خنثيسازي بمب ايران(1)
خبرگزاري فارس: اين مقاله به استناد تحقيقات و نيز ملاقاتها و مصاحبههايي با كارشناسان مهم ايالات متحده در زمينههاي مسائل ايران، خاورميانه، تكثير سلاحهاي هستهاي ـ كه بر اساس گزارش يك گروه كاري در مسائل مذكور تهيه شده ـ قصد دارد براي كاهش تهديد ايران و جلوگيري از دستيابي اين كشور به سلاحهاي هستهاي، پيشنهاداتي را مطرح نمايد.
درآمد مترجم:
«مركز آموزش سياستهاي عدم گسترش تسليحات هستهاي»، سازماني غيرانتفاعي و مستقر در واشنگتن دي.سي است كه با هدف درك بهتر مسائل مربوط به گسترش تسليحات راهبردي در سال 1994 تأسيس گرديد. «هنري سوكولسكي» نگارنده مقاله كه براي مدتي معاونت بخش سياستهاي عدم گسترش تسليحات هستهاي در وزارت خارجه ايالات متحده را بر عهده داشت، اكنون مدير اجرايي اين مركز ميباشد. او كه از جمله تحليلگران مجموعه «بازهاي افراطي» به شمار ميرود، گرايش بسيار سختگيرانه نسبت به ايران داشته و معتقد به اتخاذ شديدترين سياستها بر ضد ايران است. سوكولسكي اكنون به همراه «پاتريك كلاوسون» ـ يكي ديگر از تحليلگران ضدايراني وابسته به صهيونيستها در مجموعه تصميمگيري آمريكا ـ سردبيري مجموعهاي را با عنوان «كسب آمادگي براي مقابله با ايران در آستانه اتمي شدن» بر عهده دارد كه به زودي توسط انتشارات دانشكده جنگ ارتش ايالات متحده منتشر خواهد شد. سوكولسكي در مقالهاي كه پيش رو داريد ضمن تأكيد بر بيفايده بودن تلاشهايي كه تاكنون توسط آمريكا صورت گرفته، راهكارهايي را تئوريزه ميكند كه به ادعاي او در صورت اجرايي شدن، از تهديدات بالقوه اتمي ايران خواهد كاست. توجه به نوع نگاه نگارنده به ايران و مسائل مطرح شده در اين مقاله كه همگي نشان از ديدگاه به شدت ضدايراني نويسنده آن دارد، ميتواند زواياي مهمي از ديدگاه مجموعه محافظهكاران افراطي حاكم بر ايالات متحده را روشن سازد.
***
هنگامي كه صحبت از برنامههاي هستهاي ايران به ميان ميآيد، بيشتر مقامات آمريكا و متحدانش در يك حالت انكار يا چيزي مشابه آن قرار دارند. همه بر اين امر اصرار دارند كه جلوگيري از دستيابي تهران به سلاحهاي هستهاي يك ضرورت غيرقابل انكار و بحراني است، با اين وجود تنها عده كمي از دست رفتن فرصتها براي تلاش در اين راه را درك ميكنند. ايران اكنون تنها بين 12 تا 48 ماه ديگر با دستيابي به يك بمب هستهاي فاصله دارد و در ضمن براي توليد اين بمب از لحاظ مواد لازم و تكنولوژي مورد نياز هم هيچ چيز كم ندارد و به نظر ميرسد كه آن لحظه موعود تنها به اختيار تهران براي انجام اين كار بستگي دارد.
اين مقاله به استناد تحقيقات و نيز ملاقاتها و مصاحبههايي با كارشناسان مهم ايالات متحده در زمينههاي مسائل ايران، خاورميانه، تكثير سلاحهاي هستهاي ـ كه بر اساس گزارش يك گروه كاري در مسائل مذكور تهيه شده ـ قصد دارد براي كاهش تهديد ايران و جلوگيري از دستيابي اين كشور به سلاحهاي هستهاي، پيشنهاداتي را مطرح نمايد. به طور كلي در صورتي كه ايران يك گزينه هستهاي را در پيش گيرد و احتمال دستيابي آن به سلاحهاي هستهاي افزايش يابد، سه تهديد عمده مقابل جامعه جهاني قرار خواهد گرفت:
* تكثير و گسترش بيشتر سلاحهاي هستهاي:
اصرار مداوم ايران براي به دست آوردن توانايي هستهاي به طور قانوني و تحت كنترل «پيمان منع تكثير سلاحهاي هستهاي» (NPT)، اگر به چالش طلبيده نشود، همسايگان اين كشور (شامل عراق، عربستان سعودي، مصر، سوريه، تركيه، الجزاير) را براي توسعه گزينههاي هستهاي تشويق كرده و در نتيجه اين كشورها آشكارا به منظور دستيابي به سلاحهاي هستهاي (ساخت يا خريد آن از خارج) تلاش خواهند كرد. چنين تلاشها و اقداماتي نيز احتمالاً قيود و محدوديتهاي عدم تكثير سلاحهاي هستهاي را از نظر بينالمللي تضعيف كرده و روابط آمريكا را با بيشتر دوستانش در خاورميانه تحت تأثير قرار خواهد داد.
