سياست خارجي دولت نهم: مولفه ها و دستاوردها

خبرگزاري فارس: دولت نهم قائل به محدود شدن روابط خارجي با چند دولت قدرتمند از قبيل كشورهاي اروپايي نبود. به همين سبب از همان شروع به كار اقدام به توسعه و صورت بندي روابط و تعاملات با كشورهاي مختلف در حوزه‌هاي متفاوت و البته با ترتيب اولويت شد.
بحث و بررسي درباره ديپلماسي دولت نهم نيازمند گذشت زمان بيشتري است. با اين حال همينقدر به اين موضوع اشاره مي‌كنيم كه دولت نهم در مقطعي از تاريخ شروع بكار كرد كه در عرصه روابط خارجي بدليل فشارهايي كه غرب براي محروم كردن ايران از فناوري هسته‌اي صلح‌آميز وارد مي‌كرد، شاهد تنگناهايي بوديم. در آن شرايط احساس مي‌شد كه نوع تعامل جمهوري اسلامي ايران با غرب در زمينه مساله هسته‌اي، نتايج در خور آرمان‌هاي ملت ايران و جايگاه جمهوري اسلامي را بدست نداده است. ايالات متحده در تلاش بود كه در چارچوبه مبارزه با تروريسم با فرض تهديد ايران براي منطقه و بزرگنمايي اين تهديد، از شكاف‌ها و تضادهاي موجود در خاورميانه براي مهار و تضعيف جمهوري اسلامي ايران بهره‌برداري نمايد و به متحدان خود اينگونه وانمود مي‌كرد كه ايران اسلامي در موضع ضعف قرار گرفته است. در چنين شرايطي، دولت احمدي نژاد براي برون رفت از وضعي كه غرب به رهبري آمريكا عليه ايران بوجود آورده بود، سياست خارجي اجرايي دولت خود را در راستاي سياست‌هاي كلان نظام براساس مولفه‌هاي زير تعريف و مورد تعقيب قرار داد: الف) مقابله واقع بينانه و هوشمندانه با نظام سلطه جهاني
اولين اقدام در عرصه سياست خارجي دولت نهم، مقابله با شرايط تهديدآميزي بود كه از سوي نظام سلطه جهاني به سركردگي آمريكا عليه ملت ايران تحميل شده بود. از آن نظر پرداختن به مساله هسته‌اي در كانون ديپلماسي دولت نهم قرار گرفت كه ايران با كارشكنيها و فشارها و توطئه‌هاي غرب روبرو بود و احقاق حق مسلم ايران در اين راستا گامي موثر در راستاي استقلال جمهوري اسلامي ايران محسوب مي‌شد كه اين خود از مطالبات و اصول مورد توجه ملت ما حتي در جريان حدوث انقلاب اسلامي بود. گرچه فناوري هسته‌اي صلح‌آميز توسعه و پيشرفت كشور را نويد مي‌دهد ولي اهميت آن از بعد ديگري كه همانا به محك گذاشتن استقلال ملي است، مدنظر بوده و هست. دفاع از حق مسلم ايران در اين عرصه در تداوم دفاع از ساير حقوق ملت در طول تاريخ معاصر و در پيوند با تلاش‌هاي ارزشمند مردم ما در جريان جنبش‌هاي ملي معاصر مي‌باشد. حركتي كه در راستاي كمال و اعتلاي ايران اسلامي معنا مي‌يابد.
