شير مادران مدرن!

خبرگزاري فارس: آنچه در پي مي آيد، مقاله اي است كه توسط يك مادر آمريكايي نوشته شده است؛ مادري كه انتشار گزارش ها و تحقيق هاي علمي وي را نگران فرزندان خود ساخت و او را بر آن داشت تا شير خود را به آزمايش بگذارد.
اشاره: جداي از جايگاه و اهميت شير مادر در فرهنگ ها و اديان، جوامع مختلف علمي نيز از جمله برجسته ترين مدافعين اين موهبت خداوندي هستند؛ اما زندگي بشر مدرن سبب شده است تا اين پاك ترين و سالم ترين غذاي نوزادان نسل بشر نيز از آسيب ها و آلودگي هاي زندگي صنعتي مدرن مصون نماند. آنچه در پي مي آيد، مقاله اي است كه توسط يك مادر آمريكايي نوشته شده است؛ مادري كه انتشار گزارش ها و تحقيق هاي علمي وي را نگران فرزندان خود ساخت و او را بر آن داشت تا شير خود را به آزمايش بگذارد. در صورتي كه بخواهيم اجزاي سازنده شير مادر را معرفي كنيم، با چنين فهرستي روبرو خواهيم شد: چهار درصد چربي، ويتامين هاي A ، C ، E و K، لاكتوز، مواد معدني ضروري، هورمون رشد، پروتئين، آنزيم و پادتن. شير يك مادر سالم، حاوي صد در صد چيزهايي است كه يك كودك براي زنده ماندن بدان ها نيازمند است. چنين شيري، حتي حاوي نوعي وسيله دفاعي است كه در سال هاي بعد كودك را در مقابل بيماري هايي چون ديابت و سرطان مصون مي دارد. شير مادر، كودك را در برابر ميكروب ها مقاوم مي نمايد و به تقويت رشد مغز و تبديل آن به كودكي باهوش تر نسبت به همتايانش كه از شير مادر استفاده نكرده اند، مي انجامد. چنين كودكاني به عفونت هاي كمتر، بستري كمتر در بيمارستان و نيز كمتر شدن سندرم ناگهاني مرگ كودك روبرو مي شوند. براي مادر نيز شير دادن طبيعي، از فشارهاي روحي و سرطان هاي تخمدان و پستان مي كاهد.
فهرست ديگري را كه حداقل محصول آزمايش شير تعداد زيادي از زنان امروزي مي باشد و يقيناً هم به هيچ وجه اشتها آور نيست با هم بخوانيم: ددت (يا همان آفت كش ممنوعه و به شدت مقاومي كه بيشتر شهرتش به واسطه نابودي نسل عقاب هاي سر سفيد آمريكايي است)، پي سي بي ، ديوكسين، پركلرات، جيوه، سرب، بنزن و آرسنيك. امروزه، زماني كه فرزندان خود را شير مي دهيم، علاوه بر اجزاي سازنده شير يعني چربي، قند، پروتئين و ... كه سيستم ايمني كودك و نيز سوخت و ساز و فعاليت هاي مغزي كودك را هدايت مي كند، متأسفانه تا حدودي نيز آن ها را با موادي چون حلال ها، شوينده ها، نگهدارنده ها، بو زداهاي توالت، مواد آرايشي، محصولات جانبي بنزين، انگل كش ها و قارچ كش ها آشنا مي سازيم. از آنجا كه شير مادر حاوي پروتئين و چربي بالاست، از اين رو فلزات سنگين و مواد سمي ديگر را نيز جذب مي كند و كليه مواد شيميايي محيط زندگي از جمله سوسك كش ها، مواد نگهدارنده در كرم دست و صورت، كروم خارج شده از دودكش منازل و ... را جذب خود مي­سازد. آزمايش ها حكايت از آن دارد كه در شير مادرهاي امروزي، اكثر اين گونه مواد شيميايي وجود دارد.
