويژه نخست وزيري، كميته، حزب جمهوري اسلامي و سپاه عنوان ميكند. تعدادي از كارتها و برگههاي شناسايي به تريبون ميرسد. رئيس جمهور آنها را به جمعيت نشان داده و متعلق به كميته و حزب جمهوري اسلامي ميخواند. جمعيت شعار ميدهند: مرگ بر بهشتي سردسته چماقداران بهشتي. در ضلع غربي و جلوي جايگاه عدهاي پا بر زمين ميكوبند و فرياد ميزنند: بنيصدر، بنيصدر حكم جهادم بده.
* سزاي چماقداري !
مهدي بهنيا سرپرست مركز تلفن بينالمللي اداره مخابرات، يكي از مضروبان حادثه 14 اسفند است:
در ضلع شرقي مقابل دانشكده ادبيات بودم. گروه قليلي حدود صد نفر كه اغلب جوان بودند، شعارهاي تحريك كننده عليه روحانيت ميدادند و پلاكاردي در دست داشتند كه علناً روحانيت و شخصيتهاي مذهبي را مورد اهانت قرار ميداد. من آنها را دعوت به آرامش كردم تا بتوانم سخنان رئيس جمهوري را بشنوم. ناگهان دور من حلقه زدند. ميگفتند اين ريشو است. حتماً حزباللهي است. جيبهايم را خالي كردند. دفترچه تعاوني اداره را از جيبم بيرون آوردند. ميگفتند او عضو انجمن اسلامي مخابرات است، او را بزنيد. همه آنها به جان من افتادند و سخت مرا كتك زدند. يكي گفت، آخوند است و عمامهاش را برداشته. در اين ميان از يكي از مأمورين شهرباني كه در اين نزديكي بود كمك خواستم، اما نتوانست كاري بكند. خبرنگار كيهان ميگويد: آن دسته از پسرهايي كه كنار ديوار ضلع شرقي مستقر بودند، از ديوار بالا رفتند. پائينيها كساني كه ريش و اوركت سبز داشتند و به شهادت برخي ديگر دو تن از خواهران را نيز ميگرفتند در حالي كه با مشت و لگد صورتشان را نشانه ميگرفتند، آنها را به دوستان خود در بالاي ديوار ميسپردند.
بهنيا ادامه ميدهد: مرا به طرف ديوار كنار چمن هل دادند و در حالي كه لباسم از تنم جدا شده بود از يك ديوار دو متري پائين انداختند. در پائين نيز عدهاي ديگر به سختي مرا كتك زدند. يكي از آنها با مشت محكم به چشمم كوبيد كه عينكم روي صورتم شكست. از مأمورين انتظامي درخواست كمك كردم. گفتند سرت را پائين بگير. چيزي در گردنم انداخته بودند كه داشتم خفه ميشدم. هنوز هم مرا با مشت و لگد ميزدند و جيبم پاره شده بود و تمام محتويات آن به سرقت رفته بود. در آنجا پنج تن از نمايندگان عضو نهضت آزادي را ديدم و از لاعلاجي به آنها متوسل شدم، ولي آنها گفتند: گذشت كنيد به هر حال در يك اجتماع سخنراني اين امور پيش ميآيد. شما بفرماييد منزلتان، گفتم: جرم من چه بوده است كه چنين مجازات شدهام؟ گفتند: بگوييد چه كسي اين كار را كرده است؟ به آنهاگفتم: شما كه خود شاهد بوديد چه كسي گفت چنين بر سر و جان من بي پناه بتازيد. من چه گناهي جز دعوت به آرامش براي امكان استماع سخنان رئيس جمهور داشتم؟ آيا داشتن ريش گناه من است؟ اين آقايان كه جوابي نداشتند، راه خود را گرفتند و بي تفاوت رفتند. البته عزتالله سحابي در جاي ديگر، به اين سؤال جواب ميدهد: بعضي وقتها خيلي شلوغ بود، طبعاً افرادي را هم اشتباهي ميگرفتند.
