زندهگیری عقیمسازی واکسیناسیون و بازگرداندن راهکار علمی مدیریت سگهای رها
پیشنهادها
زندهگیری، عقیمسازی، واکسیناسیون و بازگرداندن راهکار مدیریت سگهای رها
سگها را بهجای قتلعام که تاریخ نشان داده نهتنها مؤثر نیست بلکه نتیجهای معکوس دارد و مصداق آشکار حیوانآزاری و دور از شأن انسانی است ــ باید با روش «زندهگیری، عقیمسازی، واکسیناسیون و بازگرداندن» و با کمک و همکاری سازمانهای مردمنهاد مدیریت و کاهش جمعیت داد؛ روشی که در بسیاری از کشورها نتیجهبخش بوده است.
تجربه کشورهایی مانند هندوستان نشان میدهد که مدیریت علمی و انسانی جمعیت سگهای رها، برخلاف کشتار، به کاهش پایدار جمعیت منجر میشود. در مقابل، کشتار سگها در کشورهایی مانند ترکیه و بحرین نهتنها باعث کاهش جمعیت نشد، بلکه افزایش تعداد سگها، تشدید خشم و خشونت اجتماعی و حتی بروز اعتراضات عمومی را در پی داشت. همچنین با اجرای روشهای کنترلی مبتنی بر فرهنگسازی، آمار بیماریهای مشترک انسان و حیوان، به ویژه هاری، بهشدت کاهش یافت؛ در حالی که کشتار موجب گسترش بیماریها، مشکلات جدی در دفن لاشهها و نفوذ سموم به منابع آب شد.
در برزیل نیز تجربهای مشابه وجود دارد. این کشور زمانی با بحران جدی سگهای رها مواجه بود، اما با اجرای طرح چهارگانه همراه با ثبت الکترونیک و ایجاد پایگاه داده شهری، توانست در مدت کوتاهی جمعیت سگها را به حدود یکچهارم کاهش دهد. قوانین سختگیرانه علیه رهاسازی حیوانات، تشویقهای مالی برای عقیمسازی و مشارکت داوطلبان مردمی، شهرها را از وضعیت بحرانی خارج کرد.
نکته قابل توجه در تجربه برزیل این است که دولت بهجای ایجاد پناهگاههای انبارگونه، پناهگاههایی موقتی تأسیس کرد که کارکرد آنها درمان و ساماندهی بود، نه نگهداری دائمی. در صورت نبود متقاضی برای سرپرستی، سگها به خیابان بازگردانده میشدند، اما خیابانی که تحت نظارت بهداشت شهری قرار داشت. در ایالات متحده آمریکا نیز از ابتدا با فرهنگسازی و اعمال جریمههای سنگین برای رهاسازی سگها، از گسترش این معضل جلوگیری شد.
هیچ کشوری با کشتار نتوانسته مسئله سگهای رها را حل کند. دلیل آن روشن است: کشتار خلأ ایجاد میکند و این خلأ بهسرعت با افزایش زادآوری و ورود سگهای جدید پر میشود. این یک «مسئله شهری» است، نه صرفاً یک «مسئله اخلاقی».
حل این معضل تنها به حوصله، برنامهریزی و پذیرش این واقعیت نیاز دارد که خشونت و کشتار راهحل نیست، بلکه ورطهای است که بسیاری از کشورها پیش از ما در آن گرفتار شدهاند و با تلاش فراوان از آن عبور کردهاند.
شورای شهر تهران، شهردار تهران، شهرداری شیراز، شورای شهر شیراز، شهروندان شیراز، رئیس محترم سازمان محیط زیست، مرکز ملی حمایت از حیوانات، سازمان دامپزشکی کشور، ریاست محترم فراکسیون محیط زیست مجلس شورای اسلامی، معاونت آموزش و تحقيقات قوه قضاييه، سازمان جنگلها، وزارت جهاد کشاورزی
امتحانات نهایی که اخیرا برای عادلانه شدن کنکور و کاهش اضطراب دانش آموزان، تاثیر ۶۰ درصدی در کنکور پیدا کردهاند؛ موجب افزایش اضطراب و نگرانی بیشتر دانش آموزان شده اند!
از عوامل افزایش اثر مخرب روانی این موضوع بر دانش آموزان و داوطلبان کنکور این است که تنها امتحانات دوازدهم ۴۳ درصد کنکور هستند!
این در حالی است که در ابتدا قرار بر این بود که امتحانات دوازدهم در کنکور ۱۴۰۵ تاثیر ۳۰ درصدی داشته باشند.