آزمايش هاي انجام شده بر روي دختر يك ساله ام، بيانگر آن است كه برخي از اين مواد شيميايي تا ساليان سال، تا آنجا كه حتي آن را به فرزندان خود منتقل سازد، در بدن او باقي خواهد ماند. به عنوان نمونه، PCB مي تواند براي چند دهه در بافت بدن او باقي بماند و حتي ميزان آن به نسبت ميزان آن در بدن من هم بيشتر است كه دليل آن نه به خاطر كوچك تر بودن كودك، كه به خاطر نوع غذايش يعني شير است؛ شيري كه مواد آلوده اش از غذاي مصرفي من بيشتر است.
اساساً، براي يك مادر و كودك، رابطه عاطفي مهم ترين رابطه محسوب مي شود. من هم به عنوان يك مادر، سخت بدين موضوع علاقمندم و همچون بسياري از مادران مي خواهم بهترين غذاي ممكن را به كودكم بدهم. از اين رو، از مصرف الكل و كافئين خودداري مي كنم. از غذاهاي پر ادويه و توت فرنگي خودداري مي نمايم. همچنين از ويتامين ها استفاده مي كنم تا كلسيم و آهن مورد نياز كودكم تأمين شود. سيگار هم نمي كشم و در مورد خطرات آفت كش ها و فلزات سنگين هم آگاهم و از اين رو احتياط هاي لازم را نيز لحاظ مي نمايم. از آنجا كه در چهار سال گذشته، دو كودك به دنيا آورده و از آن ها پرستاري نموده ام، از اين رو در اين مدت، همواره سعي كرده ام از غذاهاي طبيعي و مواد آلي استفاده كنم. حتي محل زندگي ام را شهري آرام و سرسبز در كوه هاي راكي يعني خيلي دورتر از بزرگراه هاي آلوده شهر هاي بزرگ انتخاب نموده ام. اما با اين وجود، باز هم برخي بررسي ها و گزارش ها مرا نگران ساخته است. امروزه اخبار و گزارش هاي متعددي درباره ميزان آلودگي شير مادران به جيوه وجود دارد كه بخشي از آن محصول استفاده از ظروف تفلون و برخي مواد شيميايي كند ساز (2) است و همين مورد دوم است كه مرا سخت نگران ساخته است؛ چرا كه حتي با وجود چنين موادي در عرصه طبيعت، پاك ترين غذاي طبيعت يعني شير مادر هم آلوده به اين مواد شيميايي است.
حال با اين اوصاف، آيا بايد به دنبال غذايي ديگر براي كودكانمان باشيم؟ به دنبال چنين نگراني اي بود كه بر آن شدم تا دريابم كه در اين مدت چه مواد سمي اي را به عنوان مادري 37 ساله به پسر و دختر خود منتقل كرده ام .
از همين رو، شير خود را براي آزمايش نوعي ماده كند ساز با عنوان PBDE كه در گزارش هاي مختلف علمي بيش از مواد ديگر برجسته شده بود و حتي با عنوان PCB جديد يعني همان ماده شيميايي صنعتي اي كه در اواخر دهه هفتاد ممنوع شده بود، به آزمايشگاه فرستادم. مطمئن بودم كه به هر حال بايد مقداري از آن در شير من موجود باشد، چرا كه آزمايش ها بيانگر آن است كه همه حيوانات و انسان ها حاوي اين ماده هستند كه البته ميزان آن در شير مادران آمريكايي، نسبت به ديگر زنان جهان، بيشتر است. پس از دو ماه انتظار، اطلاعات بسيار بيشتري در مورد مواد شيميايي مختلف موجود در حول و حوش خود كسب كردم. توجه خود را به هر چيزي معطوف نمودم كه حاصل چنين حالتي، تبديل شدنم به نوعي مادر بسيار نگران نسبت به آلودگي هاي شيميايي بود؛ مادري كه ديگر مي داند، حتي بالش زير سرش آلوده به مواد شيميايي سمي است.
