لزوم حاكميت ارزشها در رسانه
خبرگزاري فارس: مبحث دين و رسانه و نحوه ارتباط اين دو، از مباحث جديد در عصر رسانه ها است. خيلي از دست اندركاران رسانه هاي گروهي مايلند كه بدانند چگونه مي توان در عرصه رسانه، اخلاق و ارزشهاي ديني را رعايت كرده و مومنانه به نشر خبر پرداخت.
مبحث دين و رسانه و نحوه ارتباط اين دو، از مباحث جديد در عصر رسانه ها است.
خيلي از دست اندركاران رسانه هاي گروهي مايلند كه بدانند چگونه مي توان در عرصه رسانه، اخلاق و ارزشهاي ديني را رعايت كرده و مومنانه به نشر خبر پرداخت.
نويسنده اين مطلب، كوشيده است نگاهي اجمالي به كاركرد رسانه از منظر دين داشته باشد. مطلب را با هم از نظر مي گذرانيم:
جايگاه ارزشها در رسانه ها
رسانه ها بعنوان مهمترين وسيله هاي ارتباطي فرهنگي نظام جمهوري اسلامي، نظير ساير نهادهاي فعال در بخش فرهنگ و حتي همه نهادها و ابزارهاي غير فرهنگي موثر در بخش فرهنگ ملزم به رعايت منطق و اهداف برآمده از مباني نظري انقلاب اسلامي و متن سياست هاي فرهنگي نظام جمهوري اسلامي هستند.
آن دسته از مواد و برنامه هاي رسانه ها كه مشخصا ديني هستند يا به دين مي پردازند مي توانند با تاكيد بر وجوه معنوي و اخلاقي دين، فضاهاي آرامش آوري براي مخاطبان ايجاد كنند ولي اگر در اين مواد و برنامه ها بيش از حد بر وجه تنذيري اديان تاكيد و از وجه تبشيري غفلت شود از كاركرد اخلاقي رسانه ها در دراز مدت كاسته مي شود.
با نگاهي اجمالي درمي يابيم كه رسانه هاي ايران از لحاظ ارزشي، انساني و عقيدتي نسبت به رسانه هاي ساير كشورها برتري دارند ولي با وجود اين جاي اين سوال باقيست كه از رسانه هاي جمهوري اسلامي چه توقعي مي توان داشت؟
سوال اينجاست كه چرا با اين همه تلاش و تكاپو وخطابه، هنوز اخلاق جاي خود را به معناي واقعي كلمه در رسانه هاي ما نيافته است و گاهي مصلحت هاي حرفه اي بر اخلاق پيشي مي گيرد.
چرا صديق ترين گردانندگان و اداره كنندگان رسانه ها هم در اجراي ضوابط اخلاقي با هزاران معضل و مشكل مواجه اند؟
رسانه هاي ما در مواجهه با ارزش ها دست كم چهار مشكل عمده دارند كه هر كدام به نوعي مسير را براي ورود اخلاق در رسانه ها دشوار مي كند:
1- مشكلات تئوريك و نظري
2- ابهام در ارزش ها و فقدان تعريفي واحد از آنها
3- ضرورت هاي حرفه اي رسانه
4- مشكلات و معضلات اجرايي
بررسي مشكلات تئوريك و نظري
اصولا جامعه ما همواره خود را از طرح مباحث نظري و جدي دور نگاه داشته و اين قبيل مباحث را در سطح و ساده مي خواهد اما دنياي ژرف امروز به بشر آموخته كه انديشه ها را بايد تا آخرين لايه هاي آن پيمود و تمام آنها را با دقت و وسواس وارسي كرد.
در حقيقت دنياي شرق و بويژه جهان اسلام قبل از آنكه به بررسي و فهم و درك شرايط جديد بپردازد، خود را در آن ديد و اين مشكلي شد كه نسل جديد هم خود را با آن درگير مي بيند. شايد بتوان گفت كه تا غرب و مباني فلسفي و چارچوب هاي نظري آن را عميقا در نيابيم و آنها را به درستي باز نشناسيم مشكلي از ما حل نخواهد شد.
اگر معتقديم كه نظام و جامعه ما هم با شرق و هم با غرب در تباين است پس لازم است از رسانه ها و ابزارهاي ارتباطي و مفاهيم ارتباطي تعريفي روشن و درخور جامعه اسلامي خود ارائه دهيم. آنرا به عنوان اصل بپذيريم تا دچار بحران هويت در فرهنگ و انديشه نشويم.
