ويژگي‌هاي حكومت و كارگزاران حضرت مهدي(عج) در قرآن و حديث

خبرگزاري فارس: در اين نوشته برآنيم كه ويژگي‌هاي حكومت و كارگزاران حضرت مهدي(عج) را به‏طور مختصر از منظر قرآن و حديث مورد تحقيق و بررسي قرار دهيم.
مقدمه موضوع حكومت حضرت مهدي(عج) و كارگزاران او از مهمترين و بحث‏انگيزترين موضوعاتي است كه از گذشته‏هاي دور در ميان اديان مختلف آسماني مطرح بوده است، كه پيروان اديان آسماني حداقل سه دين اسلام، مسيحيت و يهود در اين عقيده مشترك است كه آينده‏ي جهان به‏دست صالحان و خداپرستان است. از اين‏رو هركدام از اديان، حكومت آخرالزمان را از آن خود مي‏دانند به‏طور مثال مسيحيان، منجي آخرالزّمان را حضرت مسيح مي‏دانند در حالي‏كه مسلمانان معتقدند او از نسل پيامبر اسلام(ص) است و دين او اسلام و براساس شريعت محمّدي قيام و حكم مي‏راند.از اين‏رو در اين نوشته برآنيم كه ويژگيهاي حكومت و كارگزاران حضرت مهدي(عج) را به‏طور مختصر از منظر قرآن و حديث مورد تحقيق و بررسي قرار دهيم. ماهيت حكومت جهاني مهدويت حكومت جهان اسلام به رهبري امام زمان(عج) داراي روح و ماهيت ويژه‏اي است كه ديگر حكومتها از آن بي‏بهره‏اند. ماهيت حكومت اسلام، آموزه‏هاي وحياني است كه به او تعليم مي‏دهد كه خداي او يكي است و فقط بايد در برابر او عبادت و كرنش كند و در رفتار و كردارش از دايره بندگي خدا بيرون نرود زيرا فرمود: "يعبدونني لا تشركون بي شيئاً" اين حكومت پيامي دارد كه در بستر عمل به ارزشهاي وحياني، دنياي بهتري را به وي ارزاني بدارد و متأسفانه آنچه در حكومت امروز بشري كمتر يا اصلاً به چشم نمي‏خورد خداست و عدم پاي‏بندي به وحي و اخلاق و ارزشهاي معنوي است .
اساساً تاروپود حكومت مادي بر سرمايه‏اندوزي، مال‏پرستي و سود بيشتر از هر طريق و ترفندي بناگذاري شده است. و اين تاروپود جاي عشق به خوبي‏ها، ارزشها، ايثار و مجاهدت‏ها و بالأخره زيبائيهاي زندگي را اشغال كرده به‏طوري كه جامعه‏ي انساني را از گردونه‏ي خوبي‏ها حذف نموده . بنابراين حكومت مادي بر اين پندار است كه دين و امور معنوي در پيوندهاي اجتماعي ناكارآمد است و اين پندار تا جايي در افكار و انديشه جامعه بشري ريشه كرده كه معتقد است تمدّن و حكومت را بايد بدون در نظر گرفتن ارزشها پايه‏ريزي كرد. استاد شهيد مرتضي مطهري در اين باره مي‏نويسد: "فكر خدا و زندگي اخروي را بايد كنار گذاشت ... بايد رأفت و رقت قلب را دور انداخت، رأفت از عجز است. فروتني و فرمانبرداري از فرومايگي است . حلم و حوصله، عفو و اغماض، از بي‏همّتي و مستي است . مردانگي بايد اختيار كرد . بشر بايد به مرحله مرد برتر برسد، عزم و اراده داشته باشد اين است روح حكومت مادي غرب كه از باب نمونه به آن اشاره كرديم ." ولي حكومت جهاني مهدويت كه به همّت تواناي امام عصر(عج) توسعه و گسترش مي‏يابد براساس وحي و ماهيت ديني جلوه‏گري مي‏كند داراي چند ويژگي خواهد بود. 1 - عدل و احسان در حكومت جهاني اسلام عدل و احسان سنگ زيرين است.
اجراي عدالت اجتماعي و گسترش آن از بنيادي‏ترين حكومت مهدويت است كه پيامبر اكرم(ص) نيز و امام بعد از آن بر اين حقيقت انگشت نهاده‏اند كه امام زمان(عج) خواهد آمد و جهان پر از ظلم و جور را پر از عدل و داد خواهد كرد . بنابراين مي‏توان گفت سرآغاز انقلاب اجتماعي و حكومت جهاني آن حضرت اجراي عدالت براساس دين است. و اين اجراي عدالت نيازمند كارگزاران و كاركناني عادل و نيكوكار است . او، ادامه‏دهنده‏ي راه پيامبران و اولياء است . "لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب والميزان ليقوم الناس بالقسط؛ ما فرستادگان خود را با نشانه‏هاي روشن و پيغامهاي راست فرستاديم و با ايشان كتاب و ترازو فرستاديم تا مردمان را به دادگري به پا دارند". از اين‏رو همانطور كه پيامبران وظيفه داشتند كه برابر كتاب و ميزان، مردمان را به دادگري به پا دارند حضرت مهدي(عج) نيز وظيفه دارد بر سيره پيامبران، جامعه انساني را به دادگري به پا دارد و از نارواها و ستم بازدارد . "انّ الله يأمر بالعدل والاحسان و ايتاء ذي القربي و ينهي عن الفحشاء والمنكر والبغي ...؛ خدا به عدل و احسان و بخشش به خويشاوندان فرمان مي‏دهد از فحشا و زشتكاري و ستم نهي مي‏كند".
