«سيد» وارد درگيري هاي حاشيه‌اي نمي‌شود

خبرگزاري فارس: امروز تجربه و فرهنگ مقاومت اسلامي لبنان به طرز بي‎سابقه‎اي به ساير كشورهاي عربي و اسلامي سرايت كرده است. اكنون ملت هاي عرب و مسلمان به وجود مقاومت ضد صهيونيستي مردم لبنان مباهات مي‏كنند.
سيد محمد صادق حسيني، تحليل گر مسائل خاورميانه و ايران سالهاي متمادي در بيروت، پايتخت لبنان، اقامت داشته و از رهبران جنبش هاي اسلامي و ملي منطقه به ويژه حزب‌الله لبنان و مقاومت فلسطين و نيز شخصيتهاي سياسي و فرهنگي لبنان شناخت نزديكي دارد. *جنابعالي مدتي در لبنان به‌ سر برده‎ايد و از نزديك، رهبران جنبشهاي آزاديبخش ملي و اسلامي را مي‎شناسيد. تفاوت دبير كل حزب‌الله با ساير رهبران نهضتهاي رهاييبخش جهان اسلام و عرب را چگونه ارزيابي مي‎كنيد؟ -شكي نيست كه سيد حسن نصرالله به عنوان رهبر يك جنبش آزاديبخش، تفاوت بسياري با ساير رهبران جنبشهاي آزاديبخش عرب كه با آنان معاشرت كرده ام، دارد. من با مقامات رسمي و بلند پايه جهان عرب آشنا هستم و با رهبران گروهها، احزاب و نهضتهاي آزاديبخش مردمي، اسلامي و ملي در منطقه ارتباط داشته‏ام. صفات و ويژگيهايي را كه آقاي نصرالله دارد، بسياري از شخصيتهايي كه از آنان ياد كردم و پيش از او در ميدان مبارزه حضور داشتند، ندارند. نخستين ويژگي آقاي نصرالله كه ايشان را از ديگر رهبران متمايز كرده است، ايثار و فداكاري ايشان است.
شايد يكي از امتيازات آقاي نصرالله در مقايسه با رهبران نهضتهاي آزاديبخش و نيز بزرگمرداني كه با او در حزب‌الله همكاري داشتند، اين است كه اين بزرگمرد از نخستين لحظه اي كه خود را شناخت، زندگيش را وقف جهاد در راه خدا كرد، با خدا معامله كرد و خالصانه در راه خدا و اهداف الهي گام برداشت. او با شعار و با اعتقادات سنتي رايج نزد برخي از مؤمنان حركت نكرد، بلكه اخلاص و فداكاري و وفاداري را به مكتب مبارزه واقعي تبديل كرد و فرهنگ مقاومت و مبارزه را ميان عموم اقشار جامعه، هواداران و توده شيعيان وحزب‌الله و رزمندگان مقاومت گسترش داد. سيد حسن نصرالله با تمام وجود و به تمام معنا با فرهنگ مقاومت و اخلاص و فداكاري زيست. او در مكتب فرهنگ جهاد و مقاومت و رزم با دشمنان خدا و امت ذوب شد. او مصداق بارز گسترش انديشه و خط مشي و شيوه نوين جهاد و حضور در ميان توده مردم و علاقمندان به شهادت در راه خدا بود. به يقين مي‏توان گفت هرگاه كه سيد حسن بخواهد طرح و برنامه و اهدافي را پياده كند، خود قبل از ديگران مجري اين هدف مي شود.
ويژگي دوم دبير كل حزب‌الله لبنان اين است كه براي تجربيات و انديشي ديگران، بدون استثنا احترام قابل است، چه افرادي كه با او اتفاق نظر دارند يا افرادي كه با نظر او مخالف هستند. مردي است كه همه تجربيات ديگران را غربال و از تجربيات موفق آنان بهره‌برداري مي‌كند. اين شيوه كساني است كه به پيوستگي حركت نسلها ايمان دارند. كسي كه پيوستگي نسلها را باور دارد، در حقيقت به اين آيه كريمه قرآن مجيد كه "يا ايها الانسان انك كادح الي ربك كدحاً فملاقيه" اعتقاد دارد. آقاي نصرالله به پيكار و تلاش مستمر انسان و استفاده از تجربيات ديگران و تداوم تلاش اعتقاد دارد. وجود اين ويژگي در يك رهبر نمونه و بي‎نظير ضروري است.
