ويژگيهاي گفتمان پيروز در انتـخابات
خبرگزاري فارس: روند سياستهاي متخذه در دوران اصلاحات، نشان داد جريان حامي گفتمان اصلاحات در قالب گروههاي روشنفكري به تئوريزه كردن نظريات خود از جمله توسعه سياسي، جامعه مدني و گفتگوي تمدن ها ميپرداخت و در حقيقت، ادامه دهنده رويكردهاي گفتمان سازندگي بود.
به گزارش خبرگزاري فارس، علي دارابي قائم مقام سازمان صدا و سيما طي يادداشتي تحليلي نوشت:پس از ارتحال امام خميني(ره) و به دنبال پايان يافتن جنگ تحميلي و لزوم بازسازي و ترميم خرابي هاي ناشي از جنگ و ساخت زيربناها به عنوان يك راهكار نجاتبخش براي دهه دوم انقلاب و تا حدودي استقرار آرامش نسبي در كشور، آرايش جديدي از نيروهاي سياسي با مرزبندي هايي متفاوت از انواع پيشين شكل گرفت كه هريك داعيه طرح گفتماني نوين در فضاي سياسي كشور داشتند. اولين گفتماني كه در اين دوره هژموني يافت، گفتمان سازندگي با دال مركزي توسعه اقتصادي بود. در پرتو اين گفتمان پيشرفتهاي قابل توجهي براي كشور حاصل گشت. اما گذشته از اين توسعهطلبيها و بازسازيها، نكته حائز اهميتي كه مي توان از آن به عنوان نقطه ضعف تامل برانگيز اين گفتمان برشمرد، تكيه صرف بر توسعه اقتصادي و بي توجهي به "عدالت و معنويت" و به حاشيه راندن فرهنگ و آزادي بود.
در گفتمان سازندگي، حاكميت مدلهاي توسعه اقتصادي از نوع تعديل و شبيهسازي كاذب مناسبات اقتصادي كشور به مناسبات اقتصاد بازار و ليبرالي و توسعه مخرب خصوصيسازي دولتي، با هدف كاهش زنجيره كارگزاري دولتي و تصديگري دولت، شوك جدي را بر حوزه فرهنگ وارد ساخت. بگونهاي كه نظام ترجيحات ارزشي مردم و سبك زندگي عمومي متأثر از سبك زندگي بدنه مديريتي و اجرايي كشور درست پس از كمتر از دو دهه از تحقق انقلاب و پيروزي در دفاع مقدس، دستخوش تغييرات جدي و فاصله گرفتن از مدل ايدهال و مطلوب انقلاب اسلامي و بنيانگذار جمهوري اسلامي گرديد.
نهايتا جامعه به تدريج بيرغبتي خود را نسبت به ناكارآمدي گفتمان مذكور با راي قاطع خود اعلام نمود. به عبارتي ديگر گفتمان سازندگي به دليل غفلت از ارزشهاي والاي انقلاب (به ويژه در حوزه سياستهاي اقتصادي) و نيروهاي كه در دوران حاكميت گفتمان سازندگي در حاشيه قرار گرفته بودند، با بهرهگيري از افكارعمومي و بهخصوص طبقه متوسط جديد از گفتمان "اصلاحات"، حمايت كردند؛ به گونهاي كه در دوم خرداد يي ، اين گفتمان جايگزين گفتمان سازندگي شد.
در دهه سوم از انقلاب اسلامي مجددا اين دولت بود كه در تكرار اشتباه دولت قبلياش تلاش خود را صرف اين نمود كه پرچمداري گفتمانسازي را در دست گيرد. آزادي، مشاركت مردم، انتخابات، انفتاح فضاي سياست خارجي و همچنين گسترش اركان دموكراسي از جمله شعارهايي بود كه در گفتمان موسوم به اصلاحات با دال مركزي توسعه سياسي مطرح گرديد كه اشكالات عديده اي بر آن وارد بود. در اين گفتمان، دين و معنويت به دليل غلبه نوعي نگاه شبه سكولار ، به حاشيه رانده شد. در اين دوره مقام معظم رهبري بارها بحث ضرورت توجه بر اصلاحات بومي و تفكيك آن از اصلاحات آمريكايي را به جريان حاكم گوشزد مي نمودند. نهايتا پس از 8 سال گفتماني كه به دنبال مشاركت مردم در اداره امور بود، با رويگرداني و عدم رغبت مردم روبه رو گرديد.
روند سياستهاي متخذه در دوران اصلاحات، نشان داد جريان حامي گفتمان اصلاحات در قالب گروههاي روشنفكري به تئوريزه كردن نظريات خود از جمله توسعه سياسي، جامعه مدني و گفتگوي تمدن ها ميپرداخت و در حقيقت، ادامه دهنده رويكردهاي گفتمان سازندگي بود. بدين ترتيب با عنايت به ناسازههاي نظري در گفتمان اصلاحات زمينه رويگرداني جامعه فراهم گرديد و اولين جرقه جدايي بدنه جنبش اجتماعي از اين گفتمان در انتخابات دور دوم شوراهاي اسلامي شهر و روستا زده شد. انتخابات مجلس هفتم نيز نقطه ديگري از تاريخ بود كه خبر از جدايي بدنه اجتماعي از گفتمان اصلاحات داد، اين روند در انتخابات نهم رياست جمهوري در تير ماه يييي تكميل گرديد.پس از يأس و نااميدي مردم و دلسوزان نظام و انقلاب از عملكرد جنبش اصلاحات ، شهروندان به اين نتيجه رسيدند كه گروه حاكم و گفتمان اصلاحات با شعارهاي توسعه سياسي، قانون مداري و ايجاد جامعه مدني قدرت لازم را براي پاسخگويي به خواستهاي اقتصادي ، اجتماعي و سياسي مردم ندارد و همين عامل زمينه را كه از قبل نيز نشانههاي آن هويدا شده بود براي پيروزي او و هژموني گفتماناش فراهم آورد.