* افزايش قيمتهاي نفت:
يك ايران در شرف دستيابي به سلاحهاي هستهاي جسارت لازم را براي تحت نفوذ درآوردن قيمتهاي نفت و افزايش آن به دست آورده و از طريق تهديد آزادي درياها (با مينگذاري خطوط حمل و نقل نفت يا تلاش براي انسداد تنگه هرمز) و يا از طريق بهكارگيري عوامل تروريستي براي به خطر انداختن و تخريب زيربناها، تأسيسات و خطوط لوله نفتي عربستان و ديگر كشورهاي نفتخيز، به اين كار مباردت خواهد كرد.
* افزايش احتمال استفاده از عامل تروريسم براي كاهش نفوذ ايالات متحده:
ايران داراي گزينه سلاحهاي هستهاي ـ كه عاملي بازدارنده در مقابل هر گونه عمليات از سوي آمريكا و متحدانش به شمار ميرود ـ، احتمالاً از تروريستهايي كه عليه اسرائيل، عراق، ليبي، عربستان سعودي، اروپا و ايالات متحده عمل ميكنند، حمايت بيشتري به عمل خواهد آورد. هدف اين اقدام نيز عبارت خواهد بود از كاهش حمايت شهروندان آمريكايي از دخالت اين كشور در خاورميانه، كاهش حمايت آنها از اسرائيل و نيز هر گونه عمليات عليه ايران به طور كلي و نيز بالا بردن جايگاه ايران به عنوان يك دولت هم سطح با ايالات متحده و متحدانش در تمام موضوعات مرتبط با خليج فارس و مناطق مرتبط با آن. هدف ديگر حمايت ايران از تروريسم نيز عبارت خواهد بود از جلوگيري از پشتيباني ساير كشورها از سياستهاي آمريكا و به ويژه حضور نظامي آن در خاورميانه.
تمام اين تهديدها كاملاً جدي هستند. در صورت تحقق، اين موارد تلاشهاي آمريكا و متحدانش براي ايجاد حكومتهاي ميانهرو در خاورميانه را تضعيف كرده و رقابتهاي بينالمللي را افزايش ميدهد كه در مجموع اين رويدادها ميتواند به وقوع جنگهاي عمده منجر شود. بيشتر سياستگذاران آمريكا و متحدانش اين خطر را درك كرده و اكنون سرگرم تلاش براي جلوگيري از دستيابي ايران به تسليحات هستهاي هستند. در هر حال با نزديكتر شدن ايران به نقطه نهايي، در ميان صاحبنظران دو مسير ممكن [براي برخورد با ايران] از اقبال بيشتري برخوردار است: بمباران تأسيسات هستهاي؛ رشوه دادن به ايران. ليكن هيچ كدام از اين دو مورد كاركرد چندان مناسبي نداشته و با توجه به احتمال اندك موفقيت هر كدام، اتخاذ هر يك از آنها ميتواند شرايط را بدتر كند.
بمب و رشوه
با هدف قرار دادن تأسيسات هستهاي ايران در هر حال تواناييها و امكانات مخفي اين كشور، آسيب چنداني نخواهند ديد، ضمن اينكه كادر متخصصان و دانشمندان هستهاي اين كشور نيز دستنخورده باقي ميماند. مهمتر از اين، هر گونه حمله نظامي آشكار، بهانهاي را به دست تهران ميدهد تا هم از NPT خارج شده و هم به منظور برپا كردن جنگ عليه آمريكا و متحدانش، اقدام به تقويت و پشتيباني گروههاي جهادي اسلامي نمايد. آنچه كه ممكن است از لحاظ تكنيكي از راه ايجاد تأخير در تكميل طرحهاي هستهاي ايران به دست آيد، اجباراً بايد با آنچه كه در جريان تلاش بلندمدت واشنگتن براي تشويق استقرار حكومت اسلامي ميانهروتر در ايران، براي همراه كردن سياستهاي متحدان عليه تكثير سلاحهاي هستهاي و براي كاستن از لفاظيهاي خصمانه ايران عليه آمريكا و متحدانش، از دست ميرود، مقايسه گردد. علاوه بر اينها بلوف زدن در مورد حمله نظامي به ايران ـ كه برخي اوقات به عنوان راهي براي حل اين مشكلات روي آن پافشاري ميگردد ـ تنها مشكلات را بدتر خواهد كرد: بولف در نهايت حتماً افشا خواهد شد و نتيجه آن چيزي جز جسارت بيشتر ايران و تضعيف اعتبار آمريكا و متحدانش نخواهد بود.