برخی از داوطلبان مطالبه دارند به دلیل خراب کردن امتحانات پایه یازدهمشان این امتحانات تاثیر مثبت شوند؛ و این یعنی تاثیر ۶۰ درصدی امتحانات دوازدهم!
شاید بهترین و عادلانه ترین راهکار تاثیر مثبت امتحانات دهم در کنکور ۱۴۰۵ باشد؛ به علاوه پول هنگفتی که کشور برای برگزاری این امتحانات خرج کرده هدر نمی رود.
به امید عدالت آموزشی بیشتر در ساختار آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران.
باسلام جناب مدیر شرکت ایران خودرو به استحضار میرسانم ما خواستار ادامه تولید پژو پارس هستیم، این ماشین بهترین ماشین بین ماشین های ایرانی بود که متأسفانه تولیدش را متوقف کردید و هیچ وقت دلیلش را نگفتید.
پارس را به لیست ماشین های قابل عرضه اضافه کنید تا فروشتان هم بیشتر شود، و مردم هم راضی!
شرکت ایران خودرو، مدیر عامل ایران خودرو، عادل پیر محمدی، ایران خودرو
بعد از انقلاب ۵۷ خاندان پهلوی از هر طریقی که توانستند به کشور و مردم ضربه زدند. در اغتشاش ۱۴۰۴ نیز رضا پهلوی که در جنگ ۱۲ روزه با اسراییل از حمله به ایران حمایت کرده بود بعنوان تفاله نفوذی آمریکا و اسراییل و با سربازان پیاده نظامش اعتراضات به حق مردم را بسمت خشونت و کشتار پیش برد.
با توجه به قوانین بین المللی و دادگاه لاهه از مسئولین ایران اسلامی میخواهیم ایشان را به دادگاه لاهه بکشانند و کارهای خیانت آمیز ایشان را محکوم نمایند.
مخالفت با افزایش ۱۰۰ درصدی حقوق اعضای هیئت علمی و کارکنان دانشگاه
۱) آقای احسان عظیمی راد، عضو کمیسیون آموزش مجلس اعلام کرد که پیگیر افزایش ۱۰۰ درصدی حقوق اعضای هیئت علمی و کارکنان دانشگاه هستند.
۲) رییس دانشگاه تهران اعلام کرد که موضوع افزایش حقوق اعضای هیئت علمی و کارکنان دانشگاه قطعی شده و از اول بهمن امسال اجرا خواهد شد.
سوال ۱) آیا اساتید و کارکنان محترم دانشگاه، با بقیه مستخدمین دولت تفاوتی دارند که افزایش حقوق جداگانهای در طول سال باید داشته باشند؟
سوال ۲) اگر علت افزایش حقوق اساتید، مشکل مسکن اساتید جوان در تهران است، خب میشه فقط به اساتید جوان حاضر در تهران، حق مسکن بیشتری داد. چرا به خاطر عده معدودی، حقوق کل اساتید و کارمندان دانشگاههای کشور رو افزایش میدهید؟ این همه پول رو از کجا میآورید؟
اگه پول اضافهای موجود هست، کلی نیاز فوری، فوتی و مهم در کشور وجود دارد.
سوال ۳) زمانی که افزایش ناگهانی حقوق کارکنان محترم دانشگاه انجام میشود، آیا کارکنان سایر وزارتخانهها حق مطالبهگری ندارند که ما چه فرقی با کارکنان وزارت علوم داریم؟ آیا این همه پول دارید تا به مطالبه این همه کارمند پاسخ دهید؟
از وزیر محترم علوم و کمیسون آموزش مجلس تقاضا دارم، جلوی اجرای این مصوبه رو بگیرند و اعضای هیئت علمی و کارکنان دانشگاه هم به مانند سایر مستخدمین دولت، در آخر سال افزایش حقوق طبق جدول اعلامی داشته باشند.
وزارت علوم تحقیقات و فناوری، کمیسیون آموزش مجلس شورای اسلامی، نمایندگان مجلس شورای اسلامی
بدون شک همه میدانند بدون هماهنگی و سلامتی همه بخش های کلیدی کشور راه به جایی نمیبره و با شعار زدگی و توهم زدگی یا آرزو کردن چیزی آن را نمیتوان بدست آورد.
اقتصاد بدون سیاست درست راه به جایی نمیبرد و سیاست هم اگر اقتصاد وضعیت درستی وجود نداشته باشد نمیتواند راه به جایی ببرد.