اين آيه اصول ارزشهاي فردي و اجتماعي را ترسيم كرده و نيز از ضد ارزش‏ها و پليدي‏ها بازداشته است و اين آيه به معناي واقعي و كامل در عصر ظهور پياده خواهد شد، عدل يعني نگهداشت دقيق حقوق مردمان و مبارزه فراگير، و همه‏سويه با نابرابريها و احسان، جايگاه برتري در ميان ارزشهاي اجتماعي اسلام دارد كه به يك معنا بالاتر از عدالت است. زيرا اگر در هر حكومتي پايه‏هاي حقوقي انساني، براساس عدالت اجتماعي استوار گردد، در اين صورت جلوه‏هاي احسان و نيكوكاري، فضاي جامعه را مي‏آكند. به فرموده امام علي(ع) عدل قانوني است فراگير و قابل گسترش "سائس عام" و احسان نيز ارزشي است ويژه: "عارض خاص". وظيفه اوليه در هر حكومت و جامعه‏اي به‏خصوص در جامعه‏ي ديني نهادينه كردن بنيادهاي اجتماعي براساس عدل است اگر مردم در حكومتي كه همه‏ي نهادها و اركان آن بر هِرم عدل استوار گشته باشند. در آنوقت است كه ريشه‏هاي نوع‏دوستي، برادري، مهرورزي، توانا مي‏گردند. همانطور كه در ابتداي اين فصل اشاره شد ماهيت اصلي حكومت جهاني مهدويت دائرمدار بندگي و عبوديت است، همان كه خداي متعال به آن فرمان داده . "امر الاّ تعبدوا الاّ اياه".
عبوديت و بندگي وقتي به اوج مي‏رسد كه بنده آنچه را كه معبودش از همه چيز بيشتر دوست دارد. در راه پياده كردن آن تلاش ورزد. اسماعيل بن مسلم مي‏گويد: در محضر امام صادق(ع) بودم كه شخصي از آن حضرت پرسيد بين اين دو آيه: "انّ الله يأمر بالعدل والاحسان" و "امر ربي الّا تعبدوا الاّ اياه" چگونه مي‏توان جمع كرد. حضرت فرمود: "نعم، ليس في عباده امر الاّ العدل والاحسان" بلي، خداوند براي بندگان خود دستوري ندارد جز اجراي عدالت و عمل به احسان . به‏عبارت ديگر "عدل" نماد فرهنگ اجتماعي اسلام است و "احسان" نماد فرهنگ اخلاقي آن . اگر اين دو ركن ركين در جامعه و حكومتي رواج يابد و ساختار اجتماعي آن حكومت بر اين دو استوار و پايه‏ريزي گردد دو واقعيت ديگر كه از ويژگيهاي فرهنگ و حكومت جهاني مهدويت است روشن مي‏گردد. تراز حكومت حضرت مهدي(عج) عدل است كه در پرتوي آن، ديگر ارزشها جايگاه واقعي خود را مي‏يابند. مرحوم شيخ صدوق در اين باره مي‏گويد: "يظهر الله به الأرض من كلّ جور و يقدسها من كل ظلم ... فاذا خرج وضع ميزان العدل بين النّاس، فلا يظلم احدٌ احداً." در حكومت جهاني حضرت مهدي جهان از هرگونه ستم پاك مي‏شود. آن‏گاه كه ظهور كند، ميزان عدل را در ميان جامعه بشري بنا خواهد كرد، هيچ‏كس به ديگري ستم روا نخواهد داشت . 2 - استحكام پيوندهاي اجتماعي
به‏طور كلي تاروپود و ساختار هر تمدّني و حكومتي را افراد آن مي‏سازند. جامعه بشري با برخورداري از روح جمعي، پايه‏هاي حكومت را بنا مي‏كنند و بر پويايي و شكوفايي آن مي‏افزايند. انسانها پاره‏هاي پيكر هر حكومت مي‏مانند كه به هر نسبت پيوند و زندگي جمعي آنان بيشتر باشد آثار پيشرفت و توسعه در آن حكومت نمايان‏تر است . در آموزه‏هاي اسلامي مفاهيم و واژه‏هايي وجود دارد كه پيام آنها بنيان‏گذاري و شكوفاسازي و استحكام روحيه جمعي و اجتماعي است. مانند اين كلمات "توادّ" "تراحم" "تعاضد" "تواصي" و از همه گوياتر واژه "تعاون" كه خداوند در قرآن بعنوان يك دستور اجتماعي به انسانها مي‏فرمايد. "تعاونوا علي البرّ والتّقوي ولا تعاونوا علي الأثم والعدوان" در نيكوكاري و خويشتن‏داري يكديگر را همكاري كنيد، در گناه و تجاوز همكاري نكنيد ". بنابراين از آيات و روايات بخوبي استفاده مي‏شود كه تعاون بر نيكي و نيكويي، به مفهوم گسترده آن فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي در يكي از ابزارهاي تمدّن اسلامي است و روشن است كه پيدايش روح جمعي و تعاون ساخته و پرداخته حكومت اسلامي است . پيدايش اين روحيه در جامعه اسلامي، پيشرفتهاي مادي و معنوي و توسعه مادي و تكامل معنوي گسترده‏اي به‏دنبال دارد و در زمينه‏هاي عاطفي و اخلاقي نيز از سازندگي چشم‏گيري برخوردار است .
