مقاومت اسلامي از منظر شهيد دكتر رنتيسي
خبرگزاري فارس:مقاومت اسلامي بر سر حقوق مشروع امت معامله نمي كند و همين باور موجب مي شود كه از نظر سياسي نيز شكست ناپذير باشد و همين مسأله دشمن را با مشكل مواجه مي سازد و مجبورش مي كند كه يا حق كامل امت اسلامي را به آن بازگرداند يا آنكه به نبرد ادامه دهد و هر روز فرسوده تر شود
كاملاً آشكار است كه مقاومت اسلامي كه جبهه هاي مختلفي را با دشمنان خداوند ـ كه بسياري از آنها از نظر سياسي و ايدئولوژيك اختلافات زيادي با يكديگر دارند ـ گشوده است، ويژگيهايي دارد كه موجب مي شود مقاومت اسلامي از ساير جنبشهاي آزاديبخش در جهان متمايز باشد. از جمله اين ويژگيها مي توان به عقيده راسخ اين مقاومت كه در تاريخ ريشه دارد اشاره كرد و همچنين تمدن كهني كه در نبرد ميان امت اسلامي و دشمنانش نمي توان آن را ناديده گرفت. اين مقاومت داراي انديشه اي پر فروغ و اصول و ارزشهايي است كه واجد توانايي نجات بشريت از آلودگيهاي تمدن فاسد غرب است. مقاومت اسلامي همچنين دشمنان خود را كه دشمنان خداوند نيز هستند به خوبي مي شناسد، از ماهيت آنان با خبر است و با انگيزه ها و اهداف آنان نيز به خوبي آشناست. اين مقاومت ميزان دشمني آنها را نيز نسبت به امت اسلامي و عقيده اين امت مي داند و از پليدي، حيله گري و رنگ بازي و دروغگويي آنها نيز با خبر است و نقاط ضعف و قوت آنها را نيز كاملاً شناخته است. به همين علت است كه اين مقاومت از انواع ديگر براي مقابله با اين دشمنان و شكست دادن آنها تواناتر است، زيرا اين مقاومت از عناصر و عواملي برخوردار است كه شكستش را ناممكن مي سازد. از جمله اين عوامل مي توان به موارد زير اشاره كرد:
*اول:مقاومت اسلامي به وعده هاي الهي و ياري خداوند به مؤمنان مجاهد در راهش اطمينان دارد، به همراهي خداوند و مراقبتش ايمان دارد و اينها توشه اي از صبر براي مجاهدان فراهم مي كند كه آنان را بر ادامه مقاومت تا دستيابي به نتيجه ياري مي رساند. به همين علت مقاومت اسلامي از تحمل بيشتري نسبت به دشمنانش براي ادامه نبرد برخوردار است.
*دوم:مقاومت اسلامي كشته شدن فرد يا تعدادي از افراد خود را زياني نمي داند كه موجب شود برنامه هاي خود را تغيير دهد. مجاهدان راه خداوند هميشه اين كلام را بر زبان زمزمه مي كنند كه "قل هل تربصون بنا إلا إحدي الحسنيين و نحن نتربص بكم أن يصيبكم الله بعذاب من عنده أو بأيدينا فتربصوا إنا معكم متربصون"[توبه/ 52]( بگو، آيا درباره ما جز يكي از دو نيكي را انتظار داريد. ولي ما درباره شما چشم براه هستيم كه يا خداوند به عذاب خود گرفتارتان سازد يا به دست ما. پس شما چشم به راه باشيد و ما هم با شما در انتظاريم) كشته شدگان مقاومت اسلامي شهيدند و بازماندگان از فراق اين شهيدان اندوهگين و از رستگاري آنان شادمان مي شوند، اما به سبب شهادت آنان هيچگاه احساس شكست نمي كنند.
*سوم:مقاومت اسلامي هر چه شهيد تقديم كند، محبوبيتش در ميان عموم مسلمانان بيشتر مي شود و حمايت از اين مقاومت و استقبال از آن افزون تر مي گردد و كمكهاي مادي و معنوي بيشتري دريافت مي كند و اين بدان معناست كه هر چه ميزان جانفشاني و ايثار بيشتر شود، توانايي بيشتر مي شود. شكي نيست كه هر چه قدرتش بيشتر شود، تلاشهاي ديگران براي درهم شكستن اين قدرت بي فايده تر مي شود و هيچ دولتي هر چند قدرتمند در جهان نمي تواند جنبشي را كه از حمايت و پشتيباني مردمي برخوردار است، نابود كند.