ويژگي سوم سيد حسن نصرالله كه او را از ديگران متمايز مي‎سازد، اين است كه جهت‎گيري قطب‌نماي ايشان بسيار دقيق است. او در نبردهاي سياسي فكري و فرهنگي بسيار دقيق و متعهد است و هرگز جهت‏گيري قطب‌نماي خود را تغيير نمي‏دهد. جبهه‎گيريها، زد و بندهاي سياسي و رويدادها، خللي در تصميم‌گيري و راه مستقيم او ايجاد نمي‎كند. بر اين اساس، آقاي نصرالله وارد درگيريهاي حاشيه‎اي نمي‏شود، برخلاف جهت قطب‌نماي خود نمي‎جنگد و عقربه قطب‌نماي او فقط به سمت دشمن صهيونيستي و آمريكاست. ايشان، آمريكا و اسرائيل را شر مطلق مي‏داند. هر اندازه ديگران با او به جنگ و ستيز برخيزند، اختلاف نظر پيدا كنند، از او انتقاد نمايند، در حق او مرتكب جرم شوند و يا او را به اتهامات واهي متهم نمايند، او هرگز از چهارچوب جهت‎گيري قطب‌نماي خود خارج نمي شود و كلّيت فرهنگ مبارزه و جهاد او به سوي دشمن صهيونيستي است. همه تفنگها و سرنيزه‏هاي او دشمن اصلي را كه همانا دشمن صهيونيستي است نشانه رفته‌اند. سيد حسن نصرالله همه امكانات و ابزارها و توان خود را براي تداوم جنگ با اين دشمن بسيج كرده است. همه تلاشها و برنامه‎هاي حزب‌الله و رزمندگان مقاومت بر مبارزه با دشمن غاصب متمركز شده است. لذا قدرت آتش، اثرگذاري و همه توانها چند برابر مي‎شوند. ناگفته نماند كه تلاشها و عملكرد حزب‌الله با ساير گروههاي انقلابي از نظر كيفي و كمي متفاوت است. آقاي نصرالله در بهره‌برداري از امكانات دوستان هم مهارت دارد. از نقاط قوت دوستان و نقاط ضعف دشمنان به خوبي بهره‌برداري مي‎كند.
او همه امكانات و ابزارهاي خود را در نبرد مركزي و رويارويي با دشمن صهيونيستي بسيج كرده است ابزار اطلاع‌رساني، ابزار جنگ رواني، وسائل و جنگ‌افزار نظامي، نبرد امنيتي و اطلاعاتي همه در خدمت جنگ با اسرائيل به كار گرفته شده‎اند. .
در حقيقت جهان‎بيني همه جانبه و دورنگري آقاي سيد حسن نصرالله، سبب شده است كه ايشان در ميان رهبران و بزرگان و سران جنبشهاي رهاييبخش مردمي و اسلامي بي‎نظير باشد. *چرا انديشه حزب‌الله در لبنان موفق و در كشورهاي ديگر عربي ناموفق بوده است؟ آيا احتمال مي‎دهيد كه طرح حزب‌الله در كشورهاي ديگر نيز مورد قبول جوامع اسلامي قرار گيرد؟
-من معتقدم كه دليل اصلي موفقيت حزب‌الله اين است كه سيد حسن نصرالله، گروه‎گرا عمل نكرده است. گروه او نيز فرقه‌گرا نبوده است. او به رغم افتخار و مباهاتي كه به مذهب تشيع دارد و به چنگ زدن به انديشه پوياي مذهب شيعي اصرار مي‎ورزد، در عين حال به لبناني بودن خود و وابستگي به منطقه جبل عامل (جنوب لبنان) و همه ويژگيهاي جنوبي، انقلابي و فرزند ابوذر غفاري بودن افتخار مي‏كند. شيعي، انقلابي بودن، جنوبي بودن و روحاني اصولگرا بودن، همه در سيد حسن نصرالله خلاصه شده است. ايشان ضمن اينكه انساني انقلابي است، اما در عين حال انساني متسامح است، زيرا از فرزندان مكتب اهل بيت(ع) است. او برخلاف افرادي كه در ظاهر خود را وابسته به مكتب اهل بيت(ع) معرفي مي‌كنند، توانست مكتب اهل بيت و امامان معصوم را در حركت حزب‌الله و شيعيان لبنان مجسم سازد. او ميان مكتب ائمه اهل بيت(ع) و عصر حاضر ارتباط مستقيم برقرار كرد، به گونه‎اي كه اين مكتب تأثير چشمگيري برساير ملتهاي عربي و اسلامي برجاي گذاشته است. اكنون روحانيون و انديشمندان مسيحي، شخصيتهاي لائيك، ناسيوناليست، ماركسيست و پيروان همه مكاتب فكري از راستگويي و تعهد و رفتار معصومانه و پاك و جهان‏بيني انساني حزب‌الله تجليل و ستايش مي‌كنند.