كنجكاوي اين دوره سبب شد تا مسائل بسياري از زندگي كنوني مان برايم روشن شود. خلاصه اين كه ما در جامعه اي آلوده به اين گونه مواد شيميايي به سر مي بريم. براي نخستين بار در دهه پنجاه بود كه ارتش آلمان در جنگ جهاني دوم از ماده اي شيميايي به نام «پلي اورتان» در برخي تجهيزات خود استفاده نمود. سپس اين مواد در همه جا به كار گرفته شد و به عنوان يك معجزه صنعتي شناخته شد. موادي ارزان، نرم و انعطاف پذير. ويژگي هاي اين ماده سبب شد تا همه چيز پيرامونمان به اين ماده آلوده شود. ميز، صندلي، جوراب، لباس، ديوار، سقف، لوازم آشپزخانه و ... و بعد هم گرد و غبار منازل و ورود آن به بدن كه حداقل ماه ها و به طور معمول سال ها در بدن باقي خواهد ماند. اين ماده در همه چيز يعني در گوشت، سوسيس، لبنيات، پس مانده فاضلاب، كودهاي شيميايي، ماهي هاي آب شور و شيرين، پرندگان و حتي كامپيوتر و به عبارتي ديگر در همه چيز و همه جا، حتي در جگر آدمي وارد شده است.
اما در مورد ورود مواد شيميايي به داخل شير مادر و شناسايي اين موضوع، بايد به سال 1951 يعني نخستين باري كه مواد سمي آفت كش در شير مادران سياه پوست آمريكايي اي كه مورد آزمايش ددت قرار گرفتند ديده شد، بازگرديم. بعد از آن، در سال 1966 ، يك محقق سوئدي پس از آن كه دريافت، چنين ماده اي در بافت يك عقاب مرده وجود دارد، تصميم گرفت شير همسرش را مورد آزمايش PCB قرار دهد. پنج سال بعد از اين آزمايش، سوئد اين ماده را ممنوع اعلام كرد و بعد از آن بود كه ايالات متحده استفاده از اين ماده را قدغن نمود. اما با اين وجود، به واسطه گستردگي دامنه مصرف و مقاومت اين ماده، هنوز هم در مادراني كه حتي بعد از سال 1978 به دنيا آمده اند، اين ماده وجود دارد. حتي بررسي محققين مبين آن است كه مادراني كه در هلند و قطب شمال زندگي مي كنند، آلودگي شان به اين ماده بيش از ديگران است كه خود مي تواند نتيجه آلودگي ماهي ها و آبزيان اين مناطق به اين ماده باشد. نتيجه چنين آلودگي اي در مادران اين مناطق، تولد كودكاني با توانايي يادگيري پايين تر، هوش كمتر و مقاومت پايين تر در برابر عفونت ها بوده است و حتي برخي از اين مشكلات، تا دوران بلوغ هم در كودكان باقي مانده است.
پيام روشن چنين تحقيقاتي آن است كه در دنياي امروز ديگر تغذيه با شير مادر آن گونه كه تصور مي شود، نيست. حتي كودكاني كه از شير مادر بهره مي برند، در مواردي در معرض آلودگي بيشتر نسبت به همتايان خود هستند، اما اين بدين معنا نيست كه از اين شيوه دست برداريم، چرا كه باز هم همين شير مادر است كه كودك را در برابر برخي آلودگي هاي شيميايي مصون مي دارد. محققين سوئدي كه براي نخستين بار در سال 1981 ، ماده شيميايي PBDE را در بدن اردك ماهي كشف كردند، دريافتند كه همانند PCB ، اين ماده در بافت هاي چربي اين جانور ذخيره شده است. از اين رو، بعدها تصميم گرفتند تا شير مادر را نيز مورد آزمايش اين ماده قرار دهند كه نتايج آن جوامع علمي را متحير ساخت. مطالعات آن ها نشان داد كه از آغاز دهه هفتاد كه اين ماده به صورت تجاري به بازار عرضه شد، تا سال 1998 ، ميزان آن در شير، به ازاي هر پنج سال دو برابر شده كه هيچ ماده شيميايي اي در بيست و پنج سال اخير چنين سابقه اي نداشته است.