*چهارم:
مقاومت اسلامي براي تحقق اهدافي بزرگ و بسيار شريف مي جنگد. اين مقاومت از موجوديت امت دفاع مي كند، زيرا مسلمانان در سرزمينهاي مختلف از جمله فلسطين و عراق و كشمير و چچن و فيليپين و نقاط مختلف ديگر تحت فشار و زير يوغ اشغالگران قرار دارند. سرزمين مسلمانان غصب و ثروتهايشان غارت شده است. شكي نيست، جانفشاني و ايثار براي كسي كه جهت آزادي سرزمين و ملتش و حمايت از مسلمانان و ثروتها و منابعشان مبارزه مي كند، بسيار آسان است و چنين كسي هيچ گاه از اين كار خود خسته نمي شود و در آن شكست نمي خورد، زيرا يك بار مرگ با شرافت را بر زندگي در ذلت و مرگ لحظه به لحظه در زير سلطه اشغالگراني كه سرزمين و كرامت و آينده اش را غصب كرده اند، ترجيح مي دهد.
*پنجم:مقاومت اسلامي يا جهاد در راه خداوند يكي از فرايض دين اسلام است، اگر به سرزمين مسلمانان تجاوز شود جهاد في سبيل الله بر هر مرد و زن مسلماني در منطقه اي كه به آن تجاوز شده است واجب عيني است. شكي نيست كه مؤمن هنگامي كه براي جلب رضايت خداوند يكي از واجبات خود را انجام مي دهد، احساس آرامش و رضايت مي كند. به همين سبب مقاومت اسلامي (مجاهدان مسلمان) خستگي و درماندگي نمي شناسد، زيرا به يكي از مسئوليتهاي خود عمل مي كند. اگر بگويم كه مؤمن هنگامي كه فريضه جهاد في سبيل الله را انجام مي دهد، احساس لذت مي كند مبالغه نكرده ام. اين را هم بايد دانست كه تنها كسي اين لذت را درك مي كند كه به آن دست زده باشد.
*ششم:مقاومت اسلامي به سبب نگاه عقيدتي به فعاليتهاي خود بر سر حقوق مشروع امت معامله نمي كند. مقاومت اسلامي حد وسطي ميان حقوق مشروع مسلمانان و اهداف تجاوزكارانه قدرتهاي شرور قائل نيست و ميانه روي در اين باره را چشم پوشي از حقوق مشروع اسلامي و امتياز دهي به دشمنان خداوند مي داند. اين باور موجب مي شود كه مقاومت اسلامي از نظر سياسي نيز شكست ناپذير باشد و همين مسأله دشمن را با مشكل مواجه مي سازد و آن را مجبور مي كند كه يا حق كامل امت اسلامي را به آن بازگرداند يا آنكه به نبرد ادامه دهد و هر روز فرسوده تر شود و ادامه چنين وضعيتي هم دشمن را هر چه بيشتر به شكست نزديك مي سازد نه به پيروزي.
* هفتم:تجربه هاي گوناگون و مكرر در زمانها و مكانهاي مختلف نشان داده است كه تلاش براي ناديده گرفتن مقاومت اسلامي يا بستن راه بر روي اين مقاومت به وسيله ايجاد جايگزيني كه حاضر باشد به دشمن امتياز بدهد، قرين موفقيت نبوده است، زيرا مقاومت اسلامي با آگاهي خود و پايگاه اجتماعي كه از آن برخوردار است، مي تواند همه اين تلاشهاي دشمنان را خنثي كند.
*هشتم:مقاومت اسلامي يك ارتش منظم ندارد، اما دشمنان امت با در اختيار داشتن سلاح و ارتشهاي مجهز مي توانند همه ارتشهاي عربي و اسلامي را در وضعيت نااميد كننده كنوني شكست دهند. اما اين دشمنان قادر به شكست مقاومت اسلامي نيستند، زيرا مقاومت اسلامي به پايگاه ثابتي نياز ندارد. اين وضعيت بيشتر قدرت دشمن را كه مي تواند آن را بر ضد هر ارتشي بكار گيرد، به هدر مي دهد. اين وضعيت همچنين توان پايداري و استقامت مقاومت اسلامي را بيشتر مي كند.
اينها از مهم ترين ويژگيهايي است كه مقاومت اسلامي از آن برخوردار است و تواني به آن مي دهد كه شكست دادن آن ناممكن مي شود. هنگامي كه گفته مي شود مقاومت اسلامي شكست نمي خورد، اين وضعيت قدرتهاي شرور جهان را كه بر تجاوز و خونريزي و غارت و چپاول ثروتها و منابع ملتهاي مستضعف و ستمديده بنا شده اند با مشكلات زيادي مواجه مي سازد، زيرا مقاومت اسلامي آنان را در تنگنا قرار مي دهد و آنان نه توانايي نابودي آن را دارند و نه همزيستي با مقاومت اسلامي براي آنان امكان پذير است.
