ايران: خيزش يك قدرت منطقهاي
خبرگزاري فارس: ايران نسبت به هر زمان ديگري در تاريخ مدرن خود نيرومندتر شده است. در همين حال ايران يك رژيمي دارد كه به آن كشور در جهان عرب جذابيت بخشيده است . با توجه به تمام اين فاكتورها، اين كاملا عقلاني است كه بگوييم افزايش قدرت ايران شرايط خطرناكي است كه در سالهاي آينده احتمالا با آن روبرو خواهيم شد.
درآمد مترجم
مقالهاي كه در ادامه مطالعه ميكنيد، به قلم «باري روبين» يكي از محققان برجسته صهيونيست و كارشناس مسائل ايران، به رشته تحرير درآمده است. دشمني با نظام جمهوري اسلامي ايران در تمام آثار وي موج ميزند و در واقع يكي از نظريهپردازان ضديت و برخورد با ايران به شمار ميرود؛ به همين دليل در اين مقاله نيز بارها به مسائلي مثل حمايت ايران از تروريسم و يا تلاش ايران براي دستيابي به سلاحهاي كشتارجمعي اشاره كرده كه ناگفته پيداست همه از روي دشمني است. اما آنچه اين مقاله را باارزش ميكند، تحليلهاي او از موقعيت منطقهاي و جهاني ايران و در واقع اعتراف او به اعتلاي جايگاه ايران است. وي در اين مقاله با وجود همه خصومت و دشمني كه با ايران دارد، ناگزير از اعتراف به پيشرفت جايگاه منطقهاي و بينالمللي شده و به شكلي تحليلي به اين امر ميپردازد.
يك از تحولات مهم اوايل قرن بيستم در خاورميانه خيزش ايران براي تبديل شدن به يك قدرت بزرگ منطقه اي است. اين امر نه فقط به اين خاطر است كه ايران داراي نظام اسلامي يا حتي اين كه با تمام قوا به سوي كسب سلاحهاي هسته اي در حركت مي باشد بلكه به دليل فاكتورهاي و عوامل ديگري از جمله امتيازات ژئوپوليتيك و خلأ قدرت است.
با اين وجود با توجه به ايدئولوژي و تندروي تهران، نفوذ رو به رشد ايران، پيامدها و نتايج جدي براي ثبات منطقه و منافع غرب دارد كه مي تواند به مساله اصلي جهان طي سالهاي آينده تبديل شود. در ماههاي ژوئن و آگوست، اين نفوذ در حملات گسترده عليه اسرائيل توسط حزب الله و حماس به نحو روشني احساس شد كه منجر به بروز يك نبرد در مقياس وسيع گرديد.
مباني تمايز ايران و بلندپروازيهاي آن
نظريه پرداز و معمار اصلي خيزش ايران براي تبديل شدن به يك ابرقدرت منطقه اي فردي به نام شاه بود كه مورد تنفر رژيم كنوني ايران بوده و در پي انقلاب 1979 سرنگون گرديد. وي پيش بيني كرده بود كه ايران به قدرتمندترين كشور منطقه و همچنين به عنوان شريك آمريكا تبديل گردد. در اين مسير وي ساخت يك نيروي نظامي بزرگ، افتتاح برنامه انرژي هسته اي، بسيج درآمد نفتي جهت خيزش كشور و تلاش جهت اجراي برنامه اصلاحات براي تبديل ايران به يك كشور مدرن را آغاز كرد. آنچه براي شاه يك جاه طلبي با اتكا بر ناسيوناليسم وملي گرايي بود، براي نظام اسلامي اين مساله به يك آرزوي موازي بر پايه اسلام شيعي تبديل شد.
اگر بلندپروازي رهبر ايران يك پايه و ركن جهش ايران براي تبديل شدن به قدرت منطقه اي بود ، موارد ديگر اوضاع و شرايط عيني و واقعي بوده است. ايران يك كشور بزرگ با جمعيت زياد است كه شمار زيادي از آنها با جمعيت كشورهاي عرب خليج فارس تلفيق و تركيب شده اند. همانطوريكه بهاي نفت بعد از دهه 1990 افزايش يافت و خود به يك منبع بزرگ مالي تبديل شد.