امروز تجربه و فرهنگ مقاومت اسلامي لبنان به طرز بي‎سابقه‎اي به ساير كشورهاي عربي و اسلامي سرايت كرده است. اكنون ملتهاي عرب و مسلمان به وجود مقاومت ضد صهيونيستي مردم لبنان مباهات مي‏كنند، همه آزاديخواهان احساس بالندگي مي كنند و همه ملتهاي تحت ستم آرزو دارند كه اين تجربه، همگاني و فراگير شود و مكتب حزب‌الله و سيد حسن نصرالله در دانشگاهها و مراكز آموزش عالي تدريس شود، زيرا اين مقاومت در برگيرنده همه نقاط قوت امت اسلامي است كه توانسته عوامل ضعف دشمن را شناسايي كند. در شرايط كنوني كه امت اسلامي با تهاجم همه جانبه آمريكا و دشمن صهيونيستي مواجه است، مكتب حزب‌الله بهترين الگو و سرمشق است. مكتب حزب‌الله تنها راه حل است. رهبران جنبشهاي آزاديبخش در موارد بسياري دچار مشكلات و كشمكشهاي جانبي شده‏اند، اما رهبري بي‎نظير سيد حسن نصرالله، جايگاه حزب‌الله را در دل ملتها قرار داده است. بسياري از رهبران نهضتهاي رهاييبخش به علت كشمكشهاي دروني و حاشيه‎اي، محبوبيت و تأثير خود را در ميان مردم و هواداران خود از دست داده‎اند. *مقاومت اسلامي لبنان در جنگ اخير ثابت كرده كه با تكيه بر ملت و اخلاص در پيكار مي‏توان بر اسرائيل چيره شد. علت ناكامي نظامهاي سياسي حاكم و برخي از نهضتهاي آزاديبخش در 50 سال اخير چه بوده است؟ همچنين اين پيروزي چه آسيبي به نظامهاي سياسي حاكم وارد خواهد آورد؟
-من معتقدم كه موفقيتها و پيروزيها و دستاوردهاي حزب‌الله و پيامدهاي جنگهاي موفقيت‎آميز پيشين مقاومت اسلامي لبنان با اسرائيل كه حزب‌الله را به ساحل امن رسانده است، در تاريخ معاصر جهان اسلام و منطقه با حروف طلايي ثبت خواهد شد و همه اين دستاوردهاي بزرگ، سايه سنگين خود را بر ساير سران و پادشاهان و نظامهاي سياسي حاكم بر جهان عرب خواهد افكند و آنها را تحت‌الشعاع اين مقاومت و ايستادگي مردانه قرار خواهد داد. اگر اين نظامها و حكومتهاي مستبد از مقاومت و پيروزي حزب‌الله و اين آزمون بزرگ درس نگيرند، بي‎ترديد در برابر رستاخيز اجتناب ناپذير ملتها سقوط خواهند كرد. دير يا زود ملتها قيام خواهند كرد و زمام امور را به دست خواهند گرفت، زيرا مكتب حياتبخش ملتها به فرد، گروه، فرقه و ميهن خاصي تعلق ندارد. از نظر من پيروزي حزب‌الله تأثير شگرفي بر اوضاع جهان عرب و دنياي اسلام خواهد داشت، زيرا مقاومت اسلامي معادلات سنتي و تاكتيكي ارتشهاي كلاسيك و حتي جنگهاي نامنظم و چريكي را از بين برد.
