شهيد آيت الله مدرس(رحمت الله عليه) در سنگر مجلس
خبرگزاري فارس:مدرس اعتقاد داشت كه مال عموم بايد خرج عموم شود. و مفتخورياز بيت المال ممنوع گردد، پول در قبال انجام كار پرداختشود وهر كس براي كشور كار ميكند از بيت المال سهم ببرد البتهمحرومان و افراد مستمند حساب ديگري دارند. در اين زمينه نطق اودرخصوص برنامه دوم قوام السلطنه در دوره چهارم مجلس گويا وآموزنده است.
بعد از فرو نشستن آتش جنگ بين الملل اول جمعي از مهاجرانايراني عازم اروپا شدند ولي مدرس و تني چند از همراهان به سويتهران عزيمت نمودند اما مجلس هم چنان تعطيل بود تنها بهدرخواست كابينههاي وقتيكي دوبار مجلس عالي مشورتي متشكل ازوكلاي سه دوره قبل تشكيل شد كه مدرس هم در بين آنان بود و درباره برخي از مسايل كشوري از جمله نظامنامه انتخابات بحث وبررسي كردند. در ايام فترت و تعطيلي مجلس مدرس تدريس در مدرسهسپهسالار را از سر گرفت و چون نيابت توليت آن را به عهده داشتبرنامه آموزشي جديد و مستمري براي آن برقرار كرد و شاگردان واستادان و موقوفات آن را سامان داد. در اين ايام، صهام السلطنهنخست وزير بود و كابينهاش به دليل ضعف و ناتواني نارضايتي عمومطبقات را فراهم آورده و خصوصا امنيت كشور را بر هم زده و دستزور مداران و راهزنان را بازگذاشته بود، فرياد اعتراض مسلمينبلند شد و مدرس نيز با آنان هم صدا گرديد و همراه جمعي از علمادر شوال سال 1336 ه.ق عليه اين كابينه به مخالفتبرخاست و درحرم حضرت عبدالعظيم تحصن اختيار نمود، اين مبارزه كه توسط مدرسرهبري ميشد منجر به سقوط كابينه صهام السلطنه گشت و در 29 شوالهمان سال كابينه وثوق الدوله روي كار آمد. حدود دو سال ازانقلاب بلشويكي روسيه ميگذشت و انگلستان در غيبت رقيب ديرينهاشيكه تاز ميدان گرديد. از اين رو خواستبا اوضاع مساعدي كه پيشآمده، بنيان نفوذ خود را در ايران محكم نموده و آن را به صورتنيمه مستعمره درآورد بدين منظور در 12 ذيقعده سال 1337 ه.
ققرار داد نهم اوت 1919 م را سرپرسي كاكس انگليسي(وزير مختارانگليس)با وثوق الدوله(نخست وزير وقت)منعقد ساخت كه مطابق آنتمامي امور مالي و نظامي ايران در اختيار انگليسيها قرارميگرفتبه علاوه ترتيبي داده شده بود تا با حضور مستشارانبريتانيايي در ادارات دولتي امور كشور به آنان واگذار شود
.
شهيد مدرس كه به شدت مراقب اوضاع بود اين قرار داد را به منزلهتحكيم مواضع ابرقدرتها و مضاعف گشتن رنج امت ايران تلقي نمود وبا آگاهي از خبر انعقاد آن با شور و هيجان وافري پاي در ميدانستيز با استعمار نهاد و چنان تحركي در مردم ايجاد كرد كه سقوطكابينه وثوق الدوله را به همراه داشت و پيرو آن دولت انگليسمجبور شد از اين توطئه ستبردارد. مدرس در اين مبارزه با اينكه حريفش از استعمارگران با سابقه و ورزيده بود غلبه يافت و بهجهانيان ثابت كرد كه اگر مرداني متدين و پاكدل وشجاع وجودداشته باشند هيچ قدرتي نميتواند آنان رااستثمار كند.
پس از بركناري وثوق الدوله و خارج شدن وي از ايران در شوالسال 1338 ه.ق مشيرالدوله مامور تشكيل كابينه گرديد كه دراوايل سال بعد(1339 ه.ق)استعفا كرد.
در سال 1329 ه.ش كه نهضتهاي آزادي بخش با الهام از باورهايديني توسعه مييافت، حيله گران انگليسي كه قدرت مبارزه و ميزاننفوذ علماي متعهد شيعه را به طور عيني مشاهده كردند و دانستنداين نيروي عظيم با حمايت مردمان مسلمان منافع آنان را تهديدميكند تصميم گرفتند نظامي را سامان دهند تا براي مبارزه باروحانيت و باورهاي ديني به كار گرفته شود و حاكميت و سلطهانگلستان نيز از اين طريق در ايران حفظ گردد بنابراين كودتايسوم اسفند 1299 ه.ش را طرح ريزي نمودند كه نامزد اين حركتننگين از طرف استعمار انگلستان سيد ضياءالدين طباطبايي بود.
اين فرد روزنامه نگار بر حسب مدارك معتبر و اسناد موثق ازحاميان قرار داد وثوق الدوله بود و با انگلستان همكاري مخفيانهداشت. مدرس اين كودتا را طي نطقي بر خلاف مجلس، قانون اساسي وموازين شرعي اعلام كرد و به همين دليل در لحظات اول توقيف گرديدو در شهر قزوين زنداني شد.
اين كابينه سياه نيز بيش از سه ماه دوام نياورد و سيد ضياءكه كوشيد در مقام رئيس الوزراء مردم را موافق خود گرداند و ازحساسيت آنان به قواي بيگانه خصوصا بريتانيا بكاهد كاري از پيشنبرد و فرمان شاه در عزلش ضادر گشت و گروهي قزاق به خانهاشرفته او را مسلحانه بدرقه كرده و از ايران تبعيد نمودند و مدرسو يارانش از زندان آزاد شدند.
