«ميلخاما» يعني «جنگ»
خبرگزاري فارس: سرگرد "بنيامين هيلمان" فرمانده گروهان "ج" نيز كه با ماشين از منطقه شمالى اسرائيل به طرف "بنت جبيل" حركت كرده بود، مورد اصابت يك موشك ضد تانك "ساگر" قرار گرفت و به همراه هشت سرباز ديگر كشته شدند.
... روز نوزدهم جولاى، و يك هفته پس از آغاز جنگ، به تيم كوچكى از واحد ويژه "ماگلان"*(1) اعلام شد كه آماده رويارويى با حزبالله در جايى كه نامش هم فاش نشد باشد.
اين تيم در چارچوب سلسلهاى عملياتهاى نزديك مرز، قرار بود مجرى يكى از اولين عملياتهاى زمينى جنگ باشد. هدف كاملاً كوچك و محدود بود و آن هم ساكت كردن شليك موشكهاى كاتيوشا و خمپارههايى بود، كه بدون وقفه به طرف خانههاى منطقه صهيونيستنشين "افيفيم" و فرماندهى ارتش اسراييل در مجاورت اين منطقه در خاك اسراييل، شليك مىشد. نقطه رهايى نيروها از "روستاى جل الدير" در صد مترى مرز كه پيش از عقبنشينى اسرائيل در سال (2000) پايگاه "شاكيد" (متعلق به ارتش اسراييل) نام داشت، تعيين شد. كار اين نيروى هجده نفره، مشخصا احداث يك برج ديدبانى براى تعيين و شناسايى مواضع شليك موشكهاى حزبالله بود.
آنان خود را با شاخههاى درختان و علفها استتار كرده بودند. براى پوشش و پشتيبانى آنان نيز، چهار تانك كه در فاصله دورتر مستقر شده بودند، تخصيص داده شد. نيروها با طلوع آفتاب حركت خود را آغاز كردند و ساعت 4011 بود كه متوجه شدند در داخل يك پايگاه بزرگ حزبالله هستند كه حتى كوچكترين حركتى در آن ديده نمىشود. در همين حين يكى از سربازان نارنجكى را به درون يكى از كانالها پرتاب مىكند كه چند لحظه بعد، همين نارنجك به سويش پرتاب مىشود و با انفجار آن، از چند طرف تيراندازى شروع مىشود.
سرگرد "العيازر" فرمانده واحد "ماگلان" با سرتيپ "تگال هيرس" فرمانده لشكر "الجليل" تماس مىگيرد و به او مىگويد: "هر كابلى را كه در منطقه مىبينى قطع كن، چرا كه نيروهاى حزبالله از آن براى تماس از نقطهاى به نقطه ديگر استفاده مىكنند"
ترس و وحشت در "جل الدير" حكمفرماست. اما مجالى براى فكر باقى نمىماند. نبرد در ميان صخره سنگها در جريان است. "يوناتان هداسى" گروهبان يكم "ويوتام گالبوع" گروهبان يكم اولين كشته شدههاى ارتش اسراييل در عمليات زمينى جنگ دوم لبنان (موسوم به جنگ 33 روزه) هستند. هواپيماها و هلىكوپترها پس از اين واقعه، براى پوشش عمليات نجات مجروحان، دره ميان "شاكيد" (جل - الدير) و "أفيفيم" را بمباران مىكنند. در روستاى "زرعيت" و در اتاق جنگ واحد ماگلان، برخى از سربازان زن همديگر را در آغوش گرفته و گريه مىكردند.
در پى ناكامى واحد ماگلان در استقرار در موقعيت جل الدير (تلشاكيد)، فرماندهى نيروهاى مهاجم به اين نتيجه رسيد كه روستاى "مارون الرأس" را كه بلندترين نقطه آن 917 متر بالاتر از سطح درياست و به مناطق "تلشاكيد" و "أفيفيم" اشراف دارد را تصرف نمايد. همزمان با نبرد نيروهاى حزبالله با قواى "ماگلان" در "جل الدير"، نيروهاى تيپ چتربازان به فرماندهى سرهنگ "حاگى مردخاى" نيز به منطقه "عيتا الشعب"، واقع در نزديكى محل ربوده شدن "رگو" و "گلدواسر" (دو اسير اسراييلى در دستان حزبالله) حملهور شدند و گردان شناسايى "دروزى"ها موسوم به "حيرف" نيز به روستاى "مروحين" كه با مقاومت چندانى مواجه نشد.