ما نيز همانند ديگر شرق نشينان در ميانه سنت و تجدد مانده ايم و بدون تجربه هيچ كدام در وسط آن دو دست و پا مي زنيم. عده اي سنت را مي خواهند وعده اي تجدد را.
براستي اين همه اختلاف براي چيست؟
رسانه هاي ما هنوز كاملا از سنت نبريده اند و اصولا به تجدد نپيوسته اند؛ اين را مي گويند انديشه آويخته با فرهنگ بي شاكله. اگر دموكراسي، آزادي بيان، حقوق و آزادي هاي فردي هنوز تعريف و تبيين روشني در جامعه ديني ما ندارند، بيشتر از آن روست كه اين واژه ها را به صورت دست نخورده از غرب گرفته ايم و هيچ گاه در پي اين نبوده ايم كه آيا واژه هاي وارداتي از غرب در مغرب زمين هم بطور عملي درآمده و اگر كمي بينديشيم مي بينيم كه اين واژه ها را هيچ گاه در سطح كلان و در كليت نظام اجتماعي غرب نديده ايم.
علم ارتباط شناسي به ما مي گويد كه مفاهيم را بايد در وراي واژه ها جستجو كرد با اين همه چرا ما هنوز واژه هاي مبهم و مشتركي را چون دموكراسي، آزادي مطبوعات، فضاي باز سياسي و ... را استفاده مي كنيم و كمي به تامل در مباني فلسفي و ايدئولوژيك آنها نمي انديشيم؟ تنها كالبد شكافي دقيق از اين واژه هاست كه مي تواند پرده از چهره ي معصومانه آنها كنار بزند و انبوهي از ارزش ها و بايدها و نبايدها را آشكار سازد. امروزه نغمه آزادي بيان را كساني ساز مي كنند كه خود به پيچيده ترين ابزار ارتباطي مسلح هستند و به رسانه هاي جمعي و افكار عمومي جهان سلطه دارند و واژگاني كه ريشه در منافعشان دارد را فرياد مي زنند و واژه هايي كه به منافع آنها هماهنگ نباشد عملا سانسور مي كنند و در چنين وضعيتي سخن از نفي سانسور و ارتباط آزاد به ميان مي آورند.
وقتي رسانه ها در مفهوم غربي آن پا به عرصه مي گذارند بايد بپذيريم كه همان ايده ها و آرمان ها نيز خود به خود بر آن سايه مي اندازد و بي جهت نيست كه امروز خبرنگاران ما نيز، اينجا و آنجا از هر پديده ناچيز سوژه مي سازند و گاه براي جلب توجه مخاطب اخلاق و ارزش هاي ديني را دانسته يا ندانسته زير پا مي گذارند.
ارتباطات بويژه هنگامي كه يك طرفه است و مسلح به پيچيده ترين ابزار و فنون مي باشد، بر زندگي انسان تاثيرگذار است و هويت انسان را آنگونه كه قدرت هاي حاكم بر رسانه هاي خبري جهان مي خواهند سامان مي بخشد.
خلاصه كلام اينكه اخلاق هنگامي در رسانه ها ارج و قدر مي يابد كه كاركرد هنجارها در نظام ارتباطي بطور اصولي شناخته شود و براي اين مهم، در گام نخست بايد به حل معضلات نظري و تبيين مباني و اصول ارتباطي حاكم بر جامعه بشري پرداخت.
ابهام در ارزش ها و فقدان تعريف واحد
تبيين و تدوين «اخلاق حرفه اي» ضرورت جامعه است. اين امر در محدوده اخلاق رسانه اي، تا حدي به فقه و اخلاق و تا اندازه اي به فلسفه اخلاق، دانش ارتباطات و علوم وابسته باز مي گردد تا آنجا كه مي دانيم چنين كاري در جهان اسلام، بصورت متقن صورت نگرفته است و چه نيكوست كه جمهوري اسلامي در اين زمينه نيز پيشگام شود.