اما رهيافت مذاكره مستقيم با تهران براي محدود كردن برنامههاي هستهاي اعلام شدهاش ـ رهيافتي كه توسط بيشتر متحدان اروپايي آمريكا ترجيح داده ميشود ـ نيز كاملاً شكست خورده به نظر ميرسد. اول اينكه هر گونه معاملهاي با رژيم ايران مبني بر پذيرش فعاليتهاي هستهاي آن، به طور قانوني به ساير اعضاي NPT نيز به شكل قانوني اجازه ميدهد تا آنها نيز تمام امكانات و تأسيسات ايران را به دست آورند. به معناي ديگر، در اين صورت طبق شرايط NPT، هر دولتي ميتواند حتي بسيار بيشتر از آنچه تهران اكنون در اختيار دارد، به دست آورد. دوم اينكه، چنين رهيافتي اين ديدگاه را از نظر بينالمللي گسترش ميدهد كه تنها موضوع جدي در برخورد با تخطي از اصول NPT، بازرسيهاي آژانس است، كه آن هم قابل كنترل ميباشد؛ در واقع بازرسيها تنها محدود به فعاليتهايي است كه قبلاً كشف شدهاند.
با در نظر گرفتن اين نقاط ضعف، گروه كاري احساس كرد كه تهيه و پيشنهاد راههايي براي محدود كردن تهديدات احتمالي ايران مفيد خواهد بود. اين گروه در حوزههايي كه اعضايش معتقد بودند به آنها توجه شايسته نشده، هفت پيشنهاد را ارايه دادند. آنها استدلال كردند كه اين گامها اعتبار تلاشهاي جاري براي جلوگيري از اتمي شدن ايران را افزايش خواهد داد. اين پيشنهادها به قرار زير هستند:
* از اعتبار انداختن مشروعيت برنامه هستهاي ايران به عنوان الگويي براي ديگر دولتهاي مشابه از طريق مجموعهاي از نشستهاي دنبالهدار تا كنفرانس بازنگري NPT در سال 2005، به منظور روشن كردن محدوده فعاليتهايي كه از لحاظ NPT، «صلحآميز» به شمار ميرود.
* افزايش هزينه ترك كردن يا تخلف از NPT براي ايران و همسايگانش از طريق تصويب قوانين در شوراي امنيت سازمان ملل عليه ناقضان و خارج شوندگان از پيمان.
* كسب همكاري همهجانبه روسيه با اين تلاشها از طريق ارايه يك توافقنامه همكاري پرمنفعت و سودآور هستهاي از سوي واشنگتن به مسكو.
* كاهش آسيبپذيريهاي سيستم توليد و توزيع نفت خليج فارس در مقابل حملات احتمالي تروريستي از طريق ايجاد تأسيسات جايگزين در عربستان سعودي.
* محدود كردن آزادي ايران در تهديد حمل و نقل و كشتيراني نفت و گاز از طريق پيشنهاد يك كنوانسيون شبيه كنوانسيون «مونترو» به منظور غيرنظامي كردن تنگه هرمز و نيز توافقنامهاي براي محدود كردن وقايع احتمالي در دريا.
* منزوي كردن ايران به عنوان يك توليدكننده مواد قابل شكافت هستهاي در منطقه از طريق تشويق اسرائيل به برداشتن اولين گامها براي فلج كردن و از كار انداختن امكانات هستهاي ايران.
* پشتيباني از اين ابتكارات ديپلماتيك و اقتصادي از طريق همكاري فزاينده ميان آمريكا و متحدانش در زمينههاي ضديت با تروريسم، دفاع، مسائل درياها و عدم تكثير سلاحهاي هستهاي.