پس از اين موضوع بود كه كيم هوپر، يكي از متخصصين آمريكايي در زمينه كنترل مواد شيميايي در كاليفرنيا اعلام كرد: «ابتدا توجهي به اين موضوع نكرديم و تصور مي نمودم، كه اين مشكل اروپاست؛ اما با آزمايش هاي پيه دريايي دريافتيم كه در عرض ده سال، ميزان آلودگي اين جانور دريايي به اين ماده، افزايش صد برابري داشته است. سپس هنگامي كه دانشمندان اروپايي آزمايش هاي زنان آمريكايي را مشاهده نمودند، ابتدا تصور كردند كه اشتباهي در آزمايش ها رخ داده است، چرا كه ميزان آلودگي آن ها به اين ماده، به طور متوسط ده تا صد برابر زنان اروپايي بود. تا كنون اطلاعات اندكي در مورد تأثيرات بهداشتي اين ماده بر روي انسان ها منتشر شده است. چرا كه انجام اين آزمايش ها بر روي انسان با مشكلات و موانعي همراه بوده و از اين رو، عمده آزمايش ها بر روي حيوانات آزمايشگاهي صورت گرفته است. به عنوان نمونه، در مورد موش هاي صحرايي، قرار گرفتن آن ها در معرض PBDE سبب شده كه رشد مغزي و نيز غده تيروئيد و ديگر غدد درون ريزشان با اختلالاتي همراه شود. اكربرگمن، رئيس بخش شيمي زيست محيطي دانشگاه استكهلم كه يافته هايش در ممنوعيت PBDE در اروپا بسيار سودمند بود، در اين باره گفت: «اميدوارم كه هيچ گاه توانايي بيان تأتيرات اين ماده بر روي انسان را نداشته باشم كه اگر بدان بپردازيم، يقيناً يأس همه ما را فرا مي گيرد.»
آمريكا در سال 1976 يعني زماني كه كنگره ممنوعيت PCB را اعلام نمود، مصوبه اي را تصويب كرد كه بر اساس آن به دفتر حفاظت محيط زيست اين كشور اين اجازه را مي داد تا مواد شيميايي جديد را تأييد نمايد. تقريباً 58 هزار ماده شيميايي، بدون هيچ گونه تحقيقي در مورد ماهيت، تأثير و پيامدهاي آن، به تأييد اين دفتر رسيد كه از آن جمله مي توان به PDBE اشاره نمود. امروزه نيز نسبت به دو هزار ماده شيميايي جديدي كه همه ساله به بازار عرضه مي شود، اين دفتر رفتاري بسيار منفعلانه دارد. اگرچه بر اساس قانون، توليد كنندگان ملزم به ارائه هر گونه اطلاعات درباره سلامت و ايمني اين مواد شيميايي هستند، اما از كل مواد شيميايي اي كه هم اكنون توسط كودكان و خانواده هاي آمريكايي مصرف مي شود، تنها 25 درصد داراي اطلاعات لازم هستند. در حدود سي سال گذشته، اين دفتر تنها توليد كنندگان را ملزم به آزمايش بر روي 1500 ماده شيميايي نموده است كه ده درصد كل مواد موجود در بازار مي باشد. نكته ديگر اين كه در اين مدت، تنها تعداد انگشت شماري از اين موارد رد شده اند.
چارلي آئور از دفتر مقابله با آلودگي ها و مواد سمي، در اين باره مي گويد: «نمي خواهيم شاهد شكل گيري يك ساختار شيميايي در بافت بدن افراد جامعه باشيم.» وي در مورد PDBE مي گويد: «اگرچه نگراني هايي درباره اين ماده وجود دارد، اما اطلاعات لازم در مورد آن وجود ندارد.» با اين وجود، در سال 2003 ، اين دفتر با بزرگترين توليد كننده اين ماده شيميايي در آمريكا توافق نامه اي امضا نمود كه بر اساس آن، توليد دو نمونه از سه نمونه توليدي اين شركت تا سال 2004 متوقف شد. وي در مورد تأثير اين ماده گفت: «به مرور زمان، آثار اين مواد محو خواهد شد!» اما سؤال آخر از سوي منِ مادر آن نيست كه آستانه خطر اين مواد براي كودكانمان چه ميزان است، بلكه سؤال من آن است كه به راستي چرا بايد اين مواد آلوده و البته رايج و فراگير توليد شود؟ منبع: www.healthandenergy.com *1- Florence Williams 2- مواد كند ساز به برخي مواد شيميايي اطلاق مي گردد كه فعل و انفعالات شيميايي را كند نموده و از مقاومت بالايي برخوردارند. ------------------------------------------------------------------------------------------------- منبع: ماهنامه سياحت غرب، شماره21
17:43 - 26 تیر 1384

0 بازدید




1 پاسخ