از كارناوال تا هلهله
خبرگزاري فارس: وقايع تلخ عاشورا امسال در حالي رخ داد كه سابقه تاريخي جريان فكري موسوم به اصلاح طلب، نشانگر حقيقتي در خصوص نحوه نگرش آنها به عزاي سيدالشهدا(س) است.
به گزارش خبرنگار "سرويس فضاي مجازي" خبرگزاري فارس، محمدرضا باقري نويسنده وبلاگ "بيا تا برويم"، مطلبي با عنوان "از كارناوال تا هلهله" را در وبلاگ شخصي خود منتشر كرده است.
بر اساس اين گزارش در اين مطلب آمده است:
سال 76 بود و تبليغات انتخاباتي داغ داغ كه عصر عاشورا امت عزادار همزمان با خروج از هيئت ها و تكايا با صحنه عجيبي روبرو شدند. كارناوالي به راه افتاده بود و شادي كنان با در دست داشتن تصوير محمد خاتمي و بوق هاي ممتد و ترانه هاي غربي، به تبليغ براي وي پرداختند.
اين حركت موجب خشم گسترده امت حزب الله شد، اما اصلاح طلبان بدون محكوم كردن آن، حادثه را به مخالفين موسوم به راست خود نسبت دادند و تا كنون نيز زير بار آن نرفتند.
در سال 78 كه اوج راديكاليزم و پروژه براندازي نرم نظام با غائله 18 تير قصد تكامل داشت، روزنامه هاي زنجيره اي اصلاح طلبان گاه و بيگاه، به واقعه عاشورا حمله، توهين و هتك حرمت داشتند.
اين جريان با تنزيل سخيف حماسه عاشورا آن را تا حد يك تراژدي پايين آوردند."تراژدي حسين بن علي (ع) مشابه تراژدي هاي آنتيگونه، تامس مور و جان پروكتور است." (ماهنامه كيان فروردين 78 شماره46)
اكبر گنجي كه اين روزها در كنار گوگوش (رقاصه ايراني لس آنجلس نشين) به حمايت از سبزها مي پردازد، در واكاوي خود از علل قيام عاشورا، خشونت كربلا را نتيجه خشونت بدر مي داند و مي افزايد: "پيامبر در بدر و حنين و ... شمشير زد ... اما آيا جنگ هاي جبهه حق عليه باطل پيامدهاي ناخواسته يا آثار وضعيه به دنبال ندارد؟ خشونت فرزند خشونت است و درخت خشونت ميوه هايي جز خشونت به بار نمي آورد هيچ كس حق ندارد به صرف اين كه خود را حق و ديگران را باطل مي داند دست به خشونت بزند و در صدد نابودي مخالفان خود از طريق حذف فيزيكي برآيد.(صبح امروز 23/2/78)
طبيعي است با چنين ديدگاهي واقعه كربلا يك اتفاق خشن بوده است و "سال هاي فراوان و بلكه قرن ها اين بزرگداشت (قيام عاشورا) حاصلي جز تاثر، حزن و اشك آوري نداشته است"(آفتاب امروز 24/1/79)
حسين حاج فرج دباغ، ملقب به عبدالكريم سروش كه تئوري پرداز انديشه هاي ديني منحرف جريان موسوم به اصلاحات است، اندكي بعد از اظهار نظر گنجي اصل شهادت را زير سئوال مي برد و مي نويسد:"فرهنگ شهادت، خشونت آفرين است، اگر كشته شدن آسان شد، كشتن هم آسان مي شود."(روزنامه نشاط 12/3/78)
و در نهايت امر، كار به جايي رسيد كه اصل عزاداري و زنده نگه داشتن عاشورا را امري ناشايست تلقي كردند و از آن به عنوان وسيله اي براي تحريك عواطف ياد نمودند.
"در اين زمان كه نه از دولت امويان خبري است و نه دشمنان و كشندگان بالفعل و نه اعقاب و نسل هاي بعد از آن هيچ كدام در صفحه وجود نيستند هنوز هم از داستان حسين استفاده كردن و عنصر انتقام عنصر كينه توزي و عنصر خشونت و خونريزي را زنده نگه داشتن و از طريق تحريك عواطف دشمنان عيني و غير عيني موهوم و غير موهوم تراشيدن و اين حادثه را خرج آن امور كردن شايسته نيست."(روزنامه نشاط)
در ايام تبليغات انتخاباتي دهمين دوره رياست جمهوري هم شاهد ادامه اين هتاكي ها بوديم، و در اوج آن در برنامه تبليغاتي مهدي كروبي در دانشگاه آزاد در شب شهادت حضرت صديقه طاهره سلام الله عليها، دختراني با دستبندهاي سبز و تصاوير مهدي كروبي با آهنگ سالن به رقاصي مي پردازند.(فيلم موجود است)
و اينك همين رويه براي بار چندم تكرار مي شود، ظهر عاشوراي حسيني عده اي هلهله كنان، سوت و كف مي زنند، به هيئات حمله مي كند، عزاداران را مجروح مي سازند، بيرق اباعبدالله را به آتش مي كشند، به نمازگزاران سنگ پراكني مي كنند، شهر را به آتش مي كشند و ...
البته اين رفتار از كساني كه ثواب كف و سوت زدن براي تقويت يكي از نخبگان جامعه، را كمتر از سينه زني و عزاداري براي امام حسين (ع) نمي دانند (اخبار ويژه كيهان 10/3/79) عجيب و پيچيده نيست.
چه آنكه اين يك روند است كه اين گروه در اين 10 سال كه نه، از ابتداي انقلاب داشتند و هر روز نمايان تر ميشود.
حال با همه اين وقايع شايد نتيجه گيري اين نكته كه تكذيب هاي قبلي اين گروه بعد از عاشوراي 88 رنگ باخته و مردم به ماهيت ضدديني آنها پي بردهاند، دور از انصاف نباشد.
انتهاي پيام/
16:39 - 9 دی 1388