بازيگرداني شيعيان

خبرگزاري فارس: جوادالمالكي، معاون ابراهيم جعفري در حزب الدعوه بوده و بي ترديد داراي تفكرات و مباني اسلامي همانند عناصر اين حزب و ساير احزاب اسلامي است. اينكه رايس اعلام مي كند اين انتخاب(مالكي) يك پيروزي بزرگ براي دنيا و عراق است، صرفاً اظهار نظر نماديني بوده كه تحقق روند سياسي عراق(ازنظرشكلي) و پيروزي برنامه هاي آمريكا دراين كشور را به جهانيان القا مي كند.
تحليل و تبيين اوضاع كنوني عراق نيازمند درك و شناخت عميق از نيروها و عوامل داخلي و خارجي تاثيرگذار بر روند تحولات اين كشور است. در اين ميان پيچيدگي بافت جامعه سنتي و قبيله اي عراق و همچنين حضور گسترده اشغالگران آمريكايي و انگليسي در ابعاد سياسي، اقتصادي و امنيتي اين كشور، بر فهم ناظران از آنچه در عراق مي گذرد تاثير بسزايي دارد. عراق كنوني در سه بعد سياسي، اقتصادي و امنيتي در تعامل و چالش با نيروهاي موافق، مخالف و عوامل بازدارنده مسير پيشرفت اين كشور است. طي سه سال اشغال اين كشور، ابعاد اقتصادي(ارتقاي رفاه و معيشت مردم، بازسازي زيرساخت ها) و امنيتي در شرايط نامناسبي قرار دارد و اگرچه در بعد اقتصادي برخي پيشرفت ها بروز كرده است، ليكن در بعد امنيتي، هيچ نشانه اي از پيشرفت در مسير استقرار و ثبات در شهرها و مرزهاي اين كشور ديده نمي شود.
به طوركلي تنها وجه موفقيت آميز تحولات عراق، روند سياسي است. به اين معنا كه ملت عراق و نيروهاي موافق تشكيل نهادهاي سياسي و مدني اعم از اشغالگران، جامعه و سازمان هاي بين المللي و همسايگان به ويژه جمهوري اسلامي ايران كه تلاش خود را صرف نموده تا عراق به يك پارلمان فراگير و يك دولت دائمي دست يابد، اين روزها شاهد به ثمر نشستن اين هدف مشترك هستند. اما آنچه در اين بحث، مهم و قابل كنكاش بوده و بسياري از ابعاد پنهاني مسائل داخلي عراق را براي درك و شناخت بيشتر ناظران آشكارتر مي نمايد، ماهيت روند سياسي و پيامدهاي آن است. اين بعد قضيه است كه كاملاً روشن مي سازد هريك از بازيگران به چه ميزان شاهد به ثمر نشستن اهداف خود در عراق بوده و خواهند بود.
دراين نوشتار تمركز ما بر رفتارهاي ايالات متحده آمريكا به عنوان يكي از مهمترين و مداخله گرترين بازيگر در عراق كنوني است كه براي رسيدن به اهداف خود در مقاطع مختلف به شيوه هاي گوناگوني متوسل شده است و به جرات مي توان گفت هر آنچه در عراق در همه ابعاد رخ مي دهد، بدون مداخله و ايفاي نقش آمريكا نبوده و نخواهد بود. سوال اصلي اين است كه با توجه به اهميت تحقق سريع روند سياسي عراق براي آمريكايي ها، چرا اين روند دچار تاخير و كندي پيشرفت مي شود؟ فرض اين است كه اگرچه تحقق روند سياسي عراق از نظر شكلي براي ايالات متحده مهم است و تنها برگ برنده كاخ سفيد عليه منتقدين است، ليكن ماهيت روند سياسي و نتايج نهايي آن اساسي ترين و مهمترين مسئله اي است كه ايالات متحده نمي تواند آن را ناديده بگيرد. اين موضوع از اين لحاظ حائز اهميت است كه تحولات عراق كنوني، آينده تحولات منطقه و طرح هاي خاورميانه اي آمريكا درقرن?? را متاثر مي سازد و اگر آمريكا نتواند در آغاز راه، خشت اول را درست و باب ميل خود در عراق بنا نهد، نمي تواند سرنوشت منطقه را در چارچوب آرمان ها و خواسته هاي خود جهت دهي كند. در اين نوشتار ابتدا روند سياسي عراق از لحاظ شكلي ترسيم مي شود. سپس ماهيت اين روند و نتايج آن با تمركز بر رفتارهاي مداخله جويانه آمريكا تبيين گشته و در نهايت علل تاخير در روند سياسي عراق به ويژه تشكيل دولت دائمي اين كشور تحليل مي شود. روند شكلي سياسي عراق
