افسانه شوآه و صنعت هلوكاست
خبرگزاري فارس: موضوع مهمي كه اغلب در اين مباحث هولوكاست به بوتهفراموشي سپرده ميشود، اين است كههلوكاست تنها ادعا و يا باور كشته شدن 6 ميليونيهودي در اتاقهاي گاز و كوره هاي آدم سوزي نيست و اين مسئله ابعادپيچيدهتري دارد و موارد مادي و معنوي بسياري را شامل مي شود كه نگارنده قصد دارد در اين نوشتار به آن بپردازد.
تا كنون انديشمندان و مورخاني در اروپا و سراسر جهان موضوع هلوكاست را مورد بررسي قرار داده اند و مكتوباتي نيز در اين زمينه به چاپ رسيده است، اما از چند ماه گذشته و مشخصاً از زماني كه رئيس جمهور ايران (محمود احمدي نژاد) به عنوان اولين مقام دولتي، در اظهارات خود هولوكاست يا به اصطلاح نسل كشي يهوديان در اردوگاههاي كار اجباري نازيها را با چالش مواجه ساخت، هولوكاست بهعنوان يك واژه سياسي وارد فرهنگ گفتمانرسانهاي شده و تبديل به پارادايم شده است. اين در حاليست كه در گذشته از اين مسئله بهندرت ياد ميشد.
در اين راستا، بسياري زير سوال بردن اين موضوع را امريناپسند ميدانند و برخي ديگر بر اين باورند كه اينموضوع نيز مانند تمام موضوعهاي ديگر بايد درمعرض تحقيق و تفحص قرار گيرد.
اما موضوع مهمي كه اغلب در اين بحث به بوتهفراموشي سپرده ميشود، اين است كههلوكاست تنها ادعا و يا باور كشته شدن 6 ميليونيهودي در اتاقهاي گاز و كوره هاي آدم سوزي نيست و اين مسئله ابعادپيچيدهتري دارد و موارد مادي و معنوي بسياري را شامل مي شود كه نگارنده قصد دارد در اين نوشتار به آن بپردازد.
ريشه يابي هلوكاست
ريشه اصطلاح هلوكاست به معناي (از بين بردن چيزي به وسيله آتش، بطوري كه كاملا از بين برود)، از دو واژه يوناني holos به معناي تمام وkalein به معناي سوزاندن اخذ شده است.
اما كاربرد تاريخي اين اصطلاح، به كشتار يهوديان طي جنگ جهاني دوم در كوره هاي آدم سوزي آلمان نازي اشاره دارد كه توسط (الي ويزل) براي اولين بار مطرح شد.
اصطلاح هلوكاست به سه شكل بكار مي رود:
1- در زبان انگليسي (هلوكاست) (1)
2- در زبان عبري كلا سيك (اولام كالين) (2)
3- در زبان عبري مدرن (شوآه) (3)
براي نخستين بار در اعلاميه استقلال رژيم صهيونيستي در سال 1948، اصطلاح هلوكاست در نسخه انگليسي و از كلمه شوآه در نسخه عبري استفاده شد، البته امروزه در اكثر جهان اين اصطلاح بزبان انگليسي رايج است اما، يهوديان با تعصب ويژه اي از آن با عبارت شوآه يد مي كنند.
اصطلاح هلوكاست را مي توان در تداوم اصطلاح (آنتي سميتيسم)(4) يا ضد سامي و اصطلاح يهود ستيزي، جايگزيني در جهت موجه جلوه دادن حضور اسرائيل در سرزمين هاي اشغالي، قلمداد نمود كه در تشكيل رژيم اشغالگر قدس نقش بسزايي ايفا نمود.
الي ويزل، درباره هلوكاست مي نويسد: «چون اين حادثه منحصر به فرد است نمي توان آن را در چارچوب تاريخ درك كرد. اين مساله فراتاريخي است، بلكه تخريب تاريخ است و به دليل قرار گرفتن در اين سطح بي مانندي، نمي توان آن را با هيچ حادثه ديگري مقايسه كرد. مقايسه اي اين چنين در واقع خيانتي به تاريخ يهوديت است».
