قطعنامه 1696 و بازي در وقت اضافه
خبرگزاري فارس: پيش نويس قطعنامه كشورهاي فرانسه، آلمان و انگلستان در 12 جولاي، موسوم به "طرح كشورهاي سهگانه"، نهايتاً باپشتيباني امريكا منجر به تصويب "قطعنامه 1696" با ماهيتي ضد ايراني در شوراي امنيت سازمان ملل شد . به لحاظ بازه زماني صدور قطعنامه 1696، در شرايطي كه ايران اعلام كرده است نهايتاً تا اواخر مرداد جاري موضع جامع خود را نسبت به بسته پيشنهادي 5+1 مشخص مي كند.
همانطوري كه پيش بيني مي شد، پيش نويس قطعنامه كشورهاي فرانسه، آلمان و انگلستان در 12 جولاي ؛ موسوم به "طرح كشورهاي سهگانه" ، نهايتاً با پشتيباني امريكا منجر به تصويب " قطعنامه 1696 " با ماهيتي ضد ايراني در شوراي امنيت سازمان ملل شد .
شوراي امنيت با صدور اين قطعنامه ضعيف (به لحاظ محتوا) كه البته پيش زمينه قطعنامه بعدي و باقدرت بيشتر است ، از جمهوري اسلامي ايران خواست با پاسخ صريح و مثبت به بسته پيشنهادي ، فعاليتهاي غني سازي هستهاي خود را حداكثر تا 31 اوت (9شهريور) " كاملاً به حال تعليق درآورد " .
نكته قابل توجه آن است كه پس از گذشت حدود 3 سال از كشمكش هسته اي ايران ، اين اولين قطعنامه اي درباره ايران است كه به طور " حقوقي " درخواستهاي " الزام آوري " را مطرح مي كند و لذا به لحاظ " بازه زماني " و " چگونگي تصويب " حائز اهميت بسياري است و هدف اصلي اين نوشتار نيز تبيين آن است .
به لحاظ " بازه زماني " صدور قطعنامه 1696، در شرايطي كه ايران اعلام كرده است نهايتاً تا اواخر مرداد جاري موضع جامع خود را نسبت به بسته پيشنهادي 5+1 مشخص مي كند ، طرفين مسئله هسته اي ايران عملاً وارد " دو نيمه وقت اضافه " براي كسب نتيجه شده اند .
- در نيمه اول كه نهايتاً تا اواخر مرداد ماه (22 اوت) و پاسخ ايران به بسته پيشنهادي بطول مي انجامد ، ايران تلاش مي كند تا با ارائه پاسخي با ماهيتي " دوپهلو " ابتكار عمل را حفظ كند و با پرداختن به كليات مفاد بسته ، بررسي جزئيات و ابهامات را به مذاكرات ديپلماتيك موكول نمايد و " با ايجاد شكاف در ميان اعضاي 5+1 " از صدور قطعنامه بعدي كه شديدتر و قطعاً ماهيتي اجرايي خواهد داشت جلوگيري كند .
- در نيمه دوم كه با پاسخ ايران به بسته مشوقهاي 5+1 ، آغاز و حداكثر تا 9 شهريور (31 اوت ) بطول مي انجامد ، طرف اروپايي و مشخصاً امريكا در پي آن برخواهندآمد تا با فشار برايران در قالب قطعنامه حقوقي شوراي امنيت ، مقامات ايراني را وادار به پذيرش شرايط غرب و " تعليق كامل غني سازي " ايران را وادار به تسليم كنند .
آنچه مبرهن است ، طرفين تلاش خواهند كرد تا در فرصتي كه در اختيار دارند ، طرف ديگر را وادار به پذيريش شرايط خود كنند ، چراكه در صورت پايان بازه زماني فوق الذكر ، پيش بيني اوضاع و اتفاقات آتي براي هريك از طرفين كار مشكلي است و چندان تحت كنترل نخواهد بود .
بطور كلي ، اگرچه ايران مي توانست با " پاسخگويي مرحله اي " به بسته پيشنهادي و استفاده از شكاف موجود ميان كشورهاي 5+1 ، از اجماع نظر اين 6 كشور در شوراي امنيت جلوگيري نمايد ، اما تصويب قطعنامه ضد ايراني 1696 در شرايط كنوني ، ماهيت پاسخ ايران را تحت تأثير قرارخواهد داد .
از طرفي ايالات متحده به عنوان بازيگر اصلي ، همزمان در دو ميدان حضوري فعال دارد .