آيا برداشتن اين گامها براي برطرف كردن تهديد هستهاي ايران كافي خواهد بود؟ نه. با امكانات و تأسيسات وسيع هستهاي كه ايران اكنون در اختيار دارد، غير ممكن است كه ايالات متحده يا دوستانش بتوانند توانايي تكنولوژيك تهران را براي توليد پنهاني سلاحهاي هستهاي، انكار كنند. اگر طرحها و راههاي پيشنهادي فوق درست اجرا شوند، ادامهي فعاليتهاي كنوني ايران به منظور دستيابي به تسليحات هستهاي، هزينههاي ديپلماتيك، اقتصادي و نظامي و به طور كلي ريسك چنين فعاليتهايي را به شدت افزايش خواهد داد. مهمتر از اين، برداشتن اين گامها تلاشهاي ايران به منظور جداكردن آمريكا از متحدانش – براي بازداشتن آنها از فعاليت عليه سوءرفتارهاي تهران – را تحليل خواهد برد. اين طرحها تنها همسايگان ايران را از دنبال كردن الگوي هستهاي ايران دلسرد نخواهد كرد، بلكه يك تجديدنظر جدي را در اينكه همهي فعاليتهاي هستهاي بايستي تحت نظر NPT صورت گيرند، ضروري ميسازد. در نهايت اين گامها يك آيندهي غير هستهاي را براي خاورميانه رقم خواهد زد، آيندهاي كه با فرض انجام كارهاي قابل رسيدگي از سوي كشورهاي منطقه كاملاً محتمل است.
آيا اين غيرقابل پذيرش است؟
وقتي كه مقامات آمريكا و متحدانش دربارهي برنامههاي هستهاي ايران صحبت ميكنند، آزادانه از اين جملات تأكيدي استفاده ميكنند كه: ما گفتهايم، نبايد به ايران اجازه داد تا به سلاح هستهاي دست پيدا كند؛ آمريكا و متحدانش هرگز نميتوانند اتمي شدن ايران را تحمل نمايند؛ تصور تهران داراي سلاح اتمي، غير ممكن است. اما حقيقت اين است كه اين توانايي را دارد و به زودي بمب هستهاي را در اختيار خواهد داشت. تمام نياز مهندسان هستهاي ايران فقط كمي زمان است: يك تا چهار سال (در بيشترين و طولانيترين حالت). هيچ مشكل عمدهي ديگري وجود ندارد؛ ايران تجهيزات لازم براي توليد سوخت سلاحها، دانش فني ساخت بمب و سيستمهاي موشكي و دريايي لازم جهت پرتاب كردن اين قبيل سلاحها را در اختيار دارد. اگر ايران برنامهي هستهاي صلحآميز خود را به سوي تكميل تلاشهاي پنهاني خود جهت ساخت بمب منحرف كند، تدابيري همانند مديريت زمانبندي تحويل سوخت اتمي و بازگرداندن زباله آن از رآكتور بوشهر، ميتواند امنيت بيشتري را فراهم كند.
در مورد حذف نظامي تواناييهاي هستهاي ايران نيز بايد گفت كه ايالات متحده و اسرائيل فاقد اطلاعات لازم براي هدفگيري درست چنين تأسيساتي هستند. در واقع ايران به مدتي طولاني موفقيت قابل ملاحظهاي را در زمينهي پنهان كردن فعاليتهاي هستهاياش از چشم تحليلگران آمريكايي و بازرسان «آژانس بينالمللي انرژي هستهاي» (IAEA) داشته است (آژانس اخيراً عليه پذيرش اين نكته هشدار داد كه آژانس ميتوانست تمام فعاليتهاي غيرمجاز غنيسازي اورانيوم ايران را كشف كند.) اما اين مسئله قطعي است كه ايران قبلاً تمام نيازهاي خود را براي راهاندازي مجدد يك برنامهي توليد بمب – با فرض از بين رفتن تأسيسات شناخته شدهي هستهاياش توسط يك حمله نظامي – پنهان كرده است.
تركيب اين مشكلات و پيچيدگيها همان چيزي است كه ايران ممكن است در پاسخ به چنين حملهاي انجام دهد. تهران پس از مورد حمله واقع شدن ممكن است اعلام كند كه ايران بايد به سلاحهاي هستهاي به عنوان وسيلهاي براي دفاع از خود دست پيدا كند؛ يا از NPT خارج شود و يا تلاشهاي هستهاي خود را سرعت بيشتري ببخشد. اين احتمالات فشار را بر اسرائيل (كه اصرار دارد تنها دارندهي سلاح هستهاي در خاورميانه باقي بماند) افزايش ميدهد تا در راه تجهيز به سلاحهاي هستهاي مصممتر شود، ضمن اينكه احتمالاً زنجيرهاي از عكسالعملهاي هستهاي در قاهره، دمشق، رياض، الجزيره و آنكارا نيز برانگيخته خواهد شد.