وي كه در سال 1928 ميلادي در مجارستان متولد شده است، 11ساله بوده كه جنگ جهاني دوم (1939 - 45 ميلادي) آغاز مي شود. ويزل پس از جنگ به فرانسه كوچيد و در دنياي رسانه هاي صهيونيستي فرانسه به روزنامه نگاري مشغول شد. ويزل بعداً به امريكا رفت و در سال 1986 در 58 سالگي به پاداش تلاشهاي فرهنگي اش در تاييد و تثبيت صهيونيسم جهاني، انتخاب و برنده جايزه صلح نوبل شد. ويزل آثار متعددي نوشت است و تا كنون از او حدود 30جلد كتاب منتشر شده.
براي اين يهودي مجارستاني الاصل، وقايعي چون كشتار فجيع ارامنه طي جنگ جهاني اول در سال 1915 (5) و بمباران دهشتناك اتمي هيروشيما در جنگ جهاني دوم و دهها واقعه مشابه، چندان مهم نيست ؛ اگر پاي اهميت به اصطلاح قتل عام يهوديان در ميان باشد!.
ويزل در رماني به نام «شب» زندگي يهوديان مجارستاني را دراواخر جنگ جهاني دوم به تصوير كشيده و در اين قصه كوشيده تا ماجراي جعلي كوره هاي آدم سوزي را به عنوان يك واقعيت به خوانندگان خود بباوراند.
ويزل در زمان نوشتن رمان «شب» نويسنده اي نوخاسته و جوان بوده و ناخواسته آنچه در توصيف كوره هاي آدم سوزي گفته است بيشتر مضحك مي نمايد تا ترسناك!
جالبتر اين كه ويزل در رمان خود گويا فراموش كرده كه در اردوگاه هاي يهوديان به زعم صهيونيست هاي تحريفگر و افسانه پرداز، اتاقهاي گاز نيز وجود داشته است، در نتيجه در اين رمان كه بيش از دو سوم حجم آن در اردوگاه ها مي گذرد از وصف كشتن يهوديان در اتاقهاي گاز خبري نيست!، بلكه در اردوگاه آشويتسي كه ويزل توصيف مي كند، در دو نوع گودال، يهودي ها را بطور مستقيم وزنده زنده مي سوزانده اند: يكي ويژه خردسالان و ديگري مخصوص بزرگسالان!
در جايي از «شب» ويزل مي گويد: «در فاصله اي نه چندان دور از ما شعله هايي بس بلند از گودالي به هوا برمي خاست. گويا چيزي را مي سوزاندند، واگني به گودال نزديك شد و محموله اش را خالي كرد كه كودكان خردسال بودند! بچه ها! بله، به نظرم ديدمشان، با همين دو چشم خودم كودكان را در ميان شعله هاي آتش ديدم (آيا تعجب آور است كه تا مدتها نتوانستم بخوابم؟ خواب از چشمانم گريخته بود). خب پس مي خواستند ما را به چنين جايي ببرند. آن سوتر، گودال بزرگتري بود ويژه بزرگسالان! » (6)
ويزل خود را با اسرائيل يكي مي داند و درباره كينه غيريهوديان به يهوديان مي گويد: «به دليل جايگاه ما و جايگاهي كه اسرائيل در قلب زندگي و حيات ما دارد، دشمنان ما همواره به دنبال از بين بردن ما و اسرائيل هستند.» ماجراي هلوكاست و قتل عام يهوديان در دوران جنگ جهاني دوم، تنها يك بحث تاريخي صرف نيست!
واقعيت يا دروغ؟
بي ترديد آنچه مفهوم امروزي هلوكاست از نسل كشي يهوديان (در كوره هاي آدم سوزي ) طي جنگ جهاني دوم در اذهان جهاني متبادر مي كند، با واقعيت فاصله بسياري دارد و اشكالات زيادي برآن وارد است كه هدف اصلي نگارنده دراين نوشتار نيز همين است و در ادامه بيشتر به آن پرداخته مي شود، اما از طرف ديگر قرآن به ذكر واقعيت هلوكاست پرداخته است.
