واكنشي از سر بي واكنشي
خبرگزاري فارس: شماكه بخاطر وابستگيهاي سياسي، تحصن جوانان دانشجوي دانشگاههاي ممتاز ايران را به تمسخر ميگيرد، خودتان براي 10دقيقه هم نميتوانيد در همان فضايي كه اين جوانان بيش نزديك به 700 ساعت آنجا متحصن بودند، متحصن شويد.
به گزارش خبرنگار "سرويس فضاي مجازي" خبرگزاري فارس، ابوذر منتظرالقائم نويسنده وبلاگ "پاسداران"، مطلبي را با عنوان "واكنشي از سر بي واكنشي" در يكي از پستهاي وبلاگ خود منتشر كرده است.
برپايه اين گزارش در بخشي از اين مطلب آمده است:
يكي از مسئولان شركت پرشين بلاگ كه بنظر من در كنار خود حاج مهدي بوترابي وجودي معقول و طرف گفتگو محسوب ميشد، خانم اقليما پولادزاده است - جان من حاج مهدي اين تفاوت محل قرار گرفتن برخي حروف مانند پ در بخشهاي مختلف سي.ام. اس پرشين را حل كن ديوانه شدم ! - حالا چرا از فعل گذشته استفاده كردم ؟ آيا تصورم دگرگون شده ؟بله. دگرگون شده . علت چيست ؟
يك دو پست پيش به سكوت ادامه دار شيرين عبادي در محكوميت قتل عام مردم فلسطين، كاربرد سلاحهاي هستهاي، شيميايي و خوشهاي و ممنوعيت ورود دارو و امداد و مواد غذايي و خروج مجروحين از سرزمينهاي غزه اشاره كردم و در كنار آن به سكوت اين خانم درباره خبرنگار عراقي - و امروز ، البته خبرنگار فلسطيني - اشاره كردم.
حاج مهدي بوترابي در چت به من گفت: كه شيرين عبادي چند روز پيش از كنده شدن تابلوي وكالت و حقوق بشر دفترش توسط جوانان بسيجي دانشگاهها، جنايات اسرائيل را محكوم كرده!.
من با كمال تعجب، از ايشان خواستم كه خبرش را به من هم بدهند. ايشان چند دقيقه بعد در وبلاگشان متني را از زبان شيرين عبادي نقل كردند كه البته كاملاً با روش و منش اين خانم همسويي داشت و من هم تعجبم فروكش كرد و البته كه ناراحتيم افزون شد.
شيرين عبادي حرفهايي زده بود كه كاش نزده بود. مفصل اين متن را نقد كردم و روي وبلاگ گذاشتم. نقدي كوچك هم، زير همان مطلب در كامنتهاي حاج مهدي بوترابي گذاشتم :
بسم الله. حاج مهدي سلام. موقعي كه گفتيد شيرين عبادي جنايات اسرائيل در كشتن زنان و كودكان و غير نظاميان و محاصره كامل نظامي غزه و استفاده از اورانيوم غني شده و فسفر سفيد و بمب خوشهاي محكوم نموده ، بسيار تعجب كردم و از شما خواستم خبرش را بدهيد. حالا كه ميبينم، فهميدم كه تعجبم بجا بوده. شما خودتان اين خبر را درست خوانديد؟ چه چيزي محكوم شده؟
آنچه كه در غزه اتفاق ميافتد
اين آنچه چي هست؟ چه كسي تخلف كرده؟ اصلاً جنايتي اتفاق افتاده؟ تازه از سازمان ملل هم حمايت شده. ادعا شده قطعنامههاي متعدي صادر شده كه به آن توجه نشده! آمريكا تابحال بيش از 50 بار قطعنامههاي سازمان ملل را وتو كرده. ميشود بگوييد كدام قطعنامه؟
بعد ديدم ، خانم پولادزاده، آمده و بدون توجه به متني كه شيرين عبادي نوشته، و بدون كوچكترين توجه به محتواي نقد من، در همان صفحه كامنتهاي حاج مهدي، اينگونه نوشته : جالب است كه اين موضعگيري پيش از حمله به دفتر ايشان بوده. شايد اگر خانم عبادي هم به شكل نمادين از محل دريافتي دولتي، ميرفت يك جا مينشست با عده و روزها به غير از ناهار و شام خوردن دسته جمعي كاري نميكرد اينقدر بد نبود كه دوستان مدعياند.
دقت كنيد. كامنت خانم پولادزاده بعد از كامنت من درج شده . ايشان نميتواند بگويد كامنت من را نخوانده. اگر نخوانده بود پس از چه چيزي دفاع مجدد كرده بود؟
من بشدت متاسف شدم .
اين جواب را همانجا نوشتم :
بسم الله. براي خانم پولادزاده چقدر متاسف شدم. آن جوانان دانشجويان دانشگاههاي تهران، امير كبير، امام صادق و شريف بودند كه همگي رتبههاي بالاي تحصيلي داشته و يا در دانشگاههايي چنين ممتاز تحصيل ميكنند و همگي ناراحت امتحانهاي خود هم بودند. اما واقعا آماده اعزام بودند. غذايشان را هم بسيج داد نه دولت. خانم پولاد زاده. اينقدر سياستزدگي كه بخاطر آن جمع شدن جوانان براي فشار به اسرائيل را تاب نياوريم بسيار زشت است. شما ده دقيقه نشستن در همان فضايي كه آنها هفت روز آنجا ماندند را تحمل نخواهيد كرد . حتي اگر كسي بشما حقوقي بپردازد. حالا ميفرماييد غذايشان را دولت داد؟ بخدا متاسفم. بخدا برايتان متاسفم. چقدر تصورم از شما دگرگون شد.
حالا، دقيقا، مشخص است كه من چه ميگويم و شيرين عبادي چه ميگويد و خانم پولادزاده چه ميگويد. تنها چيزي كه من نگفتم اين بود كه نگفتم حاج مهدي يا خانم پولادزاده شخصاً عليه اسرائيل، يا صرفاً در رثاي مظلوميت كودكان غزه، مطلبي نداشتهاند.....
من الان حرفم اين است كه تنها حرفي كه من نزدم، سلبا و ايجابا در مورد واكنش يا عدم واكنش شخص خانم پولادزاده به غزه بود. من فقط گفتم خانم پولادزاده كه بخاطر وابستگيهاي سياسي، تحصن جوانان دانشجوي دانشگاههاي ممتاز ايران را به تمسخر ميگيرد، خودش نخواهد توانست 10دقيقه در همان فضايي كه اين جوانان بيش نزديك به 700 ساعت آنجا متحصن بودند، متحصن شود.
روشن است كه خانم پولادزاده نه تنها جوابي به من نداد، بلكه به نقد من بر خودش مهر تاييد زد و كامنت ايشان در وبلاگ من فقط واكنشي از سر بي واكنشي و جوابي از سر بي جوابي است ولا غير.
اين ،علت تغيير نگاه من به خانم پولادزاده است.
انتهاي پيام
11:11 - 20 دی 1387