از سوي ديگر ايران ممكن است به طرح اين ادعا ادامه دهد كه با NPT همكاري كامل دارد؛ ادعايي كه ممكن است نتايج مصيبتباري در پي داشته باشد. پس از حمله، تهران ممكن است به IAEA، جامعه عرب، جنبش عدم تعهد، اتحاديه اروپايي و سازمان ملل متوسل شده و از اين طريق احياي مجدد برنامهي هستهاي خود و استفاده از اين برنامهي «صلحآميز» براي توليد انرژي و به عنوان پوششي براي فعاليتهاي تسليحاتي هستهاي مخفيانهاش را پيگيري نمايد. اين موضوع تمام محدوديتها را روي لبه قرار ميدهد، از ارزش NPT خواهد كاست و يك مثال و الگوي روش از پيگيري شيوهي به دست آوردن تسليحات هستهاي را در اختيار تمام همسايگان ايران قرار خواهد داد. علاوه بر اين، وقتي بيشتر همسايگان ايران پيگيري يك گزينهي هستهاي را انتخاب كردند، همزمان نفوذ واشنگتن روي دوستانش در منطقه (مثل مصر و عربستان) و نيز توانايي آمريكا براي محافظت از متحدانش (ناتو و غير آن) در منطقه (مثل تركيه و اسرائيل) احتمالاً دچار آسيب خواهد شد.
علاوه بر تمام موارد فوق، ايران ممكن است به يك حملهي نظامي آشكار، از طريق حملهي متقابل پنهاني و غير مستقيم عليه آمريكا، عربستان سعودي، عراق يا اسرائيل با استفاده از سازمانهاي تروريستي غيرايراني، پاسخ دهد. كنترل و محدود كردن عواقب هر كدام از اين احتمالات بسيار دشوار به نظر ميرسد.
در نهايت ايران ممكن است بدون مواجه شدن با يك حملهي بالفعل يا بهكارگيري سلاحهاي هستهاي، به هر كدام يا تمام فعاليتهاي احتمالي فوق مبادرت نمايد. مادامي كه بيشتر كشورها اين استدلال تهران را كه با تضمين NPT در مورد انرژي صلحآميز هستهاي و تأييد آژانس، هرگونه توسعهي اين فعاليتها مشروع خواهد بود، بپذيرند، ايران بهترين خدمت را به گسترش اين فعاليتها در سطح جهان خواهد كرد. در حقيقت دولتمردان ايران با نمايش چنين قيود و موانعي ميتوانند از بحثهاي داخلي و بينالمللي بيشتر – كه ممكن است اوضاع سياسي را وخيمتر سازد -، تحريمهاي اقتصادي اضافي و هزينههاي بيشتر نگهداري يك نيروي اتمي پايدار اجتناب كنند. در ضمن، مادامي كه ايران بتواند با سرعت بيشتري به تسليحات هستهاي دست پيدا كند، تهران ميتواند ديگران را به شكلي مؤثرتر از حالت فعلي مورد تهديد قرار دهد.
البته لازم به ذكر است كه هيچيك از موارد مطرح شده را نميتوان براي كاهش فشار بر ايران به منظور دست كشيدن از فعاليتهاي هستهاياش، مورد استناد قرار داد. آمريكا و متحدانش بايد به انجام تمام اقدامات ممكن براي جلوگيري از ادامهي برنامهي هستهاي ايران ادامه دهند. در حقيقت، پافشاري تنها روي عدم دستيابي تهران به سلاحهاي هستهاي، بدون تقاضا براي توقف تمام فعاليتهاي هستهاياش، دستيابي ايران به توانايي تسليحاتي هستهاي را آسانتر ساخته، به اين كشور كمك ميكند تا ادعاي خود مبني بر مشروعيت و هماهنگي برنامهي هستهاياش با NPT را مطرح كند و در ضمن به تهران اجازه ميدهد تا توانايي تسليحاتي هستهاي خود را مورد استفاده قرار دهد.
