سربازان بیادعای عشق و خدمت ادای احترام به بسیج دانشجویی علمی کاربردی ی
✍یادداشت: در روزهایی که خاطرهی سالهای سخت دفاع مقدس هنوز در رگهای این سرزمین جریان دارد ، دانشجویان بسیجی دانشگاه علمیکاربردی یاسوج، با دلی روشن و قدمهایی استوار، بار دیگر معنای اتحاد و همدلی را در کوچهپسکوچههای شهر زنده کردند. گویی پژواک همان جوانانی بودند که روزی در میدانهای آتش، نه برای نام و نشان، که برای انسانیت و ایستادگی، سر از پا نمیشناختند. این بار نه در سنگرهای خاکی جبهه، بلکه در سنگر سادهی خیابان؛ نه با سلاح، که با دستانی مهربان و ارادهای روشن؛ همان روح خدمت، همان طهارت نیت، و همان گرمای مهر تکرار شد. خیابان مقدس جمهوری شهر یاسوج، زیر قدمهایشان، حالوهوای روزهای حماسه را یافت؛ جایی که مردم، شانهبهشانه با جوانان این دیار، طعم همدلی را مزهمزه کردند. آنان با چهرههایی که پرچم سه رنگ جمهوری اسلامی ایران بر آن نشسته بود، ایستگاههای خدمت را بنا کردند و دلهای خستهی رهگذران را به آرامش دعوت نمودند. منبر عشق امام شهیدمان ،که با دیدنش همان غرور و آرامش لحظه حضورش را به رخ می کشاندند و این بار اشکانی بلوری بر منبر عزای رهبر شهیدمان رنگ های سبز و سفید و قرمز گونه هایمان را جلا می داد. و شبی، در اوج فروتنی، در کنار رفتوآمد مردم بر کف خیابان نشستند؛ کفشها را واکس زدند و کف خیابان را به محراب خدمت بدل کردند. آن تصویر، نه یک کار ساده، که یادگاری از خاکیبودن رزمندگانی بود که هشت سال در جادههای پرغبار وطن، غرور و تواضع را توأمان در دل داشتند. دانشجویانی که در دل جنگ تحمیلی رمضان بی پروا ، راهی مناطق جنگی و آسیبدیده شدند، ادامهی همان روایت بودند؛ روایتی از جوانانی که آجر بر آجر، امید را میسازند؛ روایتی از دستهایی که مرهم میشوند و دلهایی که پا به پای مردم میتپند. برای همهی این لحظههای روشن، برای این وفاداری به مردم، دستان تک تک شما عزیزان را می بوسیم و برای این قدمهای صادقانه در کف خیابان، سر تعظیم فرود میآوریم. و از خدای مهربان میخواهیم پاداش این خدمت خالصانه را در مسیر نورانی آینده نصیبشان کندو با شهد شیرین پیروزی رزمندگان اسلام ، اجرتان را به ثمره ظهور برساند در این مسیر پربرکت،مسئولان ارجمند دانشگاه نیز، چون چراغهایی آرام و پشتگرمیبخش،پا به میدان نهادند.حضور گرمشان در موکب بسیج دانشجویی دانشگاه علمی و کاربردی یاسوج، دستهای یاریگرشان در هر گوشه، و دلگرمیای که با یک نگاه، یک لبخند، یا یک همراهی ساده بخشیدند، برای این جوانان، نه یک وظیفه که سرمایهای از جنس امید بود. این همدلیِ مسئولان و دانشجویان، سایهساری شد که در آن، خستگی رنگ باختو خدمت، معنا گرفت. برای این همراهیِ شریف، برای این پشتگرمی آرام، برای این حضور که روح خدمت را جلا داد، از آنان سپاس میگوییم؛ سپاسی که از دل برمیخیزد و با دعایی آرام، به آسمان میرود. سید غلامرضا فرجی یاسوج فعال رسانه ای
