بازی تازه ترامپ برای نفوذ در قلب اوراسیا
در حالی که اسرائیل هنوز زیر فشار جهانی بهدلیل جنگ غزه قرار دارد، دونالد ترامپ با نزدیککردن یکی از کشورهای مسلمان آسیای مرکزی به توافقات ابراهیم، فصل تازهای از رقابت با ایران، روسیه و چین را آغاز کرده است.
گروه اقتصادی خبرگزاری فارس؛ در حالی که هنوز تبعات جنگ غزه چهره بینالمللی اسرائیل را متزلزل کرده و این رژیم با انزوایی بیسابقه روبهروست، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در ششم نوامبر ۲۰۲۵ اعلام کرد که قزاقستان تصمیم گرفته است به «توافقات ابراهیم» بپیوندد.این اعلام پس از تماس تلفنی مشترک ترامپ با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و قاسمجومارت توقایف، رئیسجمهور قزاقستان صورت گرفت. هرچند قزاقستان از سال ۱۹۹۲ روابط رسمی و گستردهای با اسرائیل دارد، اما اعلام پیوستن رسمی به توافقات ابراهیم حامل پیامی فراتر از مناسبات دوجانبه است؛ پیامی که به رقابت راهبردی آمریکا با روسیه، چین و حتی ایران گره خورده است.
قزاقستان؛ حلقه طلایی در قلب اوراسیا
قزاقستان بزرگترین کشور آسیای مرکزی و نهمین کشور پهناور جهان است که بیش از ۲٫۵ میلیون کیلومتر مربع وسعت دارد و از شمال با روسیه، از شرق با چین و از جنوب با قرقیزستان، ازبکستان و ترکمنستان هممرز است. این کشور با داشتن ذخایر عظیم نفت، گاز، اورانیوم و فلزات نادر، از بازیگران کلیدی بازار انرژی جهان به شمار میآید.نزدیک به ۵۰ درصد از اورانیوم جهان از معادن قزاقستان استخراج میشود و همین موقعیت موجب شده واشنگتن و تلآویو نگاه ویژهای به این کشور داشته باشند.قزاقستان در سالهای اخیر در چهار کریدور بینالمللی عمده نقش محوری ایفا کرده است:کریدور میانی (Middle Corridor) یا مسیر ترانسکاسپین که کالاهای چین را از طریق قزاقستان، دریای خزر، آذربایجان و ترکیه به اروپا منتقل میکند.کریدور شمال–جنوب که از روسیه و قزاقستان آغاز و از طریق ایران به خلیج فارس و هند میرسد.کریدور چین–آسیای مرکزی–غرب آسیا که بخشی از ابتکار «کمربند و جاده» چین است و پکن برای اتصال زمینی خود به اروپا طراحی کرده است.کریدور شرق–غرب–غربی قزاقستان که با سرمایهگذاری بانک جهانی و اتحادیه اروپا برای کاهش وابستگی ترانزیتی به روسیه ایجاد شد.همین موقعیت، قزاقستان را به میدان رقابت اقتصادی میان شرق و غرب تبدیل کرده است.