گرچه مجلس سوم پس از سه سال فترت در روز يكشنبه 17 محرم 1333افتتاح و با سرايت آثار جنگ جهاني به ايران در روز پنجشنبه 25ذي حجه همان سال پايان گرفت، به رغم كوتاهي دوران آن،ناپايداري دولتها و تشنجات شديد سياسي، اجتماعي و اقتصادي ونيز اشتغالات مدرس از جمله امر تدريس و شركت در جلسات تهيه وتنظيم قانون مجازات، نامبرده در بحث لايحهها و قوانين طرح شدهدر مجلس حضور فعال داشته و در دفاع از موازين شرعي، قانوني،سرزمين ايران و حقوق مردم حضور فعال داشته است. مدرس در ايندوره نيز با تفرقه و تجزيه قواي ملت مخالفتخود را اعلام نمود ونمايندگان را به مسايل اساسي جامعه و اجتناب از پرداختن بهامور فرعي و جزئي توجه داد و در اين راه از هيچ كوششي فروگذارننموده است. مستشار آمريكايي در امور مالي لايحه قانوني معروفبه 23 جوزا را براي خزانه داري كل نوشت، دولت پس از تاييد لايحهمزبور آن رابه مجلس فرستاد و در همان روز (در سال 1329 ه.ق)بهتصويب رسيد. براساس اين لايحه اختيارات وسيعي به وي داده شد واو حاكم بلامنازع در امور مالي ايران گرديد. اين قانون سالهاعامل خواري مردم ايران بود و سرمايههاي ملي را به هدر ميداد ومالياتهاي ظالمانهاي را بر مردم محروم و فقير تحميل ميكرد شهيدمدرس ضمن نطقهاي خود در مجلس به ستيز با اين قانون پرداخت و درجلسه 25 پنجشنبه هفتم جمادي الثاني 1333 ه.ق در مخالفتبااين حركت گفت:
«در دوره سابقه يك قانوني از مجلس گذشت اسمش قانون 23 جوزابود و بدبختانه از روزي كه از مادر متولد شد اسباب زحمتشد وزحماتي كه در اين دو سه سال به واسطه اين قانون وارد شد چيزينيست كه محتاج به ذكر وتوضيح و بيان باشد وبعد از تامل معلومشد منشا اين زحمات اين بود كه سه كار(تشخيص آن چيزي كه بايداز مردم بگيرد، وصول آن و نيز خرج كردنش، اختيارش به دستيكنفر بود)در يك مورد جمع شد كه واقعا اگر آن سه كار به دستيكنفر صالحترين اشخاص هم باشد اين زحمات توليد ميشود...»
طغيان تباهي
انتخابات دوره چهارم مجلس در دوران زمامداري وثوق الدوله،عاقد قرارداد استعماري 1919 م، انجام گرفت و دولت وي در ورودگروه قابل توجهي از نمايندگان به مجلس نقش اساسي ايفا كردهبودند، اين نمايندگان موظف به تصويب قرار داد مذكور بودند كهبه دليل مبارزات مستمر مدرس و گروهي از رجال صالح و حمايت مردمدولت وثوق الدوله سقوط كرد، در دولت مشيرالدوله و دولتسپهداراعظم سياستخارجي مانع از افتتاح مجلس گشت تا در غياب آن باكودتاي سوم اسفند 1299 مواد قرارداد ياد شده را عملي سازند. پساز تثبيت رضاخان در قدرت و كنار رفتن سيد ضياءالدين طباطبايي وروي كارآمدن احمد قوام السلطنه مجلس چهارم پس از شش سال فترتدر تاريخ 15 شوال 1339ه.ق(تير 1300 ه.ش)با نطق احمدشاهافتتاح گرديد. ورود مدرس به اين دوره مجلس مرهون تحولات سياسيمنجر به سقوط وثوق الدوله و پارهاي از حوادث ديگر بود در غيراين صورت برنامهها را به گونهاي تدارك ديده بودند تا براينمايندگان راستين و اهل تعهد و درك، امكان حضور در اين مجلسفراهم نباشد. مدرس در اين دوره بسيار فعال بود و در 199 جلسهاز 294 جلسه مجلس به اظهار نظر، راي و ارائه پيشنهاد و ايرادسخن پرداخت و در آغاز كار اين مجلس با توجه به وقوع حادثهكودتا و عواقب منفي آن خود را موظف ديد كه جبههاي وسيع دربرابر عوامل اين حادثه نفرتانگيز پديد آورد.
در مجلس چهارممدرس كه مدافع سلامت انتخابات و حضور نمايندگان واقعي شهروندانبود با اعتبار نامههاي نمايندگان بدون موكل به مخالفت پرداخت ودلايل آن را اظهار نمود او در مخالفتبا چنين افرادي كه اصل ومنشا انتخابشان اصرار و اجبار وثوق الدوله بوده شيوهاي منطقي وروش كاملا اصولي را پيش گرفت و ضمن آن كه چنين كساني را نمايندهراستين مردم نميدانست متوجه بود كه عناصر مذكور در برابركارهاي خلاف قانون و رفتارهاي ضد استقلال حاكمان قدرت، مقاومتندارند.
.
از حوادث اسف باري كه با مجلس چهارم مصادف بود طغيان رضاخاندر مقام وزارت جنگ است نخستين مقاومت در برابر وي وقتي شكلگرفت كه حسين خان صبا مدير روزنامه ستاره ايران را به دليلانتشار مقالهاي عليه كودتاي 1299ه. ش دستگير كرد و آن گاه شخصابه ضرب و شتم او پرداخت، با انتشار اين خبر گروهي از روزنامهنگاران با حمايت مدرس در مجلس متحصن شدند. رضا خان براي مقابلهبا اين حركتبين افراد تحصن كننده اختلاف افكند. از آنجا كه اينفرد خودخواه ميخواست آرامش ايران را برهم زند و راه را براينفوذ استعمار در ايران اسلامي هموار كند و با چهرهاي آراسته ووطن پرستبه سوي مقاصد باطلي گام برمي داشت از دوره چهارم مجلسمبارزات سياسي مدرس شكل ديگري به خود گرفت و بدون آن كه ازتشكيلات نظامي و تهديدهاي رضا خان هراسي به دل راه دهد با تماميقوا و قدرت معنوي مبارزه با اين چهره منفور را آغاز كرد درجلسه 148 پنجشنبه دوازدهم مهر 1301(13صفر 1341 ه. ق)مدرسنطقي عليه رضا خان بيان كرد و در بخشي از آن گفت: «... امنيتدر مملكت است، منتهي به دست كسي است كه اغلب ماها از او خوشوقتنيستيم(آقايان)چرا در پس پرده حرف ميزنيد مگر شما ضعف نفسداريد؟ چرا حرف نميزنيد و دل خودتان را ميلرزانيد؟ مگرميترسيدم آقايان اين مجلس، مجلسي است كه سالار الدوله و محمدعليميرزا را كه با سي هزار قشون تا پشت دروازه تهران آمد با قدرتخودش دفع كرد و نترسيد. ما كه از رضاخان ترسي نداريم چرا حرفخودمان را در پرده بگوئيم...
