انقلاب اسلامى و صدور ارزشهاى فرهنگى
خبرگزاري فارس: از منظر امام راحل (ره) مفهوم صدور انقلاب در واقع انتقال ارزشهاى معنوى و الهى آن و رساندن اين رسالت به گوش جهانيان از طريق استفاده از امكانات و ابزارهاى پيامرسانى مىباشد
چكيده
انقلاب اسلامى ايران كه در بهمن ماه سال 57 متولد شد، در عين داشتن اهداف سياسى و اجتماعى، نگاه خاصى به تمدن و جهانبينى اسلامى داشت. اين رويداد در بيدارى مسلمانان جهان و نوزايى باورهاى دينى نقش عمدهاى ايفا كرد. هر چند تلاش زورمندان جهان، به ويژه در غرب، بر آن بوده است كه همواره از انقلاب اسلامى ايران چهرهاى ضد فرهنگى و متجاوز ترسيم نمايند، ولى رهبرى فرزانهى آن بر مفاهيم بكر و تازهاى كه در روح انقلاب اسلامى موج مىزند تكيه نموده و بر مشتركات آن با دنيا و اختصاصات منحصر به فرد آن، كه در مكاتب گوناگون و جريانهاى فكرى و نحلههاى مختلف دنيا موجود نيست، اصرار مىورزند به گونهاى كه معتقد به پويايى و برجسته كردن و مقاومت و بيان نمودن و ترويج آن اختصاصات هستند.
از منظر امام راحل (ره) مفهوم صدور انقلاب در واقع انتقال ارزشهاى معنوى و الهى آن و رساندن اين رسالت به گوش جهانيان از طريق استفاده از امكانات و ابزارهاى پيامرسانى مىباشد كه بايد اين هدف با استفاده از راهكارهاى موجود مانند: دعوت و تبيين مفاهيم و معارف اسلامى در جهان، معرفى و تبيين فرهنگ و تمدن ايرانى ـ اسلامى، فراهم آوردن زمينههاى مناسب براى گفتگوى تمدنها و فرهنگها، تقويت وحدت امتاسلامى، احياى فرهنگ اهل بيت (ع) و ترويج و گسترش زبان و ادبيات فارسى تحقق يابد.
انقلاب اسلامى و صدور ارزشهاى فرهنگى
پيروزى انقلاب اسلامى ايران در بهمن ماه سال 57 سر منشأ تحولات عظيمى در منطقه و جهان گرديده و تأثيرات شگرف بينالمللى را به دنبال داشته است. انقلابى كه با تكيه بر ايمان و باورهاى اسلامى و با شعار نه شرقى، نه غربى رژيم خودكامهى شاه را سرنگون كرد. و حكومت جمهورى اسلامى را در اين سرزمين محقق ساخت.
انقلاب اسلامى به عنوان يكى از مهمترين و عظيمترين رويدادهاى قرن معاصر، داراى بركات و نتايج بسيار بزرگ و درخشانى در ايران و جهان بود.
روژهگارودى، انديشمند مسلمان فرانسوى در يكى از مقالات خود، انقلاب اسلامى ايران را اينچنين توصيف مىكند:
«به راستى انقلاب اسلامى كه امام خمينى (ره) آن را رهبرى كرد به هيچيك از انقلابهايى كه در قبل برپا گرديدند، شبيه نيست، در طول تاريخ انقلابهايى بودند كه به هدف تغيير نظام سياسى برپا گرديدند. انقلابهاى اجتماعى هم در جهان رخ داده است و نشانگر خشم فقرا عليه اغنيا بود، انقلابهاى ملى هم خشم خود را عليه استعمارگران و غاصبان خالى كردند. اما انقلاب اسلامى ايران نيز داراى تمامى اين انگيزهها بود.
اين انقلاب علاوه بر موضوعاتى كه گفته شد داراى معانى جديدى بود كه نه فقط حكومت سياسى، اجتماعى، استعمارى را سرنگون كرد، بلكه مهمتر از آن تمدن و جهانبينى خاصى را كه در مقابل دين علم شده بود، واژگون ساخت.»(2)
انقلاب اسلامى ايران تأثيرات زيادى در بيدارى مسلمانان جهان و احياى باورهاى دينى داشت.
در عصرى كه مىرفت عزت و شوكت اسلامى توسط استعمارگران و دشمنان اسلام پايمال گردد و اخلاق و ارزشهاى اسلامى به بوتهى فراموشى سپرده شود، انقلاب اسلامى ايران به رهبرى امام خمينى(ره) به وقوع پيوست و فرهنگ و تمدن اصيل اسلامى را به ارمغان آورد و بارقهى اميدى در دل ميليونها مسلمان در گوشه و كنار دنيا زنده كرد و باعث تجديد حيات اسلام و زنده شدن مجد و عظمت ديرينهى جهان ا سلام گرديد.