دولت تهران مي داند كه براي حفظ دولت خود بايد به اندازه كافي نيرومند باشد افزون براين تاريخ نشان داده است كه وقتي كه دولت مركزي ضعيف است كشور به گونه اي سقوط مي كند.
ايران از نظر فرهنگي، زباني، قومي و مذهبي با همسايگان خود تمايزاتي دارد كه اين امر به احساس ماموريت ملي جداگانه اين كشوردامن مي زند. شكاف ميان فارس و عرب بسيار واقعي است و در قبال مساله اسلام، شكل و نوع شيعه ايراني در مقابل اكثريت سني در ميان كشورهاي عربي است. افزون بر اين، نگاه غالب ميان كشورهاي عرب از دهه 1950 ملي گرايي افراطي بود كه خاورميانه را به عنوان قلمرو انحصاري خود مي نگريستند. در زمان رويارويي و تنش مانند جنگ عراق و ايران، در فاصله سالهاي 1980 تا 1988 اين تضادها به رقابت و تنفر تبديل شد. به طور سمبليك ناسيوناليسم عرب از نامگذاري خليج فارس امتناع كرد و ترجيح داد كه آن را بخشي از آبهايي بنامد كه مجاور ذخاير غني نفت جهان يعني خليج عرب است.
اين محتوا و موقعيت آن چيزي است كه يك ايدئولوژي اسلامي آرمانگرا قدرت را در ايران قبضه كرده است. آيت الله روح الله خميني رهبر انقلاب، ايران را به عنوان اولين گام جهت ايجاد يك حكومت جهاني اسلامي آرمانگرايانه مي نگريست كه در وصيت نامه وي در سال 1989 آورده شده است.وي به مسلمانان تاكيد كرد: به پاخيزيد و آنچه كه حق شماست را با چنگ و دندان بگيريد، از تبليغات قدرتهاي بزرگ و دلقكهاي قسم خورده آنها نهراسيد. عليه فرمانروايان ظالم بپاخيزيد و به سوي حكومت اسلامي حركت كنيد. اگر همه مسلمان با يكديگر همكاري كنند آنها بزرگترين قدرت روي زمين خواهند شد.
اگر ايران در تلاش براي سرنگوني كشورهاي همسايه خود، گسترش انگيزه هاي ضد آمريكايي، حمايت از تروريسم وايجاد مانع در مسير حل مناقشه اعراب و اسرائيل نبود اين احتمال وجود داشت كه آمريكا رژيم اسلامي در ايران را بپذيرد. اين دشمني اجتناب ناپذير نبود. آمريكا مي خواست از اين مصيبت اجتناب كند. همكاري ايران در جلوگيري از نفوذ شوروي(زماني كه مسكو به افغانستان حمله كرده بود) و مقابله با راديكاليسم عرب ، آمريكا را متقاعد و راضي كرده بود اما گروگانگيري اعضاي سفارت آمريكا و نگهداري آنان براي بيش از يكسال واكنش متفاوتي را برانگيخت.
بعد از يك ربع قرن، ايران به ايجاد يك محيط دشوار براي خود كمك كرده است. روابط آنها با كشورهاي عرب همسايه خود به طور رسمي درست اما آميخته با تنش است. نيروهاي آمريكايي در عراق، افغانستان و همچنين در كويت وعربستان سعودي حضور دارند. تهران مي توانست در خصوص محاصره خود مذاكره كند. ايران همچنين با تحريمهاي آمريكا و فشارهاي بين المللي در خصوص مساله هسته اي خود مواجه بوده است.
با وجود اين، عواملي در شرايط و اوضاع و احوال منطقه اي و بين المللي وجود داشتند كه به ايران فرصتهايي را كه مدتها در انتظارش بود را جهت تبديل شدن به يك قدرت منطقه اي مي دادند.