اين واقعه هولناك در فاصله زماني بعد از ظهور حضرت مسيح (ع) و قبل از بعثت پيامبر اسلام (ص) در يمن اتفاق افتاده است:
«ذونواس» پادشاه يهودي يمن در جايگاه مخصوصي كه براي او تدارك ديده اند، نشسته است و خاخامهاي يهود، اطراف او به احترام ايستاده اند، مقابل جايگاه گودالهاي خندق مانند و عميقي در زمين حفر شده و آتش سوزان و پرحجمي كه در گودال برافروخته اند تا چند متر بالاتر از سطح زمين زبانه ميكشد. آن سوي ميدان، جمع انبوهي از مردان، زنان و كودكان در حاليكه غل و زنجير بر دست و پا و گردن آنها زده اند در محاصره سربازان و صاحب منصبان مسلح سپاه ذونواس به زانو نشسته اند. شيون زنان، ناله دردناك مردان و گريه سوزناك كودكان فضا را آكنده است. خاخام بزرگ يهود با اشاره «ذونواس» فرمان او را براي آخرين بار و با صداي بلند به اسرا كه جمع انبوهي از مردان و زنان و كودكان يمني هستند، ابلاغ ميكند... زمان واقعه قبل از ظهور اسلام است، مردم يمن آن روزگار از سالها قبل به دين مسيح گرويده اند و اكنون «ذونواس» پادشاه يمن كه چندي است به آئين يهود درآمده، فرمان هولناك خود را از زبان خاخام بزرگ دربار خويش اعلام ميكند؛... اسرا تنها دو راه پيش روي دارند، يا از مسيحيت اعلام انزجار كرده و به دين يهود درآيند و يا در آتش سوزان و پرلهيب بسوزند. اسرا، اما كه از پيروان پاكباخته مسيح (ع) هستند، دست از ايمان خويش برنمي دارند و بعد... به فرمان پادشاه يهودي، تمامي آنان را زنده زنده به درون آتش انداخته و ميسوزانند...
كودكان نيز، به جرم آن كه پدران و مادران آنها مسيحي مومن و خداپرست بوده اند، از زنده سوختن در آتش خشم پادشاه و خاخامهاي يهود در امان نميمانند..
.
ماجراي اين واقعه هولناك در سوره مباركه بروج اينگونه آمده است:
«والسماء ذات البروج... سوگند به آسمان كه دارنده برج هاست و سوگند به روز موعود و سوگند به گواهي دهنده و آنچه به آن گواهي دهند، كه «اصحاب اخدود» به هلاكت رسيدند. آنان كه آتشي از هيزمها افروخته و درحاليكه بر كناره آتش نشسته بودند، بر آنچه بر سر مومنان ميآوردند، نظاره ميكردند، (اصحاب اخدود) تنها به اين علت از مومنان انتقام گرفتند كه آنان به خداي عزيز و حميد ايمان آورده بودند...»
(اخدود)به معني شكاف زمين و گودال است.
بدون شك، اين واقعه هولناك و جنايت شرم آور يهوديان سنگدل، اولين سند مكتوب از زنده سوزي دسته جمعي انسانهاست.
صنعت هلوكاست
بي ترديد هلوكاست كاركردهاي بسيارمادي و معنوي براي يهوديان و صهيونيستها در پي داشته كه نگارنده معتقد است اصطلاح ( صنعت هلوكاست ) تعريف جامعي براي اين كاركردهاست.
در اين راستا، صهيونيست ها با طرح دعاوي حقوقي عليه كشورهاي آلمان، اتريش، لهستان، سوئيس و هر كجاي ديگر كه توانسته اند، تاكنون ميلياردها دلار به جيب زده اند.
«نورمن فينكلشتاين» استاد دانشگاه نيويورك كه خود نيز يهودي است، كتابي خواندني درباره اين موضوع نوشته و نام آن را «تجارت هولوكاست» گذاشته است.
اينك به برخي از آنچه يهوديان صهيونيست و «كنگره جهاني يهود» در دعاوي حقوقي مطرح كرده اند، گذرا اشاره مي كنيم:
- 32ميليارد دلار مربوط به وجوه 775حساب متروكه در بانكهاي سوئيس.
- 10ميليارد دلار مربوط به اموال يهوديان بي وارث در بانكهاي اتريش و دهها ميليارد دلار مربوط به ارزش زمينهايي كه ادعا مي شود، پيشتر در مالكيت يهوديان لهستان بوده است.
همچنين مدير كل كنگره جهاني يهود چندي پيش اعلام كرد: 50درصد از آثار هنري موجود در ايالات متحده از يهوديان به سرقت رفته است.
آلمان تا به حال، بيش از صد ميليارد مارك خسارت هلوكاست به اسرائيل داده است و طبق قرارداد بايد تا سال 2030 هر سال به اسرائيل خسارت بدهد واتريش و سوئيس نيز به اسرائيل، خسارت سالانه مي دهند.