ما كه قدرت داريم سلطنت را تغييربدهيم، قدرت داريم رئيس الوزرا را عزل كنيم، رضا خان را همتغيير ميدهيم، كاري ندارد وقتي تصميم بگيريم و بنا شود همچونقطعه قطعهاش ميكنيم كه كانه از مادر متولد نشدهباشد.. .»
.
آري در آن دوره ظلماني كه استبداد رضاخاني از يك سو واستعمار كهنه از سوي ديگر حلقوم هر آزاده آزاديطلبي را به سختيميفشرد مدرس با فرياد رعدآساي خود كه رنگ از رخسار مرعوبانرضاخاني در داخل مجلس و زورگويان در خارج مجلس ميزدود به مجلسچهارم رنگ و اعتبار بخشيد و در اين راه موفقيتهاي شايان توجهيرا كسب نمود او با گردن افراشته كه ناشي از ايمان واقعيش بهقدرت لايزال الهي بود نمايندگان خود باخته مجلس را جان بخشيد وآنان را به توانايي هايي كه از خود دارند توجه داد.
شهيد مدرس حتي وقتي تشخيص داد مستوفي الممالك در مقام رياستوزرايي نميتواند در مقابل تمايلات طغيانگرانه سردار سپه مقاومتنمايد به مخالفتبا رياست او در دولت پرداخت و گفت او چونشمشير جواهر نشان است كه بايد در روزهاي بزم و ايام صلح به كمربست ولي اين روزها كشور به شمشير فولادي نياز دارد.
ديانت، فرهنگ و جامعه
مدرس اعتقاد داشت كه مال عموم بايد خرج عموم شود. و مفتخورياز بيت المال ممنوع گردد، پول در قبال انجام كار پرداختشود وهر كس براي كشور كار ميكند از بيت المال سهم ببرد البتهمحرومان و افراد مستمند حساب ديگري دارند. در اين زمينه نطق اودرخصوص برنامه دوم قوام السلطنه در دوره چهارم مجلس گويا وآموزنده است او با بيان اين مطلب كه اجراي قانون بر دوام دولتتقدم دارد ميگويد: من با مسئله حذف و تقليل مخارج موافق هستم واز روي فلسفه هم هست مذهب من همين طور ميگويد كه مال عموم رانبايد به كسي بدهند كه براي عموم كار نميكند... البته هر كس كهايران خواه باشد... بايد مال عموم را خرج مصارف عمومي بكند...
من كه ميگويم هر كس كار نكند نبايد به او پول داد صحيح است امايك شرط دارد و آن اين است كه خود من مفت نخورم(اي ناگرفته پندمده پند ديگران). اين بخش از سخنان مدرس طولاني، آموزندهارزشمند و بسيار حكيمانه است و نكات مهمي در آن نهفته است كهميتواند براي مسوولان كشور مفيد باشد مدرس بر اين باور است كهكساني كه اموال بيت المال را بخورند و در جاي خودش خرج نكنند وبه طور غير قانوني در اموال عمومي تصرف كنند و يا حقوق عمومي وماليات موظف خود را نپردازند بايد مجازات شوند.
در جلسه 31 مدرس پس از ذكر برخورد عليبنابيطالب(ع)با يكي ازامناي ماليه توابع فارس كه اموال بيت المال را تلف كرده و فرارنموده بود و امام دستور به تخريب خانه شخص مذكور را داد، گفت:
اين مجازات براي كسي است كه امين اموال مردم باشد و آن مال رابخورد اشخاصي كه بقايا دارند و از اداي ماليات استنكاف ميورزندخائنين ملت و وطن فروشان غيرمستقيم مملكت هستند اگر ماليات خودرا ميدادند رفع حوائج دولت ميشد و دولت مجبور به استقراض خارجينميشد...»
مدرس در جلسه 33 به پيوستگي و عدم انفكاك تمدن، فرهنگ وديانت اشاره كرد و از دلايل نابساماني در جوامع اسلامي را همينبريدگي ديانت از فرهنگ گذشته و حال اجتماعات دانست. او صحبت ازمدارس قديم و جديد را نوعي تقسيم بندي دانست كه بوي تفرقه وتجزيه ملت را ميدهد وي ميگويد: مقصود اين است كه تمام مدارسيكي است و هيچ فرق نميكند... در مملكت ايران قريب صد مدرسه باچندين كرور مخارج ساخته شده و قريب صد كرور موقوفات دارد كهسالي دوكرور عايدات آنهاست، آنها را باير انداختهاند كه عتيقهاست. مگر ما داراي دو مسلكيم مگر ميخواهيم به دو شكل مملكت رااداره كنيم... همه بايد به ممالك اسلامي عشق داشته باشيم كه همعلوم ديني را ترقي دهيم و هم علومي كه محل احتياج روز است.»
