انتخابات دهم، موج زود هنگام، چشم انداز تنش

خبرگزاري فارس: به منظور تبيين بهتر وضعيت طيف بندى ها وجناح ها در دهمين دوره انتخابات رياست جمهورى نگاهى به وضعيت اصلاح طلبان در هفتمين دوره مجلس شوراى اسلامى و نهمين دوره انتخابات رياست جمهورى ضرورى است.
به منظور تبيين بهتر وضعيت طيف بندى ها وجناح ها در دهمين دوره انتخابات رياست جمهورى نگاهى به وضعيت اصلاح طلبان در هفتمين دوره مجلس شوراى اسلامى و نهمين دوره انتخابات رياست جمهورى ضرورى است. شواهد و قرائن گوياى اين نكته است كه در دو انتخابات ذكر شده، طيف مجاهدين و مشاركت به دنبال حضور درقدرت نبودند و درصدد بودند با اجبار شوراى نگهبان به رد صلاحيت كانديداهاى خود، در مقابل نظام موضع گيرى نمايند و با مظلوم نمايى از حاكميت خارج شوند. آنان به دنبال خروج از حاكميت بودند اما تلاش داشتند هزينه آن را نپردازند وهزينه آن را متوجه نظام نمايند. اقدامات آنان در خصوص طرح شعارهاى تند در مجلس ششم، غوغاسالارى دررسانه ها، ارائه طرح هاى جنجال برانگيز درمجلس، تحصن و استعفاى دسته جمعى همه در راستاى تحريك جناح مقابل براى رد صلاحيت گسترده و متهم نمودن نظام به اخراج آنان از حاكميت بود. آنان اقدامات خود در راستاى جامه عمل پوشاندن به اين ايده را از قبل انتخابات مجلس هفتم ونهمين دوره انتخابات رياست جمهورى طراحى و اجرا نموده بودند و درانتخابات مجلس هفتم رد صلاحيت ها مطلوب آنان نيز بود و در نهمين دوره انتخابات رياست جمهورى تاييد صلاحيت معين باعث عدم اجراى تداوم پروژه مظلوم نمايى واعلان اخراج از حاكميت شد. در حال حاضر نيز دهمين دوره انتخابات رياست جمهورى از سوى يك مركز مديريت مى شود كه اين مديريت درانتخابات هفتم مجلس و نهمين دوره انتخابات رياست جمهورى نيز مشهود بود.
دراين انتخابات جريان دوم خرداد خيلى آرام دنبال اين بود كه از حاكميت خارج شوند. آنها به دنبال بسط، توسعه، گسترش وبهره بردارى از نهادهاى مدنى بودند. آنان در اين انتخابات قصد داشتنداز خاتمى به عنوان ابزارى درجهت منافع خود استفاده نمايند. جبهه اصلاحات براى اين انتخابات به صورت جريان متحد و منسجمى نبود، ايلات متفرقى بودند كه بنا داشتند به صورت ايالات متحد كارشان را پيش ببرند. با آمدن موسوى برنامه هاى جناح اصلاح طلب مختل شد. الان هم حمايت مجاهدين و مشاركت از موسوى تاكتيكى است. آنها دنبال كانديدايى بودند كه بتواند از شوراى نگهبان بگذرد و پس از گذشتن از فيلتر شوراى نگهبان، اقدامات خود را به اجرا گذارند. خاتمى طى سال هاى گذشته نشان داده بود كه تا حد زيادى از آنان تبعيت مى كند، اما موسوى به صورت مستقل تصميم مى گيرد. او خودش موضوعيت دارد و مى خواهد در ساختار قانون اساسى كار كند، موسوى با خاتمى فرق مى كند.
وى به16 سال گذشته انتقادات فراوان داشته و دارد و درصدد است از سبد آراى اصلاح طلبان و اصول گرايان استفاده كند و آن دو جريان را مديريت كند و درضمن آراى موسوم به خاكسترى را هم وارد عرصه انتخابات نمايد. موسوى زمانى درصحنه حضور پيدا كرد كه از نظر طيف وابسته به دوم خرداد مناسب نبود. طيف دوم خرداد از ماه ها قبل با موسوى و خاتمى با تحقير برخورد و مطرح مى كردند كه موسوى آدم ترسويى است و اصولگرايان وى را به جان دوم خرداد مى اندازند. با آمدن موسوى آنها تعريف هاى 20 ساله خود را پس گرفتند و تا حدودى به تقابل با موسوى پرداختند. موسوى با مشاركت و مجاهدين محتاطانه برخورد مى كند. در اين انتخابات موسوى خاتمى را با زيركى مات كرد كه البته روحيات خاتمى اين اجازه را به موسوى داد. خاتمى انگيزه لازم را براى آمدن به صحنه نداشت. طيفى كه با نظام زاويه دارد وقتى خبر شدند موسوى مى آيد، آخرين برگ خود را در بهمن ماه خرج كردند و آن اعلام كانديداتورى خاتمى بود، در حالى كه آن را براى ارديبهشت گذارده بودند. خاتمى كانديدا شد تا موسوى حضور پيدا نكند، اما موسوى آمد و خاتمى رفت.