لازم به ذكر است واحد ضد چريك "اگز"*(2) نيز از سوى فرماندهى "لشكر 91" مأمور تصرف يكى از مخفيگاههاى حزبالله در دامنه ارتفاعات روستاى "يارون"، در برابر روستاى "زرعيت" در اسراييل (فلسطين اشغالى) شد. عمليات "مارون الرأس" در شب چهارشنبه و پنجشنبه 19-20 تموز آغاز شد و نيروهاى گردان شناسايى و اطلاعات چترباز، توانستند با فرماندهى سرگرد "نمرود ألونى" بر بخش شمالى روستا مسلط شوند. اين گردان توانست سى و چهار هدف را در روستا، با موشك مورد هدف قرار داده و نابود سازد. حزبالله نيروهاى خود به روستاى مجاور يعنى "بنت حبيل" منتقل ساخت و با خبرهايى كه مىرسيد معلوم شد، فرمانده حزبالله در محور "مارونالرأس" كشته شده است. "يگان 504" *(3) طى بازجوئى از يكى از ساكنان محلى كه در حال گشتزنى بود، توانست به ساختمانى كه "ايستگاه شنود حزبالله" در آن مستقر بود، دست پيدا كند. ساختمانى كه در ظاهر هيچ شباهتى به ساختمان نظامى نداشت. در اين ساختمان پروندههاى مفصلى در مورد منطقه و فرماندهان ارتش اسراييل به دست آمد كه در ميان آنان پرونده مفصل و ويژهاى از "گال هيرش"* فرمانده "لشكر 91" الجليل بود.
به علت مقاومت در برخى از ديگر نقاط روستاى "مارونالراس"، در مواجهه با نيروهاى تيپ چتربازان، به سرهنگ دوم "مردخاى كهانا" فرمانده واحد "اگز" ابلاغ شد كه به كمك نيروهاى تيپ مذكور بشتابد. "كاهانا" يكى از فرماندهان شاخص ارتش اسرائيل بود. او فرزند رهبر جنبش "كاخ" خاخام "مئير كهانا" بود. سرانجام در هشتمين روز جنگ، واحد "اگز" كه واحد ويژه جنگ در مناطق جنوب لبنان بود، با سه گروهان وارد "مارون الراس" شد... ساعت سه و نيم بعد از ظهر بود كه جنگ شدت پيدا كرد و يكى از نيروهاى گروهان "ب" واحد "اگز" در مواجهه با يكى از نيروهاى حزبالله در مدخل ورودى يك ساختمان كشته شد. سرگرد "بنيامين هيلمان" فرمانده گروهان "ج" نيز كه با ماشين از منطقه شمالى اسرائيل به طرف "بنت جبيل" حركت كرده بود، مورد اصابت يك موشك ضد تانك "ساگر" قرار گرفت و به همراه هشت سرباز ديگر كشته شدند.
مشكلى كه وجود داشت، عدم توفيق واحد مذكور به همراه تيپ چتربازان در تصرف كامل روستا بود. تاريكى شب و مجروحان و يك مفقود نيز، مزيد بر علت بود.
با پرواز هواپيماهاى بدون سرنشين و تعيين موقعيت سرباز گمشده، نيروهاى پياده توانستند، جسد او را بيابند و با بازگشت او، كابوس واحد "اگز" پايان يافت. وقتى به فرمانده اين واحد ابلاغ شد كه عقبنشينى كند، با اين شرط موافقت كرد كه كماندوهايش حداقل براى مدت چند ساعت، نقطهاى از روستا را به صورت نمادين تصرف كنند تا يأس و نااميدى بر آنان غالب نگردد.
*(1)ـ اين واحد يكى از واحدهاى ويژه پياده در ارتش اسراييل است كه مخصوص عملياتهاى خرابكارى و نفوذ در خارج از مرزهاى فلسطين اشغالى مىباشد. واحد مذكور در دهه 80 ميلادى تأسيس گرديده است.
*(2) -واحد ويژه ضدچريك اگز يكى ديگر از واحدهاى ويژه است كه در سال 1995 و در پى تشديد اوضاع مناطق اشغالى لبنان، براى نبرد در مناطق جنوبى لبنان و رويارويى با حزبالله به وجود آمد. لازم به ذكر است، واحد مذكور يكى از يگانهاى تيپ ويژه گولانى به شمار مىآيد.
*(3)-واحد 504 - واحد اطلاعات و جمعآورى اخبار كه متشكل از نيروهاى سازمان امنيت داخلى (شاباك) و عناصرى از ارتش لبنان جنوبى - كه پس از عقبنشينى سال 2000 منحل شد - مىباشد. اين واحد اكنون نيز به فعاليت خود ادامه مىدهد و با جذب جاسوسان بومى لبنان، به كسب اخبار و اطلاعات مىپردازد.
*توضيح:مطلب فوق نوشته "عمير ربابورت" خبرنگار نظامى روزنامه صهيونيستي« معاريف» است كه در تاريخ 29 ژوئن 2007 در روزنامه «معاريف»به چاپ رسيد. ترجمه اين متن با اندكى دخل و تصرف و تا جايى كه بر اصل آن خدشهاى وارد نسازد، در اين مجال آمده است.
انتهاي پيام/
14:33 - 2 شهریور 1387