گزينهي انفجار
وقتي كه ايران در 12 تا 48 ماه آينده به گزينهي انفجار و سلاح هستهاي دست مييابد، ما چه انتظاري بايد داشته باشيم؟ اگر آمريكا و متحدانش بيش از آنچه تاكنون انجام دادهاند، تلاش نكنند، دو چيز محتمل است: اول اينكه تعدادي از همسايگان ايران بهترين راه را براي دنبال كردن الگوي «صلحآميز» ايران اتخاذ خواهند كرد. مصر، الجزاير، سوريه و عربستان سعودي همگي ادعا خواهند كرد كه به پيگيري تحقيقات و توسعهي هستهاي تا نقطهي دستيابي به گزينهي سلاحهاي هستهاي نياز دارند و به عنوان يك سيلي به صورت واشنگتن (و اورشليم)، به برنامهي هستهاي صلحآميز ايران و نيز زرادخانهي پنهان سلاحهاي هستهاي اسرائيل، به منظور توجيه فعاليتهاي هستهاي خود توجه خواهند كرد. دومين احتمال اين است كه يك ايران در آستانهي اتمي شدن، از تمامي راهها و از جمله تبديل شدن به حامي اصلي سازمانهاي تروريستي ضد آمريكا و متحد كليدي منطقهاياش، اسرائيل؛ سازمانهاي تروريستي ضد منبع اصلي و كليدي انرژي آمريكا، عربستان سعودي و تروريستهاي ضد متحد در آينده دموكراتيك واشنگتن، عراق، تلاش خواهد كرد تا به رهبري پيشقراول در سراسر جهان اسلام تبديل شود.
مقامات عاليرتبهي عربستان سعودي در سال 2004 اعلام كردند كه در حال مطالعه امكان دستيابي يا اجارهي سلاحهاي هستهاي از چين يا پاكستان (البته به شكلي قانوني و تحت كنترل NPT با اين شرط كه اين سلاحها تحت كنترل چين يا پاكستان نگهداري شوند) هستند. مصر نيز طرحهايي را براي توسعهي يك طرح هستهاي بزرگ اعلام كرد و اخيراً نيز گزارش شده كه فناوري حساس هستهاي را از كشور ليبي دريافت كرده است. در ضمن سوريه اكنون به غنيسازي اورانيوم بسيار علاقهمند است؛ برخي منابع اطلاعاتي معتقدند كه دمشق ممكن است پيش از اين كار با دستگاههاي سانتريفوژ را آغاز كرده باشد. الجزاير هماكنون در ميانهي راه روزآمد كردن دومين راكتور تحقيقاتي خود ( كه هنوز در احاطهي سامانههاي دفاع هوايي است) قرار دارد.
اگر اين كشورها كه توسط الگوي ايران تحريك شدهاند، به تعقيب رؤياهاي هستهاي خود ادامه دهند، آيا عراق كه هنوز تعداد قابل ملاحظهاي دانشمند و مهندس هستهاي در اختيار دارد، ساكت و بيتحرك خواهد ايستاد؟ اخيراً بخش خصوصي تركيه نيز آشكار كرد كه اين كشور بخشي از شبكهي «عبدالقدير خان» بوده است – دانشمند هستهاي پاكستاني كه به ديگر كشورها در توسعهي برنامههاي تسليحاتي هستهايشان كمك ميكرد. آيا هيجان هستهاي شدن و همچنين رد مكرر درخواست اين كشور براي پيوستن به اتحاديهي اروپايي باعث نخواهد شد تا تركيه در وضعيت غيرهستهاي كنوني خود تجديدنظر كند؟ بيشتر كشورهاي مذكور اكنون از دوستان ايالات متحده هستند. هرگونه تلاشي از سوي آنها براي به دست آوردن سلاح هستهاي – تحت پوشش انرژي صلحآميز هستهاي – با كمك آمريكاي لاتين، آسيا، اروپا، روسيه يا چين، تنها روابطشان با واشنگتن را دچار تحول منفي خواهد كرد.
با چنين احساسات و هيجان هستهاي در منطقه، فشار ديپلماتيك روي اسرائيل – يك دولت داراي سلاحهاي هستهاي اعلام نشده و نزديكترين متحد خاورميانهاي آمريكا – به طور طبيعي افزايش مييابد. در اوايل جولاي سال 2004 مدير آژانس بينالمللي انرژي هستهاي و دولتهاي مهم خاورميانه اصرار داشتند تا اسرائيل در راستاي مذاكرات منطقهاي كنترل تسليحات، تسليحات هستهاي خود را كنار بگذارد. البته طبيعي است كه بيميلي و اكراه قابل درك اسرائيل براي ورود به چنين مذاكراتي يا اعلام و علني ساختن تسليحاتش اين فشارها را كاهش نخواهد داد.