توده مقاومت، براي اولين بار، جامعه مقاومي را آفريد. همه جنبشهاي رهاييبخش پيشين، گروهها و دسته‎هاي رزمجويي را در اختيار داشتند كه در كوهستانها، غارها و جنگل ها زندگي و شهروندان هم از آنان پشتيباني مي‌كردند. سيد حسن نصرالله توانست مكتب جديدي را به وجود بياورد كه در پرتو آن، همه افراد و اقشار جامعه و هم كساني كه با او هم عقيده و همفكر نيستند، ناچارند در كنار او قرار گيرند و پشت جبهه او را تشكيل دهند. اين نشان مي‏دهد كه دبير كل حزب‌الله در جهان‏بيني خود به افقهاي دور نگاه مي‎كند، انساني آينده‎نگر است و با سعه‌صدر و روحيه‎اي كه دارد مي‎كوشد افراد بيشتري را پيرامون اهداف مركزي جذب كند. آفرينش توده مقاومت و جامعه مقاومت، نتيجه طبيعي رفتار اصولي و تعامل آقاي نصرالله با موضوع مقاومت ضد صهيونيستي است. افراد اين جامعه در پرتو قطب‌نمايي كه آقاي نصرالله تدارك ديده، همواره به سوي هدف مركزي كه همانا آزادي قدس است، حركت مي‎كنند. بي‎ترديد پيروزيها و دستاوردهاي مقاومت اسلامي بر زمامداران عرب اثر خواهد گذاشت. آنان ناگزيرند در برنامه‏ها و سياستهاي خود تجديدنظر كنند، زيرا در غير اين صورت، ملتهاي مسلمان و عرب بر ضد آنان بر مي‎آشوبند. اين بار اطرافيان اين زمامداران بر ضد آنان حركت مي‎كنند و نه توده مردم عادي. سيد حسن نصرالله، ميزان استعدادها و امكانات مورد نياز براي تداوم نبرد با دشمن صهيونيستي را براي ملتها مشخص كرد و توان آنان را براي پيوستن به جامعه مقاومت تشخيص داد.
*اوضاع نشان مي‏دهد به رغم دستاوردهاي بي‎نظير مقاومت، نظامهاي حاكم هنوز بر موضع سرسختانه‌شان پافشاري و از بيگانگان دنباله‌روي مي‏كنند. -آري، نهادهاي روابط خارجي وابسته به اين نظامها هنوز به بيگانگان وابسته‌اند. مسئولان اين نهادها تاكنون نتوانسته‏اند خود را دگرگون كنند، زيرا همه امتيازهاي خود را از دست مي‌دهند و زيان مي‏بينند، به ويژه اين كه هنوز مردم در جهان عرب در صحنه حضور دارند و آماده‏اند تا تجربه حزب‌الله را به كشورشان منتقل نمايند. رهبران ملي و مردمي و عموم مردم آگاهند كه اوضاع دگرگون خواهد شد و براي اين دگرگوني برنامه‌ريزي مي‎كنند. تعدادي از سران و رهبران كشورهاي اسلامي با صداي رسا گفتند كه بايد از تجربه حزب‌الله درس بگيريم. رئيس جمهوري يمن اين موضوع را به صورت روشن و گويا اعلام كرد. سران ديگري هم همين سخن را مطرح كردند، هرچند كه سخنان آنان منافقانه و رياكارانه بوده است، اما به هر حال اين چيزي است كه از زبان آنان اعلام شد. اين تحول بنيادين از بركات حزب‌الله و سيد حسن نصرالله است. اين نشان مي‎دهد كه ملتهاي عرب و مسلمان، خواسته‌هايشان را افزايش داده‎اند.
ملاحظه كنيد! براي اولين بار در تاريخ جهان عرب و اسلام و در تاريخ معاصر جهان، تصاوير "عمامه" رسول الله(ص) در خيابانهاي شهرهاي جهان به دست گرفته شد. عمامه رسول‌الله كه سيد حسن نصرالله بر سر دارد، نماد مقاومت ضد صهيونيستي است. اين اتفاق ساده‏اي نيست كه سيد حسن نصرالله مرزهاي جغرافيايي لبنان را تا آن سوي دنيا در نورديده و محبوبيت او فراتر از اديان و مذاهب دنيا رفته است. اين يك دستاورد بزرگ انساني است كه به نام دبيركل حزب‌الله ثبت شد و بي‎ترديد بازتاب منفي بر زمامداران مستبد خواهد داشت. همان گونه كه در آغاز بحث گفتم، شايد برخي از سران عرب به آساني تسليم اين تحول نشوند و ترجيح دهند كه عناد و لجاجت را ادامه دهند و در مقابل اين حقيقت تاريخي بايستند، اما ترديدي نيست كه موج ويرانگر مردمي آنها را سرنگون خواهد كرد. *شما با محيط اجتماعي، سياسي و فرهنگي لبنان آشنا هستيد. به نظر شما پيروزي بزرگ حزب‌الله چه تأثيري بر ساير فرق و مذاهب و گروههاي سياسي لبنان خواهد داشت؟