در جلسه 33 سيام مهر 1300 مجلس چهارم مدرس بر اين حقيقتتاكيد نمود كه ماهيت مسايل حقوقي و جزايي اسلامي است و امكانندارد ذرهاي از آن كم و يا زياد شود اما در نحوه اجراي آن بايدمقتضيات عصر و تجربههاي جوامع را به كار گرفتسپس پيشنهادميكند تا نظرات متفاوت در كميسيون عدليه مجلس مركزيتيابد واشخاص خبره و بصير در امر قضا در اين كميسيون حاضر شوند و درادامه شرايط قاضي را اين گونه توضيح ميدهد: «قاضي بايد عالمبه حقوق مملكت و مجتهد باشد. قانون اداري را هم بداند. آشناييبه وضع دنيا داشته باشد. ولي جاهل كه شد نميتواند قضاوتكند...» در جلسه 72، ششم اسفند 1300 ه.ش از استقلال قاضي دفاعكرد و شرايط احراز آن را علم و عمل او دانست .
در جلسه 83، تاريخ نهم فروردين 1301 ه.ش مدرس نمايندگان رابه آفات اختلافات لفظي و تجزيه نيروي ملت هشدار داد و از آنانخواست در عوض در نظر گرفتن منافع گروه و دسته، حزب و صنف خوددر فكر تمام مملكتباشند، در همين جلسه مدرس تاكيد كرد دولتبايد براي آسايش مردم از ستم مامورين و متنفذين محلي جلوگيريكند زيرا در آن زمان نه نهادهاي حقوقي شهروندان وجود داشت و نهآن كه مردم امنيت جاني، مالي، آبرويي و اجتماعي داشتند، سپسخاطرنشان ساخت: «بنده تصديق دارم كه امروز مردم چندان آسودگيندارند و يك قسمتبزرگش از دست مامورين جزء دولت استبلا استثناچه فقير و رعيت و كاسب و تاجر از دست آنها در صدمه هستند بايدقسمي كنيم كه از اين صدمات راحتباشند. يك قسمت هم از دستبزرگان محلي است و مردماني كه در حوزه آنان واقعند در زحمتهستند. دولتبايد با تمام قواي خودش جلوگيري كند كه قوي صدمهاشبه ضعيف نرسد اگر ما بخواهيم به موكلين خود خدمت كنيم.
بنده عرض ميكنم كه موكلين من تمام اهالي ايران است،بلااستثناء و بايد صلاح بيني براي تمام آنها بكنيم پس ولتبايدقسمي كند كه راحتي از براي تمام مردم فراهم كند.» اينموضعگيري مدرس واقعا بسيار جالب و تحسين برانگيز است چرا كهخود را محدود به دفاع از جماعتي خاص با تفكري ويژه نميكند وگويا قالبهاي تنگ نظري و چهار چوبهاي محدودكننده ذهني را در همشكسته و در مسير حركتبه سوي خوبي و سعادت ميخواهد تمام مردمدر آرامش و آسايش باشند.
در جلسه 88 تاريخ 21 فروردين 1301 از جوسازي برخي جرايد عليهنمايندگاني كه ميخواهند از وزيري تفحص و تحقيق يا سوال به عملآورند به شدت انتقاد نموده و تصريح ميكند اين حركت جرئتنمايندگان را از بين ميبرد: «يك وكيلي در يك موضوعي سوال كردهاست و نسبتبه آن سوال در جرائد چيزي نوشته بودند كه اين مطلبسبب ميشد كه هيچ وكيلي نتواند از وزيري در يك موضوعي سوالكند.»
سپس خطاب به جو سازان و تهديد كنندگان آزادي نمايندگان مجلسگفت: بايد متنبه شوند كه بعد از اين، اين گونه صحبتها واقدامات نشود.
مدرس با خاطراتي كه از دوران فترت و نبود مجلس و حوادث منفيآن ايام داشتبا بصيرتي خاص آينده كشور را تاريك ميديد و برايجلوگيري از رخدادهاي ناراحت كننده حضور و نظارت مجلس متشكل ازمنتخبين ملت را لازم ميدانست. در جلسه 252 مورخ 15 فروردين 1302ه.ش از تاخير اعلان انتخابات دوره پنجم با توجه به ديكتاتوريرو به افزايش رضا خان وزير جنگ اظهار نگراني كرد و در جلسه294 تاريخ 31 خرداد 1302(آخرين جلسه دوره چهارم)طي نطقي كهآخرين بيان مدرس در اين دوره بود پس از اشاره به حوادث دورهفترت و انتخابات دوره چهارم كه مورد رضايت ملت نبود و گذر ازسياستيك طرف به سياست مستقل از مشيرالدوله رئيس الوزراءدرخواست كرد بيطرفي در انتخابات و ياستخارجي را رعايت و درافتتاح دوره پنجم مجلس تسريع كند و در پايان اظهار اميدوارينمود كه ايام فترت ميان مجلس چهارم و پنجم به زودي خاتمه يابد.
اصولا مجلس چهارم در پايان عمر خود نخست وزيري را از آن جهتبهمشيرالدوله سپرد تا كار انتخابات را به انجام برساند.
مجلس دوره چهارم با وجود آن كه قوانين مفيدي وضع كرد و خدماتبرجستهاي انجام داد در درياي كشمكشهاي لفظي غرق گشت و از لحاظيك خط مشي اقتصادي روشن ناتوان ماند. در واقع بزرگترين نقص ايندوره عدم تجانس فكري نمايندگان و نداشتن وحدت نظر در بين آنانبود. تلاشهاي شهيد مدرس وعدهاي از حاميانش گر چه از اينآشفتگيها به نحو قابل ملاحظهاي كاست ولي آنها را از بين نبردچرا كه برخي گرايشهاي حزبي و حركات افراطي و رفتارهاي مستبدانهمانع از آن بود كه انديشههاي خردمندانه مدرس كه مصالح اسلام ومسلمين را در نظر داشت مورد استفاده قرار گيرد و اصول فكري اورا چون چراغي فرا راه خويش نهند. از عوارض سوء چنين تفرقهاي كهبر جو مجلس حاكم بود رشد سرطاني رضاخان ميباشد. جنگ داخلينمايندگان، قدرت خطرناك وي را افزايش داده حتي گروهي از وكلا بهجاي جلوگيري از حركات غيرقانوني وي به حمايتش برخاسته و او همدر سايه اين پشتيبانيها نفوذ خود را افزايش داد و چون ابر تيرهو تاري آسمان ايران را قيرگون نمود و اختناق را بر فضاي اينكشور حاكم ساخت.
