زبان حال در عرفان و ادبيات پارسي

خبرگزاري فارس: كتاب «زبان حال در عرفان و ادبيات پارسي» نوشته «نصرالله پورجوادي» توسط انتشارات «هرمس» منتشر شد.
به گزارش خبرگزاري فارس، اين كتاب از سه بخش تشكيل شده است: شاعران و نويسندگاني كه به زبان حال سخن گفته‌اند، مناظره‌ها، مفاهيم و مضامين و گونه‌هاي ادبي. در مقدمه اين كتاب آمده است: زبان حال براي پارسي زبانان تعبيري است "آشنا و معني آن نيز به زغم ايشان واضح، و شايد كمتر كسي باشد كه وقتي نخستين‌بار با عنوان كتاب حاضر روبرو مي‌شود، لحظه‌اي درنگ كند و از خود بپرسد: منظور از بان حال چيست؟ ظاهرا همين تصور عمومي از وضوح معناي اين لفظ است كه موجب شده است فرهنگ نويسان كمتر به آن بپردازند، چنانكه در فرهنگهاي برهان قاطع و غياث‌اللغات چنين مدخلي اصلا نيامده، و در فرهنگ معين نيز مدخلي مستقل به آن اختصاص داده نشده، ولي در ضمن مدخل «زبان» تعريف كوتاهي نيز از زبان حال شده است كه بسيار ناقص است. در لغت‌نامه دهخدا مدخلي مستقل به زبان حال اختصاص داده شده، و تعريفي از آن شده است كه با تعريف معين فرق دارد، هر چند كه اين نيز خود دقيق و كامل نيست. نبود يك تعريف واحد و روشن و دقيق در فرهنگها خود حاكي از آن است كه معني اين لفظ چندان هم روشن نبوده و ابهامي در آن نهفته است.
اين استاد زبان و ادبيات فارسي ادامه داده است: ابهامي كه در معني زبان حال وجود دارد اولا تا حدودي حاصل معاني مختلفي است كه از براي لفظ حال در نظر گرفته‌اند. بعضي اين لفظ را به معناي وضع يا حالت دروني يا كيفيت نفساني انسان در نظر گرفته و زبان حال را انديشه‌اي اظهار نشده از اين وضع يا حالت دروني انگاشته‌اند.و با توجه به همين معني است كه در فرهنگ معين در تعريف زبان حال آمده است: «وضع و حال شخص كه از انديشه و نيت و احوال دروني او حكايت كند» بنابراين زبان حال انديشه يا خواست يا حالتي است كه انسان در دل دارد ولي به لفظ و عبارت بيان نمي‌كند. از همين برداشت مي‌توان فهميند كه چرا معين و عده‌اي ديگر زبان دل را با زبان حال مترادف انگاشته‌اند. وي افزوده است: پاره‌اي ديگر، كه معمولا از ذوق عرفاني هم كم و بيش برخوردار بوده‌اند، معناي عميق‌تر و خاص‌تري براي زبان حال در نظر گرفته‌اند كه جنبه عرفاني دارد. نزد اين عده حال به معناي كيفيت يا حالتي است كه از جانب خداوند متعال، و به تعبيري از آسمان وقت، بر دل ارباب احوال و مواجيد نازل مي‌شود و چندان نمي‌پايد، به خلاف مقام كه پايدار است. بنابراين تعريف از حال، زبان خال مختص اهل سلوك و كساني است كه به اصطلاح فرزند وقت خويش (ابن الوقت) و صاحب وحد و حال گشته‌اند، و زبان حال ايشان سخني است اسرار آميز كه به گوش سر شنيده نمي‌شود، بلكه فقط كساني كه خود به اين درجه رسيده و گوش دل يا سر ايشان گشوده گشته است مي‌توانند اين زبان اسرارآميز و پنهان را درك كنند.
پورجوادي همچين در پيشگفتار اين كتاب نوشته است: «شاعران و نويسندگان پارسي‌گو همگي يكسان از زبان حال استفاده نكرده‌اند. شاعران و نويسندگاني هستند كه بيشتر از اين شگرد يا وسيله ادبي استفاده كرده‌اند، و در آثار ايشان به راحتي مي‌توان موارد استفاده از زبان حال را پياد كرد. ولي شاعران و نويسندگاني هم بوده‌اند كه اصلا از اين شگرد استفاده نكرده‌اند، يا من نتوانستم به موردي در آثار ايشان بربخورم. و اين اختصاص به شاعران و نويسندگان كلاسيك ندارد. مثلا در حالي كه پروين اعتصامي به وفور از زبان حال استفاده كرده است، در اشعار فروغ فرخزاد من به يك مورد هم بر نخوردم.» كتاب «زبان حال در عرفان و ادبيات پارسي» با 1142صفحه، شمارگان سه هزار نسخه و قيمت 12 هزار تومان منتشر شده است. انتهاي پيام/ش
13:13 - 8 جولای 2007

0 بازدید




1 پاسخ