به ياد قهرمان سينا، سليمانخاطر
خبرگزاري فارس: ســليمان در ماههاي آخر ســربازي بود. كه ناگهان حادثــه بــزرگ زندگيــش روي داد، 14 مهــر ماه1364 هنگامــي كه آفتاب در حــال غروب كردن بود، ناگهان متوجه شــد كه 12 توريست اسرائيلي در حال نزديك شــدن به محل نگهباني او هستند...
چكيده: ســليمان در ماههاي آخر ســربازي بود. كه ناگهان حادثــه بــزرگ زندگيــش روي داد، 14 مهــر ماه1364 هنگامــي كه آفتاب در حــال غروب كردن بود، ناگهان متوجه شــد كه 12 توريست اسرائيلي در حال نزديك شــدن به محل نگهباني او هستند، محلي كه ســليمان خاطــر از آن نگهباني مي كرد يك منطقه نظامي بود كه ســلاحهاي خاص در آن نگهداري ميشــدند و به همين خاطــر ورود تمام افراد غيرنظامي به آن ممنوع بود.
ســليمان با مشــاهده آن گــروه 12 نفره بــه آنها هشــدار داد و به زبان انگليســي گفت:«Stop no passing»...
سليمان محمد عبدالحميد خاطــر، مثــل همــه جوانان مصــري كه به ســن ســربازي ميرســيدند، خــودش را آماده رفتن به ســربازي كــرد، او آخرين فرزند خانــوادهاي درمنطقه «اكياد» از اســتان شرقي مصر بود، سليمان به منطقه «راس برجه» در جنوب شبه جزيره سينا اعزام شــد و به عنوان ســرباز ارتــش مصر در مرزمشغول محافظت از مرز مصر بود.ســليمان در ماههاي آخر ســربازي بود. كه ناگهان حادثــه بــزرگ زندگيــش روي داد، 14 مهــر ماه1364 هنگامــي كه آفتاب در حــال غروب كردن بود، ناگهان متوجه شــد كه 12 توريست اسرائيلي در حال نزديك شــدن به محل نگهباني او هستند، محلي كه ســليمان خاطــر از آن نگهباني مي كرد يك منطقه نظامي بود كه ســلاحهاي خاص در آن نگهداري ميشــدند و به همين خاطــر ورود تمام افراد غيرنظامي به آن ممنوع بود.
ســليمان با مشــاهده آن گــروه 12 نفره بــه آنها هشــدار داد و به زبان انگليســي گفت:«Stop no passing»
اما گروه اسرائيلي به حرف او بيتوجهي كردند و ناگهان اتفاقــي رخ داد كه همه زندگي او را تحتالشــعاع قرار داد، شــليك در گرگ و ميش صحراي سينا منجر به كشته شدن هفت اسرائيلي بود.
محاكمهجنجالي:
وقتي سليمان خاطر در دادگاه نظامي حاضر شد به دليل وضعيت سياسي آن دوره يعني پس از امضاي معاهده كمپديويد و ترور انور سادات و تضادهايي كه ميان جهان اســلام و صهيونيسم وجود داشت، دادگاه ســليمان خــاطر بــه يكــي از جنجاليترين دادگاههاي دهه هشتاد ميلادي تبديل شد.
هنگامي كــه بازپــرس دادگاه نظامي از ســليمان خاطــر شــرح حادثه را پرســيد، ســليمان توضيح داد كــه روي نقطه مرتفعي ايســتاده بوده و گروه اســرائيلي در حال نزديك بودن به او بودند، منطقه مورد نظر منطقهاي ممنوعه و نظامي بوده، پيشــتراز آن سليمان در حال خواندن نماز بوده و گروهي اســرائيلي نماز خواندن او را مســخره كرده بودند، ســليمان توضيح داد كه چگونه به آنها هشدار داده كــه جلوتر نيايند و اينجا يك منطقه نظامي اســت ولي گروه اســرائيلي بدون توجه بــه اخطارهاي او سعي داشــتند او را فريب بدهند.
باز پرس پرسيد:
«آيا از سالم بودن سلاحت اطمينان داشتي؟»
ـ بله، براي اين كه هر ســربازي كه ســلاح خود را دوست داشــته باشــد وطن خود را دوست داشته اســت و آنكه ســالحش را حمل مي كند مانند اين اســت كه وطنش را حمل مي كنــد پس بايد از آن مراقبت كند.
بازپرس پرســيد كه چرا اقدام به تيراندازي هوايي نكردي و ســليمان جواب داد: «آنها لباس شنا به تن داشــتند و يكي از زنها با برهنه شدن ميخواست مــرا فريب دهد، منطقه هم منطقهاي نظامي بود و تأكيــد كرده بود كه هيچ فــردي چه مصري و چه خارجي حق ورود بــه آن را ندارد، به همين خاطر ناچار شدم كه شليك كنم.»
