امروز روز سختی برایم بود...

محمد مهدوی عارف این نوجوان ۱۶ ساله مجروح، تنها بازمانده خانواده شهیدان مهدوی عارف و سبحانی است که در حمله اخیر ائتلاف شیطانی آمریکا صهیونی به محله دروازه ری، همه خانواده وی به شهادت رسیدند ولی تا امروز از شهادت آنها بی خبر بود...دایی بزرگ خانواده از بنده خواست تا خبر شهادت را من به محمد بگویم که تازه بعد از چندین عمل جراحی، کمی حالش بهتر شده، چون دکترها گفته بودند با توجه به اینکه هنوز حالش کامل خوب نشده، با شنیدن این خبر دردناک امکان دارد دچار شوک عصبی شدید شود!به خود شهدا توسل کردم ورفتم به بیمارستان، احساس کردم خودش هم کمی بو برده و فهمیده است..با خود گفتم چه طور باید خبر شهادت پدر، مادر، خواهر، پدربزرگ و مادر بزرگش را می دادم؟!دستش را گرفتم و بعد از مقدمه چینی و گفتن از مقام شهدا و به چه سختی گفتم ....😭گفت: پدرم، گفتم: شهید شد..گفت: مادرم، گفتم: شهید شد..گفت: خواهر کوچکم مهرانا، گفتم: شهید شد..گفت: مادر بزرگم، گفتم: شهید شد..گفت: پدر بزرگم، گفتم: شهید شد.. با ناراحتی گفت: چرا من زنده ام؟! گفتم: تو هم شهید هستی ولی شهید زنده ای و باید علمدار خانواده شهیدت باشی و از امروز تو مسئولیت بزرگی بر گردنت است و آن این است که باید روایتگر عظمت و بزرگی خانواده ات برای همه مردم باشی، قطعا خدا خواسته زنده بمانی و این مسئولیت بزرگ را انجام دهی، از امروز باید قوی تر از گذشته باشی محمدجاناحساس کردم کمی آرام شد،ولی امروز روز سختی برایم بود... حاج حسین کاجی
14:40 - 9 فروردین 1405