مقام معظم رهبرى با اشاره به ويژگىهاى انقلاب اسلامى و ضرورت پيام رسانى و ابلاغ ارزشهاى انقلاب مىفرمايند:
«انقلاب، دو جهت داشت: يك جهت، مبارزه با استبداد داخلى و حكومت فاسد وابستهاى كه مردم و كشور را بدبخت و بيچاره كرده بود؛ انقلاب مىخواست كشور و ملت را نجات دهد؛ در دامن اسلام، مردم اداره شوند و حكومت، اسلامى باشد؛ جهت ديگر، وجههى سخن و پيام نو براى دنيا و بشريت است؛ اين چيزى است كه دنيا را به خود جذب كرد؛ والاّ فلان متفكر اروپايى يا غربى يا آفريقايى يا آمريكاى لاتين كه امام و انقلاب و نظام اسلامى و حركت مردم را ستايش مىكند، او كه داخل كشور ما نيست تا از حكومت، چيزى فهميده باشد؛ پيام جهانى و انسانى اسلام است كه او را به ستايش وادار مىكند. جنبهى دوم، بسيار مهم است؛ ما بايد بتوانيم اين را بيان كنيم.»(3)
صدور انقلاب اسلامى
حال چطور و چگونه اين پيام انسانساز را به گوش مسلمانان و جهانيان برسانيم؟
چه تدبيرى انديشيده شود تا ارزشهاى فرهنگى انقلاب را به صورت مطلوب و منطقى به دنيا ابلاغ نماييم و مخاطبان و مشتاقان انقلاب را از آماج حملات فكرى و فرهنگى دشمنان برهانيم؟
پاسخ عبارت است از صدور انقلاب، زيرا انقلابى كه بر پايهى مايههاى فكرى و فرهنگى نضبح گرفته و رشد يافته، به جهت احساس رسالت انقلابى و وظيفهى شرعى و انسانى كه براى خود مىبيند براى نشر و ترويج انديشههاى خود اقدام خواهد نمود و اين مفهوم يعنى صدور انقلاب، صدور افكار و انديشههايى كه انقلاب اسلامى براساس آنها و براى آنها صورت گرفته است، كسب استقلال و آزادى با تكيه بر اسلام مىباشد.
يكى از دستاوردهاى ارزشمند انقلاب در منطقه و جهان، صدور انقلاب اسلامى است.
امام خمينى(ره) و مسئولان برجستهى نظام بارها روى اين موضوع مهم تكيه كردهاند و در بيانات و نوشتههاى متعددى نسبت به صدور انقلاب اسلامى، اظهارنظرهايى داشتهاند.
در ابتداى پيروزى انقلاب حضرت امام (ره) فرمودند:
«ما به تمام جهان تجربههايمان را صادر مىكنيم و نتيجهى مبارزه و دفاع با ستمگران را بدون كوچكترين چشمداشتى، به مبارزان راه حق انتقال مىدهيم و مسلما محصول صدور اين تجربهها، جز شكوفههاى پيروزى و استقلال و پياده شدن احكام اسلام براى ملتهاى دربند نيست.»(4)
«ما انقلابمان را به تمام جهانيان صادر مىكنيم، چرا كه انقلاب ما اسلامى است و تا بانگ لااله الاّاللّه و محمد رسول الله بر تمام جهان طنين نيفكند مبارزه هست، و تا مبارزه در هر كجاى جهان عليه مستكبرين هست ما هستيم.»(5)
امام امت در يكى ديگر از بيانات خويش در مورد صدور انقلاب مىفرمايند:
«بحمدالله امروز قدرت ايرانى و قدرت اسلام در ايران به طورى است كه توجه همه ملّتهاى ضعيف را به خودش معطوف كرده است و اسلام صادر شد در سرتاسر دنيا. از اين سياههاى عزيزى كه در آمريكا هستند و تا آفريقا و تا شوروى و همه جا، نور اسلام تابيده است و توجه مردم به اسلام شده است. و منظور از صدور انقلاب همين بود و تحقّق پيدا كرد و انشاءا... اسلام در همه جا غلبه بر كفر خواهد پيدا كرد.»(6)
معنا و مفهوم صدور انقلاب
پيروزى انقلاب اسلامى ايران سرآغاز تحقق وعدهى الهى براى رهايى مستضعفان بود. اين انقلاب همچون مشعل فروزانى، راه رهايى ملتها را از قيد و بند استكبار جهانى روشن كرد و به گفتهى شهيد والامقام محمد جواد باهنر، «انقلاب ايران، اسلام عزيز را در دنيا حيات تازهاى بخشيد.»(7)
گيزلاكرافت، دانشمند آلمانى شركت كننده در همايش بينالمللى گفتگوى فرهنگها: حافظ، گوته و پوشكين، با اعلام اين مطلب گفت:
«اسلام در دهههاى اخير به الگو و مكتب نيرومندى تبديل شده كه در سايهى آن مبارزه شديد با ماديگرى و براى احياى معنويت جريان دارد.»