روزنهاي در ظلمت
انتخابات دوره پنجم شورا در جوي آشفته و اوضاعي ناگوار آغازگرديد وعدهاي از وكلاي تهران و برخي شهرها انتخاب شدند. هنوزبخشي از ولايات نمايندگان خود را بر نگزيده بودند كه رضا خانمتوجه شد باپيش رفتن به روال كنوني نخواهد توانست در مجلسحامياني داشته باشد. از اين جهت در پي آن برآمد تا با اعمالنفوذ در انتخابات عدهاي از نمايندگان مورد نظر خود را واردمجلس كند، عواملش دستبه كار شدند. نظاميان و ماموران شهربانيبه طور علني در امور انتخابات مداخله كرده و با تغيير راي مردمافراد مورد نظر رضا خان را انتخاب ميكردند. كار به آنجا رسيدكه رئيس الوزراء در پي چاره جويي برآمد و به مقاومت در برابراين حركت پرداخت. متقابلا رضا خان با ارسال پيغامهاي تهديدآميزبه شكل آشكار و پنهان براي مشيرالدوله و اعضاي كابينهاش موجبگرديد تا مشيرالدوله از رياست الوزرايي استعفا دهد. حالا ديگرميدان براي جولان رضا خان باز شد و با كنار رفتن مستوفي جرايدطرفدار رضاخان يكصدا غوغا سردادند كه وي بايد رئيس كابينه شودو دليلشان هم اين بود كه او در كشور امنيتبرقرار كرد، دارايقدرت است و زورمند ميباشد بدين گونه رضا خان در سوم آبان 1302ه.ش در كاخ گلستان فرمان رياست الوزرايي خود را از احمد شاهگرفت. در شروع كار رضا خان تمام قوه نظامي و امنيتي كشور را دريد خود گرفت و اكثر مخالفان و رقباي خود را به شيوههاي گوناگوناز ميدان سياستبيرون نمود.
همزمان بااين وقايع اسف بار انتخابات مجلس پنجم هم به پايانرسيد و به رغم فشارهاي سياسي رضاخان گروهي انسان متعهد و دلسوزكه مدرس در بين آنان پرتو افشاني داشتبه اين دوره راه يافتند. و دوره مذكور در روز 22 بهمن 1302ه.ش (1342 ه.ق)با نطق محمدحسن ميرزا وليعهد رسما افتتاح شد. در شروع كار دوره پنجممدرس و تني چند از همراهان تمام توان خود را به كار بستند كهحتي المقدور از ورود وكلاي رضاخاني به مجلس جلوگيري كنند. حتييك بار به طور علني مدرس در مجلس طي نطقي فرياد زد: هر كس رابنده بفهمم كه يك دست محلي در انتخابش مؤثر بوده و به دستوركسي انتخاب شده است راي نداده و نخواهم داد حتي اگر اقرب اشخاصدر دوستي با خودم باشد. اما نمايندگان فرمايشي بدون موكل برصندليهاي مجلس تكيه زدند تا مجري اوامر ارباب باشند. يكي ازمعاصرين مينويسد: فرمان انتخابات دوره پنجم پيش از انقضاي مجلسچهارم صادر و انتخابات تهران با رسميت داشتن مجلس چهارم شروعگشت و خاتمه يافت ولي انتخابات ديگر نقاط كشور پس از مدتقانوني و پايان يافتن مجلس چهارم به دست امراي لشكر و وزارتجنگ و گروههاي متنفذ ديگر انجام پذيرفت.
حاميان رضاخان برآن بودند پس از بازگشايي مجلس پنجم با راينمايندگان فرمايشي به تغيير رژيم در ايران جنبه قانوني دهند.امراي لشكر در نقاط مختلف اقدام به تبليغات جمهوري خواهي وانجام تظاهرات و ارسال تلگراف به مركز در تكذيب احمد شاه وتاييد رضاخان نمايند. جرايد زيادي چون قارچ سمي سر برآوردند وبه جوسازي پرداختند، رعب، وحشت و ترور بر سرزمين ايران سايهافكند. هواخواهان رضاخان كه حزب تجدد را تشكيل داده بودند كهوجود يك رئيس دولت مقتدر را تبليغ نمودند در اين راه موفقشدند، قصد داشتند قبل از آن كه اعتبار نامههاي نمايندگان اقليتبگذرد به محض آمادگي نصف به علاوه يك، لايحه نظام جمهوري را بهمجلس آورده برق آسا بگذرانند و اگر آقا مخالفت كرد اعتبار نامهافراد مخالف را رد كنند شهيد آيهالله مدرس و تعدادي ازنمايندگان كه ماهيت جمهوري رضا خاني از چيزي جز حفقان و سركوبشديدتر ملت نميديدند، بر اين حركت واقف بودند و با فراست ودرايت و برخورداري از حمايت اقشاري از ملت مسلمان اين نقشه رابا شكست قرين ساختند. مدرس در اين بازي جديد بر خلاف گروههايفراواني كه فريب ظاهر مترقي شعار هواداران رضاخان و مبلغانجمهوري را خورده بودند به مقاصد پليد و انگيزههاي مخرب اينبلوا پي برد و با مقاومتخود نشان داد مايل با تحول و دگرگونيميباشد اما نه در ظاهر بلكه در محتوا.
مدرس نيك متوجه شد كهطرح مزبور ظاهري مترقي دارد اما حركتي استبراي افزايشقدرتطلبي رضاخان، هموار ساختن جاده استعمار و به سلطنت رسيدنسردار سپه و تغيير رژيم مشروطه به جمهوري براي آن بود كه رضاخان به عنوان رئيس جمهور مادام العمر همچون مصطفي كمال آتاتوركپايههاي استبداد را در ايران محكم كند و با هويت ديني و فرهنگمذهبي مردم به مبارزه برخيزد
.