هلوكاست امروزه به باب درآمدي بسيار قوي و «مرغ تخم طلايي» براي سازمان هاي يهودي تبديل شده و سودهاي هنگفتي را برايشان به ارمغان مي آورد. به نحوي كه طبق گفته رئيس كنگره جهاني يهود، بودجه اين كنگره هم اكنون بالغ بر7ميليارد دلار است.
طبق تعبير فينكلشتاين، هلوكاست، مبدل به بزرگترين دزد تاريخ بشريت شده است.
فينكلشتاين، الي ويزل را «يك مبالغه گر و دروغ پرداز» توصيف مي كند. از ديگر سو، الي ويزل در مصاحبه اي با روزنامه ديلي تلگراف اعلام كرده است: «فينكلشتاين از اسرائيل متنفر است و با تضعيف مساله هلوكاست، در واقع به دنبال تضعيف اسرائيل است».
«ژاك لانزمن»، رمان نويس مشهور فرانسوي كه يهودي و صهيونيست است، با صراحت تمام در سال 1994 ميلادي ضمن مصاحبه اي گفت: «راست است كه يهوديان ميهن خود را به لطف مردگانشان به دست آوردند. اسرائيل قبل از هر چيز، كشور 6 ميليون نفري است كه نازيها مبدل به دود كردند. در پشت سر هر اسرائيلي زنده، دست كم 2 اسرائيلي مرده وجود داشته تا به او كمك كند كه بتواند در برابر تمامي دنيا مقاومت كند. شكر خدا فلسطيني ها هنوز به اينجا نرسيده اند. اگر شمار فلسطينياني را كه در طول انتفاضه از پاي درآمده اند، جمع بزنيم، هرگز بيش از 3 يا 4 هواپيماي 747 پر نمي شود. در حقيقت روساي فلسطينيان، دنيا را براي 3 يا 4 سقوط هواپيما به شورش درآورده اند».
از جمله كارهاي كه يهوديان براي عينيت بخشيدن به مسئله هلوكاست انجام داده اند عبارت است از:
1- ساخت موزههاي با عنوان هلوكاست در اغلب كشورها مانند فلسطين، امريكا و آلمان كه اين موزهها پر از اسنادي است كه توسط دولت اسرائيل تهيه شده است، كه از مهمترين آن موزه (موزه يادبود كشتار يهوديان در ايالات متحده)(7) با مديريت (اندرو هولينگر) است كه پس از انكار هلوكاست توسط (محمود احمدي نژاد) با راه اندازي قسمت فارسي زبان سايت موزه، جهت گيريهاي شديدي نسبت به صحبتهاي احمدي نژاد و ديگر مقامات جمهوري اسلامي ايران كرده است.
2- وارد كردن هلوكاست در تقويم اغلب كشورها به عنوان يك روز مشخص. در اين راستا در سال 2005، مجمع عمومي سازمان ملل قطعنامه اي تصويب كرد كه براساس آن (27 ژانويه) هر سال (روزجهاني هلوكاست) نام گذاري شده و جالب آنكه (كوفي عنان) دبير كل سازمان ملل در اولين سالگرد اين روز طي سخنان تآمل برانگيزي كه توسط خبرگزاري BBC، منتشر شد، گفت: « انكار هالوكاست كار رياكاران است و ما بايد تا زماني كه دنيايي وجود دارد از اين واقعه به عنوان يك واقعه تآسف بار ياد كنيم و هميشه آنرا بخاطر داشته باشي! » (8)
( شايان ذكر است، اظهارات عنان درحالي صورت مي گيرد كه 3 روز پيش ايران اعلام كرده بود، قصد دارد سميناري براي بررسي ماجراي هلوكاست برپا كند و درمورد حقايق آن تحقيق كند.)
3- تأسيس سازمان هاي متعدد براي دفاع از اين واقعه همچون (ليكرا و سيمون وزينتال). اين سازمانها با حمايت صهيونيستها به اطلاع رساني پيرامون هلوكاست مي پردازند و حدود 100 سايت اينترنتي را كه بطور مستقيم و غير مستقيم در ارتباط با اين موضوع فعاليت مي كنند را اداره مي كنند و خصوصاً از زماني كه با اظهارات رئيس جمهور ايران، هلوكاست به (پارادايمي رسانه اي) مبدل گشته، فعاليت خود را به شدت افزايش داده اند.