فرصتهاي ايران
عليرغم همه اين مسائل در داخل و خارج از كشور، تحولات، فرصتهايي رابراي اعمال قدرت و نفوذ ايران كه طي تاريخ مدرن اين كشور بي سابقه بوده است در اختيار ايران گذاشت. مهمترين عامل در ميان اين عوامل سقوط شوروي سابق بود كه منجر به ظهور چندين كشور بزرگ مسلمان در شمال ايران شد. از جمله اين كشورها، آذربايجان، ازبكستان، تركمنستان و قزاقستان است. با توجه به ضعف اين كشورها، ايران از نهضتهاي اسلامي بومي اين كشورهاي حمايت كرد. فقدان قدرت اتحاد جماهير شوروي در شمال ايران، فشار به تهران را به شدت افزايش داده است. افزون بر اين، ايران حامي و تنها متحد سوريه گرديد كه به نفت با تخفيف ويژه ي ايران وحمايت ديپلماتيك اين كشور نياز داشت. دو كشور در لبنان براي سالهاي متمادي با هم همكاري نزديكي داشته اند.
تهاجم تحت رهبري آمريكا به عراق و سرنگوني صدام حسين، مهمترين دشمن تهديد كننده ايران را از بين برد. معهذا، در يك شرايط دموكراتيك، اكثريت شيعه در اين كشور(عراق) به قدرت رسيدند. برخي عناصر در ائتلاف رهبري عراق و گروههاي شبه نظامي شيعه، طرفدار ايران هستند گرچه رهبري عراق به عنوان يك كل تمايلي به اين كه موكل ايران باشد، ندارد. گروههاي مقاومت سني كه توسط رژيمهاي عرب حمايت مي شوند به دولت كنوني فشار مي آورند كه ايران را به عنوان يك متحد ضروري تلقي كند. در برابر شرايطي كه عراق بر اساس آن ايران را تهديد مي كرد، اكنون تهران مي تواند شمار زيادي از عوامل و منابع مالي خود را به اين كشور ارسال و يك نقش محوري در اين كشور ايفا نمايد. بركناري حكومت طالبان درافغانستان منجر به نابودي دشمن ديگر ايران گرديده است.
در حالي كه ايران از حضور نيروهاي آمريكايي در افغانستان راضي و خرسند نيست اما تهران گروههاي نماينده و نفوذ قابل ملاحظه اي در اكثريت شيعيان اين كشورها دارد كه در بخش جنوب غربي آن زندگي مي كنند.
گرچه آمريكا، ايران را به عنوان حامي تروريسم در جهان تلقي مي كند اما آمريكا براي اعمال فشار بيشتر بر اين كشور در تنگا قرار گرفته است. با توجه به محدود شدن توجهات آمريكا به عراق، فقدان حمايت از سوي متحدان و افكار عمومي داخلي بعيد به نظر مي رسد كه آمريكا به ايران حمله كند و در عين حال فاقد گزينه هاي ديگري براي تغيير سياستهاي تهران است.
ناخرسندي از رويارويي با ايران و در همان حال نياز به نفت و تمايل به تجارت با ايران، سبب شده است كه اروپا براي حمايت جدي از تحريمها و اقدام نظامي عليه برنامه هسته اي ايران آماده نباشد. گرچه يك معامله بزرگ ديپلماسي در حال انجام بوده و طرحهاي بسياري نيز ارائه شده است اما كف اين قضيه اين است كه ايران با مهارت هرچه تمامتر همه اين تلاشها را براي تداوم حركت هسته اي خود بدون هزينه جدي دنبال مي كند.
با توجه به ساخت موشكهاي دوربرد وبعد از دستيابي به كلاهكهاي هسته اي، ايران مي تواند در تقويت آنها پيش دستي كند. وقتي كه آن روز نهايي فرا رسد تهران از نظر استراتژيكي قدرتمندترين كشور مسلمان جهان خواهد بود.