تجديد حيات جوامع اسلامى و رشد روز افزون معنويت و بيدارى ملتهاى تحت ستم در سايهى پيروزى انقلاب اسلامى باعث شد تا ماشين جنگ روانى غرب با تمام قدرت و توان خويش، پروسهى مخدوشسازى چهرهى انقلاب اسلامى را با شيوهها و ابزارهاى مختلف به كار بندد تا در ارزشهاى اسلامى و امكان اجراى آنها در قرن بيستم شك و ترديد ايجاد كند. يكى از توطئههاى استعمارى آنان، تحريف و وارونه جلوه دادن صدور انقلاب بود، به گونهاى كه هدف از صدور انقلاب را كه دعوت به اسلام بود به معناى تجاوز به سرزمين ديگران و جنگ و زورگيرى معرفى كردند.
امام خمينى (ره) در مقام تبيين معنا و مفهوم صدور انقلاب اسلامى تصريح مىكنند:
«ما كه مىگوييم اسلام را مىخواهيم صادر كنيم، معنايش اين نيست كه ما سوار طياره بشويم و بريزيم به ممالك ديگر، يك همچو چيزى نه ما گفتيم و نه ما مىتوانيم. اما آنكه ما مىتوانيم اين است كه مىتوانيم به وسيلهى دستگاههايى كه داريم، به وسيلهى همين صدا و سيما، به وسيلهى مطبوعات، به وسيلهى گروههايى كه به خارج مىروند، اسلام را آن طورى كه هست معرفى كنيم. اگر آن طورى كه هست معرفى بشود، مورد قبول همه خواهد بود.»(8)
«صدور انقلاب، صدور تجاوز و جنگ و به معناى گرفتن زمينهاى ديگران نيست ... صدور انقلاب به معناى صدور پيام و صدور رسالت انقلاب است، صدور ارزشهايى مانند استقلال، عدم وابستگى، خودكفايى، خصلتهاى انسانى پاك، ايمان، شرف، افتخار، حمايت از مستضعفان و...»(9)
امام خمينى (ره) در جايى ديگر، به منظور جلوگيرى از هرگونه برداشت غلط از معناى صدور انقلاب خاطر نشان مىسازند كه معنى صدور انقلاب ما اين است كه اين بيدارى اسلامى در همهى ملتها ايجاد شود و صدور انقلاب با زور و كشورگشايى نيست، بلكه در پرتو اسلام و اخلاق اسلامى است.
امام در يكى از بيانات خويش در اين باره مىفرمايند:
«اينكه مىگوييم بايد انقلاب ما به همه جا صادر بشود، اين معنى غلط را از آن برداشت نكنند كه ما مىخواهيم كشورگشايى كنيم. ما همهى كشورهاى مسلمين را از خودمان مىدانيم. همهى كشورها بايد در محل خودشان باشند، ما مىخواهيم اين چيزى كه در ايران واقع شد و اين بيدارى كه در ايران واقع شد و خودشان از ابرقدرتها فاصله گرفتند و دست آنها را از مخازن خودشان كوتاه كردند، اين در همهى ملتها و در همهى دولتها بشود. آرزوى ما اين است...(10)
مقام معظم رهبرى نيز با اشاره به ضرورت شناسايى مفاهيم جديد انقلاب و عرضهى آنها به مشتاقان و طالبان حقيقت در سطح جهان مىفرمايند:
«انقلاب اسلامى و نظام اسلامى، مفاهيم بكر و تازهاى در دنيا دارد، مفاهيمى دارد كه اگر چه مشتركاتى با دنيا دارد، اما اختصاصاتى دارد كه اين را از شبيه خودش در مكاتب گوناگون و جريانهاى فكرى و نحلههاى فكرى دنيا جدا مىكند؛ بايد آن را دربياوريم و پايش هم بايستيم و بيان كنيم.»(11)
صدور ارزشهاى فرهنگى
با عنايت به آنچه كه گذشت، يادآور شديم كه صدور انقلاب در منظر و انديشهى امام راحل(ره) و مقام معظم رهبرى، صدور پيام و رسالت انقلاب اسلامى و انتقال ارزشهاى معنوى و الهى به گوش جهانيان است كه اين امر در سايهى زور و لشكركشى انجام نمىشود بلكه جهت نيل به اين هدف بايد كليهى امكانات و ابزارهاى پيام رسانى، محتواى پيام، موقعيت زمان و مكان، نيازهاى مخاطبان در مناطق مختلف دنيا مورد توجه و دقت قرار گيرد.