ضرورت هاي حرفه اي رسانه
در فرهنگ رسانه ها شهرت حرفه اي رمز و راز موفقيت است. تازگي، منفي گرايي و جنجال آفريني امروز از ارزش هاي خبري به حساب مي آيد و هر رسانه اي كه به بزرگنمايي وجنجال در جامعه بپردازد طرفداران بيشتري درميان عوام دارد؛ يك سازمان ارتباطي از نظر اقتصادي و اجتماعي بايد پايدار وپويا بماند و اين پويايي از يك طرف به استقبال مخاطب و از طرفي به وضعيت اقتصادي آن سازمان بستگي دارد. بنابراين مخاطب را بايد مجذوب كرد و او را خرسند ساخت و همين بحث رسانه ها و مطبوعات را به سوژه سازي، حادثه پروري و عوام گرايي سوق مي دهد.
دراينجاست كه صاحب رسانه بايد اخلاق، وجدان و رسالت اصلي خود را به داوري بخواند.
مشكلات و معضلات اجرايي
مقررات و قوانين اجرايي را مي توان با يك سيستم منظم اداري به اجرا گذاشت ولي هنجارهاي اخلاقي اصولا از اين راه قابل تحقق و پياده شدن نيست.
اخلاق در ماهيت خود با اخبار و الزام هاي بيروني همساز نيست و رسانه ها بايد داراي اخلاق، آگاهي، آزادي و اختيار باشند. معضل ديگر در جامعه ما عدم هماهنگي ميان دستگاههاي مختلف اجرايي كشور است.
پراكندگي درسيستم اجرايي و تصميم گيري به تناقض در سياست ها و تصميم گيري ها مي انجامد و برنامه ها را دچار اختلال مي كند؛ بنابراين ضرورت دارد يك مركز عالي و توانمند درجهت سامان بخشيدن و منظم نمودن اين سياست ها تشكيل شود كه بتواند درعرصه اي اين چنين پيچيده به امور نظم ببخشد.
درحال حاضر بايستي نيروهاي شايسته و فكور خصوصا نسل جوان را به خدمت بگيريم و درپي درمان ريشه اي اين قبيل مشكلات باشيم. به هرحال ارزش هاي اخلاقي درمرحله اجرا نيز به برنامه ريزي جدي دارد.
براي حل اين مشكلات مي توانيم از قرآن مجيد و نيز بيانات معصومين عليه السلام بهره بگيريم كه در اينجا به مختصري از اين توصيه ها اشاره مي شود:
اخلاق درخبررساني
1- شرم و حيا
قرآن كريم در بسياري از حوادث و رويدادهاي مختلف و احوال امت هاي مختلف خبر مي دهد اما در همه حال شيوه و روش گزارش و توصيفش درنهايت شرم و حياست. آيات فراواني در قرآن كريم درمورد كفر، عصيان، دزدي، ريا، تجاوز و نظير آنها و سرنوشت كساني كه به چنين كارهايي دست زده يا مي زنند وجود دارد، اما نكته بسيار مهم اين است كه شيوه قرآن هيچ گاه بازكردن مسئله و تشريح آن نيست چرا كه بيان جزئيات از قبح آن مي كاهد و زمينه وسوسه و اشاعه آن را افزايش مي دهد.
بعنوان مثال قرآن براي شرح عمل قوم لوط وارد جزئيات و ذكر مصاديق نمي شود و حتي خبر مستقيم هم دلهاي پاك و مصفا را به تشويش نمي كشاند اما به قدر لزوم گوشزد مي كند و در مورد عاقبت كساني كه اين چنين گناهاني را مرتكب مي شوند بسيار هشدار مي دهد و نمونه هايي از عذاب را براي آنها يادآوري مي كند. بينش قرآن در مورد اخبار بينش پنددهنده و عبرت آموز است «يقينا دراين ماجرا براي صاحبان بينش عبرتي است» (آل عمران، 13)
«خداوند كساني را كه آشكارا از بدي (يا به بدي) سخن مي گويند، دوست نمي دارد مگر مظلومي كه با آن شيوه قصد دارد حق خود را به دست آورد يا جلوي ظالمي را بگيرد» (نساء، 148)
2- ادب
يكي از برجسته ترين ويژگي هاي خبر قرآني رعايت ادب است در سراسر قرآن كريم حتي يك حرف كه از آن رنگ و بوي بي حرمتي و بي ادبي استشمام مي شود وجود ندارد.
