دولت آينده و چالش هستهاي ايران
خبرگزاري فارس: دولت آينده ايران كار سختي را در خصوص برنامه هستهاي ايران خواهد داشت و يكي از مهمترين حوزههاي آزمون كارآمدي دولت بعدي رويكرد آن به پرونده هستهاي ايران در آژانس بينالملل انرژي هستهاي و چگونگي گذار از اين مرحله دشوار خواهد بود.
دولت آينده ايران كار سختي را در خصوص برنامه هستهاي ايران خواهد داشت و يكي از مهمترين حوزههاي آزمون كارآمدي دولت بعدي رويكرد آن به پرونده هستهاي ايران در آژانس بينالملل انرژي هستهاي و چگونگي گذار از اين مرحله دشوار خواهد بود. به نظر ميرسد كه عليرغم موضعگيريهاي كه اخيراً از سوي گروههاي پيرامون رئيس جمهور بعدي در خصوص مسائل پرونده هستهاي صورت ميگيرد، قرار گرفتن در مصدر كار تا حد زيادي مواضع فعلي را به اعتدال متمايل خواهد كرد و اين البته ضرورتي راهبردي و استراتژيك ميباشد. اما نشانهها و قرائني وجود دارد كه فشارهاي بينالمللي عليه ايران در آينده افزايش پيدا خواهد كرد. اين نشانهها بدين قرار ميباشد:
1. بدبيني شديدي نسبت به دولت آينده ايران در غرب به طور كلي وجود دارد. اين بدبيني هم در بين سياستمداران و هم بين تحليلگران به وضوح قابل مشاهده است. تبليغات شديدي از سوي غرب به ويژه آمريكا در جريان است كه چهرة ج.ا.ايران را در دنيا مخدوش كرده و آن را كشوري تروريستي معرفي كنند. اين تلاش داراي ابعاد مختلفي است و توسط ابزارهاي گستردهاي در حال پيگيري ميباشد.
2. دولتهاي غربي و به ويژه آمريكا ضمن رد فرايند انتخابات و ترديد جدي در دموكراتيك بودن، نتيجه آن را از لحاظ مذاكرات هستهاي ايران با اروپا نااميد كننده ميدانند. تصوري كه در بين آنها خلق شده دولت بعدي را دولت راديكالي ميداند كه به هيچ عنوان قابل مذاكره و قابل اعتماد نيست. البته در شكلگيري اين تصور اظهار نظرهاي داخلي تاثير بسياري گذاشته است كه بسياري از اين اظهارنظرها از روي غفلت از پيامدهاي آن صورت ميگيرد.
3. موضع آمريكا در اين زمينه از قبل معلوم بوده است و تحولات اخير موجب تشديد مواضع قبلي آمريكا شده و خواهد شد. آمريكا به هيچ عنوان براي ايران حق استفاده از فنآوري را به رسميت نميشناسد و در آينده به دنبال پافشاري بيشتر بر اين موضع خواهد بود. آمريكا پس از اين تلاش خواهد كرد كه اروپائيان را با اين ديدگاه بيشتر اسرائيلي متقاعد كند كه چانهزني و مذاكره با ايران بيفايده است چرا كه ايران غيرقابل اعتماد و انطعاف است كه با دولت بعدي اين مساله شدت پيدا خواهد كرد.
4. دولتهاي اروپايي در عين اينكه بر فشارهاي خود افزوده و لحن خود را تندتر كردهاند، احتمال دارد در آينده اختلاف بيشتري را در درون خود در مورد مسائل هستهاي ايران تجربه كنند. بعضي از آنها مثل انگليس خواهان سختگيري بيشتر و شرايط سنگينتري خواهند شد. بمبگذاريهاي اخير دراين كشور در تغيير و تشديد مواضع انگليسيها تاثيرگذار خواهد بود. موضع ايتاليا هم كه اصولاً سرسختانه بوده، با توجه به تحولات اخير در اين كشور رو به سختگيري بيشتر خواهد گرائيد.
در اين ميان كشورهايي مثل فرانسه و آلمان ميمانند كه ممكن است سياستهاي آنها دچار تحول فاحش و اساسي نشود. مواضع كشور روسيه هم بر هيچ عنوان قابل اعتماد نيست و اين راه سياست اين كشور در گذشته به ما نشان ميدهد كه حتي نزديكترين متحدين خود را تنها گذاشته است، البته اين به دليل پليدي ذاتي روسها نيست، بلكه روسها هيچگاه در دنيا داراي قدرت اول نبودهاند كه بتوانند مواضع خود را بدون توجه به قدرتهاي ديگر تعقيب و پيگيري كنند و به همين دليل تسليم فشارهاي قدرتهاي بزرگتر شدهاند. هماينك هم روسيه در چين وضعيتي قرار دارد و حتي وضع آن بسيار وخيمتر از زمانهايي است كه متحدين خود را تنها گذاشته است. اما از سوي ديگر در ايران هم شاهد تحولاتي هستيم كه به نظر ميرسد مواضع فعلي بيش از رفتارهاي آتي به تندروي گرايش پيدا كردهاند و در عرصه عمل به طور طبيعي به اعتدال بيشتر تمايل پيدا خواهد شد.