انقلاب ما يك انقلاب فرهنگى بود و به تعبير شهيد مظلوم دكتر بهشتى «انقلاب ارزشها» محسوب مىشود. اكنون بهطور اجمال به گوشههايى از وظايف و اهداف استراتژيك نظام در خصوص انتقال و ابلاغ ارزشهاى والاى فرهنگى در عرصهى بينالملل اشاره مىكنيم:
بديهى است، همانطورى كه قبلاً نيز بيان شد، مهمترين بُعد تأثيرگذارى نظام در دنيا، همان بُعد فكر و فرهنگ و انديشه است كه به فرمودهى رهبر فرزانهى انقلاب:
«اگر ما بتوانيم در صحنهى فكر و فرهنگ كار شايستهاى انجام دهيم، همهى تهديدهاى مادى دنيا خنثى خواهد شد.»(12)
1 ـ دعوت و تبيين مفاهيم و معارف اسلامى در جهان
يكى از رسالتهاى مهم انقلاب اسلاميمان در عرصهى بينالملل، معرفى و احيا و گسترش تفكر و معارف اسلامى است. دشمنان و معاندان اسلام همواره مىكوشند چهرهى اسلام را مخدوش سازند و حقايق را وارونه جلوه دهند. بر اثر پيروزى انقلاب اسلامى دين و ديندارى در سراسر جهان احيا گرديد و دين و معنويت به صحنهى اجتماع بازگشت. اصلاح تفكر دينى و زدودن خرافات و بدعتها از چهرهى دين اسلام و پاسخگويى دينى به نيازهاى فكرى جامعه بشرى از جمله اهداف اساسى انقلاب بشمار مىرود.
امام خمينى (ره) در اين زمينه مىفرمايند:
«ما موظفيم كه اسلام را در همه جاى دنيا معرفى كنيم. اسلام مظلوم است الآن در دنيا، غريب است در دنيا.»(13)
«مقصد اين است كه اسلام، احكام اسلام، احكام جهانگير اسلام زنده بشود و پياده بشود و همه در رفاه باشند و همه آزاد باشند، همه مستقل باشند.»(14)
رهبر معظم انقلاب نيز با تأكيد بر رعايت موقعيتها، ابزار و شيوههاى ابلاغ پيام به ديگر كشورها تصريح مىكنند كه:
«امروز در دنيا براى اثرگذارى كارها، پى در پى تئورىهاى فكرى ساخته و پرداخته و القاء مىشود؛ براى اينكه ذهنها ـ كه مخاطب، و آماج اين حمله فكرى و معنوى هستند ـ خاضع و قانع و تسليم شوند، تا آنها بتوانند با امكان مادى و ثروتى كه در اختيار دارند، به مقاصد خود برسند. ماييم و تفكر و معارف اسلامى، ماييم و پيام انقلاب اسلامى؛ ما بايد بتوانيم اينها را درست به دنيا برسانيم ... ما بايد بتوانيم مفاهيم و معارف اسلامى و آنچه را كه متعلق به ماست، بيان كنيم؛ البته بايد با لحن و بيان روشنفكرانه و كاملاً مترقى و با استفاده از واژگان متناسب با هر دوره و زمان باشد.»(15)
2 ـ معرفى و تبيين فرهنگ و تمدن ايرانى و انقلاب اسلامى
يكى از ابزارهاى كارآمد در معرفى فرهنگ و تمدن ايران اسلامى به منظور ترسيم چهرهى واقعى ايران اسلامى و زدودن زنگارها و تحريفات گستردهى ناشى از شبيخون فرهنگى غرب، استفاده مطلوب از رسانههاى جمعى و بهرهگيرى از شبكههاى اطلاع رسانى بينالمللى است.
شناخت زبان، ابزار و شيوههاى مؤثر در گسترش و توسعهى روابط و مناسبات فرهنگى با كشورها در جهت معرفى مبانى، اهداف، مواضع و دستاوردهاى انقلاب اسلامى ايران لازم و ضرورى به نظر مىرسد.
ميراث گرانقدر فرهنگ و تمدن ايرانى همهى انديشمندان و صاحبان فكر و ادب را به اعجاب و شگفتى وا داشته و در برابر آن سر تسليم فرود آوردهاند.
اظهارنظرها و ارزيابى بسيارى از متفكران و بزرگان علم و هنر كه از گوشه و كنار جهان به ايران اسلامى سفر كردهاند، خود شاهد صادقى است بر اين مدّعا.