به دنبال ناكامي آمريكا در تحقق برنامه هاي ژنرال گارنر(اولين حاكم نظامي عراق اشغالي) و افزايش فشارهاي مردمي به ويژه رهبران احزاب سياسي و مراجع ديني عراق، پل برمر با رويكرد امنيتي- سياسي وارد عراق شد. اقدامات برمر، رييس سلطه موقت ائتلاف، در عراق ناخواسته آمريكا را در جهت عكس خواست هاي اوليه خود قرار داد كه از جمله مي توان به بروز ژئوپلتيك جديد منطقه اي(شيعه)در عراق نام برد. اولين نهاد سياسي و مدني در عراق، شوراي حكومتي بود كه براي نخستين بار در تاريخ عراق، شيعيان از اكثريت در يك بدنه حكومتي اين كشور برخوردار شدند. در ماه هاي بعد نيز اجبار كاخ سفيد به تدوين يك جدول زمانبندي با هدف انتقال قدرت و تعيين ساختار حكومت آينده عراق، همچنين ورود سازمان ملل به تحولات، تصويب قطعنامه 1546 و تدوين قانون اداره موقت عراق، اميدواري ها براي مردم عراق در جهت مشاركت در تعيين سرنوشت كشور خويش را بيشتر نمود كه اين وضعيت با تشكيل دولت موقت عراق وارد مرحله جديدي شد. اين دولت طي چندماه حاكميت، توانست با كمك طرف هاي درگير در تحولات، انتخابات 31ژانويه،???? اولين انتخابات تاريخ عراق جديد، را براي تشكيل مجمع ملي و دولت انتقالي برگزار نمايد. وظيفه مجمع ملي و دولت انتقالي نيز تدوين و همه پرسي قانون اساسي دائم عراق با هدف تشكيل مجلس و دولت دائمي بود.
اين دولت نيز طي ماه هاي حاكميت خود به خوبي توانست اين وظيفه را به اجرا گذارد؛ به گونه اي كه در موعد مقرر پيش نويس قانون اساسي عراق تدوين و به همه پرسي گذاشته شد و در نهايت نيز انتخابات پارلماني عراق در 24 آذرماه 84 به منظور تشكيل مجلس و دولت برگزار شد در اين انتخابات، ائتلاف يكپارچه عراق، ائتلاف كردها، ائتلاف اهل تسنن و ليست اياد علاوي به ترتيب بيشترين كرسي هاي پارلمان را دراختيار گرفتند. طبق قانون اساسي عراق بعد از اعلام نتايج انتخابات عراق، رييس جمهور دولت انتقالي(جلال طالباني) طي حكمي دستور تشكيل مجلس جديد را صادر نمود. با تشكيل مجلس، حزب اكثريت، نماينده خود(نخست وزير) را به جلال طالباني معرفي و ايشان طي حكمي نخست وزير را مسئول تعيين كابينه كرد تا عراق آماده تشكيل دولت دائمي گردد. پارلمان عراق 275 كرسي دارد و به مدت 4 سال فعاليت مي كند. با توجه به قانون، دوسوم براي هر مصوبه در مجلس آينده (182 راي)، هيچ حزبي در مجلس، بدون ائتلاف با گروه ديگر قادر نخواهد بود سياست هايش را به پيش برد و حتي ائتلاف يكپارچه عراق نيز كه اكثريت را در مجلس كسب كرده است نيازمند ائتلاف با يكي از گروه هاي كردي يا سني است. مي توان سه حالت ذيل را براي تشكيل ائتلاف در مجلس تصور نمود: .