در عين حال تصميمگيري در اين حوزة حساس به كل نظام مربوط ميشود و رهبري انقلاب نقش مهم و تعيين كنندهاي در اين تصميمات و سياستگزاريها ايفاء ميكنند و تمامي سياستها و تصميمات گذشته با نظارت ايشان صورت گرفته و به طور طبيعي با تغيير دولت هم اين سياستها تداوم خواهد يافت. در اين راستا بايد گفت كه از جانب ايران رعايت برخي از مسائل ضروري به نظر ميرسد:
1. اولين نكته اين است كه دولت بعدي از هرگونه تصميمگيري شتابزده و هيجاني خودداري كند و در وهلة اول سياستهاي قبلي را در دستور كار خود قرار دهد، چرا كه اين سياستها مورد تاييد رهبري و تحت نظارت ايشان بوده است.
2. ايران بايد تلاش كند وضع كشورهاي اروپايي از مواضع قبلي اين اتحاديه عدول نكند. اين انتظار البته مستلزم رفتار متقابل ج.ا.ايران بر اساس مواضع اعلام شدة قبلي ميباشد. به طور طبيعي هرگونه تغيير در مواضع يك طرف تغيير متقابل در مواضع طرف ديگر را به دنبال خواهد داشت. در اين ميان ج.ا. ايران بايد بيشتر مراقب رفتارهاي تصميمات و مواضع خود باشد.
3. جمهوري اسلامي ايران بايد همكاري نزديك خود با آژانس و شخص محمدالبرادعي را پيگيري كند و اگرچه البراعي در آينده از جانب آمريكا فشارهاي بيشتري را تحمل خواهد كرد، ولي در هر شرايط متغير موثري است.كه رفتار گذشته وي حاكي از تمايل وي نسبت به حمايت از حقوق ايران است. در واقع مواضع و اقدامات ج.ا. و دولت بعدي هم نبايد به نحوي باشد كه موجب سلب اعتماد البرادعي نسبت به سياستهاي آتي ايران شود.
4. به نظر ميرسد كه عوض كردن تيم مذاكره كننده در شرايط فعلي نه تنها دربردارندة منافع خاصي براي ايران نيست، بلكه ميتواند موجب سردرگمي در اقدامات بعدي شود. اين مسأله از چند جهت قابل بررسي است: نكته اول واكنش تيم قبلي نسبت به اين تغييرات است كه طبيعتاً واكنش مثبتي نخواهد بود و در نتيجه همكاري چنداني هم با تيم جديد نخواهند داشت. نكته دوم اينكه اصولاً در شرايط فعلي تيم مذاكره كننده از زبدهترين ديپلماتهاي كشور هستند و نكته آخر اينكه تا وقتي كه تيم جديد به كل مسائل و محورهاي مذاكرات وقوف پيدا كند، زمان زيادي از دست خواهد رفت. همچنين واكنش دولتهاي اروپايي هم نسبت به اين مسأله حايز اهميت است.
در اين مورد به نظر ميرسد كه بهترين گزينه براي دولت بعدي افزودن نفراتي به تيم موجود است. در عين حال شخص دبير شوراي عالي امنيت ملي هم از اهميت ويژهاي برخوردار است. براي اين سمت فردي با روحيه اعتدال و در عين حال مقتدر و قاطع و در مواقع لازم انعطافپذير، لازم است كه آقاي روحاني نشان داده كه واجد اين ويژگيها ميباشد. در هر حال حتي در صورت تغيير دادن تيم مذاكره كننده، حداقل نبايد دستور كار فعلي مذاكره دچار تغيير اساسي شود.
5. واكنشهيات فعلي دولتهاي اروپايي و آمريكا هم ناشي از بهت آنان از نتيجة انتخابات است و چندان نميتوان بر آن واكنشها به عنوان مواضع اصولي آن دولتها اتكاء داشت. بنابراين نبايد محاسبات ديپلماتيكها بر اساس اين اطلاعات و واكنشها صورت پذيرد، چرا كه معمولاً درباره عكسالعمل اروپائيان و آمريكائيان در حالتهاي معمولي دچار محاسبات غلط ميشويم، در چنين شرايطي احتمال اين محاسبات غلط بيشتر است، چرا كه در بسياري از مواقع پيچيدگيهاي سياست ما را از واقعيت دور ميسازد.
----------------------------------------------------------------------------------------------------
منبع: پژوهشكده مطالعات راهبردي
14:24 - 3 مرداد 1384