در روزهايي كه مجلس از بحثهاي پرشور و پي گير در بارهاعتبارنامه نمايندگان و برقراري جمهوري بسيار داغ بود بين مدرسو سردسته جناح اكثريت مجلس كه حزب تجدد نام داشت و اسمش سيدمحمد تدين بود درگيري لفظي رخ داد ودر نتيجه اعضاي تشكيلات خودرا به ترك مجلس دعوت كرد، در هنگام بيرون آمدن از مجلس ايننزاع زباني ادامه يافت و احياءالسلطنه بهرامي وكيل شيراز درادامه اين روند برآشفت و سيلي محكمي به گونه مدرس نواخت كهعمامه آن سيد والامقام بر زمين افتاد گرچه سيد محي الدين مزارعيوكيل ديگر شيراز با سيلي محكمتري جواب ضارب را داد اما برخوردسيلي اول چون رعدي تمام كشور را به غرش واداشت و اكثريت اقشارمردم به خيابانها ريخته و عليه جمهوري رضا خاني و حاميانش بهتظاهرات پرداختند.
هم زمان با اين اوضاع سال 1302 ه.ش پايان پذيرفت و نوروزسال1303ه.ش فرا رسيد. روز دوم فروردين سال جديد جمع زيادي ازمردم از نقاط گوناگون شهر مقابل مجلس جمع شدند و با شعار زندهباد مدرس مرده باد جمهوري به مخالفتبا حركت جديد سردار سپهپرداختند. ساعتي بعد قواي قزاق سعي در بر هم زدن اجتماع مردمداشتند كه تلاش آنان فايدهاي نداشت و لحظه به لحظه بر تعدادشانافزوده شد. بعد از لحظاتي سردار سپه در محل حاضر شد و با عصايخود به واعظي كه مردم را نصيحت ميكرد حمله نمود، اين كارش خشممردم را مضاعف ساخت و در اين ميان تكه آجري به سوي رضا خانپرتاب شد كه حركت مزبور موجب شد قزاقها آنها را بهانه قرارداده و به مردم حمله كنند. رئيس مجلس تاب اين صحنه را نياورد وبا ناراحتي به سوي رضاخان كه وارد صحن مجلس شده بود رفت و گفت: براي چه به اينجا آمدهايد و مردم را در خانه خودشان ميزنيد. سردار سپه پاسخ داد من رئيس دولتم و حفظ نظم و جلوگيري ازاغتشاش با من است.
موتمن الملك(رئيس مجلس)كه از خشم ميلرزيد روبه منشي مجلس نمود و فرياد زد: سيد محمود زنگ مجلس را بزن تاتكليف اين مرد را روشن كنم با اين حركت رضا خان دچار هراس شد وبا پا در مياني چند تن از وكلاي طرفدار خود از موتمن الملك پوزشخواست و نزد مردم و وكلاي مجلس به طور رسمي اعلام كرد: حال كهملت جمهوري نميخواهد من از آن صرف نظر كردم اما فشار رضا خانبر مخالفان فزوني گرفت تا آن كه ماژور ايمبري كنسول امريكا درحال عكسبرداري از مقبره شيخ هادي نجم آبادي در تهران به قتلرسيد براي بسياري واضح بود كه انگليسها او را كشتهاند تا همپاي قدرت رقيب را از ايران قطع كنند و هم اوضاع را بر وفق مرادسردار سپه ترتيب دهند در پي اين رخداد سردار سپه حكومت نظامياعلام كرد و به اين بهانه بسياري را دستگير و شكنجه نمود، جرايدمخالف دولت تعطيل شدند. شهيد آيهالله مدرس در يكي از نطقهايخود در تشريح اوضاع نابسامان مذكور گفت: «امروز در تمام ايرانعلي نهج واحده كسي راحتي خيال ندارد. اين وضعيات امروزه درتمام ايران هست. در اين صدو پنجاه سال سابقه ندارد... من كه يكنفر از شما هستم و اين جا در حضور آقايان صحبت ميدارم ميگويم واميدوارم موافق عقيده خودم هر چه بگويم كه اگر تمام دول دنيابرخلاف من باشد و قلوب مردم بالطبيعه با من باشد به تنهاييمقاومت ميكنم. مقاومت كرديم. مملكت را نگهداري كرديم و ميخواهمعرض كنم هر چه ميخواهيد بگوييد ولي امروز اثري از آن مشروطهنيست.
.
تير توطئه
مدرس كه جانبدار مستمر آزادي و مخالف اختناق بود و رشد جامعهرا ملازم امنيت و حذف فشار و خشونت ميدانستبا حاكميت استبدادرضا خان وابسته به بيگانه بيش از پيش در صحنه حاضر شد و در هرفرصتي به انجام وظيفه پرداخت. در جلسه17 تاريخ19 ارديبهشتسال1303 ه.ش با وجود اختناق شديد از خطر نهراسيد و در جملهايمركب از دو كلمه فرياد برآورد: آزادي نيست. در جلسه 38 تاريخ29 تير1303ه.ش با برقراري حكومت نظامي بدون تصويب مجلسمخالفت كرد و اظهار داشتبه چنين حكومت نظامي نبايد در خارجترتيب اثري داده شود. در جلسه 200 تاريخ 5 مهر 1304 با اشارهبه دستگيريها، حبسهاو حركات غيرمشروع از دولت رضاخان خواست درمجلس حاضر شود و در خصوص وقايع و حوادث پيش آمده توضيح دهد وچون رضاخان به مجلس اهانت كرده بود مدرس منزلت اين مكان رامقدس شمرد و فتبايد تقدس مجلس را بر هر امري مقدم دانست و درجلسه چهارم تاريخ 25 اسفند 1302 ه.ش گفت: اين مجلس را بهمنزله تمام ايران ميدانم و يكي از بندهاي طرح استيضاح رضا خانكه توسط مدرس امضاء شده بود، توهين نمودن وي به مجلس شوراميباشد.