پايان جنگ جهاني دوم و دادگاه نورنبرگ
سرانجام با اتمام جنگ جهاني دوم در سال 1945 و پيروزي متفقين و درپي آن دستگيري هيتلر و رهبران آلمان نازي، دادگاه نورنبرگ براي رسيدگي به جنايات آنها تشكيل مي شود.
اما چرچيل معتقد بود؛ دليلي ندارد كه كسي خودش را معطل مسخره بازيهايي مثل دادگاه كند و هيتلر و كارگزارانش را بايد درجا اعدام كرد.
اين مخالفتهاي چرچيل و ديگر سران متفقين تنها به علت مبرهن بودن جنايات هيتلر درطول زمان جنگ نبود بلكه، بطور يقين در روند دادگاه، بسياري از مسائل مبهم ديگر نيز روشن مي شد كه متفقين با علني شدن آن مبارزه مي كردند.
در تمام مدت،برگزاري محاكمه، دادگاه هيچ سند مكتوبي دربارة كشتار سازمان يافتة يهوديان نمييابند. عده اي در دادگاه معتقد ند هيتلر دستور داده يهوديان را در اردوگاههايي مثل آشويتس با گاز زيكلون ب يا (سيليكون ) خفه كنند و بعد در كوره بسوزانند. همه چيز، مبهم است. شاهداني عليه متهمان شهادت ميدهند، اما بالاخره نهادهاي رسمي ميپذيرند كه هيتلر شش ميليون يهودي را با اين روش كشته است. اين آمار در سال 1946 از سوي دادگاهبينالمللي نظامي در نورنبرگ و با استناد بهشهادت ( رودلف هس ) افسر نيروي مخصوصپليس آلمان نازي يا (SS) ارائه شد كهدر زمان جنگ فرماندهيآشويتس را بر عهده داشت. هس از ياراناوليه هيتلر بشمار مي آمد و با او در نوشتن كتاب خاطراتش در زندان با عنوان (نبرد من) همكاري داشت.
« شايان ذكر است، نزديك به يك دهه پس از برگزاري دادگاه نورنبرگ مشخص شد كه شهادت هس و همچنين اعترافات وي كه در دادگاه نيز مورد استفاده قرار گرفتهبودنهتنها با واقعيت بسيار فاصله داشت، بلكه اين اعترافات باضرب و شتم شديد وي، گرفته شده و همسرو فرزندان وي نيز به مرگ و تبعيد در سيبريتهديد شده بودند! »
در اين راستا حتي يك سطر نوشته در موردهلوكاست در اسناد نازي ها يافت نشد و مدافعان هلوكاست معتقدند كه (هيتلر دستور كشتار يهوديان را شفاهي صادر كرده است )، كه اين تحليل بسيار سادلوحانه و غير قابل قبول است. از طرفي بعد از پايان جنگ جهاني اتاق هاي گاز در بعضي اردوگاه ها اصلاً وجود نداشت و آنها را پس از تصرف اردوگاه ها ساختند!
بهرصورت پس از تأييد رسمي هلوكاست (براي اولين بار) در دادگاه نورنبرگ، لوح يادبودي تهيه و جلوي اردوگاه آشويتس نصب ميشود و روي آن حك مي شود، به ياد شش ميليون قرباني يهودي!. ( البته اين لوح بعدها از اين محل كه هم اكنون نيز به موزه تبديل شده است برداشته شد ).
جالب آنكه به غير از برخي از گروههاي متعصب يهودي، دولت اسرائيل بعنوان بزرگترين مدافع حقيقي بودنهلوكاست، صحبتي از شش ميليون نفر نمي كند و ديگر به رقم نهصد هزار مرگ يهوديان در طول جنگ اكتفا كرده است، (نهصد هزار مرگي كه آنهم معلوم نيست چه تعدادي به جنگ مربوط است و چه تعدادي براثر پيري، بيماري و مسائلي شبيه آنها بوده است).