انگیزههای واشنگتن؛ از تضعیف روسیه و چین تا ایجاد مسیرهای جایگزین
کارشناسان شورای آتلانتیک معتقدند پیوستن قزاقستان به توافقات ابراهیم نهتنها اقدامی دیپلماتیک بلکه بخشی از استراتژی جدید آمریکا برای نفوذ اقتصادی و سیاسی در آسیای مرکزی است؛ منطقهای که تا پیش از جنگ اوکراین، حیاط خلوت روسیه بهشمار میرفت و اکنون به میدان رقابت سهجانبهی واشنگتن، مسکو و پکن تبدیل شده است.از نگاه ترامپ و مشاورانش، گسترش همکاریهای قزاقستان با اسرائیل که متحد استراتژیک واشنگتن است میتواند حضور غیرمستقیم آمریکا را در این منطقه تقویت کند و در عین حال روابط آستانه با روسیه و چین را بهتدریج کمرنگ سازد.بهویژه که چین با پروژه «کمربند و جاده» میلیاردها دلار در زیرساختهای قزاقستان سرمایهگذاری کرده و مسکو نیز از طریق اتحادیه اقتصادی اوراسیا نفوذ خود را حفظ کرده است.به گفته تحلیلگران، اگر واشنگتن بتواند از طریق همکاری اسرائیل با قزاقستان و سپس با کشورهای دیگر آسیای مرکزی، شبکهای از مشارکتهای اقتصادی و فناوری ایجاد کند، این امر میتواند دو هدف عمده را محقق سازد:ایجاد مسیرهای تجاری و حملونقل جایگزین بهجای مسیرهای روسیه و ایران. آمریکا و اسرائیل از این طریق قادر خواهند بود کالاهای خود را از مسیر قفقاز و دریای خزر به اروپا یا شرق آسیا منتقل کنند، بدون آنکه از مسیر روسیه عبور کنند.دسترسی به منابع خام و انرژی در خارج از کنترل چین. قزاقستان در سالهای اخیر یکی از تأمینکنندگان کلیدی فلزات نادر مورد استفاده در صنایع پیشرفته بوده و واشنگتن میکوشد با سرمایهگذاری در این بخش، زنجیره تأمین خود را از وابستگی به چین رها سازد.
انگیزههای اسرائیل؛ اقتصاد، امنیت و مشروعیت سیاسی
از نگاه اسرائیل، پیوستن قزاقستان به توافقات ابراهیم سه دستاورد اساسی دارد: کاهش انزوای دیپلماتیک. در بحبوحه جنگ غزه و انتقاد جهانی از اقدامات نظامی اسرائیل، پیوستن کشوری مسلمان هرچند غیرعربی به توافقات، بهمثابه مشروعیتبخشی مجدد به تلآویو در جهان اسلام تلقی میشود.گسترش بازارهای صادراتی و همکاریهای نظامی. قزاقستان هم بازار تسلیحاتی مهمی است و هم محل تولید مشترک پهپاد و تجهیزات ارتباطی با شرکتهای اسرائیلی.حضور در مسیرهای استراتژیک جدید. اسرائیل میکوشد از طریق قزاقستان و آذربایجان، نفوذ خود را به حوزه دریای خزر و آسیای مرکزی گسترش دهد و حلقهی فشار پیرامون ایران را تقویت کند.در واقع، تلآویو در این منطقه به دنبال محور امنیتی–اقتصادی است که از آذربایجان تا قزاقستان امتداد یافته و ضمن تأمین نیازهای انرژیاش، امکانی برای همکاری اطلاعاتی در نزدیکی مرزهای شمالی ایران فراهم کند.
آیا هدف «دورزدن ایران» در میان است؟
قزاقستان و ایران روابط اقتصادی پایداری دارند. در سال ۲۰۲۴ حجم تجارت دو کشور حدود ۵۰۰ میلیون دلار بود و دو طرف قصد دارند آن را به سه میلیارد دلار برسانند.ایران مسیر جنوبی حیاتی برای قزاقستان است و از طریق بندر امیرآباد و چابهار، کالاهای این کشور به خلیج فارس منتقل میشود. همچنین بخشی از غلات قزاقستان از طریق ایران به بازارهای خاورمیانه صادر میگردد.با این حال، پیوستن قزاقستان به توافقی که در محور آمریکا–اسرائیل تعریف شده، میتواند بهطور غیرمستقیم زمینهساز شکلگیری مسیرهای تجاری موازی باشد؛ مسیرهایی که به جای عبور از ایران، از دریای خزر، آذربایجان، گرجستان و ترکیه عبور کنند و کالاهای آسیای مرکزی را به بنادر مدیترانهای برسانند.چنین طرحی اگر با حمایت مالی آمریکا پیش رود، میتواند بخشی از مسیر کریدور شمال–جنوب را که از ایران میگذرد، تضعیف کند.از منظر اقتصادی، قزاقستان بهدنبال تنوعبخشی به مسیرهای صادراتی است و تمایل دارد در شرایط تحریم ایران یا جنگ اوکراین، مسیرهایی جایگزین برای تجارت خود داشته باشد. این واقعگرایی ژئواقتصادی، همزمان فرصت مناسبی برای واشنگتن و تلآویو فراهم کرده تا نفوذ تهران در ترانزیت منطقهای را محدود کنند.