مدرس كه مشاهده كرد رضاخان براي ديانت، مجلس، قانون و ملتاهميتي قائل نميباشد آخرين تير خود را از تركش رها نمود و درروز هشتم مرداد سال1303 ه.ش همراه شش نفر ديگر از اعضاي گروهاقليت طرح استيضاح دولت رضاخان را در سه ماده تقديم مجلس نمود: الف) سوء سياست نسبتبه داخله و خارجه ب) قيام و اقدام بر ضدقانون اساسي و حكومت مشروطه و توهين به مجلس شوراي ملي ج) تحويل ندادن اموال مقصرين و غيره به خزانه دولت و بودجه وزارتجنگ. سردار سپه از استيضاح در مجلس سخت هراس داشت و با آن كههوادارانش در مجلس داراي راي كثريتبودند و احتمال داشت راياعتماد به او دهند از اين برنامه اظهار نگراني ميكرد از اينجهتبا وجود آن كه روز هفدهم مرداد1303 ه.ش براي استيضاحمشخص شد ولي درصدد برآمد جلسه مزبور را بر هم زند و مدرس كهديد شرايط براي چنين برنامهاي مساعد نميباشد آن را به وقتديگري موكول نمود.
استعمار انگلستان براي استحكام بخشيدن به نفوذ خود در ايرانتصميم گرفت رژيم ايران را تغيير دهد و براساس اين نقشه ازنمايندگان مجلس خواستند ماده واحدهاي را در مجلس از تصويببگذرانند كه براساس آن قاجاريه از لطنتخلع و حكومت را تاتشكيل مجلس موسسان به عهده رضاخان بگذارند. اكثريت نمايندگانجلسه علني را در هفتم آبان 1304 ه.ش به منظور طرح و اجراي اينبرنامه تشكيل دادند اما مدرس براي به تاخير افتادن آن از رئيسمجلس خواست تا هنگام طرح لايحه استعفا دهد و طبق قانون مجلسناچار شود رئيس ديگري تعيين كند ولي سيدمحمد تدين(نايب رئيس)برخلاف قانون به جاي رئيس قرار گرفت و جلسه را اداره كرد. ملكالشعراي بهار با اين وضع كه برخلاف قانون بود مخالفت كرد و دراين باره نطق مفصلي ايراد نمود. عمال رضاخان درصدد كشتن ويبرآمدند كه بر حسب اتفاق به جاي وي واعظ قزويني را كه مديرروزنامه نصيحتبود و شباهت زيادي به بهار داشت هدف گلوله قراردادند. طرح مزبور در چنين محيط رعب آوري تقديم مجلس شد ولي چون22 نفر از نمايندگان با آن مخالف بودند به روز نهم آبان موكولگشت. در اين روز نمايندگان وابسته به رضاخان ماده واحدهاي رابه تصويب رسانيدند كه بر اساس آن احمد شاه از سلطنتخلع وحكومت تا تشكيل مجلس موسسان به عهده رضاخان گذاشته ميشد.
شهيدمدرس در مخالفتبا آن فرياد زد: اخطار قانوني دارم و چون تدينگفت: مادهاش را بفرمائيد مدرس با خشم فراوان گفت: مادهاش ايناست كه خلاف قانون اساسي است و اينجا نميشود طرح كرد صدهزار رايهم بدهيد خلاف قانون اساسي است و با همين عبارات محكم و منطقيرسوايي رضاخان را بر سينه تاريخ ثبت نمود و غير قانوني بودنپادشاهي وي را اعلام كرد اما سرانجام نمايندگان فرمايشي رضاخانرا والاحضرت رضاخان سردار سپه ناميدند و مجلس موسسان كه بااعمال نفوذ و سرنيزه رضاخان بوجود آمده بود وي را به عنواناعليحضرت رضا شاه كبير بر سرنوشت امت مسلمان ايران حاكم نمود. امام خميني در مورد اين حادثه تاسف بار تاريخ معاصرميفرمايند:
.
«سلطنت پهلوي از روزي كه تاسيس شد خلاف قانون بود. مجلسموسسان قلابي تشكيل دادند و با زور او را(رضاخان را) به ايرانتحميل كردند. هيچ كس حق ندارد براي بعد از خود كسي را انتخابكند. اين مردم هستند كه هر نسلي بايد تصميم بگيرد.»
ترور نافرجام
انتخابات دوره ششم مجلس شورا آغاز گرديد رضاخان كه به مقامسلطنت رسيده بود ميكوشيد تا از تمامي نقاط كشور حاميان خود رابراي مجلس آينده تعيين كند. سران لشكر و نظاميان در همه جادخالت علني ميكردند و به نامزدهاي مورد نظر كمك مينمودند. مردمتهران كه از ستم رضاخان آگاهي بيشتري داشتند سعي كردند مدرس ويارانش را روانه مجلس كنند و تلاشهاي آنان سبب گرديد كهفعاليتهاي ايادي رضاخان در اين شهربياثر شود آنان از صندوقهامحافظت كردند تا جائي كه شبها روي آنها ميخوابيدند!
در جلسه اول دوره ششم مجلس كه در روز نوزدهم تيرماه سال 1305ه.ش(آخر ذي حجه سال 1344 ه.ق)تشكيل شد مدرس رياستسني مجلسرا عهده دار گرديد و پس از شروع كار اين دوره به مبارزه واعتراض نسبتبه دخالت رضاخان و اعوان و انصارش در انتخاباتپرداخت و به مخالفتبا اعتبارنامه وكلاي سفارشي مبادرت نمود وگفت: در اين انتخابات هم حكومت نظامي بوده و هم انتخاب كنندهنظامي بوده است.