آنچه مبرهن است دردو سال آخر جنگ جهاني دوم، بيماريهاي همه گيري مثل وبا و تيفوس در تمام اروپا شايع شده بود و يقينا اين بيماريها ميان يهوديان و غير يهوديان فرق نميگذاشت. ( دراين راستا با دقت بربيشتر تصاويري كه درارتباط با هلوكاست ارائه مي شوند، بدنهاي نحيف و استخوان نماي انسانها بخوبي مشخص است كه نشانه بيماري تيفوس است! )
قانون مجازات منكرين هلوكاست
شايد تابحال هنگام شنيدن خبر دستگيري و مجازات منكرين هلوكاست يهوديان و مشاهده برخوردهاي توهين آميز با آنها، اين سئوال در ذهن متبادر مي شود كه چنين واكنشي چگومه با مبحث آزادي بيان در اروپا قابل توجيه است؟
پاسخ اين سئوال به جولاي سال 1990 در فرانسه باز مي گردد كه تعدادي از اعضاي آژانس بين المللي صهيونيست ها، از جمله، «پي ير ويدال ناكه»، «سرژ ولز»، «فرانسوا براريدا» تحت سرپرستي «رنه ساموئل سپرات» خاخام معروف فرانسه، با استناد به داستان ساختگي كشتار 6 ميليون يهودي در جنگ جهاني دوم و به عنوان پيشگيري از فراموش شدن مظلوميت اين قوم! پيش نويس قانوني را تهيه كرد و با تلاش زياد آنرا در جولاي سال 1990، در فرانسه به تصويب رساند و براساس اين قانون « هرگونه ترديد درباره هلوكاست، اعم از ترديد درباره كشتار يهوديان در جنگ جهاني دوم، وجود اتاقهاي گاز و حتي كمترين ترديد در رقم شش ميليون يهودي مقتول، جرم است و هركس در فرانسه از اين قانون تخلف كرده و در اين موضوعها شك كند، به يك ماه تا يك سال زندان و دو هزار تا سيصد هزار فرانك جريمه محكوم ميشود. »
شايان ذكر است بعدها اين قانون در ديگر كشورهاي اروپايي نيز تصويب شد و تا كنون بسياري از منكرين و منتقدين هلوكاست از قبيل ؛ روژه گارودي، مارك وبر، فردريك توبن، ديويد ايروينگ و آرمان آمادروس و... بر اساس همين قانون محكوم شدند.
جالب آنكه دوسال پيش از تصويب اين قانون در فرانسه، (آرنو ماير) مورخ صهيونيست آمريكايي،گفته بود بيشتر يهوديان در سالهاي 1942 تا 1945 بر اثر امراض طبيعي مرده اند، نه جنگ يا كشتار. همين مورخ، امروزه نيز ميگويد دلايل وجود اتاقهاي گاز، بسيار كم و ضعيف اند. البته از آنجايي كه او خود، يهودي و صهيونيست است، هنوز كسي در دادگاهي از او شكايت نكرده است!
در اين راستا برخورد با منكران و منتقدين اين تحريف تاريخي، دادگاههاي انگيزاسيون (9) در قرون وسطي را در ذهن تداعي مي كند. در سالهاي سياه قرون وسطي در اروپا دادگاههاي انگيزاسيون- تفتيش عقايد- «گاليله» دانشمند بزرگ و فرهيخته را تنها به اين گناه! مستحق اعدام دانستند كه با تحقيقات علمي خود نشان داده بود برخلاف نظريه هيئت بطلميوسي، زمين مركز عالم و ثابت نيست، بلكه به دور خود و خورشيد ميچرخد! گاليله در اثبات نظريه خود دلايل علمي و غيرقابل انكاري ارائه ميكرد و استدلال! قضات دادگاه قرون وسطي اين بود كه، كليسا، زمين را ثابت ميداند و نتيجه هيچ تحقيق علمي نبايد اين نظريه پذيرفته شده را نفي كند و در غير اين صورت، كسي كه آن را نفي كند مستحق اعدام است!... و سرانجام گاليله برخلاف نتيجه تحقيقات علمي و قطعي خود، مجبور به توبه شد!... اگرچه به قول جري آدامز، آهسته خطاب به زمين گفت، «من توبه كردم! ولي تو به چرخش خود، ادامه بده»!
بعد از رنسانس و تاكنون، اروپائيان و مخصوصاً فرانسويها از سالهاي سياه قرون وسطي به تلخي ياد ميكنند و دادگاههاي انگيزاسيون و از جمله اجبار گاليله به توبه كردن را باعث شرمساري و ننگ تاريخ ميدانند و اين در حالي است كه هم اكنون اروپا، آمريكا و... درباره «هولوكاست» دقيقاً و بدون كم و كاست از همان قوانين شرم آور و خالي از كمترين نشانه عقل و شعور پيروي ميكنند و اين، فقط يك نمونه از مفهوم آزادي انديشه و مظهر دموكراسي در غرب است!