استاد مطهري مي‏نويسد: "زنده بودن اجتماع به اين است كه در افراد آن اجتماع روح اجتماعي و حسن اجتماعي و عاطفه اجتماعي وجود داشته باشد ... يعني خودت را همواره به‏جاي ديگران بگذار و براي آنها همان را بپسند كه براي خود مي‏پسندي و همان را كراهت داشته باش كه براي خويشتن كراهت داري". همان‏طور كه گفته شد مسئله تعاون نقش حياتي در تمدّن و جوامع بشري دارد از اين‏رو در سيره و روش زندگي پيامبر(ص) و امامان معصوم(عليهم‏السلام) به نمونه‏هايي برمي‏خوريم كه بر اين اصل بلند و بنيادي به روشني تأكيد شده است . در تاريخ آمده كه روزي پيامبر(ص) در سفري كه همراه ياران بودند در منزل‏گاهي براي پخت غذا نياز به هيزم بود پيامبر نيز در اين كار همكاري مي‏كند. و يا آن حضرت در كندن خندق در اطراف مدينه براي خود سهمي قرار داد و شروع به كندن مي‏كند . در سيره امام علي(ع) نيز نمونه‏هايي فراوان ديده مي‏شود كه آن حضرت در كارها و حركت‏هاي جمعي شركت مي‏جويد. امام صادق(ع) در هنگامه‏ها با مردم همراه مي‏شود كه از جمله در زمان خشكسالي مدينه آنچه براي خود ذخيره كرده بود كه تا پايان سال به مصرف برساند، به بازار عرضه كرد، كه مبادا ذخيره‏سازي او به مردم آسيب برساند .
در مدينه، داستان ايثار و تعاون انصار نسبت به مهاجران، آنچنان گويا و روشن است كه هركس اندك آشنايي با آيات قرآن داشته باشد به اين حقيقت پي مي‏برد. قرآن از اين روحيه و سيره‏ي مسلمانان به نيكي و زيبايي ياد مي‏كند و با اين شيوه، ساختار حكومت اسلامي را كه به دست تواناي پيامبر اكرم(ص) و مسلمانان با ايمان و خالص پايه‏ريزي شده، ترسيم مي‏كند . "والذين تبوء الدار والايمان من قبلهم يحبّون من هاجر اليهم ولا يجدون في صدورهم حاجة مما اوتوا و يؤثرون علي انفسهم ولو كان بهم خصاصة و من يوق شحّ نفسه فاولئك هم المفلحون؛ كساني كه قبل از ايشان در مدينه و در ايمان جاي گرفتند در حالي كه هركس را كه به‏سوي آنان هجرت كرد دوست مي‏داشتند و در دل خويش نسبت به آنچه داشتند نيازي احساس نمي‏كردند و ديگران را بر خويش مقدم مي‏داشتند، گرچه آن چيز ويژه ايشان مي‏بود و كساني كه بخل از درون مهار كند، همانا رستگارانند". خلاصه سخن اينكه اين ويژگي در ساختار حكومت اسلامي و شكوفايي آن نقش بنيادي و اساسي داشته است و همين ويژگي در حكومت جهاني حضرت مهدي نيز به‏گونه‏ي گسترده پديدار خواهد شد . در حكومت جهاني مهدويت ارزشهاي انساني مانند:
ايثار، انسان‏دوستي، تعاون و نوع‏دوستي، برادري، امدادرساني آنچنان ريشه‏دار و از استحكامي برخوردار است كه گويي همگي در يك خانواده زندگي مي‏كنند و نيازهاي خويش را از جيب و كيسه‏ي يكديگر بدون مانع برطرف مي‏سازند "من" و "تو" در آن جامعه مفهومي ندارد بلكه آنچه معنا و حقيقت دارد "ما" است كه خود را مي‏نماياند . "قال اسحاق بن عمار: كنت عند ابي عبدالله(ع) فذكر مواساة الرجل لأخوانه و ما يجب عليهم فدخلني من ذلك امر عظيم. فقال انما ذلك اذا قام قائمنا وجب عليهم ان يجهزوا اخوانهم و يقووّهم". اسحاق بن عمار مي‏گويد نزد امام صادق(ع) بودم و از ياري و غمخواري هركس با برادرانش و آنچه بر آنان واجب است سخن به ميان آمد . من از اين موضوع در شگفت شدم امام(ع) فرمود: اين هنگامي است كه قائم ما قيام كند، كه در آن روزگار بر همگان واجب است يكديگر را ياري رسانند و يكديگر را نيرو بخشند. در آخرالزمان، اين مكارم اخلاقي و بزرگواري‏هاي انساني است كه پايه‏هاي حكومت جهاني اسلام را استحكام مي‏سازند . اما باقر(ع) مي‏فرمايد: "... حتي اذا قائم القائم جاءت المزامله و يأتي الرجل الي كيس اخيه فيأخذ حاجته لا يمنعه". به هنگام قيام قائم "آل محمد" آن‏چه ديده مي‏شود دوستي و يگانگي و تعاون و الفت است تا آنجا كه هركس آنچه نياز دارد، از جيب ديگري برمي‏دارد، بدون هيچ دشواري و بازدارنده‏اي .