اعراب اينچنين استدلال ميكنند كه اگر اسرائيل بتواند زرادخانهي اتمي سرّي خود را حفظ كند، چرا از طريق استعداد و توانايي هستهاي پنهان كشورهايي چون ايران، عربستان، مصر يا ديگر كشورهاي منطقه، يك توازن منطقي در منطقه ايجاد نشود؟ چگونه انصافي است كه آمريكا و اروپا از دولتهاي مذكور ميخواهند تا از آرزوهاي صلحطلبانهي هستهاي خود دست بردارند در حالي كه اسرائيل از قبل داراي سلاح هستهاي است و عموماً اعلام ميكند كه قصد ندارد تواناييهاي كنار گذاشتن آنها در راستاي مذاكرات كنترل تسليحات منطقهاي ختم نخواهد شد؟ (حتي اگر اسرائيل زير بار همهي اين تقاضاها برود، برخي از همسايگانش كه هنوز اين دولت را به رسميت نميشناسند، از اين جريانات براي توجيه به دست آوردن سلاحهاي هستهاي استفاده خواهند كرد.)
اين موضوع ما را به دومين نتيجهي احتمالي نزديكتر شدن ايران به نقطهي اتمي شدن ميرساند: يك ايران بيپرواتر و راغبتر براي حمايت از سازمانهاي تروريستي، به خصوص سازمانهايي كه مخالف اسرائيل و دولت فعلي عراق هستند. اكنون كه «جنبش حماس» در حال زوال است، ديده ميشود كه ايران به شكلي فزاينده حمايت خود را متوجه گروههايي نظير حزبالله در اسرائيل و لبنان نموده است كه در پي آزادسازي فلسطين از اشغال اسرائيل هستند. افزايش بيشتر اين حمايتها، ايران را در به دست گرفتن رهبري جنگ مذهبي اسلامي براي پاك كردن منطقه از نيروهاي صهيونيستي و آمريكايي – كه احترام و توجه ساير دولتهاي اسلامي را در پي خواهد داشت – كمك خواهد كرد. علاوه بر اين، تقويت اين قبيل فعاليتهاي تروريستي به تهران كمك خواهد كرد تا مانع از حملهي نظامي اسرائيل و آمريكا به اين كشور شود.
فراتر از اينها، ايران احتمالاً به افزايش كمك و حمايت از گروههاي مايل به پذيرش ريسك حمله به ايالات متحده تمايل دارد. گزارشهاي خبري در ماه آگوست 2004 ادعا كردند كه ديپلماتهاي ايراني مستقر در مقر سازمان ملل در نيويورك مشغول بررسي 29 هدف در ايالات متحده براي كمك به سازمانهاي تروريستي علاقهمند به ضربه زدن به آمريكا بودهاند. هدف اين قبيل اقدامات نيز كاملاً مشخص است: بازداشتن ايالات متحده از هرگونه حمله به ايران و نيز ايجاد اختلاف عقيده در آمريكا در مورد مزاياي پشتيباني از اسرائيل و حمايت از گروه يا تلاش ضدايراني ديگر.
يك ايران در آستانهي اتمي شدن همچنين احتمالاً در راه افزايش فعاليتهاي تروريستياش بر ضد عراق، ليبي و عربستان سعودي نيز حركت خواهد كرد. گزارش شده است كه ايران اكنون چندين هزار عامل اطلاعاتي در مناطق شيعهنشين عراق دارد كه فعالانه در مجامع و نشستهاي آنجا شركت ميكنند. در ضمن در حال حاضر تقريباً يك دوجين از سازمانهاي تروريستي فعال در داخل عراق وجود دارند كه عنوان «حزبالله» را در نام گروههايشان مورد استفاده قرار ميدهند. همانند مورد نفوذ ايران در لبنان، اين تلاشها تهران را براي عمليات اطلاعاتي، تقويت و انجام عملياتهاي تروريستي در عراق قادر ميسازد. هدف اين اقدامات نيز عبارت است از اعمال فشار بر آمريكا و متحدانش براي خروج نيروهاي نظاميشان از عراق و بازشدن عرصه براي روي كار آمدن يك حكومت همفكرتر با ايران.
در مورد ليبي، مقامات ايران دربارهي مطالبي كه قذافي ممكن است در مورد نحوهي دستيابي ايران به فناوري غير مجاز هستهاي از طريق ليبي، پاكستان و ديگر كشورها با آمريكا در ميان بگذارد، به شدت نگران هستند. گزارشهاي خبري حكايت از آن دارند كه تهران «گروه مبارزه اسلامي ليبي» - سازماني كه در اواخر دههي 1990 توسط قذافي از ليبي و در سال 2001 توسط آمريكا از افغانستان اخراج شد – را در اردوگاههايي در جنوب ايران تقويت و تجهيز كرده است. اگر اين اخبار صحت داشته باشند، حكايت از اين دارند كه چگونه ايران ممكن است از رفتار و عملكرد قذافي استفاده نمايند.
