عرزشیها
پزشک تأکید کرده بود که مدتی بدون عصا قدم از قدم برندارم. در آن روزهای دشوار، دغدغهام این بود که چطور با عصا، حرمت و وقار چادرم را حفظ کنم؛ سرانجام راهحلی پیدا کردم. در مسیر، سنگینی نگاهها را حس میکردم؛ یکی با دلسوزیِ کاذب گفت: «حالا چه ضرورتی دارد؟ چادر را بردار!» و دیگری با زهرِ تمسخر زیر لب زمزمه کرد: «عرزشیِِ نادان!».لبخند زدم و گذشتم، اما همین اصطلاح بهانهای شد تا در مسیری که به زحمت طی میکردم، به معنای واقعی این واژه فکر کنم. به اینکه این برچسب را به کسانی میزنند که در تمام این سالها، «عصای دستِ» ایران بودهاند تا این سرزمین در تلاطم حوادث از پا نیفتد.
واژهی «عرزشی» که با هدف تحقیر و به حاشیه راندن نیروهای مومن و انقلابی در فضای مجازی دستبهدست میشود، در واقع روایتگر قصه کسانی است که «هزینه دادن» برای آرمانهای والای وطن را به عافیتطلبی ترجیح دادهاند.وقتی از «عرزشیها» حرف میزنیم، از یک ناموارهی سیاسی سخن نمیگوییم، از یک کارنامهی قطور از خدمات بیمنّت حرف میزنیم.۱. سربازانِ روزهای بیکسیآن زمان که سیل و زلزله، امید را در دل روستاییان دورافتاده میکشت، همین «عرزشیها» بودند که پیش از رسیدن دوربینهای خبری، آستین بالا زدند. آنها لایهی اولِ مواجهه با بحرانها هستند؛ جوانانی که نه برای اضافهکار و پاداش، بلکه برای لبخندِ پیرزنی در انتهای یک روستای سیلزده، روزها میان گلولای دویدند.
۲. از بهشتآباد تا بخشهای قرنطینهدر بحران کرونا که جهان در بُهت و ترس فرو رفته بود، چه کسانی داوطلبانه وارد «خط قرمز»های مرگ شدند؟همانهایی که برچسب عرزشی بر پیشانی دارند، در تغسیل بیماران کرونایی و حضور در استراحتگاههای درمانی، جانشان را کف دست گرفتند.آنها ریههایشان را فدای سلامت جامعه کردند تا ثابت کنند برای آنها، «انسان» فارغ از هر نگاه سیاسی، محترم و مقدس است.
۳. امنیت محصولِ خون برچسبخوردگان برای بسیاری، امنیت مثل اکسیژن است؛ تا هست، دیده نمیشود. اما این امنیتِ پایدار، ثمرهی ایستادگی همان «عرزشیهایی» است که از مرزهای شرق تا بیابانهای شام، راه را بر تروریسم وحشی سد کردند.آنها فحش میخورند تا فحاشان در امنیت مطلق، علیهشان قلمفرسایی کنند. آنها شهید میشوند تا چادر از سرِ زنان این خاک و آرامش از شبهای این ملت نپرد.۴. بنبستشکنان علمیدر آزمایشگاههای پیچیدهی موشکی و هستهای، آنجا که ایران قد کشیده و لرزه بر اندام دشمنان انداخته، ردپای تفکر بسیجی و همان عرزشیهای تحصیلکرده نمایان است. کسانی که نادان خطاب میشوند، همانهایی هستند که با نبوغ خود، پیچیدهترین گرههای تحریمی را باز کرده و ایران را به باشگاه قدرتهای برتر جهان ملحق کردهاند.