به‏راستي تصوير و ترسيم چنين جامعه‏اي چقدر دلپذير و دلنشين است. زيرا در حكومت و جوامع امروزي بخصوص غيرالهي رقابت و تفوق تنگاتنگ مادي در ساخته و زندگي‏هاي آنان موج مي‏زند و اساس ارزشهاي معنوي و كمالات انساني را دگرگون ساخته و روح جمعي و تعاون و همكاري و برادري را رخت بربسته و جوامع به دو دسته تقسيم شده: جامعه‏هايي كه فقير و گرسنه هستند و هرچه تلاش مي‏كنند به حقوق خويش نمي‏رسند و مداوم به‏طور مستقيم يا غيرمستقيم تحت سلطه‏ي زورمداران و سلطه‏گران و بالاخره صاحبان قدرت مي‏باشند و هرگز توان خروج از اين وضعيت اَسفبار را ندارند. پس هميشه بايد تحت سلطه و فرمان آنان باشند . دسته‏ي ديگر از جوامع صاحبان ثروت و مكنت و قدرتند كه چيزي را بنام ارزش و كرامت انساني نمي‏شناسند و اصولاً ارزشهاي كمالات انساني را همان ثروت و قدرت و سلطه تعريف مي‏كنند. و اين چنين است كه در روزگار ما در عصر حكومت جديد متأسفانه سرنوشت بني‏آدم را در عصر حاضر همين‏ها به‏دست گرفته‏اند و براي آنان خط و نشان مي‏كشند. درست برخلاف آن در حكومت جهاني مهدويت، شيرازه نظام اجتماعي جهان بر تعادل و تعاون دور مي‏زند آنچنان روحيه‏ها پرورش مي‏يابد، غل و غش‏ها و ناخالصي‏ها و خودخواهي‏ها از ميان مي‏رود كه "مزامله" يعني دوستي‏ها خالص مي‏گردد، پيوندهاي اجتماعي و انساني براساس تعادل و تعاون، راستي، درستي، يكدلي و يكرنگي استحكام پيدا مي‏كند و خلاصه فرهنگ مهدويت جان‏ها را با تزكيه و افكار و انديشه‏ها را با تعليم به پاكي و پاكيزگي سوق مي‏دهد.
3 - برقراري امنيت در هر فرهنگ و حكومتي، امنيت اجتماعي اصل است. از مهم‏ترين نيازهاي اساسي بشر، برقراري امنيت است، امنيت سياسي، قضايي، قانوني، اقتصادي، حقوقي، اجتماعي، فرهنگي، اخلاقي، خانوادگي .بستر زندگي سالم و جامعه صالح و با امنيت و آرامش را فراهم مي‏سازد. قهراً جامعه‏ي اين چنيني آثار و بركاتي دارد كه پيوندهاي انساني و اجتماعي با آرامش و بي‏تنش شكل مي‏گيرد. تلاش‏هاي اقتصادي با رونق و شادابي انجام مي‏گيرد، رفتارهاي ناهنجار اخلاقي و خشونت‏ها و خشم‏ها فروكش مي‏كند، قانون‏گرايي رواج مي‏يابد. صاحبان ثروت و قدرت خون فرودستان را نمي‏مكند. فاصله بين دولت‏مردان و رعيت از بين مي‏رود، ميدان براي نقد و نظر فراهم مي‏گردد و كاستي‏ها از روي خيرخواهي گفته مي‏شود. نقطه‏هاي قوت دولت مردان به‏دور از چاپلوسي و گزافه‏گويي مطرح مي‏گردد. همه‏ي افراد جامعه براساس احترام متقابل به يكديگر نگاه مي‏كنند و به يكديگر اعتماد مي‏كنند و در نتيجه همگان با احساس مسئوليت همديگر را نصيحت مي‏كنند. از مهم‏ترين محصولات امنيت، پديدار شدن نشانه‏هاي عدالت است و مردم وحدت و همبستگي بيشتري پيدا مي‏كنند و در اين صورت است كه راههاي نفوذ هجومها و شبيخونهاي دشمنان داخلي و خارجي را با تمام توان مي‏بندند و آقايي و سربلندي خويش را پاس مي‏دارند.