زمانی اقتصاد قوی و سالم است که رانت و و فساد و اختلاس در آن نباشد و اقتصاد در تعامل با اقتصاد آزاد و رقابتی و در تعامل با کل اقتصاد منطقه و جهان باشد.
اقتصادی که ناشی از سیاست زدگی شود راه به جایی نمیبرد.
در واقع بدترین آفت اقتصاد همین سیاست زدگی است به این معنا که سیاست به جای تقویت اقتصاد کشور و ایجاد بستر امن و آرامش برای آن روند عکس آن را ایجاد کند که نا اطمینانی و عدم ثبات و خروج سرمایه و عدم سرمایه گداری جدید و فرار سرمایه ها را منجرب خواهد شد.
نمیشود که سیاست ها دائم بر تنش و تقابل و درگیری باشد و جامعه جهانی را فقط در چند کشور خلاصه کرد و انتظار پیشرفت داشت.
حال سیاستگذار که خود عامل این وضع اقتصادی شده دیگر ابزار قدرت اقتصادی را در کنارش ندارد و سیاست تورش را هم نمیتواند در جهان پیاده سازی کند.
مس اگر سیاسیون تصمیمات نا درست بگیرند با توجه به واقعیات کنونی جهان بدون شک اولین ضربه را کشور و مردم و خودشان میخورند و دیگر ابزاری برای رایزنی و پشتوانه نخواهند داشت.
پس بهتر این است که اقتصاد و سیاست در کنار هم و با هماهنگی و به صورت درست با نگاه به وضعیت و واقعیات کنونی جهان دست در دست هم دهند تا کشور از این شرایط،خطیر عبور کند.
شعار زدگی و توهم زدگی و آرزوی چیزهایی که دلمان میخواهد بدون ابزار و ساز و کار و به دور از واقعیات امروزی مسیری تاریک را برای کشور رقم خواهد زد.
اگر سیاسیون ما درست عمل میکردند اقتصاد ما دچار این وضع نمیشد .
اینکه تقابل کنیم و انتظار اقتصاد درست داشته باشیم خیال پردازی هست و یا اینکه اقتصاد پر از اختلاس و رانت و فساد باشد و فقط با اوراق بدهی و چاپ پول و مالیات نادرست و سنگین اداره شود هم به در سیاسیون نمیخورد و میشود این ناترازی که میبینیم.اقتصادی که دولت ها دست در هر صندوق بیمه یا صندوق بانک کنند و بین خودشان به هر نحو میخواهند تقسیم نمایند راه به جایی نمیبرد.
پس اگر سیاست قوی میخواهیم باید اقتصاد قوی داشته باشیم و اگر اقتصاد قوی میخواهیم سیاسیون قوی.
از جناب آقای عراقچی میخواهم تا وضعیت را از این وضع خارج کنند تا کشور بیشتر از این دچار نا امنی و نا اطمینانی نگردد و از،وزیر اقتصاد نیز میخواهم تا دیگر بانک های ناتراز را تعیین تکلیف کند و دست مفسدین اقتصادی را کوتاه کند و مبالغ به تاراج رفته را به بیت المال باز گردانند.
جلسات بین وزیر اقتصاد و وزیر امور خارجه برگزار گردد نه جلسات نمایشی بلکه جلسات هماهنگ و درست با سیاست ایجاد نظم و آرامش در امور کشور.
رهبری، رئیس جمهور، وزیر امور خارجه، وزیر اقتصاد و دارایی، مجلس و قوه قضائیه
بدون شک همه میدانند بدون هماهنگی و سلامتی همه بخش های کلیدی کشور راه به جایی نمیبره و با شعار زدگی و توهم زدگی یا آرزو کردن چیزی آن را نمیتوان بدست آورد.
اقتصاد بدون سیاست درست راه به جایی نمیبرد و سیاست هم اگر اقتصاد وضعیت درستی وجود نداشته باشد نمیتواند راه به جایی ببرد.
زمانی اقتصاد قوی و سالم است که رانت و و فساد و اختلاس در آن نباشد و اقتصاد در تعامل با اقتصاد آزاد و رقابتی و در تعامل با کل اقتصاد منطقه و جهان باشد.
اقتصادی که ناشی از سیاست زدگی شود راه به جایی نمیبرد.
در واقع بدترین آفت اقتصاد همین سیاست زدگی است به این معنا که سیاست به جای تقویت اقتصاد کشور و ایجاد بستر امن و آرامش برای آن روند عکس آن را ایجاد کند که نا اطمینانی و عدم ثبات و خروج سرمایه و عدم سرمایه گداری جدید و فرار سرمایه ها را منجرب خواهد شد.