محمد رشيديان نماينده آبادان در مجلس اول نيز از كساني بود كه در روز 14 اسفند توسط ميليشياي منافقين مورد ضرب و شتم قرار گرفت. او در اين باره مي گويد: ما آمديم نزديك شديم، آقايي كه همراه من بود گفت كه آقا شما اصلاً اظهار نظر نكنيد. يك مرتبه يك نفر به دوست ما كه از كارمندان مجلس نيز هست اشاره كرد كه اين از چماق به دستان است. او را گرفتند و زدند. يك مرتبه گفتند من سردسته چماقدارها هستم. او را ول كردند و يقه ما را چسبيدند. طوري كه داشتم خفه مي شدم. در اين بين افرادشان جمع شدند و فحش و لگد مي گفتند كه تو كميته اي هستي. گفتم من هر كه هستم كاري نكرده ام. چه كميته اي باشم، چه سپاه و چه جاي ديگر. گفتند تو رهبري چماق به دستان را مي كردي و چاقوكش هستي. اصلاً ما تو را مي شناسيم. تو تمام تظاهرات ها را بر هم مي ريزي! در اين ميان دست توي جيب من كردند و محتواي جيب من را خالي كردند و كارت مجلس را ديدند، بعد فرياد زدند كه تو سردسته چماقدارها هستي و مي گفتند بگو مرگ بر بهشتي و گفتند حالا معلوم شد كه تو نه تنها كميته چي هستي بلكه سرپرست آنها نيز هستي! رشيديان همچنين درباره اين كه چرا رأس همه هجمه ها عليه بهشتي است، مي گويد: تنها دكتر بهشتي نبود؛ شعارهايي كه مي دادند عليه روحانيت و عليه اسلام بود. اصلاً من به آقاي بازرگان در مجلس گفتم كه شما واقعاً يك انقلاب بزرگتر از انقلاب اول و دوم كرديد.
براي اين كه ملت اين قدر كشته و شهيد داد كه سوت و كف را تبديل به تكبير كرد، آن وقت شماها آمديد اين تكبير را تبديل كرديد به سوت زدن و كف زدن چهره هاي مردم تهران و ايران آنهايي هستند كه در نمازجمعه ها هستند نه اينها كه به مراجع و علماي متعهد ما ناسزا مي گويند. تنها دكتر بهشتي نيست آنها حتي عكس امام و آيات قرآن را آتش زدند.
.
* 140 نفر بازداشتي
تا ساعت 19 درگيريهاي شديد در دانشگاه تهران ادامه دارد. گارد بني صدر كه 140 نفر را بازداشت كردهاند هنگام خروج از دانشگاه، آنها را تحويل شهرباني مي دهند و شهرباني نيز آنان را آزاد ميكند اما بازداشت شدگان كه كتك مفصلي خورده اند به همراه ديگر مجروحين 14 اسفند در مسجد دانشگاه تهران تحصن مي كنند.
بولتن سپاه پاسداران نكات تأسف آوري از اتفاقات دانشگاه ذكر مي كند: در خيابان شرقي زمين چمن شخصي را دستگير كرده و به طرف جايگاه مي برند كه ناگهان كاردي از پهلوي بالا مي رود و سپس او را بشدت مي زنند. يك نفر را دستگير كرده و به سمت اتاق زير جايگاه مي برند كه در راه كتابي از سازمان مجاهدين(منافقين) از جيب خود درآورد و گفت من از مجاهدين هستم. سپس اطرافيان گفتند بگو مرگ بر بهشتي تا تو را آزاد كنيم. اين مسئله در چند مورد ديگر هم ديده شد كه پس از دستگيري يك نفر يا مشكوك شدن به كسي از او مي خواستند كه مرگ بر بهشتي بگويد تا او را رها كنند. يك نفر ديگر را كه گويا چاقويي در جيب داشته گرفته و بشدت مضروب نمودند به طوري كه خون تمام وجودش را پر كرده بود. مهم اين كه اين شخص با زن و بچه خود بوده است و مشخص بود كه يك نفر با زن و بچه قصد درگيري ندارد و حتي در مسيري كه او را مي بردند فرياد مي زد من حزب اللهي نيستم ولي كسي توجهي به او ننموده و او را كتك زنان به سمت جايگاه مي بردند. در وسط سخنراني در ضلع جنوبي دانشگاه نزديك خيابان 16 آذر پنج نفر از مجاهدين(منافقين) كه شعار مرگ بر بهشتي ميدادند به يك نفر شخص ريش دار كه يك اوركت سپاه به تن داشت حمله كردند و بعد از كتك زدن او متواري شدند.يك نفر در حالي كه خون آلود بود، مي گفت تازه از جبهه آمده ام.