به همين دليل است كه استكبار مهمترين چالش خود را در اين مقطع زماني، دستيابي ايران به اين فناوري مي‌ديدكه نه تنها اين امر به پيشرفت و آباداني ايران در بعد فني و تكنيكي منجر مي‌گردد بلكه به نوبه خود به عزت و اعتلاي روحي مردمي مي‌انجامد كه سال‌ها آنان را از اعتماد به نفس تهي ساخته بودند. چه بسا كه اين اعتماد به نفس خود زمينه پيگيري رشد و توسعه ايشان را در ساير شعب علوم و دستاوردهاي مادي و فني فراهم سازد و از آن گذشته خود الگويي براي ساير ملل تحت سلطه واقع شود و ساير ابناي بشر را در مواجهه با انحصار طلبي استكبار هشيار سازد. با رهنمودهاي مقام معظم‌رهبري و در اثر ايستادگي واقع‌بينانه و هوشمندانه دولت و ملت، اكنون توان صلح‌آميز هسته‌اي ايران به وزنه‌اي موثر در سياست خارجي كشور و همچنين در تعامل ايران با جامعه جهاني تبديل شده است. زيرا جمهوري اسلامي ايران علاوه بر پيشرفت‌هاي چشمگير در زمينه‌هاي اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي، به يك قدرت هسته‌اي با مقاصد صلح‌آميز تبديل شده و اين موضوع، نقطه قوت ديپلماسي اين دولت محسوب مي‌شود. ب) متنوع ساختن گزينه هاي سياست و روابط خارجي:
يكي ديگر از اركان يا مولفه‌هاي تلاش‌هاي دولت نهم در زمينه سياست خارجي متنوع ساختن گزينه‌هاي سياست و روابط خارجي جمهوري اسلامي ايران مي‌باشد. دولت نهم قائل به محدود شدن روابط خارجي با چند دولت قدرتمند از قبيل كشورهاي اروپايي نبود. به همين سبب از همان شروع به كار اقدام به توسعه و صورت بندي روابط و تعاملات با كشورهاي مختلف در حوزه‌هاي متفاوت و البته با ترتيب اولويت شد. چنين رويكردي كه ديپلماسي آن را از دايره تنگ چند كشور وابسته به نظام سرمايه‌داري رها مي‌ساخت به افزايش قدرت مانور و پويايي ديپلماسي دولت منجر گرديد و فرصت‌هاي بيشتري را در مقابل نظام فراهم ساخت، بگونه‌اي كه بتواند با تهديد‌هاي بالقوه و بالفعل مقابله نمايد و در گذر از چالش‌هاي مختلف منافع ملي را تعقيب نمايد. آمريكا در طول اين مدت در پي ايجاد نظام امنيتي مطلوب خوب در منطقه و اجماع سازي عليه ايران بود و تمام قواي خود را در اين راستا بكار گرفت. استفاده از تمام ظرفيت‌هاي موجود بويژه تعامل و توسعه روابط با ساير كشورها از قبيل دولت‌هاي منطقه‌اي و يا آمريكاي لاتين، روسيه و چين در تقابل با چنين رويكردي از سوي دولت نهم مورد تعقيب قرار گرفت. دستاوردهاي سياست خارجي دولت نهم
سياست خارجي ايران در دو سال اول مسووليت دولت، موفقيت‌هاي چشمگيري داشته است كه نشانه‌هاي بارز آن را مي‌توان در منطقه خاورميانه و خليج فارس مشاهده كرد. دستگاه ديپلماسي جمهوري اسلامي ايران با استفاده از همه ظرفيت‌هاي موجود اقدامات ثمربخشي در حوزه‌هاي مختلف از جمله عراق، افغانستان، فلسطين و لبنان و همچنين آمريكاي لاتين انجام داده و موقعيت خود را در منطقه ارتقاء بخشيده است به‌گونه‌اي كه جمهوري اسلامي ايران هم‌اكنون در منطقه به عنوان قدرت برتر شناسايي مي‌شود. با اندك مروري بر ماه‌ها و سال‌هاي قبل از شكل‌گيري دولت نهم، طرح‌هاي كلان ايالات متحده از قبيل طرح خاور ميانه بزرگ و جايگاه ايران را در آن بياد مي‌آوريم. طرحي كه متغير اصلي در راهبرد خاورميانه‌اي آمريكا را در سال‌هاي پس از رويداد 11 سپتامبر شكل مي‌داد. پروژه “Regime change” ، حاكميت و بسط دموكراتيزاسيون آمريكايي در منطقه خاورميانه اسلامي و بويژه در ايران، توسعه سبك زندگي آمريكايي (American Life Style)، مرعوب ساختن مردمان دنيا و بخصوص ساكنان اين بخش از كره ارض و ... بدنبال تصرف عراق، رويكرد آمريكا تنگ‌تر كردن محاصره ايران بود. درهمين راستا كشورهاي خاورميانه به دو گروه ميانه‌رو و تندرو تقسيم شدند و پروژه اختلاف‌افكني بين شيعه و سني كليد زده شد.