با ورود موسوى به صحنه انتخابات وحتى چند ماه قبل طيف هايى كه هميشه دنبال موسوى بودند در اين دوره به رغم تعريف وتمجيدهاى گذشته به موسوى بد گفتند. بعد از اعلام انصراف خاتمى ، مجمع روحانيون با اصرار خاتمى به سمت موسوى رفت كه انشقاق رسمى مجمع را به دنبال خواهد داشت. مجمعى كه كروبى 20 سال دبيركل آن بود به راحتى به سمت موسوى رفت. هرچند موسوى راضى نبود، چون موسوى دنبال حفظ هويت مجمع روحانيون بود. پس از اعلام حمايت مجمع از موسوى، ابطحى كه تا 5 ماه پيش بدترين دشنام ها را نثار كروبى مى كرد، مشاور كروبى شد. الان در مجمع، فضا ملتهب است و دچار انشقاق بيشتر خواهد شد. بخشى سوى كروبى رفته و بخشى ازموسوى حمايت خواهند نمود.
بخشى از جريان دوم خرداد كه كروبى را عامل نظام مى دانستند، با آمدن موسوى برخورد آنان با كروبى نرم شده است و دوستانه با كروبى برخورد مى كنند كه اين تاثير حضور موسوى درصحنه انتخابات است.كروبى اشتباهى استراتژيك را در راهبرد انتخاباتى خود داشت وآن اعلام اين بود كه حزبم من را انتخاب كرده است. اين امكان وجود داشت همانطورى كه مجمع روحانيون درانتخابات قبل پشت وى را خالى كردند، دراين انتخابات هم حزب وى پشتش را خالى كند، كروبى با گفتن اينكه اگر حزبم هم از من بخواهد كنار نمى روم، اين اشتباه را به نوعى اصلاح كرد. كروبى كه قبلاً با اصولگرايان مى نشست وحتى خودش را كم كم به شوراى نگهبان هم نزديك مى كرد، با آمدن موسوى شعارهايش را تغيير داده و سراغ طرح قضايايى مثل حكم حكومتى و نظارت استصوابى رفت. كروبى اگر درصحنه انتخابات حضورداشته باشد با شكستى كه متحمل مى شود دچار مشكل حيثيتى خواهد شد. تيم رسانه اى اش كه متشكل از آدم هايى مثل محمد قوچانى و عطريان فر است به وى وفا نخواهند داشت. بين ستاد كروبى وموسوى تفاوت بسيار است. موسوى به ستادش حكم مى كند، اما ستاد كروبى به وى حكم مى كند. ستاد كروبى معجونى است ازهمه طيف ها، انديشه ها، نگرش ها وافراد.
موسوى ستاد وكميته هايش را خودش تعيين و ساماندهى كرد؛وى به مجاهدين و مشاركت ميدان نداد، عدم ميداندارى مشاركت و مجاهدين در ستاد موسوى به حدى است كه آنها درصددند براى خودشان ستاد انتخاباتى تدارك ببينند. مجاهدين و مشاركت زمزمه هايى را مطرح كرده اند كه موسوى حداقل هاى جريان اصلاح طلبى را برآورده خواهد نمود.
موسوى تندروى و افراط گرى هاى گذشته را ديده است. شعار اصلاح طلب-اصولگرايش گوياى اين نكته است كه از تندروى وافراط گرى روى گردان است. موسوى تعمد دارد بگويد در ساختار و چارچوب فعلى بايد وارد كار شوم. وى با نقد احمدى نژاد وارد فضاى انتخاباتى شده است. تفاوت هايى بين هاشمى و خاتمى با احمدى نژاد وجود دارد. هرسه نفر اينها نسبت به هم موضع دارند. در برخورد با موسوى ازطيفى از سوى اصولگرايان نقد آشكار و حمايت پنهان جارى وسارى است، زيرا موسوى براى نظام فرصت ايجاد كرد. موسوى آمد تا در چارچوب نظام كار كند. مسلماً توقع طيفى كه دنبال تغيير در نظام است و حتى با خاتمى هم دنبال ورود به نظام نبودند، ازسوى موسوى برآورده نمى شود. جريانى كه مى خواستند با خاتمى در صحنه انتخابات حاضر شوند، دنبال كشاندن مردم به صحنه بودند كه طرح حفاظت از آرا در اين راستا تلقى مى شود دنبال اين بودند كه بر نارضايتى مردم دامن بزنند و قوميت ها و اقليت ها را در راستاى مطالبات خودساخته آنان فعال كنند. اين طيف دنبال اين بودند كه روش گاندى را پيش بگيرند، مردم را به خيابان ها بياورند و از طريق بهره بردارى از خلاءهاى موجود در قانون اساسى كه براى آنان ظرفيت ها وفرصت هايى را ايجاد مى كند، مردم را رو در روى نظام قرار دهند. در قانون اساسى خلاءهايى وجود دارد كه جريان ضدنظام دنبال استفاده از آنان در راستاى نيل به اهداف خوداست ؛ به عنوان مثال اگر كانديدايى تاييد صلاحيت شد و شعارهاى مخالف نظام داد نمى توان با آن برخوردى انجام داد.
نويسنده:قربانعلى سامعى ادامه دارد...
11:03 - 24 ژوئن 2009

0 بازدید




1 پاسخ