دكتر حنّا الفاخورى، نويسنده، اديب و انديشمند برجسته مسيحى لبنان و صاحب بيش از يكصد اثر در زمينههاى ادبيات، تاريخ و فلسفه كه تحت تأثير عميق فرهنگ و تمدن ايران قرار گرفته، طى اظهارنظرى درباره دستاوردهاى فكرى ادبى انقلاب اسلامى مىگويد:
«من دربارهى تاريخ ايران در دورههاى قديم و جديد بسيار شنيده بودم و آثار اديبان و دانشمندان ايرانى را فراوان خواندهام، بسيار انديشيدم تا از فرصتى كه براى ديدار از جمهورى اسلامى ايران به من عطا شده است، استفاده كنم و با آثار مهد علم و دانش آشنا شوم؛ حال اين را با چشم خود ديدم و با بينايى و قلب، مشاهده و درك كردم، خود را همراه كسرى در ايوانش و همراه فردوسى در شاهنامه مىبينم و به بهشت هنرهاى دستى و ادبى و نقاشى و نقش و نگارها وارد مىشوم و مدتى با عمر خيام در رباعياتش و با كمالالدين اصفهانى با اشعار غنائى با احساسش و با عرفان حافظ در مقامات صوفىاش همراه هستم، با تأمل مىنگرم در دستهاى زيبانگار كه جهانى زيبا را بنيان گذاشتهاند و عقلهايى كه تخيل و نوآورى مىكردند و به زبانهايى كه آموختند و پرورش دادند و به جهان ميراثى گرانبها را ارزانى داشتند، من غرق در دريايى از شگفتى هستم. من از زمانى كه به تأمل در دنياى عرب و پيرامون آن و عوامل مؤثر در آن پرداختم باعث افتخارم بود كه از شايستگى ملتى غنى و آگاه بهرهمند شوم. در كارهايم هميشه خود را در مقابل ايران و گرايش ايرانى، به هر سمت كه مىنگريستم، مىديدم، تأثير ايرانى و كار ايرانى و نبوغ ايرانى، به طور كامل گويا است، بخصوص در زبان عربى، در نوشتههاى خود در فلسفه و زبان تلاش كردهام اين تأثير را بگويم. هويدا كردن اين شايستگى نه از روى تعصب بلكه به سبب حقيقتيابى و التزام به علم بود.»(16)
در جهت معرفى فرهنگ و تمدن ايران و انقلاب اسلامى، آگاه ساختن جهانيان با مفاهيم ذيل، لازم و ضرورى است:
ـ معرفى شخصيت و سيرهى نظرى و عملى حضرت امام (ره)
ـ شناساندن اصول و مبانى انقلاب اسلامى به جهانيان
ـ معرفى تحولات معنوى، فكرى و اجتماعى ملت مسلمان ايران در پرتو انقلاب اسلامى.
ـ نماياندن ارزشهاى اصيل انقلاب و معرفى و تبيين فرهنگ ايمان و ايثار و شهامت.
ـ معرفى و احياى آثار شخصيتهاى اسلام شناس و ايران شناس
ـ معرفى فرهنگ، هنر، ادبيات، شعر انقلاب اسلامى
سينما و تلويزيون به عنوان يكى از مؤثرترين بسترهاى معرفى فرهنگ و هنر، نقش بسيار مهمى دارند. به ويژه سينماى ايران كه در اين سالها به سرعت رشد كرده و با پرداختن به موضوعات و مضامين انسانى، جاى خود را در ميان ملل مختلف باز كرده است. سينماى پس از انقلاب اسلامى يكى از توانمندترين سينماهاست و موفقيت آن در عرصهى جهانى، مديون سادگى، اخلاص و جنبههاى ظريف انسانى و ذاتى و در واقع بيان جنبههاى مثبت بشرى است.
3 ـ ارائهى طرح و فراهم آوردن زمينههاى گفتگوى تمدنها و فرهنگها
تمدنها و فرهنگها داراى خصوصيات و ويژگىهاى عمومى بوده و جريانهاى آن بيانگر خدمات مشترك و ارزشهاى تمامى بشريت است.
همانطورى كه استحضار داريد در پنجاه و سومين نشست سالانهى مجمع عمومى سازمان ملل متحد، جناب آقاى خاتمى رياست محترم جمهورى اسلامى ايران در سخنرانى خود، به طرح پيشنهادى پرداخت كه با استقبال جامعهى جهانى روبه رو شد. ايشان خواستار نام گذارى سال 2001 ميلادى به عنوان سال گفتگوى تمدنها گرديد، اين پيشنهاد مورد استقبال كشورهاى مختلف قرار گرفت و به عنوان يك موفقيت سياسى، بينالمللى براى جمهورى اسلامى ايران در تاريخ به ثبت رسيد. اصل گفتگوى تمدنها در نظر دارد تا ملتها با اديان و فرهنگهاى مختلف از طريق گفتمان، هنر، ادبيات، مراودات علمى به شناخت يكديگر بپردازند و وجوه اشتراك بين خود را دريابند و ديوارهاى بىاعتمادى و بدبينى ناشى از سوء تفاهمات را فروريزند و با حفظ اصول فرهنگى خويش، نقاط اشتراك موجود را تقويت كنند و همان نقاط اشتراك را مبنا و پايهى ايجاد و گسترش روابط قرار دهند و بدون آنكه فرهنگى بخواهد خود را بر فرهنگى ديگر مسلط يا تحميل كند، صرفا با اتكاى به اشتراكات و مراودات صحيح فرهنگى به اصل همزيستى مسالمتآميز و صلح پايدار دست يابند.