و يكي از خصائص و ويژگي‏هاي حكومت جهاني مهدويت برقراري امنيت به معناي اعم آن است، همه‏جا و در همه‏ي موارد ذكر شده، امنيت و آرامش در حد اعلاي آن توسعه و گسترش پيدا مي‏كند و در آن حكومت جان و مال و ناموس و آبروي مردمان از هر گزند و آسيبي در امان مي‏ماند. شايد آيه‏ي شريفه‏ي سوره نور بر همين مورد يعني حكومت جهاني آن حضرت تطبيق پيدا كند. "وليبدلّنهم من بعد خوفهم اَمنا". امام صادق(ع) مي‏فرمايد: آيه‏ي شريفه درباره‏ي حكومت امام زمان است و سپس ادامه مي‏دهند "در آن زمان چندان امنيت بر سراسر جهان گسترده مي‏شود كه از هيچ چيز به چيز ديگر، زيان نمي‏رسد، ترس و وحشتي به چشم نمي‏خورد. حتي جانوران و حيوانات در بين مردم رفت و آمد مي‏كنند و نسبت به يكديگر آزاري ندارند. ايمان نيز كه آرام‏بخشي دلهاست سايه خود را بر جامعه‏ي مهدوي مي‏افكند. فضاي آن روز جامعه، سرشار از اعتماد و اطمينان به يكديگر است. در پرتو كلمه توحيد دلها به هم نزديك و ضريب ناامنيها به صفر مي‏رسد."
متأسفانه در جامعه‏هاي عصر حاضر رقابت‏هاي بي‏هدف و ناسالمي كه بر اثر ترس و عدم اعتماد از يكديگر به‏وجود آمده و درد بي‏درماني است كه حكومت امروز آن‏را به ارمغان آورده و ملت‏ها را فرا گرفته، ناامنيهاي خانوادگي و ناهنجاريهاي اجتماعي در اين‏گونه جامعه‏ها به‏خوبي نشان مي‏دهد كه دنياي به اصطلاح متمدّن امروز صنعتي و داراي تكنولوژي در برآوردن آرامش روحي و رواني ناتوان بوده است. گرچه توانسته است تا اندازه‏اي زمينه آسايش مادي و جسمي شهروندان را فراهم سازد. اين واقعيت ثابت مي‏كند كه دنياي انسانها را نمي‏توان هميشه و همه‏جا با قراردادهاي اجتماعي بي‏روح و خشك و بدون پشتوانه معنوي و ايماني تربيت كرد، تا در آشكار و پنهان حريم حرمت و حقوق ديگران را نگاهدار باشند و همين حقيقت نياز به آمدن شخص مصلح و رهايي‏بخش و نجات‏دهنده‏اي را كه زمينه‏ساز امنيت همه‏جانبه باشد ثابت مي‏كند. در عقايد مسلمانان و پيروان حقه محمدي(ص) آن اصلاح‏گر و نجات‏دهنده و امنيت‏گستر، امام زمان حضرت حجة بن الحسن(ع) است كه با قيام و ظهور خود امنيت را توسعه و مي‏گستراند و اين نياز مهم انساني را به جامعه انساني ارزاني مي‏دارد و زندگي آرام‏بخش را براي جهان بشريت فراهم مي‏سازد و با تدبير چهره‏ي حكومت هولناك و ترس‏آلود را به حكومت انساني و اميدبخش بدل مي‏كند . 4 - سامان‏دهي اقتصادي در تعاليم ديني و آموزه‏هاي آن بين مسائل اقتصادي و مسائل معنوي پيوندي استوار ديده مي‏شود. در اين باب روايات فراوان است از جمله اين روايت:
پيامبر(ص) فرمود: "لولا الخبز ما صلّينا ولا صمنا ولا ادّينا فرائض ربّنا"، بدون نان، نه عبادت مي‏توان كرد و نه روزه مي‏توان گرفت و نه واجبات ديگر را مي‏توان انجام داد . "ثلاثة تحتاج الناس طراً اليها: الامن والعدل والخصب" سه چيز است كه همه مردم به آن نياز دارند: امنيت، عدالت و فراواني ارزاق . در روايات اسلامي آمده است كه در فرهنگ و عدل جهاني و حكومت جهاني مهدويت(ع) اين واقعيت نويد داده مي‏شده كه آن حضرت رفاه اقتصادي را همراه با عدالت اجتماعي به‏گونه‏اي گسترده و فراگير، فراهم خواهد آورد . و نيز در حديث ديگر نقل شده كه آن حضرت در پرتو مديريت شايسته و سالم و برنامه‏هاي جامع و سياستهاي واقع‏نگر، زمينه شكوفايي استعدادها فراهم مي‏آيد، تلاش و كوشش مردم با انگيزه‏هاي معنوي در مي‏آميزد و بهره‏گيري از منابع طبيعي و خدادادي دوچندان مي‏شود. در حديث ديگر فرموده: "كار وجهه‏ي عبادت و تكليف به خود مي‏گيرد نيروهاي بالقوه و پنهان ميدان بروز و ظهور مي‏يابند، خلق‏وخوي مردم دوستي و خدمتگزاري در بين مردم، رشد مي‏كند. در چنين جامعه‏اي زندگي اقتصادي، چهره نويني پيدا مي‏كند و همگان از زندگي سالم و به دور از تشويش خاطر و نگراني و اضطراب بهره‏مند مي‏شوند. بواسطه‏ي پيشرفت علم و صنعت تكنولوژي در زمان آن حضرت منابع جديد و ناپيدا كشف مي‏شوند، و زمين آنچه در درون خود دارد بيرون مي‏افكند و بهره‏برداري از آن آغاز مي‏شود."