بعنوان مثال وقتي خداوند منان حتي از دشمنان خود (يعني شيطان و فرعون) نام مي برد نهايت ادب را رعايت كرده و هيچ گاه كلمه اي كه دال بر بي ادبي يا دشنام باشد در سرزنش آنها بكار نبرده است و هرآنچه هست وصف و اخبار واقعيت است. «همانا فرعون در زمين برتري جو و اسراف كننده است» (يونس 83)
«و آنهايي كه غير خدا را مي خوانند، دشنام ندهيد مبادا آنان از روي دشمني و ناداني خدا را دشنام دهند.» (انعام 108)
آيه فوق نمونه اي از ادب ديني را بيان مي كند كه سبب حفظ مقدسات و كرامات در جامعه شده و از مورد تحقير و اهانت قرارگرفتن آنها جلوگيري مي كند و اين نكته را مي آموزد كه اگر خواهان بزرگواري و حفظ قداست خود و مقدسات خويشتن هستند نبايد به ديگران و امور مورد احترام آنها بي احترامي كنيد يا دشنام دهيد چرا كه ديگران براي مقابله و فرونشاندن خشم خود چنين خواهندكرد.
بنابراين شايسته است رسانه هاي خبري من جمله مطبوعات و راديو تلويزيون كه نه تنها آينه فرهنگ يك جامعه بلكه پيام آوران آگاهي و ارشاد و هدايت هستند بيش از ديگر رسانه ها اخلاق قرآني را نصب العين خود قرار دهند و به اندك بهانه اي با نيش قلم و زبان، عزت و آبروي ديگران را خصوصا در هنگام انتخابات و موضع گيري هاي سياسي زخمي نسازند.
3- پاسخ دادن به گفتار نادرست و زشت با گفتاري درست و نيكو
يكي از مسائل مهمي كه گاه آرامش و ثبات جامعه را در صحنه هاي داخلي و بين المللي برهم مي زند و افكار و قلب ها را دچار تشويش و تزلزل مي نمايد بحث ها و مشاجراتي است كه طرفين آن يكديگر را به شكل نادرست و زشتي مورد حمله قرار مي دهند و در اين رقابت ناخوشايند هريك تلاش مي كنند كه ناسزا و نيش هاي بيشتري نثار طرف مقابل خود كند كه وقتي اين نوع برخوردها از طريق رسانه ها در جامعه منعكس شود ضرر و خطرش چندين برابر شده و جامعه به سرعت دچار تشويش و دلتنگي مي گردد و از آرامش و اطمينانش كاسته مي شود.
«ما به كساني كه صبر پيشه كنند و بدي را به نيكي پاسخ دهند، دوبار پاداش مي دهيم (قصص 54)
اگر رسانه هاي گروهي (دست اندركاران رسانه هاي گروهي)، ارباب جرايد و نويسندگان بطور كلي اين روش قرآني را بكار گيرند و درهياهوي سياسي و غيرسياسي شتابزده درمقام پاسخگويي برنيايند و يا پاسخ هاي نيكو دهند، دوستان به دشمن نمي پيوندند و دشمنان بسياري دوست مي شوند. بسياري از اختلاف ها از بين مي روند، نقشه هاي دشمن خنثي مي شود و آرامش عمومي جامعه افزايش خواهد يافت.
حق مداري علي(ع)
در همين زمينه بحثي پيرامون «حق مداري از ديدگاه امام علي عليه السلام» را بيان مي كنيم:
همان طور كه پيداست فرايند ارتباطات و رسانه به معناي دقيق و پيچيده امروزي در زمان حضرت علي(ع) وجود نداشته، در آن زمانه نه از رسانه ها و وسايل ارتباط جمعي به شكل امروزي خبري بوده و نه از مشاغلي همچون روزنامه نگار، خبرنگار و امثالهم بلكه اخبار عموما از راه گفت وگوي شفاهي و در مقياس بسيار محدودتر از طريق نامه نگاري انتقال مي يافته و هيچ سازمان يا نهاد بخصوصي مانند امروز كه مطبوعات، تلويزيون و... وجود دارد، عهده دار خبررساني نبوده است.
بنابراين نمي توان انتظار داشت كه در سيره امام علي(ع) براي بسياري از پرسش هاي امروزي خبرنگار و روزنامه نگار مسلمان پاسخ صريحي بيابيم.
