ظرفيتهاي وحدت معنوي شيعه و سني

خبرگزاري فارس: متاسفانه جهل و بي خبري و بي سليقگي و تعصبهاي ناروا، در طول تاريخ و در زمانه ما، آتش اختلاف و نزاعهاي بي حاصل ميان فرق اسلامي و شيعه و سني را دامن زده و گاه صحنه هاي خسارت بار و گاه شرم آوري از نامهرباني و خشونت پديد آورده و بسياري از اوقات اسباب كاميابي مغرضان شده است.
محبت و احترام به اهل بيت پيامبر (ص) ظرفيت بزرگي براي ايجاد وحدت و همدلي ميان اهل معرفت اسلامي است. اين فقط شيعيان نيستند كه براي اهل بيت رسول خدا (ص) احترام مخصوص قائلند. اين خاندان پاك نزد عالمان اصيل و اهل نظر در همه عالم اسلام مورد احترام خاص اند و باب علم پيامبر (ص) شناخته مي‌شوند. ولي متاسفانه اين وجه اشتراك بزرگ كمتر مورد اعتنا و آگاهي قرار گرفته و بالعكس، نقاط اختلاف كه بيشتر به مصاديق گذشتهء تاريخ باز مي‌گردد و به مسائل زندگي امروز مسلمانان چندان مربوط نمي‌شود بر مصالح جمعي ما سايه افكنده است. اين سخن كه از مرحوم آيت‌الله بروجردي نقل شده است در اين ميان بسيار راهگشاست كه فرموده بودند: «چرا بر سر خلافت با اهل سنت دعوا مي‌كنيد كه متعلق به زمان گذشته است. بايد روي مرجعيت اهل بيت بحث كنيد كه موضوع روز است.»[1] شيعيان اهل بيت (ع) را هم خليفه پيامبر در اداره امور جامعه اسلامي مي دانند و هم اولين مرجع فهم دين و احكام آن. سنيان هرچند به خلافت خاندان پيامبر (ص) معتقد نيستند اما طبق روايات متواترمورد قبول، آنان را همواره يك مرجع مطمئن و محترم براي شناختن دين و احكام آن مي دانسته اند. توجه به اين ظرفيتهاي براي ايجاد وحدت يك وظيفه است.
به عنوان مثال، فهم و تفسير شيعيان و اهل تسنن از واقعه غديرخم با يكديگر متفاوت است اما "شيعه و سني در اصل وقوع حادثه غدير و عظمت شخصيت اميرمؤمنان، هم نظرند و آحاد امت اسلامي، علي ابن ابيطالب (ع) را، نقطه عالي و قله دست نيافتني علم و تقوا و شجاعت مي دانند."[2] آن حضرت و ميراث تعاليم او متعلق به همه مسلمانان است، پس به خصوص «در شرايطي كه ايجاد اختلاف ميان مسلمانان در دستور كار دشمنان است، حضرت علي (ع) كه همه مذاهب اسلامي در ميان شيعه و سني، به شأن و منزلت ممتاز ايشان معترف هستند، مي تواند مظهر وحدت و انسجام مسلمانان قرار گيرد.»[3] نه اسباب تفرقه و جدائي و تخريب يگديگر. نگاهي به جوامع اسلامي مصر، سوريه، تونس، مراكش، الجزائر و ديگر بلاد شمال آفريقا و نيز سرزمينهاي شرق عالم اسلام نشان مي دهد كه هرگونه اتصال به نام و نشان و شجره تاريخي اهل بيت پيامبر(ص) تا چه ميزان اسباب افتخار و تكريم همه مسلمانان است. در عموم بلاد اسلامي، مقابر عالمان و بزرگاني كه نسب آنها به خاندان پيامبر(ص) به نوعي اتصال دارد نوعا زيارتگاه يا محل اعتكاف و عبادت مردم است.
كسي نمي‌خواهد بگويد كه اختلاف فهم و جاي پاي آنها در تاريخ اسلام و تاريخ معارف اسلامي وجود ندارد. بديهي است كه وجود داشته و دارد. اما تبديل اختلاف در فهم و نظر به دشمني و درگيري و خشونت و بي حرمتي چه منطقي دارد؟ و چه نفعي براي ما و اعتقادات ما دارد؟ ناديده گرفتن اينهمه وجه اشتراك ميان شيعه و سني و بزرگ كردن اختلافات در فهم و تفسير معارف ديني، و كشانيدن اين اختلافات به مرز بدگوئي و تهمت به يكديگر در كتابها و مقالات و سخنراني ها، نه تنها هيج دردي را دوا نمي‌كند كه خود ريشه بسياري دردهاست. «همه بدانند كه اينگونه كتابها، هيچ شيعه اي را سني نمي كند و دل هيچ يك از اهل تسنن را جذب عقايد شيعه نخواهد كرد . . . اگر كسي تصور مي كند كه با بدگويي و تهمت به اهل تسنن مي تواند از شيعه دفاع كند بداند كه جز برانگيختن آتش دشمني هيچ نتيجه اي نخواهد گرفت و اين كار در واقع دفاع از ولايت نيست بلكه دفاع از امريكا و صهيونيست هاست»[4] ، «آنها دارند از همين شكافها استفاده ميكنند و ميخواهند آن را توسعه بدهند؛ براي اينكه بر سرنوشت كشورهاي اسلامي مسلط شوند. هركس در اين راه به آنها كمك كند، پيش خداي متعال محسوب با آنهاست. و اين مواخذه‏ي عجيبي دارد از سوي پروردگار عالم خيلي بايد مراقب بود»[5]
همه مقوله هاي متعلق به سنت هاي مذهبي ما، همواره در معرض ناهنجارسازيهاي مخربي قرار دارند كه از نشناختن تاريخ و مفاهيم تاريخي و رابطه آن با روند سنت سازي ناشي مي‌شوند. حوادث تاريخي گذشته، وقتي از ظرف زمان و مكان خود خارج مي‌شوند و در دل تاريخ جاي مي‌گيرند و تاريخ ساز مي‌شوند، هويت ديگري مي‌يابند كه مي‌تواند همراه با روند تاريخ متحول شود و ظرفيتهاي نوي را با خود و از خود كند كه گاه نسبت درستي هم با اصل واقعه ندارند. اين نه تنها يك واقعيت است كه مي‌تواند واقعيتي مبارك هم باشد مشروط بر آنكه در سير اين تحول، هسته اصلي و معنوي آن آسيب نبيند و مخدوش نشود. در اين صورت است كه آرايه هاي پيراموني خاطره وقايع تاريخي، كه فرآورده طبيعي و گاه اجنناب ناپذير ظرفِ تحول تاريخ اند، به مثابه يك پوسته محافظ آن هستهء معنوي عمل خواهد كرد و در غير اين صورت، حاصل كار، يادآور همان اشارت قرآني "تحريف سخن از جايگاه خود" خواهد بود كه مخرب است و ضايعه ساز. (يحرفون الكلم عن مواضعه و نسوا حظا مما ذكروا به)[6]. «بدانيد تحريك عواطف مذهبي برادران اهل سنت كار بسيار خطا و گناه است؛ اين را به عنوان يك اصل بپذيريد.»[7] اين اصل به ما حكم مي‌كند كه همه مراسم و شعائر آئينها و مناسبتهاي ديني خود را طوري برنامه ريزي و اجرا كنيم كه به تقويت مباني وحدت معنوي و دوستي و احترام متقابل و زاينده ميان شيعه و سني بينجامد كه يقينا رضايت رسول خدا (ص) و حفظ حرمت نام آن بزرگوار و ميراث الهي او را درپي دارد.
مصلحت ديد من آن است كه ياران همه كار/ بگذارند و سر زلف نگاري گيرند 1- هاشمي رفسنجاني در همايش اجتهاد در دوره معاصر، خبرگزاري فارس، 2 ديماه 1387: زماني كه بسيار جوان بودم و در درس آيت‌الله بروجردي شركت مي‌كردم ايشان مي‌گفتند چرا بر سر خلافت با اهل سنت دعوا مي‌كنيد كه متعلق به زمان گذشته است. بايد روي مرجعيت اهل بيت بحث كنيد كه موضوع روز است. 2- رهبر معظم انقلاب در مراسم عيد غدير، 17/12/2008 3- 3 رهبر معظم انقلاب به به مناسبت ميلاد حضرت علي ????/??/?? 4- رهبر معظم انقلاب در مراسم عيد غدير، 17/12/2008 5- رهبر معظم انقلاب در ديدار با كارگزاران فرهنگي و اجرائي حج ، 86/8/23 6- سوره مائده، 13 7- رهبر معظم انقلاب در ديدار با كارگزاران فرهنگي و اجرائي حج ، نويسنده:احمد جلالي ................................................................................................................... انتهاي پيام/
12:25 - 25 اردیبهشت 1388

0 بازدید




1 پاسخ