الف- محوريت اصلي شيعيان اسلامي و سپس كردها(ائتلاف عراق يكپارچه و ائتلاف كردها و احزاب كوچك) ب- محوريت اصلي شيعيان اسلامي و سپس اهل تسنن(ائتلاف عراق يكپارچه و ائتلاف اهل تسنن و احزاب كوچك) ج - عدم محوريت شيعيان اسلامي(بخشي از ائتلاف يكپارچه عراق و ائتلاف كردها و ائتلاف اهل تسنن و تيم علاوي و احزاب كوچك) به نظر مي رسد حالت الف در حال تحقق كامل است.
چندين ماه است كه رايزني ها بين گروه هاي پيروز براي تعيين نخست وزير، رييس جمهور و رييس پارلمان به طور همزمان آغاز شده است. بيشترين تمركز مذاكرات بين كردها و ائتلاف عراق يكپارچه براي تعيين اختيارات نخست وزيري و رييس جمهور بود. به هرحال كردها خواستار اختيارات بيشتري براي رييس جمهور بودند، چرا كه به طور خودكار نخست وزير از ائتلاف عراق يكپارچه بالاترين قدرت اجرايي را در كشور دارد. همچنين كردها خواهان تعيين شخصي به عنوان نخست وزير بودند كه با سياست ها و برنامه هايشان همخواني داشته باشد. در نهايت ائتلاف عراق يكپارچه، ابراهيم جعفري را به عنوان نخست وزير معرفي نمود ليكن به واسطه مخالفت هاي برخي طرف هاي داخلي و خارجي در عرصه تحولات، جعفري از اين پست انصراف داد و ائتلاف عراق يكپارچه، جواد المالكي نفر دوم حزب الدعوه را به عنوان نخست وزير معرفي نمود. متعاقباً در اوايل ارديبهشت جلسه مجلس عراق كه بارها به تعويق افتاده بود برگزار گرديد و اولين مصوبات خود را اعلام كرد. بر اين اساس محمود المشهداني( سني - رييس مجلس)، خالد العطيه( شيعه معاون اول رييس مجلس) و طيفورعارف (كرد معاون دوم رييس مجلس)، جلال طالباني(رييس جمهور)، عادل المهدي(شيعه معاون اول رييس جمهور) و طارق الهاشمي(سني معاون دوم رييس جمهور) برگزيده شدند. سپس آقاي طالباني، طي حكمي جواد المالكي نخست وزير عراق را مسئول تعيين كابينه نمود كه وي فرصت دارد تا اوايل خرداد ماه كابينه را براي راي اعتماد به مجلس معرفي نمايد. ماهيت روند سياسي عراق
در مقاطع سرنوشت ساز روند سياسي عراق، مقامات آمريكايي(و انگليسي اولين مقاماتي بوده اند كه ساعاتي بعد از اعلام نتايج، به صورت ناگهاني و اعلام نشده و به بهانه اعلام تبريك وارد عراق شده اند. بي ترديد، اعلام تبريك فقط بعد ظاهري قضيه است و اشغالگران چنين سفرهايي را براي هدف مهمتري به انجام مي رسانند و آن ايجاد فشار و هشدار به گروه هاي عراقي به منظور تثبيت و تقويت جريانات و مهره هاي سكولار و ليبرال عراقي و همچنين تضعيف جريانات و نيروهاي اسلامي در حاكميت اين كشور است. تحقق اين هدف، همان ضربه موفقيت آميز به اولين دومينوي طرح خاورميانه بزرگ آمريكا و صحيح قراردادن خشت اول در عراق است. از زماني كه آمريكايي ها به آراي مردم رجوع كردند، چالش هاي روند سياسي نيز براي آنها نمايان گشت. چرا كه پيش از اين و در زمان تشكيل دولت موقت، آنها به راحتي عناصر مورد نظر خود را در راس حاكميت عراق قراردادند و بهره برداري هاي لازم را نيز بردند. در اولين انتخابات عراق(بهمن 83)، ائتلاف عراق يكپارچه با قدرت به پيروزي رسيد. اين درحالي بود كه قبل از آن بيشترين تبليغات و فشار توسط آمريكايي ها بر اين ليست به عنوان ليست مرجعيت، وارد شده بود. با اينحال مردم با انتخاب اين ليست، به نوع رويكرد سكولاريستي و ليبراليستي آمريكايي ها در عراق نه گفتند.