براساس روايات در حكومت جهاني مهدويت(ع) فرآورده‏هايي به جامعه عرضه مي‏شود كه تا آن روز بر بشر ناشناخته بوده است. راههاي توليد سالم و توزيع عادلانه به‏عنوان ارزش وظيفه ايماني و ديني نمودار مي‏شود و در نتيجه، اقتصاد جامعه، در پرتو مديريت صحيح آن حضرت شكوفا مي‏شود و بركت و فراواني نعمت، سرتاسر جهان را فرا مي‏گيرد و همه از نعمت الهي به آساني استفاده مي‏برند . پيامبر اكرم(ص) فرمود: "ينعم امّتي في زمن المهدي(عج) نعمةً لم يتنعّموا قبلها قطّ، يرسل السماء عليهم مدراراً ولا تدع الارض شيئاً من نباتها الاّ اَخرجته". فرمود: پيروان من در زمان حكومت جهاني مهدي(عج) به آسايش و به نعمتهايي دست مي‏يابند كه بيش از آن در هيچ دوره‏اي از حكومتهاي گذشته به آن دست نيافته‏اند. در آن دوره آسمان باران فراوان مي‏بارد و زمين نيز تمام روييدنيهايش را بيرون مي‏اندازد. قرآن در اين‏باره مي‏فرمايد:"ولو ان اهل القري آمنوا و اتّقوا لفتحنا عليهم بركات من السماء والارض؛ اگر مردم قريه‏ها ايمان آورده و پرهيزگاري پيشه كنند، بركات آسمان‏ها و زمين را به رويشان مي‏گشائيم ". براساس اين آيه و آيات ديگر معيارهاي قرآني، تقوا و خويشتن‏داري، نيكوكاري و عدالت‏گستري ... و زمينه‏هاي نزول و ريزش رحمت‏ها و بركات از سوي پروردگار مي‏شود اگر فضاي جامعه، فضايي معنوي و الهي باشد و زبان‏هاي دعاگو، آلوده به گناه نگردد و لقمه‏ها حلال و قصد نيت‏ها خدايي، بي‏شك رزق و روزي‏ها فراوان‏تر مي‏گردد.
روشن است هنگامي كه پيوند انسانها بر پايه عدالت و نيكي شكل مي‏گيرد، بينوايان و مستمندان از ياد نمي‏روند و هر كسي مرز خود را مي‏شناسد و به حقوق ديگران، دست دراز نمي‏كند. در چنين جامعه‏اي نعمت‏ها و بخشش‏هاي پروردگار بر مردمان فرو مي‏ريزد و بسياري از گرفتاريهاي اجتماعي، برطرف و بن‏بست‏هاي اقتصادي گشوده مي‏شود و راه براي پيشرفت هموار مي‏گردد. زيرا در قرآن وعده داده شده: "من عمل صالحاً من ذكرٍ او انثي و هو مؤمن فلنحيينَّه حيوة طيبةً و لنجزينّهم اجرهم باحسن ما كانوا يعملون" حكومت حضرت مهدي(عج)، حيات طيبه، بر پايه ايمان و عمل صالح رخ مي‏نمايد. از يك‏سو طمع‏هاي زايد مهار مي‏گردد. مساوات و عدالت دامن مي‏گستراند. بخل و تنگ‏چشمي، دامن بر مي‏چيند و از سوي ديگر، انگيزه‏ها براي تلاش بيشتر و خالص‏تر مي‏شود. و استفاده‏ي بهتر و سالم‏تر از طبيعت آماده مي‏گردد. طبيعي است كه زمينه‏ي فراواني نعمت‏ها و رونق مسائل اقتصادي نيز پديد آيد و گسترش يابد. امام علي(ع) در اين باب مي‏فرمايد: "و تخرج له الارض اَفاليد كبدهها و تلقي اليه سلماً مقاليدها فيريكم كيف عدل السّيرة و يحيي ميتَ الكتاب والسنَّة". زمين گنجينه‏هاي خود را برون اندازد و كليدهاي خويش را از دَر آشتي، تسليم او سازد، پس روش عادلانه را به شما بنمايد و آنچه از كتاب و سنت مرده است زنده كند. 5 - رشد عقل و گسترش دانش
در نظام و حكومت اسلامي، عقل جايگاه ويژه‏اي دارد و ركن حركت و تلاش به‏شمار مي‏رود عقل ستون نيمه‏ي دين است و بدون عقل دين جايگاه حقيقي خود را پيدا نمي‏كند. اساساً دين بدون عقل شناخته نمي‏شود و مجهول مي‏ماند. عقل است كه گوهر و جوهر دين را مي‏شناسد و به انسان مي‏فهماند و دستور مي‏دهد در برابر آن سر فرود آورد، و به فرمانهايش گردن نهد. خلاصه، عقل، راهنماي انسان است به‏سوي زيبائيها، خوبيها، ارزشها، راستي‏ها و پرهيزدهنده از خطرها . از اين‏رو در قرآن از عقل به خِردورزي، انديشيدن به علم و دين آگاه شدن و فرزانگي سفارش بسيار شده است، و در فقه اسلامي نيز عقل يكي از منابع چهارگانه اجتهاد به‏شمار مي‏رود كه اجتهاد بدون در نظر گرفتن اين ركن مهم و پايه استوار، ناتمام است. امام صادق(ع) درباره‏ي پرسش شد جايگاه عقل در زندگي بشر چگونه است؟ حضرت در پاسخ مي‏فرمايد: "العقل ما عبد به الرحمن و اكتسب به الجنان". يعني عقل چيزي است كه به آن خداوند عبادت مي‏شود و بهشت به‏دست مي‏آيد. سپس سؤال‏كننده پرسيد: آنچه معاويه در زندگي خود به كار بست چه بود؟ حضرت در پاسخ فرمود: "تلك النكراء، تلك الشيطنة و هي شبيهة بالعقل و ليست بالعقل" يعني آنچه معاويه داشت، نيرنگ، فريب و شيطنت بود و آن مانند عقل بود نه خود عقل .
