دستِ اول در میدان بحران؛ مزیت تاکتیکی یا دام راهبردی؟

در منطق ساده‌ی درگیری‌های فردی، معمولاً این گزاره پذیرفته شده است که «هر کس ضربه‌ی اول را بزند، می‌تواند میدان را تعیین کند.» در یک دعوای خیابانی یا مواجهه‌ی محدود، پیش‌دستی می‌تواند طرف مقابل را غافلگیر کند، ابتکار عمل را به دست مهاجم بدهد و مسیر درگیری را از همان ابتدا تغییر دهد. اما پرسش مهم این است که آیا همین منطق را می‌توان بی‌کم‌وکاست به سطح منازعات میان دولت‌ها، ارتش‌ها و بازیگران بزرگ منطقه‌ای و جهانی تعمیم داد؟این پرسش، وقتی جدی‌تر می‌شود که برخی معتقدند نباید منتظر ماند تا آمریکا، اسرائیل یا هر بازیگر متخاصم دیگری دست به اقدام بزند و سپس پاسخ داده شود؛ بلکه باید پیش از آن، ابتکار عمل را در دست گرفت و اجازه نداد طرف مقابل میدان را طراحی کند. در ظاهر، این نگاه بر یک اصل روشن تکیه دارد: کسی که آغاز می‌کند، قواعد اولیه‌ی بازی را می‌چیند. اما در عرصه‌ی راهبردی، مسئله به همین سادگی نیست.
در روابط بین‌الملل، «ضربه‌ی اول» همیشه به معنای «برتری نهایی» نیست. ممکن است یک اقدام پیش‌دستانه در سطح تاکتیکی موفق باشد، اما در سطح راهبردی هزینه‌هایی ایجاد کند که از دستاورد اولیه بسیار سنگین‌تر باشد. آغاز یک درگیری، به‌ویژه میان بازیگران بزرگ، می‌تواند زنجیره‌ای از واکنش‌ها را فعال کند که کنترل پایان آن دیگر در اختیار آغازگر نخواهد بود. در چنین شرایطی، کشوری که تصور می‌کند با اقدام نخست میدان را تعیین کرده، ممکن است خود وارد میدانی شود که قواعد آن در ادامه توسط ائتلاف‌ها، فشارهای بین‌المللی، واکنش‌های نظامی و هزینه‌های اقتصادی بازتعریف می‌شود.
از سوی دیگر، در جهان امروز، جنگ تنها در میدان نظامی رخ نمی‌دهد. میدان روایت، افکار عمومی، مشروعیت بین‌المللی، اقتصاد، دیپلماسی و انسجام داخلی نیز بخشی از صحنه‌ی نبرد است. کشوری که آغازگر درگیری شناخته شود، حتی اگر برای اقدام خود دلایل امنیتی داشته باشد، ممکن است در افکار عمومی جهانی در جایگاه «مهاجم» قرار گیرد. همین تصویر می‌تواند به طرف مقابل فرصت دهد تا علیه آن کشور اجماع‌سازی کند، حمایت‌های بین‌المللی بیشتری جذب کند و هزینه‌های سیاسی و اقتصادی سنگینی به آغازگر تحمیل کند.به همین دلیل است که بسیاری از دولت‌ها، به‌جای تکیه بر منطق «ضربه‌ی اول»، بر مفهوم «بازدارندگی» تأکید می‌کنند. بازدارندگی یعنی طرف مقابل بداند هر اقدام خصمانه، پاسخی جدی، حساب‌شده و پرهزینه در پی خواهد داشت؛ اما این پاسخ الزاماً به معنای آغاز جنگ از سوی ما نیست. در این رویکرد، قدرت نظامی صرفاً برای حمله نیست، بلکه برای جلوگیری از حمله طراحی می‌شود. به بیان دیگر، گاهی مهم‌تر از آنکه کشوری نخستین ضربه را بزند، این است که طرف مقابل بداند ضربه زدن به او بی‌هزینه نخواهد بود. البته این رویکرد نباید با انفعال اشتباه گرفته شود. میان «صبر راهبردی» و «بی‌عملی» تفاوتی جدی وجود دارد. صبر راهبردی یعنی تصمیم‌گیری بر اساس زمان، مکان، ظرفیت، مصلحت و محاسبه‌ی دقیق هزینه و فایده؛ اما انفعال یعنی واگذار کردن کامل ابتکار عمل به طرف مقابل. یک سیاست امنیتی موفق، نه باید شتاب‌زده و احساسی باشد و نه منفعل و پیش‌بینی‌پذیر. هنر راهبردی دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا می‌کند: توانایی پاسخ‌دادن، بدون افتادن در دامِ زمان‌بندی و زمینِ بازیِ دشمن.
پرسش اصلی بنابراین این نیست که «چرا همیشه باید بعد از طرف مقابل واکنش نشان داد؟» پرسش دقیق‌تر این است که «چگونه می‌توان بدون آغاز یک جنگ پرهزینه، ابتکار عمل را حفظ کرد؟» ابتکار عمل الزاماً به معنای حمله‌ی اول نیست. گاهی ابتکار عمل در انتخاب زمان پاسخ است؛ گاهی در تغییر میدان درگیری؛ گاهی در فشار دیپلماتیک، اقتصادی یا امنیتی؛ و گاهی در ایجاد چنان سطحی از بازدارندگی که طرف مقابل اساساً جرئت اقدام اولیه را از دست بدهد.در این میان، تصمیم‌گیران کلان با محاسبه‌ای بسیار پیچیده روبه‌رو هستند. اگر زودتر از موعد اقدام کنند، ممکن است کشور را وارد بحرانی غیرقابل کنترل کنند. اگر بیش از حد تأخیر کنند، ممکن است تصویر ضعف و انفعال شکل بگیرد. پس مسئله، نه «زدن یا نزدن» به شکل ساده و احساسی، بلکه تنظیم دقیق نسبت میان قدرت، زمان، مشروعیت و هزینه است. در نهایت، منطق میدان‌های بزرگ با منطق دعواهای کوچک تفاوت دارد. در دعوای فردی، ضربه‌ی اول شاید تعیین‌کننده باشد؛ اما در منازعات راهبردی، آنچه تعیین‌کننده است فقط آغاز درگیری نیست، بلکه توان کنترل پیامدها، حفظ مشروعیت، مدیریت افکار عمومی، جلوگیری از گسترش بحران و تحمیل هزینه‌ی هوشمندانه به طرف مقابل است. بنابراین، کشوری که می‌خواهد تعیین‌کننده‌ی میدان باشد، الزاماً نباید نخستین گلوله را شلیک کند؛ بلکه باید چنان هوشمندانه، مقتدر و غیرقابل پیش‌بینی عمل کند که طرف مقابل در محاسبات خود، هزینه‌ی هر اقدام خصمانه را فراتر از توان تحمل ببیند. تعیین‌کنندگی واقعی، همیشه در «شروع کردن» نیست؛ گاهی در این است که اجازه ندهی دشمن، با تحریک تو به آغاز درگیری، آینده‌ی میدان را به سود خود طراحی کند.
02:01 - 12 خرداد 1405
جامعه
بین‌الملل
استان ها

11k بازدید