ادعای «کودکانه» قلمرو تنگه هرمز برای آمریکا؛ حقوق بینالملل و نظر نوریزاد در بیبیسی فارس
سید سعید قاسمی ، در ماههای اخیر، ادعاهای مقامهای آمریکایی درباره «قلمرو» یا «کنترل کامل» تنگه هرمز بار دیگر در رسانهها بازتاب یافته است؛ از جمله در برنامههای بیبیسی فارسی که کارشناسانی مانند اکبر نوریزاد به نقد این ادعاها پرداختهاند. در این یادداشت، دو محور اصلی بررسی میشود: اول، جایگاه حقوقی تنگه هرمز در حقوق بینالملل دریاها؛ دوم، جمعبندی تحلیلهای نوریزاد در بیبیسی فارسی درباره ماهیت این ادعاها.تنگه هرمز یک آبراه باریک میان ایران و عمان است که عرض آن در باریکترین نقطه حدود ۳۳ کیلومتر و در مسیر کشتیرانی حدود ۳ کیلومتر تخمین زده میشود. از آنجا که این تنگه آبهای سرزمینی ایران و عمان را به هم متصل میکند، در عمل «آبهای کاملاً بینالمللی» به معنای کلاسیک در آن وجود ندارد و بیشتر مسیر در محدوده آبهای سرزمینی دو کشور قرار دارد. در حقوق بینالملل، کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها (UNCLOS) برای تنگههای مورد استفاده در کشتیرانی بینالمللی، «حق عبور ترانزیت» (transit passage) را به رسمیت میشناسد؛ به این معنا که کشتیها و هواپیماهای همه کشورها میتوانند بدون مانع و با سرعت عادی از تنگه عبور کنند، مشروط بر اینکه به امنیت و حاکمیت دولتهای ساحلی لطمه نزنند. با این حال، ایران این کنوانسیون را امضا نکرده و صرفاً اجرای عرفی برخی قواعد آن را پذیرفته است؛ همین موضوع گاهی مبنای اختلافهای تفسیری میان تهران و واشنگتن میشود.
نکته کلیدی حقوقی این است: حتی اگر کشوری مدعی «کنترل امنیتی» یا «نظارت» بر تنگه شود، این به معنای مالکیت یا «قلمرو ملی» بودن تنگه نیست. ادعای تبدیل یک آبراه بینالمللی به «سرزمین» یک کشور، با اصول پذیرفتهشده حقوق دریاها و رویه دیپلماتیک جامعه جهانی ناسازگار است و معمولاً بهعنوان یک مانور سیاسی یا تبلیغاتی تفسیر میشود، نه یک تغییر حقوقی واقعی.در گزارشهای بیبیسی فارسی آمده است که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در مقاطعی مدعی «کنترل کامل تنگه هرمز» شده و حتی طرحهایی مانند دریافت عوارض از کشتیهای عبوری را مطرح کرده است. در مقابل، مقامهای ایرانی بارها تأکید کردهاند که تنگه هرمز تحت مدیریت و نظارت نیروهای مسلح ایران است و هیچ کشتی بدون اجازه و نظارت ایران عبور ایمن نخواهد داشت. همزمان، مقامهای آمریکایی تنگه را «آبراه بینالمللی» خوانده و ادعای کنترل انحصاری ایران را رد میکنند. این تقابل روایتها، فضای مناسبی برای تحلیلهای کارشناسی در رسانهها ایجاد کرده است؛ از جمله در برنامههای بیبیسی فارسی که اکبر نوریزاد به عنوان تحلیلگر مسائل ایران در آن حضور داشته است.
در برنامههای تحلیلی بیبیسی فارسی درباره تنگه هرمز، نوریزاد با تکیه بر دو محور اصلی، ادعای «قلمرو/سرزمین آمریکا بودن تنگه هرمز» را غیرجدی و بیشتر شبیه یک شوخی سیاسی ارزیابی کرده است: از منظر حقوقی، تنگه هرمز در آبهای سرزمینی ایران و عمان قرار دارد و صرفاً «حق عبور ترانزیت» برای کشتیها به رسمیت شناخته میشود؛ بنابراین ادعای مالکیت یا سرزمینی کردن آن توسط یک کشور ثالث، مبنای حقوقی ندارد. از منظر عملی و نظامی، آمریکا در دهانه تنگه هرمز حضور نظامی مستقیم و دائمی به شکلی که «کنترل فیزیکی» ایجاد کند ندارد؛ نیروهای آمریکایی بیشتر در فواصل دورتر (مثلاً در دریای هند یا خلیج فارس) مستقرند و به رصد و نظارت میپردازند، نه کنترل لحظهای عبور کشتیها در باریکه هرمز. بر پایه همین دو استدلال، نوریزاد در بیبیسی فارسی این ادعا را در حد یک «شوخی» یا اظهارنظر غیرکارشناسی توصیف کرده و آن را با واقعیتهای میدانی و حقوقی همخوان ندانسته است. به بیان دیگر، وقتی ادعایی هم در حقوق بینالملل پشتوانه نداشته باشد و هم با واقعیتهای عملیاتی در تنگه همخوان نباشد، در تحلیل سیاسی بهراحتی میتواند «کودکانه» یا غیرجدی قلمداد شود.تنگه هرمز شریان حیاتی صادرات نفت و انرژی در منطقه است و هرگونه ادعای یکجانبه درباره «قلمرو» یا «کنترل انحصاری» آن، میتواند تنشهای دیپلماتیک و امنیتی را افزایش دهد. از این رو، تفکیک «ادعای سیاسی» از «واقعیت حقوقی و عملیاتی» برای فهم دقیق تحولات منطقه ضروری است.
15:42 - 28 مرداد 1405