البته در اين ميان اصول فراواني قابل استخراج است كه با تجزيه و تحليل آنها چه بسا بتوان نسخه هاي كارآمدي براي حل مشكلات كلي عصر ارتباطات تجويز نمود.
پژوهش در مورد خبر در مواضع اميرالمؤمنين علي(ع) داراي 2 منبع است:
الف- سيره گفتاري امام علي(ع)
ب- سيره رفتاري امام علي(ع)
در مرحله تهيه خبر نيز حق گرايي اهميت خاصي دارد چه بسيار اخباري كه براساس گزارش هاي شفاهي منابع غيرموثق تهيه مي گردد حال آن كه با آنچه كه في الواقع رخ داده مخالف است.
«بدانيد ميان حق و باطل چهار انگشت بيشتر فاصله نيست؛ از امام علي(ع) پرسيدند معني اين سخن چيست؟ انگشتان خود را فراهم آورد و برداشت و ميان دو گوش و ديده گذاشت پس گفت: باطل آن است كه بگويي شنيدم و حق آن است كه بگويي ديدم».
از سخنان يادشده به خوبي اهميت و جايگاه حق گرايي در ديدگاه امام علي(ع) به عنوان معياري عام كه درباره خبر نيز جاري است، روشن مي شود. ممكن است بعضا اين سؤال از سوي افراد مطرح شود كه حق و باطل چنان درهم مي آميزند كه تشخيص آنها از يكديگر بسيار دشوار است و چه بسيار اختلافاتي كه طرفين خود را محق مي دانند و طرف مقابل را به پيروي از باطل متهم مي سازند.
در پاسخ اين سؤال و اين نكته تأكيد مي كنيم كه هر چند حق و باطل همواره در كنار هم هستند ولي هيچ گاه با يكديگر نمي آميزند و دست آشتي به يكديگر نمي دهند و به سخن اميرالمؤمنين علي(ع) «حق و باطل (هيچ گاه) با يكديگر اجتماعي نمي كنند».
امام علي(ع) در فرازهاي گوناگوني از سخنان خويش به لزوم اهتمام به منبع خبر و پرهيز از نشر اخبار غيرموثق اشاره مي كند. گاه به كساني كه از سر جهالت امور ناشايستي را به اهل بيت پيامبر نسبت مي دهند نهيب زده، آنان را از اين عمل بازمي دارد «پس آنچه را بدان علم نداريد بر زبان نياوريد».
امام علي(ع) در وصيتنامه خويش به فرزندش امام حسين(ع) او را به پرهيز از ذكر اموري كه به درستي آن واقف نيست فرا مي خواند: «مگو آنچه را نداني، هر چند اندك بود آنچه نمي داني».
حضرت امام علي(ع) نيز به صورت آشكارتري بر لزوم موثق بودن منبع خبر تأكيد مي نمايند: «خبري را نقل نكن مگر از شخص موثق. چرا كه در غير اين صورت به دروغگويي بسيار دچار مي شوي».
آفت كميت گرايي در رسانه
امروزه در پي سيطره كميت بر بسياري از شئون حيات آدمي، شماري از رسانه هاي عمومي به ويژه تلويزيون، مطبوعات و... نيز به آفت كميت گرايي دچار شده اند؛ فراوان ديده مي شود كه سردبير يك نشريه يا يك برنامه تلويزيوني براي آنكه بخش مربوط به اخبار و گزارش هاي خبري خود را پر كند، يا يك خبرنگار به قصد بالا بردن آمار گزارش هاي خبري خود دست به انتشار و نقل اخباري مي زند كه ممكن است در شرايط عادي راضي به انتشار و نقل آنها نمي شد؛ زياده گويي و شايعه سازي در رسانه ها و در اجتماع ما به عنوان يكي از رذايل اخلاقي همواره از سوي اولياي ديني مورد نكوهش قرار گرفته است.
در اينجا به ذكر يك مورد از سخنان اميرالمؤمنين علي(ع) اشاره و اكتفا مي كنيم:
« بر تو باد دوري از زياده گويي، زيرا كه هر كه كلامش فزوني يابد خطاهايش زياد مي گردد».
نويسنده:شهرام شيركوند
..........................................................................................................
منبع: كيهان
انتهاي پيام/
10:32 - 28 اردیبهشت 1388