حال با يك بررسي اجمالي به اين نكته پي مي‌بريم كه بسياري از اين طرح‌ها عقيم و ناكام مانده است. تلاش‌هاي وسيع و متراكم براي باز داشتن ايران از دسترسي به فناوري هسته‌اي بخصوص در اين اواخر با ارائه گزارش آژانس حكام به عنوان تنها مرجع تخصصي و 16 نهاد امنيتي آمريكايي روبرو شد. پروژه تغيير رژيم در ايران با عقب‌نشيني و عدول از سياست‌هاي پيشين نومحافظه‌كاران و اذعان خانم رايس به مطالبه تغيير رفتار ايران مبدل گشته است و ايران امروز نه تنها پاسخگو به استيلاگران نيست، بلكه خود در مقام پرسشگر مدعيان را به چالش گرفته است. مردم دنيا نه تنها مرعوب تهاجم آمريكا نگشته‌اند بلكه نوع رفتار هوشمندانه جمهوري اسلامي به بيدارسازي آنها و بويژه جهان اسلام انجاميده است. پيروزي حزب‌ا... لبنان در جنگ سي و سه روزه با رژيم صهيونيستي از كليدي‌ترين شكست‌هاي سياست‌هاي ايالات متحده محسوب مي‌شود و حركتهاي اخير در منطقه بطور خاص در غزه حكايت از شكست سياست‌هاي خاورميانه‌اي آمريكا دارد. امروزه نه تنها طرح دومينوسازي منطقه‌اي با الگوي دموكراتيك عراق ناكام مانده است بلكه آمريكا خود در باتلاق عراق گرفتار شده و براي رهايي خود نيازمند به مذاكره با ايران است.
سياست مدبرانه دولت نهم، جمهوري اسلامي ايران را به يكي از قدرتمندترين كشورهاي خاورميانه و خليج فارس تبديل كرده و ايران به درجه‌اي از قدرت ديپلماتيك و نفوذ معنوي در منطقه رسيده است كه حتي شخصيت‌ها و نظريه‌پردازان غربي نيز به كاخ سفيد توصيه مي‌كنند كه نقش و جايگاه ايران را در منطقه ناديده نگيرد. نكته مهم اين است، در حالي كه خاورميانه به كانون فشارهاي سياسي و نظامي آمريكا و متحدانش تبديل شده، بيشتر موفقيت‌هاي ديپلماتيك ايران در دو سال گذشته، در همين منطقه بدست آمده است. با اين وصف پاسداري از اصول انقلاب اسلامي و هويت و منافع ملي مردم ايران، در سرلوحه دولت احمدي نژاد قرار داشته است. به همين دليل حضرت آيت الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در جريان حمايت‌هاي خود از دولت نهم از خدمات اين دولت در عرصه سياست خارجي قدرداني كرده و آن را سبكي جديد در حوزة ديپلماسي عنوان كردند و دولت را موظف به پيگيري سياست خارجي خود نمودند. رهبر انقلاب در ديداري با مسئولان وزارت خارجه و سفراي جمهوري اسلامي ايران در كشورهاي خارجي، تصريح فرمودند كه شاخص سياست خارجي ايران، نفي رابطه سلطه‌گر و سلطه‌پذير و مقابله واقع‌بينانه و هوشمندانه با نظام سلطه جهاني است. .......................................................................................... منبع: مركز اسناد انقلاب اسلامي
18:29 - 20 اسفند 1386

0 بازدید




1 پاسخ