-من معتقدم كه پيروزي اخير حزب‌الله به بازنگري در نظام سياسي لبنان منجر خواهد شد. نظام سياسي لبنان از ابتداي تأسيس آن توسط استعمار فرانسه در نيمه اول قرن بيستم، بر پايه‏هايي سست استوار گرديده است. در نتيجه اين نظام سياسي فرقه‎اي، پس از مدتي، جنگهاي داخلي در لبنان روي مي‏دهد. ميان جوامع فرقه‎اي لبنان نوعي نفاق و فريب و بي‏اعتمادي وجود دارد. در حقيقت همزيستي مسالمت‌آميز فرقه‌ها، طوايف و مكاتب فكري و احزاب سياسي لبنان، يك همزيستي ظاهري است. برخي از اين فرقه‏ها براساس تئوري "به هر قيمتي مي‎خواهيم زندگي كنيم و با هر طاغوتي سازش مي‏كنيم" به حيات سياسي و اجتماعيشان ادامه مي‎دهند. سران برخي از فرقه‎ها مي‏گويند كه قدرت لبنان در ضعف آن است و بايد دست زورمداراني را كه توان رويارويي با آنان نيست، بوسيد. آنها معتقدند كه لبنان بايد بي‏طرفي خود را حفظ كند و كاري به كشمكش جاري خاورميانه نداشته باشد، لبنان پيش‎تر بر اساس اين تئوريها تأسيس شد، اما اوضاع دروني جامعه فرقه‎گراي لبنان چنين نبوده است. فرقه‏ها و گروههاي سياسي زورگو و قدرتمند با فرقه‏هاي كوچك‏تر زورگويي مي‎كرده‎اند. فئودالها بر اقشار مستضعف جامعه حكومت مي‎كردند و برخي از طوايف به ويژه شيعيان در محروميت شديد به سر مي‎بردند.
براي اولين بار بود كه تجربه موفقيت‌آميز و مستمر حزب‌الله كه در سال 1982 تأسيس شد به ويژه در جريان جنگ رهاييبخش سال 2000 كه به آزادسازي سرتاسر جنوب لبنان (به استثناي كشتزارهاي شبعا) منجر شد و نيز جنگ ژوئيه سال 2006، لبنان را به يك ابرقدرت تبديل كرد. همان‌گونه كه آقاي سيد حسن نصرالله گفته است، لبنان به قدرتي تبديل شد كه اسرائيل از آن حساب مي‏برد، لبنان به كشور نمونه و الگو و اسوه براي ديگران تبديل شد. اين تحول بنيادين تأثير ژرفي بر اوضاع داخلي لبنان گذاشت. از اين پس، شهروندان لبناني اعم از مسيحي، مسلمان، شيعه، سني، دروزي، ماروني، كاتوليك، علوي و پروتستان و حتي دشمنان ديرينه مقاومت فلسطين و سرسخت‌ترين دشمنان نهضت جهاني اسلام و حزب‌الله، خواهان برپايي نظام توانمند و عادلانه در لبنان هستند. اكنون مردي همچون سمير جعجع، برپايي نظامي توانمند و عادلانه و اميدبخش و اميدوار كننده را مطالبه مي‏كند. پيش از اين در لبنان امكان نداشت چنين خواسته‎هايي مطرح شوند و روزي، سمير جعجع كه از پيروان مكتب "شارل مالك" و مارونيت سياسي حاكم بر لبنان است، چنين خواسته‏هايي را مطرح كند. البته هر كدام برداشت خاص خود را از اين نظام سياسي دارند، اما جز تقاضاي بر پايي نظام عادلانه بر اساس برابري از دست هيچ كس كاري ساخته نيست. اين پيروزي و دستاورد بزرگ توسط شخص سيد حسن نصرالله تحقق يافته است.
اين دستاورد نتيجه آزمون موفقيت‌آميز حزب‌الله و مقاومت اسلامي لبنان است، مقاومتي كه همگان را مي¬پذيرد و در برابر همه آغوش باز مي‎كند، مقاومتي كه همه شهروندان لبناني را صرف نظر از گرايشهاي فرقه‎اي و مذهبي و قومي، بسيج مي‏كند همه اين تحولات نشان مي¬دهند كه سيد حسن نصرالله و حزب‌الله، شهروندان جديدي را در لبنان به وجود آورده‏اند. اين شهروندي بر معيار حفظ ارزشهاي ملي، ارجمندي، غرور، قدرت، فروتني متقابل و تسامح ديني ميان همه استوار گرديده است. .
انتهاي پيام/
12:37 - 29 مرداد 1387

0 بازدید




1 پاسخ