قابل پيش بيني بود كه آمريكايي ها بر مداخلات پنهاني و منفي خود عليه روند كار دولت انتقالي عراق، خواهند افزود. اولين نشانه اين مداخلات نيز تاخير در تشكيل دولت انتقالي به واسطه ايجاد فشار از سوي آمريكا و انگليس براي تعيين وزرا و تقسيم مناصب بود. دومين مرحله از مداخلات آمريكا، جهت دهي تصميمات و مصوبات كميته تدوين قانون اساسي عراق بود تا قانون اداره موقت عراق را كه بخش هايي از آن قويا از سوي آيت الله سيستاني رد شده بود را مبناي پيش نويس قانون اساسي جديد قرار دهند. لازم به ذكر است در تدوين قانون اداره موقت عراق، حقوقدانان آمريكايي نقش بسيار مهمي ايفا نمودند.
در سومين مرحله ، آمريكايي ها فرمول قديمي خود در منطقه يعني مانع تراشي و سپس اعلام ناتواني را براي دولت انتقالي عراق تجويز نمودند كه متعاقباً كابينه جعفري در همه ابعاد سياسي، اقتصادي و امنيتي تحت فشارهاي بي رويه اي قرارگرفت. ضمن اينكه رسانه هاي همسو با آمريكا و برخي ناآگاهان نيز در داخل عراق با بزرگنمايي مشكلات مردم، دولت را ناتوان معرفي نموده و تلاش كردند تا چهره ائتلاف يكپارچه عراق را بيش از پيش تخريب نمايند. علاوه بر فشارهاي سياسي داخلي گروه ها و احزاب بر دولت جعفري، در بعد امنيتي نيز بزرگترين حوادث تروريستي ازجمله پل ائمه كاظمين و انفجارات سامراء، آتش زدن بسياري از مساجد، قتل همزمان روحانيون و مردم از شيعه و سني در عراق پيگيري و انجام شد تا با كمك خليل زاد سفير آمريكا در عراق بيشترين فشارها و انتقادات بر وزارت خانه هاي كشور(بيان جبر شيعي) و دفاع(عدنان دليمي سني) وارد آيد و آنها متهم به فرقه گرايي و تحريك درگيري هاي طايفه اي شوند. در بعد بين المللي نيز به طور ناگهاني صندوق بين المللي پول دولت جعفري را مجبور نمود تا با حذف رايانه ها سياست هاي اقتصادي را اصلاح نمايد. اين صندوق، كاهش بدهي هاي خارجي عراق را منوط به اجراي اين سياست نمود كه درنهايت باعث افزايش قيمت هاي سوخت در عراق و اعتراضات شديد مردمي عليه دولت جعفري و استعفاي وزير نفت(دكتر بحرالعلوم) شد.
در مجموع با نفوذ و مداخله هاي آمريكا، همه شرايط داخلي و خارجي عراق براي تضعيف دولت جعفري بسيج شدند و جايگاه ائتلاف يكپارچه عراق در كل و شخص ابراهيم جعفري به طور اخص، به حدي رسيد كه نگراني ها به واسطه نارضايتي راي دهندگان از نيروهاي اسلامي و گروه هاي تحت حمايت مرجعيت سيستاني، افزايش يافت و كمتر ناظري اميد به موفقيت بالاي ائتلاف يكپارچه عراق در انتخابات پارلماني را داشت. در چنين شرايطي، اقدامات براي برگزاري انتخابات پارلماني آغاز گرديد و مجددا با دخالت آمريكايي ها تغييراتي در مكانيسم اجراي انتخابات ايجاد شد. براين اساس مقرر گرديد كه اولاً احزاب هركدام در استانها يك ليست ارائه دهند(در انتخابات قبلي هر حزب يك ليست ملي ارائه مي كرد) و ثانياً در كنار ليست هاي استاني، ليست هاي ملي نيز ارائه شوند تا مجلس آينده تحت كنترل احزاب قدرتمند قرار نگيرد و احزاب كوچك و مستقل نيز بتوانند وارد مجلس شوند. لذا از??? كرسي مجلس درحدود 45 كرسي به ليست هاي ملي اختصاص يافت. اين وضعيت باعث شد ائتلاف يكپارچه عراق كه???كرسي مجمع ملي را داشت اين بار 130 كرسي را به دست آورد و كردها نيز كه?? كرسي دراختيار داشتند اين بار?? كرسي به دست آورند.