رقابت قدرتها در آسیای مرکزی؛ قزاقستان میان سه محور
در حال حاضر، قزاقستان در تقاطع سه محور عمده قرار دارد:محور روسیه: از طریق اتحادیه اقتصادی اوراسیا و همکاریهای نظامی در قالب سازمان پیمان امنیت جمعی.محور چین: با پروژههای عظیم زیرساختی در چارچوب ابتکار کمربند و جاده.محور آمریکا – اسرائیل: که با توافقات ابراهیم و همکاریهای معدنی و فناورانه بهتازگی در حال شکلگیری است.ترامپ با آگاهی از وابستگی قزاقستان به این دو قدرت شرقی، میکوشد با پیشنهاد سرمایهگذاریهای فناوری، دسترسی به بازارهای غربی و حمایت سیاسی، این کشور را از مدار مسکو و پکن اندکی دور کند.چنین سیاستی در امتداد رقابت اقتصادی ایالات متحده با چین و روسیه معنا پیدا میکند؛ رقابتی که از اوکراین تا تنگه تایوان امتداد یافته و اکنون به قلب اوراسیا رسیده است.
پیامدهای احتمالی برای آینده منطقهاگر پیوستن قزاقستان به توافقات ابراهیم به مرحله اجرایی برسد، احتمال دارد دیگر کشورهای آسیای مرکزی نظیر ازبکستان و آذربایجان نیز به این روند بپیوندند.در این صورت، ایالات متحده و اسرائیل شبکهای از همکاریهای اقتصادی و امنیتی از مدیترانه تا آسیای مرکزی خواهند داشت که نهتنها مسیرهای ترانزیتی جدید ایجاد میکند، بلکه نفوذ ایران، روسیه و چین را در منطقه محدودتر میسازد.از سوی دیگر، این روند ممکن است باعث افزایش حساسیت مسکو و پکن شود. چین سرمایهگذاریهای کلانی در پروژههای راهآهن و انرژی قزاقستان دارد و احتمالاً از حضور نزدیک آمریکا در این کشور استقبال نخواهد کرد.روسیه نیز که از زمان جنگ اوکراین بخش قابل توجهی از نفوذ خود را در آسیای مرکزی از دست داده، ممکن است برای حفظ موقعیت خود دست به تحرکات دیپلماتیک تازه بزند.پیوستن قزاقستان به توافقات ابراهیم، اگرچه در ظاهر حرکتی دیپلماتیک و نمادین به نظر میرسد، اما در عمق خود بخشی از بازی بزرگ قدرت در اوراسیاست.
برای ترامپ، این اقدام فرصتی است تا همزمان سه هدف را محقق کند: احیای میراث سیاسی خود، بازسازی وجهه اسرائیل در جهان اسلام و نفوذ اقتصادی در منطقهای که میان روسیه و چین تقسیم شده است.برای اسرائیل نیز، این توافق پلی به سوی منابع عظیم انرژی، بازارهای جدید و جای پایی امنیتی در نزدیکی مرزهای ایران است.و برای قزاقستان، فرصتی است برای جلب سرمایههای غربی، تنوعبخشی به مسیرهای صادراتی و تبدیلشدن به گره حیاتی تجارت شرق و غرب.اما در بلندمدت، این تحولات ممکن است به بازتعریف مسیرهای ترانزیتی و ژئواقتصادی اوراسیا بینجامد؛ جایی که رقابت میان واشنگتن، مسکو، پکن و تهران وارد مرحلهای تازه خواهد شد، مرحلهای که شاید تعیینکننده نقشه جدید قدرت در قرن بیستویکم باشد.#قزاقستان_عادیسازی#آمریکا_ترامپ_اوراسیا 22:52 - 21 آبان 1404