در حكومت اسلامي مهدويت(ع) عقل و بندگي، عقل و اخلاق، عقل و ارزش و عقل و تقوا پيوند ناگسستني دارند. هرگاه عقل با يكي از اينها كه برشمرديم و صدها ارزش والاي ديگر، همراه نبود از مدار خارج مي‏شود و جامعه به نيرنگ مي‏آلايد و هرگونه سودجويي، استثمار، استعمار و به بردگي واداشتن ديگران، خردورزي نام مي‏گيرد. علم و تكنولوژي كه دستاورد عقل و خرد است، اگر با عقل سالم، عقل به دور از هوي و هوس و اگر عقل به دور از آلودگي‏ها به‏كار گرفته نشود، فاجعه به بار مي‏آورد، همان فاجعه‏اي كه امروز شاهد آن هستيم . عقل سالم، محور جامعه انساني و حكومت اسلامي است كه راهنما به سوي نيكي‏ها، زيبائيها و ارزشهاست . عقل است كه با اخلاق همراه و هم‏خانه و همزاد است و جدايي بين آنها در پندار نگنجد. در آموزه‏هاي ديني، بويژه شيعي، به پيوند عقل و اخلاق توجه ويژه شده است. امام صادق(ع) مي‏فرمايد: "انّا لحبّ من كان عاقلاً، عاملاً، فهماً، فقيهاً، حليماً، مدارياً، صبوراً، صدوقاً و وفيا". ما دوستار كساني هستيم كه عقل، دانش، فهم، فقاهت، بردباري، نرمش و صبر دارند و اهل وفا و راستي‏اند.
امام صادق(ع) فرمود: "العلم سبعة و عشرون حرفاً فجميع ما جاءت به الرّسل حرفان فلم يعرف الناس اليوم غير حرفين، فاذا قام قائمنا اخرج خمسة والعشرين حرفا فبثها في النّاس و ضمّ اليها الحرفين حتّي يبثّها سبعة و عشرين حرفا". علم و دانش بيست و هفت بخش دارد، كه بشر تاكنون دو بخش از آن را آموخته است. به‏هنگام حكومت جهاني مهدويت(عج) بيست‏وپنج باب ديگر بر آن افزوده خواهد شد و در ميان جامعه گسترش مي‏يابد. روشن است كه با پيشرفت علم به رهبري پيشواي عالم و عادل، زمينه توسعه همه‏سويه و بهبود زندگي مردمان فراهم خواهد آمد و تغيير عميق پيدا خواهد شد. از آنجا كه علم، تيغ دو دم است، اگر به دست نااهل سپرده شود، ويران‏گري به بار مي‏آورد در برنامه‏ي آن حضرت "حضرت مهدي(عج)" تكامل اخلاقي، در كنار تكامل علوم نيز پيش‏بيني شده است. امام باقر(ع) فرمودند: "اذا قائم قائمنا وضع يده علي رؤوس العباد فجمع به عقولهم و اكمل به اخلاقهم". در حكومت جهاني مهدويت دست محبت و امامت بر سر بندگان مي‏نهد. رشد عقلاني همراه با رشد اخلاقي، جامعه‏اي رشيد به‏وجود مي‏آورد كه شايستگي اداره تمام جهان را پيدا مي‏كند. امام علي(ع) در اين باب مي‏فرمايد: "يعطف الهوي علي الهدي اذ عطفوا الهدي علي الهوي و يعطف الرأي علي القرآن اذا عطفوا القرآن علي الرأي" خواهش نفساني را به هدايت آسماني بازگرداند، و آن هنگامي است كه ـ مردم ـ رستگاري را تابع هوي ساخته‏اند و رأي آنان را پيرو قرآن كند، و آن هنگامي است كه قرآن را تابع رأي خود كرده‏اند.
