حاشا كه بچه بسيجي ميدان را خالي كند

خبرگزاري فارس: هر قدمي كه در راه خدا و بندگان مستضعف او برداشتيم، برچسب بارانمان كردند. حالا روزي ده برچسب دشت مي‌كنيم، اما بسيجيان دلسرد نباشيد.حاشا كه بچه بسيجي ميدان را خالي كند...
به گزارش خبرنگار "سرويس فضاي مجازي" خبرگزاري فارس، اميرحسين ثابتي نويسنده وبلاگ "دست‌نوشته‌هاي يك دانشجو"، مطلبي را با عنوان "حاشا كه بچه بسيجي ميدان را خالي كند" را در وبلاگ شخصي خود منتشر كرده است. بر اساس اين گزارش در اين مطلب آمده است: 1. بسم رب المستضعفين 2. اعتراف مي‌كنم خدمتي كه ميرحسين موسوي و مهدي كروبي طي 6 ماه اخير به انقلاب كرده‌اند، در تاريخ ثبت خواهد شد. واقعاً چه اتفاقي مي توانست منجر شود تا بعد از 56 سال، ضد آمريكايي ترين روز دانشجو امسال و در دانشگاه تهران برگزار شود؟! گويا ديگر 16 آذر را نبايد با شهادت قندچي، شريعت رضوي و بزرگ نيا در 16 آذر 32 يادآوري نمود زيرا امسال اتفاق به مراتب بزرگتري افتاد. نبرد بدون پرده حق و باطل. هر جاي دانشگاه را كه نگاه مي انداختي تصور 14 اسفند 58 برايت راحت تر بود! بارها گفته ام و هزار بار ديگر هم خواهم گفت كه اگر نسل ما مشروطه و ملي شدن نفت و انقلاب 57 را هيچ گاه نديد، اتفاقاتي را شاهد است كه ده ها سال آينده همه و همه حيران از آن خواهند گفت و نوشت. وقايعي كه به مراتب نقاط عطف بزرگتري در تاريخ ايران خواهد بود ...
3. جالب است! به ما مي‌گويند چرا از بيرون دانشگاه آدم آورده‌ايد به داخل دانشگاه! نمي‌دانم ارزش پاسخ دادن دارد يا خير اما به همان علتي كه شما همه‌تان مثلاً از داخل دانشگاه آمده‌ايد! به همان علتي كه از اميركبير و دانشگاه آزاد و ... آمديد و بعد كه ديديد يك چهارم جمعيت ما هم نيستيد يادتان آمد كه تازه 25 ميليون يعني چقدر! يعني اگر قرار باشد هر دويمان از بيرون يار كمكي بياوريم تازه نسبتمان مي شود 800 به 4000. اما اين پاسخ اول من است. پاسخ دومم كمي صريح تر است و آن هم اينكه تا همين جا حضور امثال شما در دانشگاه را بايد به حساب رافت نظام گذاشت. شما چه چارچوبي را رعايت كرده‌ايد؟ كدام معيار و ضابطه را پذيرفته‌ايد كه بعد با هزينه بيت المال در جمهوري اسلامي در دانشگاه تحصيل مي‌كنيد و بعد هم براي خود حق اعتراض قائل هستيد؟! جمهوري ايراني؟ نه غزه نه لبنان؟ دين از سياست جداست؟ تغيير قانون اساسي؟ منتظري؟ ... اتفاقاً 16 آذر امسال يكي از نقاط عطفش در همين جاست. وقتي انجمن اسلام آمريكايي دانشگاه تهران با ماركسيست‌هاي نشانه دار، با ليبرال‌هاي دانشگاه، يا دموكراسي خواه‌ها و هزار و يك ايسم و خواه ديگر متحد مي‌شود تا به خيال خودش بسيج و بسيجي را زمين بزند بايد به فكر تاوان اقداماتش باشد. بايد كمي فكر كنند تا از هزينه‌هاي اين اقدام خود آگاه شوند. خط مقدم نفاق امروز در انجمن به اصطلاح اسلامي دانشگاه تهران است كه همچنان عكس مصدق و بازرگان را كنار امام منتشر مي‌كند! اما دانشگاه يا جاي ماست يا آنها. بسم الله ...
4. اين خبر هم در نوع خودش بي نظير بود! مجيد توكلي با چادر و رژلب دستگير مي‌شود. اسطوره كساني كه خود را مبارز مي‌دانند در بهترين حالت مي‌شود كپي كوچك شده بني صدر! با اين تفاوت كه از اربابشان يك قدم عقب‌تر هستند و فقط قسمت آرايش و روسري سركردنش را ياد گرفته‌اند. وقت فرار ماجرا "يوم تبلي السرائر" مي‌شود. ما اين نظام را دو دستي تقديم‌شان مي‌كنيم. جمهوري اسلامي براي آنها. هر كاري خواستند با آن انجام دهند. جمهوري ايراني‌اش كنند و... اما فقط به يك شرط! مرد باشند و روسري بر سر نكنند. همانقدر كه پدران ما 31 سال قبل خون دادند، بايد خون بدهند تا به آرمان‌شان برسند... 5. مهم نيست به ما چه مي‌گويند. چماقدار، مفتخور، سهميه‌اي، قاتل، مزدور و ... كه ولله اگر نمي‌گفتند بايد به خودمان شك مي‌كرديم. هرچه بخواهم جواب دهم اشتباه است. اساساً پاسخ به اين برچسب‌ها اشتباه است. زيرا هر چه بيشتر باشد اجر و قربش بيشتر است.ترفيع درجه اش! بالاتر مي‌رود. حال ميرحسين باشد كه ما را جيره خور بداند يا نوچه‌هايش كه هر چه دل تنگشان مي‌خواهد مي‌گويند. بسيجي واقعي الحق و الانصاف كه همت بود ... چقدر قشنگ امروز را پيش بيني مي كرد، امروز 16 آذر 1388 را: "زمان بازرگان به ما بر چسب چريك زدند، زمان بني صدر هم برچسب منافق! الان هم بر چسب خشك مقدسي و تحجر. هر قدمي كه در راه خدا و بندگان مستضعف او برداشتيم، برچسب بارانمان كردند. حالا روزي ده برچسب دشت مي‌كنيم، اما بسيجيان دلسرد نباشيد.حاشا كه بچه بسيجي ميدان را خالي كند..." انتهاي پيام/
15:23 - 17 آذر 1388

3 بازدید




1 پاسخ