ايران همچنين سابقهاي طولاني در حمايت از فعاليتهاي تروريستي عربستان سعودي دارد. اگرچه تنها حدود 10 درصد ازجمعيت عربستان را شيعيان تشكيل ميدهند، اما نكته مهم اين است كه اين اقليت 10 درصدي، اكثريت جمعيت ساكن مناطق كليدي توليد نفت در شمال عربستان را تشكيل ميدهند. اما در هر حال هرگونه فعاليت تروريستي در هر بخشي از عربستان سعودي، ترديدها و سؤالاتي را درباره اقليت پايداري رژيم سعودي و مهمتر از آن امنيت بزرگترين منابع نفتي جهان برميانگيزد. تاريخ نشان داده است كه پس از يك حمله تروريستي عمده در عربستان سعودي بازارهاي نفت دچار تحول و نگراني شده، قيمت نفت افزايش مييابد و درآمدهاي نفتي ايران به شكلي غيرعادي روند صعودي پيدا ميكند. دليل اين امر بسيار ساده است: عربستان سعودي بزرگترين ظرفيت توليد نفت را در جهان (حدود 7 ميليون بشكه در روز) در اختيار دارد. هر گونه خسارت و آسيب به توانايي عربستان در توليد، استخراج يا صادرات نفت (يا حتي فقط برانگيختن ترديد درباره توانايي كنوني دولت سعودي براي محافظت از اين استعدادها و ظرفيتها) به شكلي مؤثر ظرفيت جهاني براي رسيدگي به تقاضاي فزاينده نفت را فلج خواهد كرد.
تروريسم در عربستان به طور خلاصه يك راه سريع و مؤثر براي اداره كردن قيمت جهاني نفت را در اختيار ايران قرار ميدهد. اين موضوع حداقل ميتواند يك اهرم بزرگتري را در اختيار ايران قرار دهد تا حمايت اوپك را براي افزايش قيمت نفت جلب نمايد، هدفي كه مدتها است ايران به دنبال آن است. اين موضوع همچنين به ايران كمك ميكند تا هنگامي كه در پي حمايت مالي بيشتر، سرمايهگذاري مؤثر خارجي و فناوريهاي پيشرفته است، بتواند حمايت بيشتري را در ميان كشورهاي اروپايي و آسيايي به سود خود جلب نمايد. اين مسأله همچنين به حفظ رژيم كنوني ايران كمك كرده، نفوذ آمريكا در منطقه را كاهش خواهد داد و احتمالاً تأثير فعاليتهاي شوراي امنيت سازمان ملل عليه ايران را كمرنگ خواهد نمود.
با اين حال راه ديگري كه ايران ميتواند از آن طريق قيمت نفت را بالا ببرد عبارت است از تهديد راه نقل و انتقال نفت منطقه از تنگه هرمز از طريق مينگذاري دريايي خليج فارس (توسط ناوگان سطحي، قايقهاي تندرو، يا زيردرياييهاي كوچكتر) و همچنين تهديد ديگر مناطق كليدي و مهم عبور نفت ايران قبل از اين موشكهاي ضدكشتي را در جزاير قشم، ابوموسي و سيري (محدوده كشتيراني در تنگه هرمز) به حال آماده باش درآورده است. ايران همچنين سه جزيره ابوموسي، تنب بزرگ و تنب كوچك را در داخل خطوط كشتيراني تنگه هرمز تقويت نموده است. با توجه به اينكه يك پنجم جريان نفت جهان از تنگه هرمز عبور ميكند (كه اين رقم شامل يك چهارم نياز آمريكا به نفت نيز به شمار ميرود) و ديگر اينكه هيچ كشور ديگري نيز سواحل خود در نزديكي تنگه هرمز را تقويت نكرده، هر تهديدي از جانب ايران مبني بر قطع جريان تجارت بايد توسط همه كشورهاي ديگر جدي گرفته شود.
منبع اصلي:ماهنامه پاليسي ريويو/ ژوئن 2005
-----------------------------------------------------------------------------------------------
مترجم: مهدي كاظمي
منبع: باشگاه انديشه
17:12 - 15 مرداد 1384