خدا غیور است!در برهه ای به شدت از خودم خسته بودم،آنقدر که حتی دلم نمی‌خواست به تن نیمه جانم غذا برسانمکسی هم از احوالاتم خبر نداشتاگر به خودم بود روزی یک نیمچه وعده غذا می‌خوردم.تصور کنید زمستان هم بود و هوا آنچنان سرد بود که صبح به صبح از پونک تا بهارستان،با وجود روشن بودن بخاری،دستانم روی فرمان ماشین منجمد میشد!
اما خدا یک «خانم نوروزی» فرستاد برای من و نشان داد طاقت رنگ پریدگی یک بنده‌ی عاصی را هم ندارد...صبح به صبح که وارد محل کار میشدم خانم نوروزی میپرسید:«طلا دختر صبحانه خوردی؟»راه دررو هم نداشت،از رنگ و رویت میفهمید که نخوردی!مرا می‌نشاند کنار بخاری آبدارخانه و نیمرو با کره محلی و نان تازه را می‌گذاشت جلویم.میگفتم: «خانم نوروزی جان من نیمرو دوست ندارم»فوری ارده و شیره حاضر میکرد و تا خیالش راحت نمیشد که لپ هایت گل نینداخته اجازه نمی‌داد از آبدارخانه بیرون بروی.صبحانه را که می‌خوردم میرفتم به دفتر کارم و به نیم ساعت نکشیده خانم نوروزی دق الباب میکرد و با یک سینی وارد میشدیک روز می‌گفت:«طلادختر، این دمنوشه بخور گرم بشی»یک روز می‌گفت:«طلا دختر،خانم فلانی رفته بود مأموریت این شیرینی رو آورده بخور ببین چه خوشمزه اس!»یک روز می‌گفت:«طلا دختر،این نون محلیه بخور جون بگیری»
گذشت و گذشتمن کارم آنجا تمام شد،اما هرگز فراموش نکردم که خدا چطور با دستان خانم نوروزی برای من لقمه میگرفت و با دستان خانم نوروزی مرا می‌نشاند کنار بخاری!خدا هرروز صبح در لباس خانم نوروزی،مرا رنگ پریده تحویل می‌گرفت و با روی سرخ و سفید از آبدارخانه بیرون می‌فرستاد.حالا این روزها من دیگر تازه وارد نیستم!به محض شنیدن جملات میفهمم که صدا،صدای خداست که از حنجره‌ی بنده‌ی خدا بیرون می‌آیدآنجا که بنده‌ی خدا می‌گوید:«نگران چیزی نباش»آنجا که بنده‌ی خدا می‌گوید:«من اینجام که نذارم مشکلی پیش بیاد»آنجا که بنده‌ی خدا می‌گوید:«کنار هم درستش میکنیم»آنجا که بنده‌ی خدا می‌گوید :«هرچی لازم داشتی فقط یه زنگ بزن»خدا هربار به من یادآوری می‌کند که اگر غمگین ببینمت آسمان و زمین را همدست میکنم برای خوشحال کردنتو اگر مشوش ببینمت،دنیا را بسیج میکنم برای آرام کردنت.فکرش را بکنید!یعنی خدایی داریم که حتی احوالات بنده‌ی به درد نخوری مثل من هم ثانیه به ثانیه برایش مهم است!هرروز و هرجا به تو میفهماند که من هستم!صدای تو را می‌شنوم!از ریز به ریز احوالت آگاهم!نکند فکر کنی حواسم به غمت نیست...!از شما چه پنهان،دلم خیلی این روزها برای دل خدا میگیرد!زیادی غصه‌ی بندگانش را می‌خورد...خدا غیور است،خیلی خیلی غیور...
08:29 - 19 سپتامبر 2025
قرآن و فعالیت‌های دینی
زندگی
زنان