وقتي دشمنان مشاهده كردند فرياد حقطلبي مدرس خاموش شدنينميباشد تصميم گرفتند صداي آن انسان وارسته را با ترورش درحلقوم پاكش خاموش نمايند و در روز هفتم آبان 1305 هنگامي كهمدرس طبق معمول عازم محل تدريس بود در كوچه معروف به سرداري آنفقيه فرزانه را مورد اصابت چندين گلوله قرار دادند، گرچه وي دراين ماجرا مجروح شد ولي با تاكتيكي كه از خود نشان داد ترورمخالفان نافرجام ماند. دوران معالجهاش 64 روز به طول انجاميد ودر روز 11 دي ماه سال 1305 در مجلس حاضر شد و ترور و وحشت وتنهايي نتوانست در عزم راسخ و ثبات سياسي مدرس كوچكترين رخنهايايجاد كند و اين حوادث سبب شد تا آن دليرمرد ميدان حقيقتسرسختانهتر حمله كند و به مبارزه خود جديتر ادامه دهد و درمجلس ششم با عموم لوايح دولت كه به ضرر اسلام، قرآن و ملتبودمخالفت نمود. در منابع تحقيقي كمبريج در باره سلسله پهلوي آمدهاست مهمترين و با نفوذترين مخالف روحاني رضاشاه سيدحسن مدرسبود كه از آرمانهاي اسلامي حمايت ميكرد و نخستين و برجستهترينروحاني بود كه با عنوان سياستمداري فرهمند و خطيبي با استعدادمجلس چهارم را زير سيطره خود درآورد او كه از آغاز دريافته بودجاهطلبي شخص رضاخان از تفرقه و شكاف در كابينه و پارلمان تغذيهميكند سعي كرد به همكاران خود در مقابل اين خطر هشدار دهدبنابراين تعجب آور نيست كه در بحثهاي مربوط به آينده سلطنت در31 اكتبر 1925 ه.م(1340 ه.
ق)يكي از پنج نمايندهاي بود كه باراي اكثريت(كه از رضاخان حمايت ميكردند)مخالفت كرد از آن پسيكي از منتقدان تند وبيپرواي رژيم جديد بود
.
از آثار نفيسي كه در كتابخانه مجلس شوراي اسلامي نگاهداريميشود استيضاحهاي شهيد مدرس ميباشد كه در دوره ششم مجلس به قلمخود آن مرحوم نگاشته شده است. در يكي از اين استيضاحهاي چهارپنج مادهاي كه مدرس آن را با مداد و بدون رعايت هر گونهتشريفات نوشته است ميخوانيم: آقاي رئيس مجلس وزير كشور رااحضار نماييد و از او سؤال كنيد كه در تهران چند زنداني وجوددارد و چرا زنداني شدهاند. كه اين سؤال بدون جواب مانده است.
شهيد مدرس كه در تاريخ هشتم شهريور 1304 ه.ش(دهم صفر 1344ه.ق)در مجلس شوراي ملي ضمن نطق پر شوري از رفتار وهابيانانتقاد كرد و آمادگي خود و مردم ايران را براي عزيمتبه عراق وجلوگيري از تخريب اماكن مقدسه اعلام مينمايد و ويراني آثار واماكن متبركه مدينه و مكه را به دست آنان ضايعهاي بزرگ برايجهان اسلام دانسته و از دولت و مجلس ميخواهد بايد قدمهاي مؤثر،قاطع و فوري كه مقتضيات ديانت استبرداشت و چيزي را به اينبرنامه مقدم ندانست.
در جلسه 15 دوره ششم كه در روز يكشنبه دهم مهر 1305(25 ربيعالاول سال 1345 ه.ق)برگزار شد در خصوص تعيين تكليف آينده حجازو خنثي نمودن ظلمهاي وهابيان مدرس تلاش نمود تا مجلس شورا تصويبكند تا كميسيوني مركب از دوازده نفر منتخب از شعب ششگانه مجلستحت عنوان كميسيون حرمين شرفين تشكيل و با شركت دولت مطالعاتلازم را نموده نتيجه را به آگاهي مجلس برساند و دليل اين امر رااين دانست كه ايران در اين برنامه به عنوان يك رخداد در جهاناسلام مركزيت دارد و اميد مسلمين و خصوصا شيعيان به آن بوده وتوقع دارند درخصوص مسئله مزبور موضعگيري درست و اصولي بنمايد.
آيهالله مدرس در بيانات خود طي دوره ششم مجلس به مسايلاجتماعي و رفاهي عموم مردم از جمله صندوق بازنشستگي، تاسيسبانك ويژه آنان براي فعاليتهاي اقتصادي و سرمايه گذاري، اعطاياعتبارات و امتيازات و تسهيلات، حفظ قدرت خريد اندوختههايكارمندان، جلوگيري از كاهش قدرت خريدپول و ضرورت خودكفا كردنبازنشستگان(نه وابسته بودن آنان به بودجه عمومي)اهميت فراوانميداد و به اين موارد اهتمام ميورزيدند.
با پايان دوره ششم قانونگذاري در 22 مرداد1307 و عدمبرخورداري مدرس از مصونيت پارلماني امكان بازداشت او برايحكومتخودكامه فراهم گشت و در شب16 مهرماه1307 «درگاهي» بهاتفاق ماموران امنيتي به خانه آن مجتهد وارسته، استقلال طلب وخواهان ايراني آزاد و مستقل يورش آورده و او را دستگير و بهزندان خواف تبعيد نموده و در 10 آذر1316 ه.ش وي را در كاشمربه شهادت رسانيدند و مجلس دوره هفتم در 14 مهر1307 ه.ش بامحروم بودن از فروغ آن شهيد افتتاح گرديد.
مجلس شوراي اسلامي در جلسه 125 تاريخ23 تيرماه سال 1372، دهمآذرماه سالروز شهادت اين عالم مجاهد را به عنوان روز مجلسنامگذاري نمود تا هميشه يادآور رشادتها و مجاهدتهاي آن شهيدوالامقام در راه اسلام و عزت كشوري مسلمان باشد.
ماده واحده مجلس اين است: از تاريخ تصويب اين قانون روز دهم آذرماه كه مصادف باسالروزشهادت مجتهد مجاهد و سياستمدار متعهد آيهالله سيدحسن مدرسميباشد به عنوان روز مجلس نامگذاري ميگردد.
منابع:
ماهنامه پاسدار اسلام، ش218
ماهنامه پاسدار اسلام، ش219
ماهنامه پاسدار اسلام، ش220
ماهنامه پاسدار اسلام، ش221
نويسنده: غلامرضا گلي زواره
انتهاي پيام/
00:07 - 11 آذر 1388