* تحصن و درگيري
روز 15 اسفند مرتضي رضايي فرمانده وقت سپاه پيش از خطبه ها به كنايه از وقايع روز گذشته سخن مي گويد و آيتالله خامنه اي امام جمعه تهران هم ضرب و شتم مردم را محكوم مي كند. در ادامه گروهي كه به دستگيري معترضين سخنراني روز گذشته دانشگاه تهران اعتراض داشتند، دست به تحصن در دانشگاه زدند و پس از آن در حالي كه شعار ميدادند دست به راهپيمايي زدند. اما طرفداران بني صدر هم ساكت ننشستند و با لشكركشي به سوي دادگستري از شهيد بهشتي شكايت كردند. در قم نيز روحانيون و طلاب و جمعي از اهالي قم بعد از پايان درس حوزه علميه در مسجد اعظم اين شهر دست به راهپيمايي زدند و ضمن حمايت از متحصنين در دانشگاه تهران، حوادث روز پنجشنبه را محكوم كردند. فرداي آن روز از صبح بازارهاي قم و كاشان به نشانه اعتراض به وقايع دانشگاه تعطيل شد.
* ايران، شيلي نشد!
به دنبال تحقيقاتي كه پس از اين واقعه انجام گرفت، دادگستري اعلام كرد، واقعه 14 اسفند دانشگاه تهران يك حركت سازمان يافته و از پيش طراحي شده عليه انقلاب اسلامي و خط امام بوده است، چند ماه پس از اين حادثه مجلس شوراي اسلامي رأي به استيضاح ابوالحسن بنيصدر داد و امام خميني نيز رأي مجلس را تنفيذ نمود و خط امام بر بنيصدر چيره گشت. در مرداد ماه 1360، بنيصدر با لباس مبدل و آرايش زنانه به همراه مسعود رجوي از ايران گريخت. هر چند ديگر بهشتي نبود تا طعم شيرين پيروزي خط امام را بچشد. اگر چه بهشتي هشت روز بعد از 14 اسفند در رنج نامه اي محرمانه خطاب به امام خميني نوشته بود: «بسياري از كساني كه در طول سال هاي اخير در راه حاكم شدن اسلام اصيل بر جامعه ما كوشيده و رنج ها برده اند و در طول اين سال ها به مقتضاي طبيعت و ماهيت نظام اداري رژيم شاهي، در همه سازمان هاي لشكري و كشوري همواره در اقليت بوده و زير فشار اكثريت غرب گرا يا شرق گراي حاكم بر اين سازمان ها به سر برده اند، هم اكنون در جمهوري اسلامي هم كه امام در رأس آن است و تني چند از فرزندان امام نيز بخشي از مسئوليت ها را بر عهده دارند ومردم عزيز ما نيز در صحنه ها حضور دارند دوباره تحت فشار همان ها قرار گرفته اند ولي اين بار زير حمايت همه جانبه رئيس جمهوري و فرمانده نيروهاي مسلح (بني صدر...) اينها (عناصر متدين و دل سوخته) احساس مي كند به جرم اينكه در راه حاكم شدن اسلام تلاش كرده (اند...
) امروز در جمهوري اسلامي با حمايت رئيس جمهور و همفكران ايشان در جبهه ملي و نهضت آزادي با همدستي خلقي ها همه جا سركوب مي شوند و مي رود كه به سرنوشت مؤمنان در جنگ اصحاب اخدود دچار گردند..» دكتر بهشتي در همين رنجنامه بود كه نوشت «پناه دادن رئيس جمهور به مخالفان حاكميت اسلام، عرصه كار را بر همه كساني كه شب و روز در اين راه تلاش كرده و مي كنند روز به روز تنگ تر مي كند.» وي از تلاش بني صدر و همفكرانش براي حذف مسئله رهبري فقيه در آينده پرده برداشت و از امام و مولاي خويش مطالبه راه و رهنمود كرد كه مشخص كنند اداره جمهوري اسلامي را به وسيله كدامين بينش، اصلح مي دانند؟
.
منبع: ويژه نامه رمز عبور 3
17:08 - 20 ژوئن 2010