احمدي نژاد قبل و پس از پيروزي در دو انتخابات نهم و دهم رياست جمهوري بارها با تاكيد بر ناكارآمدي نظام معنايي گفتمانهاي سابق به نقد دولتهاي سابق پرداخته است و با اصرار بر جنبه هاي منفي گفتمان هاي رقيب(سازندگي و اصلاح طلبان) تحت عناويني از قبيل فساد، تبعيض، فقر، بي عدالتي، فاصله طبقاتي و همچنين ساختار شكني از مفاهيم وايده آل هاي گفتمان هاي رقيب و تاكيد بر وجود فاصله ميان توسعه سياسي و رفع فقر و رفع مشكلات اقتصادي و همچنين تاكيد بر مترادف دانستن رشد اقتصادي دوران سازندگي با تبعيض و فساد و رانت و رانتخواري به بيان مفاهيم و نشانههاي مورد نظر خود ميپردازد. عناوين فوق را ميتوان در مواضع و نطقهاي تبليغاتي محمود احمدينژاد به وضوح مشاهده كرد. او با مطرح كردن عدالت اجتماعي به عنوان مشكل مركزي (دالمركزي) به مشكلات ديگر و مفاهيم ديگر در اين گفتمان نقش و معنا داده و ميدهد .او در حقيقت با دست گذاشتن بر روي عنصري كه در گفتمان هاي سابق مورد غفلت قرار گرفته بود، به نظم معنايي دست زد كه سايه خود را بر مسائل داخلي و خارجي گسترانيده بود. در نهايت با وجود نمايندگاني ديگر از طيف اصولگرايان احمدينژاد توانست عرصه سياسي اجتماعي را بدست گيرد و علت اين امر را بايد در چند نكته خلاصه كرد:
1- زير سوال بردن گفتمان هاي رقيب و پر رنگ نشان دادن فقدان عدالت در گفتمان هاي رقيب در قالب بيانهاي قابل تفهيم و درك براي توده مردم.
2- اصرار بر وجود شكاف ميان توسعه سياسي و همچنين ميان رشد اقتصادي دوران سازندگي با رفع مسائل و مشكلات واقعي مردم، به عبارتي ديگر اصرار بر ناتواني توسعه سياسي و رشد اقتصادي سازندگي در رفع مشكلات اقتصادي و معيشتي مردم.
3- توجه ويژه و مخاطب قرار دادن طبقات محروم و مستضعف با ادبيات عدالتخواهانه.
4- تاكيد بر اين مساله كه اين مسائل و مشكلات (رفاهي و معيشتي) به راحتي قابل حل است و اين كار تنها با قرار گرفتن مقوله عدالت اجتماعي (عنصر مغفول گفتمان هاي اصلاح طلبان و سازندگي) در متن كارها و تصميمگيريها امكانپذير ميباشد. با عنايت به اين تفاصيل، مشخص ميشود فقدان دالّ مركزي عدالت در گفتمانهاي پيشين و تحول ارزشي كه گفتمان عدالت بر پايه آرمانخواهي دايمي، آن را وارد عرصه مديريتي كشور نمود سبب نوعي بازيابي هويتي و انديشهاي جديد به سطح تفكر مديريتي گشت.
اينكه آقاي احمدينژاد تا چه ميزان توانسته است نسبت خود را با جريان اصولگرايي و شاخصههاي آن در عمل حفظ كند و به آن وفادار باشد و اينكه درعمل چه ميزان اين شعارها و برنامهها با رويكرد عدالتخواهانه تحقق يافته است، خود نياز به بررسي جداگانه دارد. اما تكرار رفتار انتخاباتي مردم در رأيدهي به احمدينژاد در دور دوم (انتخابات دهم) و افزايش مشاركت بينظير مردم در مقايسه با تمام انتخاباتهاي بعد از انقلاب اسلامي (به استثناي رفراندوم جمهوري اسلامي) گوياي آن است كه مردم احمدينژاد را حامل و سخنگوي گفتمان عدالتخواهانه شناختهاند و او نيز توانسته است تا حدود زيادي به ميثاقهاي خود با ملت عمل كند. سخن آخر اينكه در اين يادداشت در صدد ناديده انگاشتن تلاشها و كارنامه دولتهاي پيشين نبودهايم و قصد ناجي درست كردن از دولت كنوني هيچ گاه مد نظر نبوده است، چراكه ارزيابي گفتمان دولت دهم و ميزان و توفيق يا ناكامي آن موضوع ديگري است كه در جاي خود بايد به آن پرداخت.
منبع :ويژهنامه همشهري به مناسبت سالگرد انتخابات دهم رياست جمهوري (گذر از فتنه)
انتهاي پيام/
21:35 - 21 خرداد 1389