آقاى صبحى الجابى، پژوهشگر و نويسندهى سورى در خصوص تأثير و بازتاب جهانى فرهنگ و تمدن انقلاب اسلامى اظهار مىدارد:
«انقلاب اسلامى فرهنگ و تمدن حقيقى را براى جهانيان به ارمغان آورد. اين تمدن در تمام زمينههاى سياست، حقوق بشر و اخلاق، با فرهنگ و تمدن غرب تفاوت اساسى دارد. به هر حال، هركس فرهنگ انقلاب اسلامى را الگوى خود قرار دهد حتما پيروز خواهد شد. طرح گفتگوى تمدنها، نشانهى حضور ايران در سطح جهانى و پاسخى به جنگ تمدنها است كه صهيونيستها آن را در آمريكا مطرح كردند.»(17)
4ـ تقويت وحدت امت بزرگ اسلامى
يكى از بركات انقلاب اسلامى ايران تحكيم اخوت اسلامى و ايجاد و تقويت وحدت در ميان مسلمانان بوده است. اين انقلاب با طرح مجدد قرآن و با الهام از سيرهى شريف نبوى شالودهى وحدت اسلامى، الگوى همبستگى و وحدت مسلمانان را پايهريزى كرد.
امام خمينى(ره) از همان آغاز پيروزى انقلاب اسلامى، مردم مسلمان جهان را به يكپارچگى و وحدت در برابر حاكمان جور و دشمنان اسلام دعوت نمودند و سند عزت و پايدارى ملل مسلمان را وحدت كلمه و توحيد كلمه مىدانستند. در يكى از بيانات ايشان چنين مىخوانيم:
«اى مسلمانان جهان كه به حقيقت اسلام ايمان داريد!
بپا خيزيد و در زير پرچم توحيد و در سايه تعليمات اسلام، مجتمع شويد و دست خيانت ابرقدرتان رااز ممالك خود و خزائن سرشار آن كوتاه كنيد و مجد اسلام را اعاده كنيد و دست از اختلافات و هواهاى نفسانى برداريد كه شما داراى همه چيز هستيد.»(18)
ايجاد زمينهى مناسب براى تقريب مذاهب و ساماندهى وحدت در ميان مسلمانان از طريق تأسيس مجمع جهانى تقريب مذاهب اسلامى كه به ابتكار مقام معظم رهبرى صورت گرفت، در جهت گسترش و توسعهى مفاهيم نظرى و عملى وحدت و همزيستى اسلامى مؤثر بوده است.
برگزارى همايشهاى وحدت اسلامى در گوشه و كنار دنيا، چاپ و نشر هزاران عنوان كتاب، روزنامه، نشريه حول محور وحدت اسلامى و حمايت و پشتيبانى از ملت مظلوم و ستمديده جهان بويژه مردم مظلوم فلسطين نشانگر حمايت جمهورى اسلامى ايران از منافع كشورها و ملتهاى اسلامى و حفظ ارزشهاى الهى و انسانى در سطح جهانى است.
اسامه ابوحمدان، نمايندهى جنبش مقاومت اسلامى فلسطين (حماس) در لبنان، انتفاضهى مردمى فلسطين را يكى از ثمرات انقلاب اسلامى در ايران مىداند و در اين باره مىگويد:
«با پيروزى انقلاب اسلامى، مهمترين خواسته مسلمانان در قرن بيستم تحقق يافت.
مسلمانان جهان انقلاب اسلامى را الگو و سرمشق خود مىدانند و باور دارند كه نظام اسلامى در تمامى دورانها قادر است حكومت تشكيل دهد. انقلاب اسلامى مايهى مباهات و افتخار ملت فلسطين است. مردم مسلمان ايران كه قدرتمندترين پايگاه استكبار جهانى و رژيم صهيونيستى را در منطقه فرو ريختند، ملت فلسطين را به گرفتن حقوق از دست رفتهى خود اميدوار ساختند.»(19)
5 ـ معرفى چهرهى اصيل تشيع و احياى فرهنگ اهل بيت (ع)
يكى از ويژگيهاى انقلاب اسلامى پيروى و تبعيت از مكتب اهل بيت عصمت و طهارت در اوان پيروزى و تداوم انقلاب مىباشد. راه پرعظمت و پرفروغ ائمه معصومين (ع) همواره سرمشق و الگوى ملت بزرگ ايران در طول مبارزات، با رژيم ستمشاهى و استمرار نظام مقدس جمهورى اسلامى ايران بوده است.