هلوكاست و تجديدنظرطلبان (رويزيونيسم)(10)
تحقيقات نشان ميدهد كه حجم مطالب منتشر شده در رابطه با هولوكاست در دهه 1990، ده برابر دهههاي 1940 و 1950 ميلادي است. اين موج نهايتاً به پارادايمي براي كشف حقايق تاريخي و تاريخنگاري رسمي و ايجاد يك مكتب جديد تاريخنگاري انجاميد كه به تجديدنظرطلبي (رويزيونيسم) يا تاريخ واقعي معروف است.
معمولاً از «پل رازينيه» فرانسوي، بهعنوان بنيانگذار اين مكتب ياد ميكنند. رازينيه در زمان جنگ دوم جهاني از اعضاي جنبش مقاومت فرانسه بود كه بهوسيله گشتاپو دستگير شد و به اردوگاه «بوخنوالد» اعزام گرديد و تا پايان جنگ در اردوگاههاي مختلف نازي زنداني بود. پس از جنگ وي عاليترين نشان مقاومت را از دولت فرانسه دريافت كرد و سپس به عرصه تحقيقات تاريخي روي آورد، در زمينه جنگ دوم جهاني به تحقيق و انتشار كتاب پرداخت و از جمله به ترسيم وضع اسفناك اردوگاههاي جنگي نازي دست زد، ولي او بتدريج در جريان تحقيقش به نظراتي رسيد كه تصوير رسمي را كاملاً نفي ميكرد.
رازينيه اعلام كرد كه اولاً، افسانه اتاقهاي گاز براي كشتار زندانيان - اعم از يهودي و غير يهودي - مطلقاً صحت ندارد. ثانياً، در دوران جنگ هيچ سياستي از سوي آلمان براي كشتار جمعي يهوديان اروپا وجود نداشته است. ثالثا، يهوديان كشته شده در دوران جنگ بين 900 هزار تا يك و نيم ميليون نفر هستند نه 6 ميليون نفر و اين افراد مانند ديگران در جريان جنگ يا در اثر بيماريهاي مسري، بهويژه تيفوس، از بين رفتند.
امروزه دو مورخ صاحب نام بهعنوان مهمترين هواداران مكتب تاريخنگاري واقعي شناخته ميشوند: اولي، «ديويد ايروينگ» انگليسي است. ايروينگ مورخ بسيار معتبري است در حدي كه برخي نشريات سرشناس انگليس نوشتهاند هيچ كس نميتواند درباره جنگ دوم جهاني كار كند و پروفسور ايروينگ را ناديده بگيرد. او اولين كسي است كه خاطرات 75000 صفحهاي گوبلز را بهدست آورد و روي آن كار كرد. اين خاطرات بهمدت 50 سال براي مورخين ناشناخته بود و در آرشيوهاي سري ارتش سرخ شوروي نگهداري ميشد.
ايروينگ پس از يك كار شش ساله بر روي اسناد سري شوروي سابق اولين بيوگرافي كاملاً مستند هيتلر را منتشر كرد كه با نام (جنگ هيتلر) جنجال فراواني بهپا نمود و كار وي را به دادگاه كشانيد. ايروينگ در كتاب جنگ هيتلر مدعي است كه اصولاً در دوران جنگ هيچ نوعي از كشتار يهوديان (هلوكاست) در كار نبوده است.
ايروينگ نشان داد كه مهمترين اسناد جنگ دوم جهاني همه بهطور مرموزي مفقود شدهاند. بسياري از يادداشتهاي روزانه سران آلمان و ايتاليا كه تا مدتي پيش در آرشيوهاي شوروي سابق و آلمان و ساير كشورهاي اروپايي موجود بود به سرقت رفته و پنهان يا معدوم شده است. او از جمله اشاره ميكند به يادداشتهاي روزانه موسوليني كه زماني موجود بود و اكنون نيست.
ايروينگ معتقد است كه اولاً، در آشويتس و ساير اردوگاههاي نازي اتاق گاز وجود نداشته است. ثانياً، هيتلر هيچ اطلاعي از وجود اتاقهاي مرگ و برنامه سازمانيافته براي كشتار يهوديان نداشته است. (شايان ذكر است،ايروينگ براي كسي كه بتواند ثابت كند هيتلر از هولوكاست مطلع بوده جايزهاي به مبلغ 1000 پوند تعيين كرده است.)