انتخابات پارلماني عراق برگزار شد و بارديگر نيروهاي اسلامي و حامي مرجعيت گرد هم آمده و ائتلافي را به رياست عبدالعزيز حكيم تشكيل و وارد رقابت هاي انتخاباتي شدند. همزمان، رسانه هاي همسو با آمريكا به شدت به نفع عناصر سكولار و ليبرال همچون اياد علاوي تبليغ كردند و بگونه اي القا نمودند كه عراق نيازمند نخست وزيري مقتدر، ملي گرا و غير طايفه اي است و دكتر جعفري و كابينه اش فرقه اي و طايفه اي عمل كرده اند. اين رسانه ها، عامل همه ناامني ها و مشكلات عراق را رويكرد دولت جعفري و ائتلاف يكپارچه عراق دانستند؛ ضمن اينكه در شب انتخابات نيز در يك اشتباه تاكتيكي ، عليه آيت الله سيستاني وارد عمل شدند.(اين اشتباه همه معادلات را برهم زد.) پيروزي مجدد و قاطع ائتلاف يكپارچه عراق درانتخابات پارلماني(24آذرماه??) باعث شگفتي همه ناظران مسائل عراق شد. درحاليكه به نظر مي رسيد دولت جعفري نتوانسته انتظارات مردم را برآورده سازد، سوال اصلي اين بود كه چرا نيروهاي اسلامي مجدداً آراي بالايي كسب كردند؟ البته جداي از اينكه جمعيت شيعه عراق اكثريت بوده و طوايف هركدام به ليست هاي خود راي دادند، ليكن آنچه آمريكايي ها را بسيار نگران ساخت، اسلاميت مردم عراق، و توجه خاص آنان به نيروهاي اسلامي و طرد عناصر سكولار و ليبرال(حامي آمريكا) است. لازم به ذكر است كه از ليست هاي اهل تسنن، ليستي بيشترين آرا را بدست آورد كه اسلاميت عناصر آن بيشتر بود.
آمريكايي ها اين بار به صورت جدي وارد عرصه تحولات شدند. برنامه آنها اين بود كه از يك طرف در روند تشكيل دولت دايمي تاخير ايجاد نمايند و از طرف ديگر فرصت براي اقدامات تروريست ها فراهم آيد تا مجدداً پيروز اين انتخابات، يعني ائتلاف يكپارچه عراق مقصر همه مشكلات و نابساماني هاي كشور معرفي گردد و مردم مصيبت زده و رنج كشيده عراق، خسته و تحريك گردند. در اولين گام آنها به سمت برهم زدن نتايج انتخابات گام برداشتند، ليكن به واسطه قدرت نيروهاي اسلامي و پشتوانه مردمي آنها، عقب نشستند و مجبور شدند از طريق سازمان ملل و نهادهاي بين المللي، نتايج انتخابات را مورد بررسي و بازبيني قرار دهند كه نتيجه اي نيز عايد آنان نشد. البته از بعد تبليغاتي، با ايجاد چنين فضايي، پيروزي قاطع ائتلاف يكپارچه عراق را تا مدتي مورد ترديد قرار دادند. دردومين اقدام، آمريكايي ها با كمك عناصر خود شعار تشكيل دولت توافق ملي را سردادند. براين اساس(كه مغاير قانون اساسي و روند دموكراتيك بود)، آنها در نظرداشتند كه احزاب، بدون توجه به آراي مردم، بصورت مساوي با هم مذاكره كنند و مناصب را بين هم تقسيم نمايند. اين فرمول به شدت از سوي ائتلاف يكپارچه عراق رد شد.