۵. پیشرانان توسعه زیرساختهای بومیعرزشیها امروز در قامت مهندسان و متخصصان فنی، بار سنگین خودکفایی را به دوش میکشند. مشارکت فعال در نصب و راهاندازی نیروگاههای تجدیدپذیر (خورشیدی و بادی) در مناطق محروم، گامی استراتژیک برای کاهش وابستگی به نفت و گاز بوده است. همچنین، تیمهای مهندسی این جریان با ارتقای هوشمند شبکههای آب و فاضلاب در استانهای درگیر خشکسالی، پایداری زیستمحیطی را به ارمغان آوردهاند.۶. نخبگانِ انقلاب در مسیر فناوری و نوآوریبرخلاف برچسب ناآگاهی که معاندان میزنند، این جریان امروز پیشرانِ تحول دیجیتال است. راهاندازی آکادمیهای کدنویسی و برگزاری کارگاههای رایگان هوش مصنوعی و رباتیک برای هزاران دانشجو، در کنار طراحی پلتفرمهای پزشکی هوشمند برای تسهیل دسترسی محرومان به مراقبتهای بهداشتی، نشان میدهد که دانش بچههای نظام، مستقیماً در خدمت رفاه عمومی است.
۷. پاسداران فرهنگ و هنر بومیدر عرصه فرهنگ، عرزشیها با نگاهی هویتمحور به میدان آمدهاند. حمایت از هنرمندان جوان از طریق جشنوارههای موسیقی محلی و نمایشهای آیینی، باعث احیای هنرهای اصیلِ ایرانی شده است. همچنین، کتابخانههای سیار این گروه در نقاط مرزی و صعبالعبور، امروز به اصلیترین منبع تغذیه فکری و ارتقای سواد عمومی در مناطق دورافتاده تبدیل شدهاند.۸. توانمندسازی و کارآفرینی برای نسل جوانتمرکز بر برنامههای تخصصیِ کارآموزی در حوزههای فنی و کشاورزی نوین، به جوانان کمک کرده تا مهارتهای کاربردی کسب کرده و به اشتغال دائم برسند. این روحیه جهادی در قالب پروژههای داوطلبانه برای بازسازی مدارس و بیمارستانها در ایام تعطیلات، نمادی از مسئولیتپذیریِ اجتماعیِ کسانی است که پیشرفت کشور را مأموریت اصلی خود میدانند.۹. تقویت همبستگی ملی و کاهش بیکاریتأثیر مثبت این اقدامات در لایههای زیرین جامعه بهوضوح قابل مشاهده است. کاهش نرخ بیکاری در مناطق هدف از طریق ایجاد فرصتهای شغلیِ دانشبنیان و تقویت پیوندهای اجتماعی در قالب فعالیتهای مشترک با نهادهای مردمی، ثابت کرده است که عرزشیها نه یک گروه خاص، بلکه حلقهی وصلِ تمام دلسوزانِ میهن برای ساختن آیندهای روشن هستند.
مدتهاست واژهی «عرزشی» نشانی است برای شناسایی همانهایی که در روز حادثه، پایِ کارِ ایران میمانند. مواردی که از خدمات این جریان برشمرده شد، تنها مشتی نمونه از اقیانوس بیکران تلاشهای مخلصانهای است که در گوشه و کنار این سرزمین، بدون هیاهو و جنجال رسانهای جریان دارد؛ فهرستی که هر روز با خلاقیت و ایثار جوانان این نظام، سطرهای درخشان جدیدی به آن افزوده میشود. حقیقتِ خدمت، شعار نمیخواهد؛ کارنامهای میخواهد که اثرش در جایجایِ زندگی مردم جاری باشد.بدخواهان همچنان با واژهها بازی میکنند و خواهند کرد، اما تاریخ بهخوبی به یاد خواهد داشت که وقتی کشور در تنگنا بود، چه کسانی بهانه آوردند و چه کسانی «عصا»ی زیر بغلِ این ملت شدند تا پرچم این سرزمین برافراشته بماند. آن روز در سکوت لبخند زدم چرا که دریافتم برخی دانسته و نادانسته با تمام توانشان سعی دارند به واژهای توهین کنند که «امنیتِ» لفاظیشان را مدیون همان واژه هستند.
16:42 - 30 دی 1404