اگر اين عوامل را كه مهم هستند كنار گذاريم موارد ديگري نيز وجود دارند كه به تقويت موضع ايران كمك مي كنند. يكي از مهمترين آنها كه كمتر به آن توجه شده است ضعف زياد و بي برنامگي كشورهاي عرب است. امتناع جهان عرب با خودداري و امتناع رهبران آن براي ايجاد اصلاحات ضروري كه آنها را درگير حقوق مدني، تغييرات اقتصادي، عملگرايي يا حتي ميانه روي نسبت به غرب و اسرائيل مي كند، مرتبط است.
ناسيوناليسم عرب بويژه در ابعاد بين المللي خود سقوط كرده است. جدا از مانورهاي تبليغاتي، ديگر جهان عرب وجود ندارد. افزون بر اين هيچ دولت مجرد و منفرد عرب وجود ندارد كه بر ساير كشورها نفوذ داشته باشد. مصر به مسائل دروني خود معطوف شده است، سوريه منزوي و عراق نيز تا طولاني مدت خود را به عنوان عرب تعريف نخواهد كرد.تنها ايران است كه از نظر ايدئولوژيكي چيزهايي براي عرضه دارد و قادر به تقويت نفوذ خود در آن سوي مرزهاي خود مي باشد. اين امر به معناي تكذيب اين مساله نيست كه فاكتورهاي ديگري نظير نژاد فارس يا مذهب شيعه جذابيت ايران را كم كرده اند.معهذا، اين امر مي تواند به حوزه هاي ديگر سرايت كند يا حتي در موارد بعدي يك امتياز براي ايران فراهم كند.
رشد شكاف شيعه و سني در كانون اين شرايط است و تمايز ايران دراين ميان خود يك امتياز براي آن است. مسلمانان شيعه بزرگترين گروه در ايران، عراق، لبنان، عمان وبحرين هستند در حالي كه در كشورهايي نظير پاكستان، افغانستان، كويت، عربستان سعودي و ديگر كشورها در اقليت قرار دارند.
ازوقتي كه ناسيوناليسم عرب و كشورهاي عربي، شيعيان عراق را چيزي جز حامي دشمنان خود تعريف نكرده اند، چرا شيعيان عراق نبايد ايران را به عنوان متحد خود بنگرند؟ در سال 2005 ابومصعب الزرقاوي رهبر شورشيان القاعده آشكارا عليه شيعيان اعلام جهاد كرد و حتي مسلمان بودن آنان را تكذيب نمود.
تقريبا هيچ محكوميتي از سوي روحانيون مسلمان سني يا رهبران سياسي كشورهاي عرب در قبال اين اظهارات تكان دهنده صورت نگرفت. «عبدالله» پادشان اردن بدور از هر گونه نزاكت، به متحدان شيعه ايران، عراق و ساير كشورهايي كه جهان عرب را تهديد مي كنند، هشدار داد. «حسني مبارك»، رييس جمهوري مصر نيز در مصاحبه با شبكه ماهواره اي العربيه نظرات خود را در اين رابطه مطرح ساخت. وي با اشاره به نفوذ ايران در شيعيان عراق گفت: شيعيان همواره طرفداران ايران بوده اند؛ اكثر آنها طرفدار ايران هستند نه طرفدار كشورهايي كه در آن زندگي مي كنند و اين امر نشان مي دهد كه شيعيان در همه جا عوامل ايران هستند.
بحران لبنان
جبهه ديگري كه ايران نفوذ خود را در آن گسترش داده بحران لبنان در ماههاي جولاي و آگوست 2006 بود. اسرائيل به لبنان حمله كرد و يك جنگ يك ماهه ميان آنهان صورت گرفت. حزب الله 4 هزار راكت به سوي اسرائيل شليك كرد و اسرائيل نيز لبنان را بمباران نمود. از سوي ديگر، حمايت عربها از حزب الله بويژه بعد از پيروزي ادعا شده آن تا حدود زيادي شكاف ميان شيعه و سني را پوشاند.اين نبرد همچنين سوريه وايران را بيشتر با هم نزديك كرد.