ترويج فرهنگ ناب محمدى (ص) و تبيين چهره تابناك تشيع با حفظ اصول وحدت و پرهيز از ايجاد حساسيتها و مقابله با هر گونه تفكر نفاق افكنانه يكى از ثمرات ارزشمند اين انقلاب است. امام بزرگوارمان چنين حركتى را از سال 42 براى مشتاقان هموار نمودند و هم اكنون شعاع عزت و سربلندىاش سراسر گيتى را پرتو افكنده است.
پيروى از فرهنگ جهاد و شهادت، آزاديخواهى و ظلمستيزى امامان شيعه، خصوصا درس عزّت و افتخارى را كه حسينبنعلى (ع) در صحراى كربلا به انسانها آموخت، از آثار و بركات انقلاب اسلامى است كه امروز مليونها نفر در گوشه و كنار دنيا به آن چشم دوختهاند و بدان تأسّى مىجويند.
امام راحل (ره) در وصيتنامهى الهى ـ سياسى خويش مىفرمايند:
«ما مفتخريم كه مذهب ما جعفرى است كه فقه ما درياى بىپايان است يكى از آثار اوست، و ما مفتخريم به همهى ائمهى معصومين ـ عليهم صلواتالله ـ و متعهد به پيروى آنانيم. ما مفتخريم كه ائمهى معصومين ما ـ صلواتالله و سلامه عليهم ـ در راه تعالى دين اسلام و در راه پياده كردن قرآن كريم كه تشكيل حكومت عدل يكى از ابعاد آن است در حبس و تبعيد بسر برده و عاقبت در راه براندازى حكومتهاى جائرانه و طاغوتيان زمان خود شهيد شدند.»(20)
«يكى از خصلتهاى ذاتى تشيع از آغاز تا كنون مقاومت و قيام در برابر ديكتاتورى و ظلم است كه در تمامى تاريخ شيعه به چشم مىخورد، هرچند كه اوج اين مبارزات در بعضى از مقطعهاى زمانى بوده است. انقلاب مشروطيت، جنبش كودتا و ... قابل اهميت فراوان است. تأسيس حوزهى علمى دينى در بيش از نيم قرن اخير در شهر قم و تأثير اين حوزه در داخل و خارج كشور ايران و نيز تلاش روشنفكران مذهبى در داخل مراكز دانشگاهى و قيام سال 42 ـ 41 ملت ايران به رهبرى علماى اسلامى كه تا امروز ادامه دارد، همه عواملى هستند كه اسلام شيعى را در سطح جهانى مطرح مىكند.(21)
6ـ ترويج و گشترش زبان و ادبيات فارسى
زبان فارسى تنها مختص ايرانيان نيست، بلكه به عنوان سرمايهى جهانى و زبان گوياى انقلاب اسلامى از جايگاه رفيع و بالايى برخوردار است. زبان فارسى به لحاظ معانى عميق و ژرف و ريشههاى تاريخى و الفاظ سليس و شيرين، مشتاقان و علاقمندان بسيارى را به خود جلب كرده است تا جايى كه شهره و آوازهى زبان و ادب فارسى و اشعار بديع و نغز و پرمغز شاعران نامدار ايرانى چون حافظ، سعدى، عمر خيام، رودكى، جلالالدين رومى و ابوالقاسم فردوسى و ... شرق تا غرب عالم را فراگرفته و همه را شيفته و مجذوب خويش ساخته است.
رهبر معظم انقلاب اسلامى در يكى از بيانات خويش به سابقهى ديرينهى زبان فارسى و اهميت آن اشاره نموده و مىفرمايند:
«از آن زمانى كه ادبيات ايران از غرب استانبول تا شرق آسيا را دربرمىگرفت چندان زمانى نگذشته است. زبان فارسى، زبان ديوانى كشور عثمانى بود و تا اقصى نقاط هند و چين، زبان مذهبى، ادارى، ادبيات و هنر محسوب مىشد.»(22)
شاعر و غزلسراى بزرگ ايران شمسالدين محمد خواجه حافظ شيرازى در يكى از غزليات معروف خويش كه به سلطان غياثالدين شاه فرمانرواى مسلمان و فارسى دوست بنگال در قرن هفتم هجرى اهدا كرده است به سابقهى نفوذ زبان فارسى و فرهنگ تمدن اسلامى در بنگال اشاره مىكند و مىگويد:
ساقى حديث سرو و گل و لاله مىرود وين بحث با ثلاثه غساله مىرود
شكرشكن شوند همه طوطيان هند زين قند پارسى كه به بنگاله مىرود
حافظ ز شوق مجلس سلطان غياث دين غافل مشو كه كار تو از ناله مىرود
خوشبختانه پس از پيروزى انقلاب اسلامى نيز اقدامات مهم و اساسى در راه رشد و تعالى زبان و ادب فارسى برداشته شده و بسيارى از مراكز و بنيادهاى تحقيقى و پژوهشى در اين خصوص تأسيس گرديده است. اين نشاندهندهى اين واقعيت است كه انقلاب اسلامى در جهت پيشرفت و ترقى فرهنگ و ادب فارسى اهميت ويژه و فوقالعادهاى قائل بوده و مىباشد.