امريكا پس از آنكه با تلاش بسيار توانست نظرات كشورهاي 5+1 را براي اعمال فشار بين المللي به ايران از مجراي شوراي امنيت بهم نزديك كند ، در ميدان ديگر ؛ با اداره مستقيم تهاجم اسرائيل به جنوب لبنان ، درپي آن است تا قبل از پاسخ رسمي ايران ، حزب الله را براي هميشه از صحنه استراتژيك لبنان و تهديدي بالفعل براي اسرائيل خارج كند و همزمان ايران را مجبور به پذيرش شرايط نمايد . و درصورت مقاومت ايران ، امريكا تلاش خواهد كرد پيش از آنكه اوضاع و فضاي افكار عمومي ايجاد شده پيرامون مسئله لبنان تغيير كند ، در قطعنامه بعدي ذيل بندهاي ششم و نهم فصل هفت منشور سازمان ملل متحد، تحريمهايي را عليه ايران اعمال كند .
اما " چگونگي تصويب " قطعنامه 1696 ، ويژگي بسيار مهم ديگر آن است كه خصوصاً براي ايران قابل تأمل به نظر مي رسد ، چراكه قطعنامه فوق با راي موافق 14 كشور از 15عضو شوراي امنيت تصويب شد .
كشورهاي : آرژانتين ، كنگو ، دانمارك ، غنا ، يونان ، ژاپن ، پرو ، اسلواكي و تانزانيا ، از ميان اعضاي غير دائم ، بهمراه پنج عضو دائم و داراي حق وتوي شوراي امنيت به آن رآي موافق دادند و تنها " قطر " به آن رأي نداد .
با نگاه اجمالي به تركيب كنوني شوراي امنيت سازمان ملل بخوبي پيداست كه دستگاه ديپلماسي ايران ، از تمام ظرفيتهاي تأثيرگذار خود حتي در ميان اعضاي غير دائم نيز استفاده نكرده است .
در اين راستا ، اگرچه پس از اجلاس سران كشورهاي صنعتي جهان موسوم به(G8) در روسيه و دريافت برخي امتيازات ، همراهي دو مخالف بكارگيري تحريم عليه ايران ، يعني " روسيه " و " چين " با امريكا بسيار محتمل بود ، اما رأي موافق كشورهاي غيردائم در سه حوزه افزيقا ، اروپا و امريكاي جنوبي ، اين سئوال را در ذهن متبادر مي نمايد كه چرا عليرغم كمكها و حمايتهاي بسيار ايران و همچنين تبادلات اقتصادي قابل توجه ، اين كشورها بر عليه ايران موضع گرفتند ؟ و آيا زمان آن فرا نرسيده كه دستگاه ديپلماسي ايران در " معادلات ديپلماتيك " از ظرفيتهاي " اقتصادي و محيطي " بيشتر بهره بجويد ؟
از طرفي رأي قطر ، عليرغم در نظر گرفتن منافع ملي اين كشور حاشيه خليج فارس ، حاكي از موفقيت رايزنيهاي ديپلماتك ايران ، خصوصاً پس از سفر امير قطر به ايران است كه بايد بطور ويژه مورد توجه واقع شود .
اما ، مطلب ديگري كه ذكر آن ضروري مي نمايد ؛ " اتخاذ جهت گيري واحد " مقامات ايران در واكنش به صدور قطعنامه 1696 ، در شرايط كنوني است . چراكه در آستانه صدور قطعنامه فوق ، ايران به صراحت تهديد به كنار گذاشتن كامل بسته پيشنهادي 5+1 كرد، و در عين حال پس از تصويب قطعنامه " ظريف " نماينده و سفير ايران در سازمان ملل طي مصاحبه اي اعلام كرد : ايران علاقمند به گفتگو با اتحاديه اروپا در چارچوب زماني مورد توافق است .
در صورت عدم اتخاذ واكنشي واحد ، " تصميم گيري در فضاي تشتت آرا و صرف تهديد طرف ديگر " ، ابتكار عمل را از ايران خواهد گرفت و راه را براي تصويب قطعنامه آتي خواهد گشود? .
شايان ذكر است ، طرفين قديمي مذاكرات هسته اي ايران ( انگليس ، فرانسه و آلمان ) با همراهي امريكا ، در اكتبر 2005 (مهر 84) راه را براي تحريم اقتصادي ايران بر اساس فصل هفت منشور سازمان ملل باز كرده اند . شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي اتمي در آن زمان ، طي قطعنامه اي ايران را به دليل نقض تعهدات، " تهديدكننده صلح و امنيت جهاني " قلمداد نمود كه لازمه اعمال تحريم بر عليه ايران ذيل ماده هفت منشور سازمان ملل متحد مي باشد .
آنچه مبرهن است در فضاي بين المللي كنوني ، ايران با مقاوت در برابر فشار غرب با اتخاذ "راهكارهاي مؤثر ديپلماتيك" و "تهييج افكار عمومي در عرصه بين الملل" مي تواند به منافع خود دست يابد .
مهدي عليخاني – كارشناس مسائل سياسي
......................................................................................................................
منبع:مركز اسناد انقلاب اسلامي
10:33 - 16 مرداد 1385