ثالثاً، يك توطئه جهاني وجود دارد كه به مورخين اجازه تحقيق بيطرفانه و بركنار از پيشداوري در زمينه هولوكاست را نميدهد. رابعاً، رقم شش ميليون كشته يهودي در جنگ دوم صحت ندارد و تعداد مقتولين يهودي كمتر از يك ميليون نفر است كه در اثر بيماري يا در جريان جنگ، مانند ديگران، كشته شدهاند نه در اثر طرح سازمانيافته امحاء جمعي.
دومين مورخ سرشناس هوادار مكتب تاريخنگاري واقعي، «رابرت فوريسون» فرانسوي است. پروفسور فوريسون و خانوادهاش نيز، مانند رازينيه، در زمان جنگ از آلمانيها آزار فراوان ديده بودند. او مؤلف كتابهاي متعددي است و ثابت ميكند كه اتاق گاز و سياست امحاء جمعي يهوديان صحت ندارد.
فوريسون به عكسهايساختگي از اتاقهاي گاز مورد ادعايصهيونيستها اشاره مي كند و ضمن رد اين ادعا با تعجب ميپرسد، اگر اينعكسها واقعي است، چگونه سربازان آلماني مورد ادعا، بدون ماسك و بي آن كه كمترينپوششي بر دهان، بيني و چشم خود داشته باشنددر اتاقهاي مالامال از گازهاي كشنده ايستاده وبر جان كندن يهوديان محكوم نظارت ميكنند؟ ويا درباره يكي ديگر از عكسهاي مورد ادعايصهيونيستها كه جمعي از يهوديان را در محاصرهچند تانك نشان ميدهد، با ارئه اسناد و شواهديخواندني و غير قابل ترديد، نشان ميدهد كهتانكها در اين عكس، انگليسي هستند نه آلمانيو....(فوريسون نيز به علت انكار هلوكاست در آستانه محاكمه قرار دارد.)
فرد صاحب نام ديگر در اين عرصه «فرد لوختر» آمريكايي است. لوختر مورخ نيست بلكه مهندس متخصص ساختمان زندان است. او براي تحقيق به لهستان رفت و در بازگشت گزارش 196 صفحهاي خود را منتشر كرد كه به گزارش لوختر معروف است. او در اين گزارش وجود اتاقهاي گاز را منكر شد. او ثابت كرد كه اتاقهاي گاز در آشويتس و ساير اردوگاههاي لهستان پس از جنگ دوّم جهاني با هدف جلب توريسم بهوسيله حكومت كمونيستي لهستان احداث شده است.
در اين زمينه افراد سرشناس ديگري نيز كار كردهاند:
«گرمار رودلف» مؤلف كتابي در انكار اتاقهاي گاز آشويتس است.
همچنين «ارنست زوندل»كانادايي، كتابي با عنوان (آيا واقعاً شش ميليون نفر كشته شدهاند؟) منتشر كرده است.
«ديويد هوگان» نيز كتابي دارد با عنوان افسانه شش ميليون نفر، كه هلوكاست يهوديان را رد مي كند.
«دكتر بروزات» تحقيقي درباره اتاقهاي گاز در داخائو دارد و اثبات ميكند كه نه در داخائو، نه در بوخنوالد و نه در ساير اردوگاههاي آلماني اتاق گاز براي كشتار يهوديان و ساير زندانيان وجود نداشته است.
و بالاخره «رژه گارودي»، عضو جنبش مقاومت فرانسه در زمان جنگ دوم، كه او نيز بر اساس تحقيقات محققين پيشگفته، نشان ميدهد كه هلوكاست صحت ندارد و يك افسانه ساختگي است.
يادداشتها:
* كارشناس و پژوهشگر مسائل سياسي ـ alikhani_iri@yahoo.com
1- Holocaust
2- Olam kalil
3- Shoah
4- Anti-Semitism
5- براي اطلاعات بيشتر رك به قتل عام ارامنه 1915، از همين نگارنده ( مهدي عليخاني )
6- رمان شب، اولي ويزل
7- United States Holocaust Memorial Museum
8- خبرگزاري BBC، به نقل از روزنامه آسيا، ??/??/?
9- Inquisition
10- Revisionism
..............................................................................................................................
منبع:مركز اسناد انقلاب اسلامي 15:52 - 16 اسفند 1384