نمیشود که سیاست ها دائم بر تنش و تقابل و درگیری باشد و جامعه جهانی را فقط در چند کشور خلاصه کرد و انتظار پیشرفت داشت.
حال سیاستگذار که خود عامل این وضع اقتصادی شده دیگر ابزار قدرت اقتصادی را در کنارش ندارد و سیاست تورش را هم نمیتواند در جهان پیاده سازی کند.
مس اگر سیاسیون تصمیمات نا درست بگیرند با توجه به واقعیات کنونی جهان بدون شک اولین ضربه را کشور و مردم و خودشان میخورند و دیگر ابزاری برای رایزنی و پشتوانه نخواهند داشت.
پس بهتر این است که اقتصاد و سیاست در کنار هم و با هماهنگی و به صورت درست با نگاه به وضعیت و واقعیات کنونی جهان دست در دست هم دهند تا کشور از این شرایط،خطیر عبور کند.
شعار زدگی و توهم زدگی و آرزوی چیزهایی که دلمان میخواهد بدون ابزار و ساز و کار و به دور از واقعیات امروزی مسیری تاریک را برای کشور رقم خواهد زد.
اگر سیاسیون ما درست عمل میکردند اقتصاد ما دچار این وضع نمیشد .
اینکه تقابل کنیم و انتظار اقتصاد درست داشته باشیم خیال پردازی هست و یا اینکه اقتصاد پر از اختلاس و رانت و فساد باشد و فقط با اوراق بدهی و چاپ پول و مالیات نادرست و سنگین اداره شود هم به در سیاسیون نمیخورد و میشود این ناترازی که میبینیم.اقتصادی که دولت ها دست در هر صندوق بیمه یا صندوق بانک کنند و بین خودشان به هر نحو میخواهند تقسیم نمایند راه به جایی نمیبرد.
پس اگر سیاست قوی میخواهیم باید اقتصاد قوی داشته باشیم و اگر اقتصاد قوی میخواهیم سیاسیون قوی.
از جناب آقای عراقچی میخواهم تا وضعیت را از این وضع خارج کنند تا کشور بیشتر از این دچار نا امنی و نا اطمینانی نگردد و از،وزیر اقتصاد نیز میخواهم تا دیگر بانک های ناتراز را تعیین تکلیف کند و دست مفسدین اقتصادی را کوتاه کند و مبالغ به تاراج رفته را به بیت المال باز گردانند.
جلسات بین وزیر اقتصاد و وزیر امور خارجه برگزار گردد نه جلسات نمایشی بلکه جلسات هماهنگ و درست با سیاست ایجاد نظم و آرامش در امور کشور.
رهبری، رئیس جمهور، وزیر امور خارجه، وزیر اقتصاد و دارایی، مجلس و قوه قضائیه
با سلام و احترام
در ماههای اخیر ضعف محسوسی در عملکرد بخش پالایش و رسیدگی به گزارشهای کاربران در سروش پلاس مشاهده میشود. به نظر میرسد حضور آنلاین و پیگیری مستمر در بخش ریپورت کافی نیست و بسیاری از گزارشها یا با تأخیر طولانی بررسی میشوند یا نتیجه بازدارندهای در پی ندارند. این مسئله باعث شده برخی تخلفات بدون برخورد جدی ادامه پیدا کند.
در حال حاضر مواردی مانند توهین به اقوام، انتشار محتوای مبتذل و تحریکآمیز، حمایتهای سیاسی مسئلهدار، فعالیت کانالهای کراشیابی با محتوای مستهجن، حذف نشدن حسابها و کانالهای متخلف با وجود گزارشهای متعدد،
تبلیغات نامتعارف، بیوهای نامناسب، کلاهبرداریهای مجازی و فروش روشهای دور زدن فیلترینگ، همچنان مشاهده میشود و در برخی بخشها رو به عادیسازی است.
ادامه این روند موجب کاهش اعتماد کاربران دغدغهمند و تضعیف فضای سالم پیامرسان خواهد شد. لذا تقاضا داریم در مدیریت بخش پالایش تجدیدنظر جدی صورت گیرد و
فرد یا تیمی جدید، فعال، پاسخگو و پیگیر جایگزین شود تا گزارشهای مردمی با دقت، سرعت و قاطعیت بررسی و رسیدگی شوند.
انشاالله مسئولین دغدغه مند پیگیر این موضوع بشوند
با احترام
جمعی از کاربران دغدغهمند