گروهي از نشريات مصري سرسپرده سعي داشتند كه سليمانخاطررا ديوانه معرفي كنند، اماسليمان همچمنان بر محافظت خود از خاك كشــورش در مقابل اسرائيليها اصرار داشت به گونهاي كه در دادگاه فرياد زد: «من از مرگ هيچ هراسي ندارم، چرا كه قضا و قدر الهي اســت، من از آن هراس دارم كه حكمي كــه در مورد من صادر شــود آثار منفياي بر همرزمانــم بگــذار و آنها را هراسان كند و وطندوستي را در آنها بكشد.»
سليمان خاطر كه قبل از تيرانــدازي فرياد اللهاكبر سر داده بود و خودش را تســليم نيروهاي مصري كرده بود، عنــوان كرد كه در كمال ســلامت عقــل و روان ايــن كار را كــرده اســت، رســانههاي غربــي ســعي كردنــد بــا ايجــاد جــو رواني خواســتار حكــم اعــدام بــراي او شوند ولي دادگاه نظامــي در 28 دســامبر 1985 او را به 25 ســال زندان با اعمال شــاقه به زندان نظامي شهر نصر در نزديكي قاهره فرستاد.
خودكشيساختگي:
در 17 دي مــاه 1364 برخــي از روزنامههاي مصر خبري را منتشــر كردنــد كــه جنجالــي ديگــر در پي داشــت، خبــر حاكــي از آن بود كــه ســليمان خاطر در زنــدان خودكشــي كرده اســت، روزنامههــا بنــا به گــزارش پزشــكي قانونــي نوشــتند كه ســليمان خاطر بــا اســتفاده از پارچههــاي ملحفهاش خودش را حلقآويز كرده، اما پذيرفتن اين مسئله هم براي مــردم و هم خانواده ســليمان خاطــر ســخت بود، بــرادر ســليمان اظهار داشــت كــه مــن از ايمــان و مذهبــي بــودن ســليمان اطمينان دارم، او هيچوقت حاضر به خودكشــي نبوده است.
برخي شاهدان از مشاهده آثار كبودي و جراحت روي ســاق پــاي او خبر دادند، بــه همين خاطر بود كه خانواده ســليمان خواســتار كالبد شكافي جسد فرزندشان شدند، هر چه بيشتر ميگذشت بر احتمال قتل بيشــتر افزوده ميشــد، به همين خاطــر بــود كــه دانشــجويان دانشــگاهاي «قاهره»، «عين شــمس» و «الازهر» و همچنيــن دانشآموزان دبيرستاني شــروع به تظاهرات كردند، مسئلهاي كه باعث شــد تا دولت مصر ســعي كند ســريع غائلــه را ختم به خير كند و دســتور دفن جنازه را داد، ولي مادر ســليمان در مورد مرگ پسرش گفت: «پســرم كشــته شــد تا آمريكا و اسرائيل راضي شــوند.»
دانشجويان معترض برعليه اسرائيل شعار ميدادند و خواهان جنگ با اسرائيل بودند. تشييع جنازه سليمان خاطر ، اركان ديكتاتوري حسني مبارك را به لرزه درآورد و تظاهراتهاي پيدرپي، نيروهاي نظامي را وادار به اعمال خشونت نمود. دانشجويان مصري بر عليه پيمان ننگين كمپ ديويد شعار ميدادند:
«الصهيوني ده غدار
المعقول المعقول
إن سليمان مات مقتول
سليمان خاطر قالها في سينا
قال مطالبنا وقال أمانينا
سليمان خاطر يا شرقاوي
دمك فينا هيفضل راوي
سليمان خاطر قالها قوية
الرصاص حل قضية»
(...سليمان خاطر [با خون خود] اعلام كرده است كه گلوله راه حل قضيه [اسرائيل] است)
بعدها فاش شــد كــه در 12 دي ماه يك عكاس صهيونيســت در جريــان تهيه گــزارش و فيلم با دوربين خود به ســليمان خاطر حمله كرده است و ســليمان خاطر دچار ضربه مغزي شده است تا اينكه در 17 دي ماه 1364 به شــهادت رســيد، ســليمان خاطــر در دفاع از خــاك ميهنش و در ضديت با پيمان كمپ ديويد دســت به كاري زد كه از نگاه آمريكا و اســرائيل عمل تروريستي بود ولي دولت جمهوري اســالمي ايران به حمايت از اقدام او پرداخت، خيابان امير اتابك ســابق را كه يكــي از خيابانهاي منشــعب از خيابان مطهري اســت را به نام ســليمان خاطر نامگذاري كرد و تمبر ياد بودي هم چاپ كرد تا به اين ترتيب ياد و خاطره او را زنده نگه دارد.
...............................................................
انتهاي پيام/
12:20 - 22 دی 1387