اين امر يك گام بزرگ رو به جلو براي نفوذ ايران بوده است. گرچه در همين زمان شماري از كشورهاي عرب نظير مصر، اردن، عربستان سعودي و تاحدودي دولت عراق از تقويت قدرت ايران نگران شده بودند.
مساله هسته اي ايران
ايران بسيار عالي مساله هسته اي را كنترل كرده است. در تعاملات ديپلماتيك ايران به طور مكرر تقاضاي مصالحه و توافق مي كند اما وقتي كه اروپا و آمريكا بسته پيشنهادي جذاب و گيرايي به ايران ارائه مي دهند، براي مثال كمك به ايران براي به دست آوردن انرژي هسته اي، ايران تعهدي مي دهد كه به سرعت آن را مي شكند. جدا از تعامل بزرگ بر سر زمان كه از آن براي پيشرفت در تحقيقات هسته اي استفاده شد، ايران در حال آموختن اين درس است كه مي تواند هرچيزي را بدون هيچ جريمه اي انجام دهد .
انگيزه هاي ايران از تعقيب تكنولوژي هسته اي چيست؟
خبر رسمي اين است كه آنها به دنبال سلاحهاي هسته اي نيستند و صرفا به دنبال انرژي هسته اي صلح آميز مي باشند. اين چيزي است كه رهبران آن هم بر آن تاكيد دارند. اين درست است كه ايران فاقد ظرفيتهاي پالايش است اما اين امر جاي ترديد دارد كه يكي از كشورهاي اصلي توليد كننده نفت جهان معتقد است كه به انرژي هسته اي نياز دارد آنهم وقتي كه اين سبك از توليد انرژي هزينه بردار و خطرناك است.
با توجه به اين مطالب، نخستين استدلال اين است كه ايران به سلاحهاي هسته اي نياز دارد؛ زيرا اين كشور به وسيله دشمنان خود محاصره شده است.
دوم، اين نكته ناديده گرفته شده است كه ايران تعهدات قانوني تحت معاهده عدم اشاعه سلاحهاي هسته اي دارد نه براي توسعه سلاحهاي هسته اي. اگر كشورهايي نظير پاكستان وهند به سلاحهاي هسته اي دست يافتند به اين دليل بود كه آنها هرگزاين معاهده را امضا نكرده اند.
كسب چنين قدرتي توسط ايران اهرمها و توانايي هاي استراتژيكي فوق العاده اي به اين كشور خواهد داد. چه كسي مي تواند به تهران مسلح بگويد«نه»؟ اروپا به سرعت باج خواهد داد و در همان حال امكانات آمريكا در منطقه كاهش خواهد يافت. كشورهاي عرب حاشيه خليج فارس كه از خطر صدام حسين رهايي جسته اند اكنون با تهديد جديدي روبرو هستند.
نتيجه
ايران تنها قدرت بزرگ در خاورميانه است زيرا هيچ كشور عربي نمي تواند چنين ادعايي كند. ايران نفوذ خود را در عراق، لبنان و ميان فلسطيني ها و بخشي هايي از افغانستان گسترده است و نه تنها حامي حزب الله بلكه حامي حماس و جهاداسلامي نيز گرديده است. از بسياري جهات حامي سوريه نيز مي باشد. افزايش شكاف ميان شيعه و سني به افزايش نفوذ ايران افزوده است كه همچنين به واسطه افزايش قيمت نفت حتي بدون سلاحهاي هسته اي مورد كمك واقع شده است.
ايران نسبت به هر زمان ديگري در تاريخ مدرن خود نيرومندتر شده است. در همين حال ايران يك رژيمي دارد كه به آن كشور در جهان عرب جذابيت بخشيده است . با توجه به تمام اين فاكتورها، اين كاملات عقلاني است كه بگوييم افزايش قدرت ايران ً شرايط خطرناكي است كه در سالهاي أينده احتمالا با أن روبرو خواهيم شد
....................................................................................
مترجم: كيانوش كياكجوري
منبع: باشگاه انديشه
19:39 - 19 نوامبر 2006