آمريكايي ها درسومين اقدام و با اعمال فشار برگروه هاي پيروز در انتخابات، درروند انتخاب دكتر جعفري به عنوان نخست وزير دولت دايمي عراق اختلال ايجاد كردند و تلاش داشتند تا انسجام ائتلاف يكپارچه عراق را در داخل تضعيف و در آن انشعاب ايجاد نمايند ضمن اينكه بگونه اي تبليغ كردند كه ائتلاف يكپارچه عراق در روند سياسي تاخير ايجاد كرده است درچهارمين اقدام، آمريكايي ها فضاي امنيتي عراق را بگونه اي جهت دهي كردند كه با انفجارات سامراء، عراق تا آستانه جنگ داخلي و فرقه اي به پيش رفت كه با درايت علماي ديني شيعه و سني و رهبران احزاب اين توطئه خنثي گرديد ليكن فشار سياسي و تبليغاتي شديدي بر دولت جعفري ، ائتلاف يكپارچه عراق و مرجعيت وارد آمد. .
در نهايت به واسطه رهنمودهاي آيت الله سيستاني و تصميم شجاعانه و آگاهانه درون ائتلاف، دكتر جعفري از نخست وزيري انصراف داده و ائتلاف بلافاصله جوادالمالكي را معرفي نمود تا بار ديگر ائتلاف يكپارچه عراق با انسجام و قدرت درعرصه تحولات عراق ظاهر گردد و توطئه هاي ضد اسلامي آمريكا و عناصرش خنثي گردد. اين وضعيت با انتخاب نيروهاي اسلامي درمناصب اصلي حاكميت، ازجمله محمد مشهداني،خالد عطيه، عادل مهدي و طارق الهاشمي تقويت گرديد. بلافاصله بعد از اين تحولات، رايس و رامسفلد وارد عراق شدند. اين بار نيز هدف، تبريك به دولت عراق نبود. اظهار نظرات آنها بگونه اي بود كه مالكي را مستقل تر و بهتر از جعفري معرفي نمودند و تلويحا به جواد المالكي هشدار دادند كه سبك كار دكترجعفري را درپيش نگيرد و همسو با اشغالگران درعراق حركت كند. رايس ورامسفلد دراظهارات مداخله جويانه اي گفتند: مالكي به وضوح نشان داده كه نقش خود و دولت را براي فعاليت دولت وحدت ملي به خوبي درك كرده است. ما قصدداشتيم به مردم عراق بگوييم كه وزراي دولت بايد در چارچوب يك دولت وحدت ملي فعاليت كنند اما آنها خودشان به اين نكته اشاره كردند. جمع بندي
دكترجوادالمالكي، معاون دكترجعفري در حزب الدعوه بوده و بي ترديد داراي تفكرات و مباني اسلامي همانند عناصر اين حزب و ساير احزاب اسلامي است. اينكه رايس اعلام مي نمايد اين انتخاب(مالكي) يك پيروزي بزرگ براي دنيا و عراق است، صرفاً اظهار نظر نماديني بوده كه تحقق روند سياسي عراق(ازنظرشكلي) و پيروزي برنامه هاي آمريكا دراين كشور را به جهانيان القا مي نمايد. بي ترديد ماهيت روند سياسي به هيچ وجه مطلوب آمريكايي ها نيست و براين اساس پيش بيني مي شود دولت مالكي و نيروهاي اسلامي درآينده با چالشهاي سخت امنيتي، سياسي و اقتصادي روبرو گردد و چالش عظيم تر، دخالت هاي خليل زاد آمريكايي وانگليسي ها در عراق مي باشد. نمي توان از مالكي انتظار داشت كه با قاطعيت دخالتهاي آمريكا را قاطع و صراحتا با آنها به مقابله برخيزد چرا كه آمريكايي ها با اين همه هزينه و تلفات، به راحتي دست از سر دولتمردان عراقي و آينده اين كشور برنخواهندداشت. تنها پشتوانه دولتمردان عراقي، ملت متمدن و هوشيار اين كشور هستند كه تحت پرچم مراجع و علماي اسلام با آراي خود مي توانند به هر نيروي اشغالگر و مداخله جويي درعراق نه بگويند. جدايي از ملت عراق و فرهنگ اسلامي و مذهبي اين كشور، مسير تقويت عناصر سكولار و ليبرال مورد حمايت آمريكا درحاكميت اين كشور را هموار مي سازد. ................................................................................................................................... نويسنده:عليرضا آيتي
منبع:همشهري ديپلماتيك ، شماره 2
16:27 - 24 اردیبهشت 1385

1 بازدید




1 پاسخ