حضرت آيتا... خامنهاى، رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار با گروهى از مسئولان، هنرمندان و نويسندگان بر ضرورت فراگيرى درست زبان فارسى در انتقال پيام انقلاب اسلامى فرمودند:
«امروز به بركت انقلاب اسلامى، در نقاطى از جهان، زبان فارسى به عنوان زبان دوم و يا زبان دانشگاهى مورد توجه قرار گرفته است و حتى در مناطقى از جهان مانند جزيرةالعرب، بسيارى از افراد توانستهاند از طريق راديو و تلويزيون ايران، به تدريج زبان فارسى را فرا بگيرند و با آن تكلم كنند. همچنين مسلمانان با آموختن زبان فارسى پيام اسلام را از انقلاب مىگيرند، و غيرمسلمان نيز با فراگيرى زبان فارسى مىخواهند پيام نو را از امام و پدر اين انقلاب دريافت كنند.»(23)
همچنين در ديدار با مسئولان سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى از زبان فارسى به عنوان يكى از كانالهاى مطمئن فرهنگى ياد مىكنند و در زمينهى ترويج اين زبان مىفرمايند:
«من معتقدم يكى از كانالهاى كاملاً مطمئن فرهنگى ما، زبان فارسى است كه بايد بتوانيم آن را تأمين و پشتيبانى كنيم تا اين زبان رواج پيدا كند.»(24)
مطالبى كه از نظر خوانندگان محترم گذشت گوشههايى از ويژگيها و خصوصيات فرهنگى انقلاب اسلامى در عرصهى جهانى بود. انقلابى كه با همت و تلاش آحاد ملت بزرگ ايران به رهبرى امام خمينى (ره) و با نثار هزاران هزار شهيد گلگون كفن به پيروزى رسيد تجسم اخلاق و ايمان و بهترين ارزشهاى الهى و فرهنگى بود كه امروز در سرتاسر گيتى تأثير و بازتابهاى مطلوبى را به دنبال داشته است. فرهنگ بيدارى اسلامى، عزتخواهى، فرهنگ ايثار و شهادت، فرهنگ اتكاى به نفس و مقاومت، توكل به ذات اقدس الهى، همه و همه از دستاوردهاى ارزشمند انقلاب اسلامى محسوب مىشوند كه پرداختن به هريك از اين ارزشهاى والا مثنوى هفتادمن كاغذ شود.
پىنوشتها:
1. نويسنده و پژوهشگر، رايزن فرهنگى سابق ج.ا.ا در سوريه و لبنان
2. نشريه شما، مورخ 10/10/77، 13 صفحه فرهنگى
3. بيانات مقام معظم رهبرى مورخ 17/11/80 در ديدار با اعضاى شوراى عالى سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى.
4. پيام برائت از مشركان، صحيفه نور، ج 20، ص 118، مورخ 6/5/66
5. صحيفه نور، ج 17، ص 240، مورخ 4/2/62
6. پيام امام خمينى (ره) به مناسبت سالروز پيروزى انقلاب اسلامى، صحيفه نور، ج 11، ص 266، 22/11/58
7. نقش قيامتى انقلاب اسلامى، ص 95
8. صدور انقلاب از ديدگاه امام، ص 61 ـ 60
9. مباحثى پيرامون فرهنگ انقلاب اسلامى، ص 364 و 366، شهيد محمد جواد باهنر
10. بيانات امام خمينى در جمع سفراى كشورهاى اسلامى، صحيفه نور، ج 13، ص 127، مورخ 28/7/59
11. بيانات مقام معظم رهبرى مورخ 17/11/80
12. بيانات مقام معظم رهبرى در جمع مسئولان سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى، مورخ 17/11/80
13. صحيفه نور، ج 18، ص 103 ـ 102، در ديدار با مسئولان دانشگاه امام صادق (ع)، مورخ 15/6/62.
14. صدور انقلاب از ديدگاه امام راحل (ره)، ص 31.
15. بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار با مسئولان سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى، مورخ 17/11/80
16. چشم انداز ارتباطات فرهنگى/ فروردين 82، ص 60
17. روزنامه كيهان، شمارهى 16440، ص 16
18. صحيفه نور، ج 13، ص 83، مورخ 21/6/1359
19. روزنامه كيهان، مورخ 10/11/77
20. صحيفه نور، ج 21، ص 171
21. صحيفه نور، ج 4، ص 188
22. روزنامه كيهان، پنجشنبه 24/2/1377
23. روزنامه كيهان، پنجشنبه مورخ 24/2/1377
24. بيانات مقام معظم رهبرى مورخ 17/11/80
نويسنده: محمد سالار
.............................................................................................
منبع:مجله انديشه انقلاب اسلامي
13:50 - 6 بهمن 1387