براي نمونه آمريكا را مشاهده كنيد. نيروهاي آمريكايي هر روز در عراق و افغانستان به سبب تجاوزاتشان تاوان سنگيني مي پردازند. روزانه صدها كشته و زخمي مي دهند و زيانهاي مادي آنان از چند صد ميليارد دلار فراتر رفته است. زيانهاي رواني و معنوي نيز كه جاي خود دارد. آمريكا اعتراف كرده است كه هر روز بر تعداد افسران و سربازان آمريكايي كه خودكشي را بر ادامه تحمل سختيهاي ماندن در عراق ترجيح مي دهند، بيشتر مي شود، زيرا روحيه آنان هر روز در مقابل مقاومت عراقيها ضعيف و ضعيف تر مي شود. آمريكا اعتراف كرده است كه خودكشي 10 درصد كشته هاي آمريكاييها را در عراق تشكيل مي دهد. نظر سنجيها نيز نشان مي دهند كه روحيه بيش از 50 درصد از نيروهاي آمريكايي در عراق به شدت در حال تضعيف است. اخيراً كالين پاول وزير امور خارجه آمريكا اعتراف كرده است كه دولتش انتظار چنين مقاومتي را در عراق نداشت.
در فلسطين نيز ضربات (خردكننده) مقاومت اعتماد سرباز يهودي صهيونيست به خود و فرماندهانش را نابود كرده است. گردانهاي قسام در عمليات "عين يبرود" توانستند سربازان صهيونيست را بكشند و آنان در مقابل حتي هيچ حركتي از خود نشان ندادند و نتوانستند از خود دفاع كنند. مجاهدان قسامي پس از كشتن آنها سلاحهايشان را به غنيمت گرفتند. در عمليات مشترك اين مجاهدان با گروهانهاي قدس نيز تعدادي از سربازان صهيونيست در دژهاي مستحكم و نفوذ ناپذيرشان كشته شدند. اين در حالي است كه دشمن از نظر تعداد نيرو و تجهيزات و استحكام پايگاه بسيار برتر از مجاهدان بود. شكي نيست كه هزينه اشغال فلسطين براي صهيونيستها اكنون به شدت زياد شده است و اين هزينه به سبب ادامه نبرد مجاهدان مسلمان به شدت بر دوش اشغالگران سنگيني مي كند. همه اينها به اين سبب است كه مقاومت اسلامي عقب نشيني نمي كند، شكست نمي شناسد و بر سر حقوق مشروع ملي سازش نمي كند.
تاكنون هيچ گروه تروريستي در جهان جنايتي مشابه آنچه گروهكهاي صهيونيست بر ضد مقاومت اسلامي در فلسطين انجام داده اند، مرتكب نشده است، اما مقاومت اسلامي همچنان به نبرد خود ادامه داده و هيچ گاه پرچم سفيد بلند نكرده است و در آينده نيز چنين كاري نمي كند. اكنون اسطوره تروريسم در جهان يعني "شارون" به شدت در تنگنا قرار گرفته است، زيرا او نمي تواند مقاومت اسلامي را همان گونه كه وعده داده بود، نابود كند و همزيستي با آن نيز برايش مقدور نيست.
همين وضعيت درباره مقاومت اسلامي چچن در برابر اشغالگران روسي و مقاومت اسلامي در كشمير بر ضد تجاوزات و ستمهاي حكومت هند و مقاومت اسلامي فيليپين در برابر حكومت نژادپرست اين كشور كه با وارد كردن فشار بر مسلمانان حقوقشان را از آنان غصب كرده اند، صادق است.
در پايان تنها اين پرسش باقي مي ماند كه، اگر دشمن اشغالگر نمي تواند مقاومت را نابود كند و همزيستي ميان دشمن و مقاومت اسلامي نيز امكان پذير نيست، پس راه حل چيست؟
من هيچ راهي براي حل اين مسأله جز فرار جنايتكاران از سرزمينهاي مسلمانان و توقف اقدامات تروريستي آنان بر ضد امت اسلامي نيافته ام. آيا دشمنان خداوند پيش از آنكه فرصت از دست برود، اين را مي فهمند؟
انتهاي پيام/
07:56 - 28 مرداد 1387