بنابراين از متون و روايات چند چيز حاصل شد: 1 - معلوم شد كه روح حكومت جهاني اصلاحي امام زمان(عج) كه دورنمايي از حكومت والا و متعالي الهي قرآن است كه تربيت و انسان‏سازي را با عقلانيت و سياست سازش داده است و نتيجه‏ي آن رهايي انسانهاي گرفتار در بند هوا و هوس و راهنمايي و ارشاد آن به‏سوي فضايي روشن و سعادت همه‏جانبه است. 2 - و نيز معلوم شد، كه در فرهنگ و حكومت مزبور عقل و اخلاق طوري به‏هم پيچيده شده كه جداسازي آن‏دو از يكديگر كاري است ناشدني . خردورزي و تكامل مادي و معنوي، كامل‏كننده و ياري‏رسان يكديگرند. 3 - و نيز معلوم گشت كه بدون دين و ارزشهاي ديني و اخلاقي، بنيان‏هاي مدينه و حكومت هم سست و ناپايدار است . 4 - و نيز روشن شد: مدينه فاضله‏ي حكومت جهاني مهدويت(عج)، سرشار از شكوفايي و بالندگي عقل‏ها و انديشه‏ها است، علوم و فنون تكامل مي‏يابد و بشر هر روز به شناخت‏هاي تازه و نويي دست مي‏يابد، دانايي و دانش بر جهل و غفلت، غلبه مي‏يابد. تكنيك و صنعت در مسير انسانيت قرار مي‏گيرد آن حضرت با نفس قدسي و پاك خويش بستر گسترش دانش‏ها و ارزش‏ها را فراهم مي‏سازد و بازدارنده‏ها و موانع را از سر راه بشر دور مي‏سازد. ويژگي‏هاي كارگزاران حكومت جهاني مهدويت(عج) در حديثي از امام علي(ع) صفات كساني كه با حضرت بيعت مي‏كنند و بعد جزء كارگزاران حضرت قرار مي‏گيرند، نقل شده، حديث عبارتست از:
"يبايعون علي اَن لا يسرقوا ولا يزنوا ولا يسبّوا مسلماً ولا يقتلوا محرّماً ولا يهتكوا حريماً محرما ولايهجموا منزلاً، ولا يضربوا احداً الاّ بالحق، ولا يكنزوا ذهباً ولا فضّة ولا برّاً ولا شعيرا، ولا يأكلوا مال اليتيم، ولا يشهدوا بما لا يعلمون ولا يخربوا مسجداً، ولا يشربوا مسكراً، ولا يلبسوا الخزّ ولا الحرير، ولا يتمنطقوا بالذّهب، ولا يقطعوا طريقاً، ولا يخيفوا سبيلاً، ولا يفسقوا بغلامٍ ولا يحبسوا طعاماً من بُرِّ، ولا شعيرٍ، و يرضونَ بالقليل، و يشتمونَ علي الطيب، و يكرهونَ النّجاسة، و يأمرون بالمعروف، و ينهونَ عن المنكر و يلبسون الخشنَ من الثياب و يتوسَدون التّراب علي الخدودِ، و يجاهدون في الله حقّ جهاده، و يشترط علي نفسهِ لهم: آن يمشي حيث يمشونَ، و يلبسَ كما يلبسونَ، و يركب كما يركبون، و يكونَ مِن حيث يريدون و يرضي بالقليل، و يملاَ الارض بعونِ اللهِ عدلاً كما ملئت جوراً يعبُد اللّه حقّ عبادتِه، ولا يأخذ حاجباً ولا بوّاباً . 1 - دزدي نكنند. 2 - زنا نكنند. 3 - به هيچ مسلماني دشنام ندهند. 4 - خون حرامي نريزند. 5 - آبروي كسي را كه احترامش لازم است لگدمال نكنند. 6 - به خانه‏ي كسي حمله نكنند. 7 - كسي را به ناحق كتك نزنند. 8 - طلا و نقره و گندم و جو ذخيره نكنند. 9 - مال يتيم نخورند. 10 - به چيزي كه نمي‏دانند، گواهي ندهند. 11 - مسجدي را ويران نكنند. 12 - مشروبات الكلي نخورند. 13 - جامه‏ي حرير و ابريشم نپوشند. 14 - كمربند زرّين نبندند. 15 - راهزني نكنند. 16 - راهها را ناامن نكنند. 17 - هم‏جنس بازي نكنند.
18 - مواد خوراكي چون گندم و جو را احتكار نكنند. 19 - به مقدار اندك خشنود باشند. 20 - عطر بزنند. 21 - از پليديها دوري كنند. 22 - مردم را به نيكيها فرمان دهند. 23 - ديگران را از زشتيها باز دارند. 24 - لباس خشن بپوشند. 25 - خاك را بالش خود قرار دهند. 26 - در راه خدا آن‏گونه كه شايسته است جهاد كنند. همان‏طور كه در حديث فوق آمده در نظام و حكومت مهدوي كارها و پست‏ها، به شايستگان واگذار مي‏شود، ثروت‏هاي غصب شده به صاحبان ثروت برگردانده مي‏شود. بيت‏المال از چنگ غارتگران و حرام‏خواران و خيانت‏پيشه‏گان خارج مي‏شود، درهاي رفاه و بهره‏مندي سالم از طبيعت و رزق و روزي حلال به روي مردم گشوده مي‏شود، ديو فقر و تنگدستي زوزه‏كشان سرزمين حكومت جهاني مهدويت را ترك مي‏كند. همگان در اوج عزّت و به دور از هرگونه منّت و ذلّت، روزگار را مي‏گذرانند.به اميد ظهورش، انشاءاللّه ................................................................................ منبع: سايت حوزه
19:18 - 23 شهریور 1387

14 بازدید




1 پاسخ