فراز و نشیب‌های برنامه‌ریزی قبل از انقلاب ایران در آینه ۶ برنامه توسعه

خبرگزاری فارس: برنامه ریزی به قصد توسعه اقتصادی ایران از سال13۲۷در دستور کار قرار گرفت و تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی 7 برنامه اقتصادی در کشور اجرا شد.تاسیس شرکت‌هایی چون ایران خودرو و هلدینگ هائی نظیرگروه صنعتی ملی و توسعه صنعتی بهشهر هم نتیجه اجرای برنامه های اول تا سوم بودند.
با استقرار مجدد امنیت و ثبات در داخل کشور در دوران صوفیه و علاقه شاه عباس به تقویت بنیه نظامی و اقتصادی کشور فصل تازه‌ای در مناسبات ایران با کشورهای اروپایی گشوده شد و یکی از نتایج آن رشد بازرگانی داخلی و خارجی به ویژه در زمینه تولید و فروش ابریشم و جلب منافع مالی فراوان بود. تمایل او به عمران و آبادانی موجبات رشد معماری و برپایی بناهای عام المنفعه،‌راه ها، ‌کاروانسراها،‌ پلها، مساجد، مدارس و نیز تعالی بخش های مختلف هنری را فراهم نمود که شاخص‌ترین پدیده در عصر صفوی و حتی در تاریخ ایران محسوب می شود. با این توصیف شاید بتوان گفت تاریخ صنعتی شدن ایران به درستی از صفویه شروع می‌شود. ظاهرا اولین حرکتی که در این باره در ایران انجام می‌شود توسط برادران شرلی که در واقع پیک بریتانیای برای نفوذ در صنعت ایران بوده اند شروع می‌شود. واقع این است که در آن زمان عثمانی (ترکیه فعلی) یک کشور بسیار قدرتمند بوده که رقیب بریتانیا هم بوده و نفوذ بریتانیا در صنعت ایران به منظور تقویت ایران در مقابله با عثمانی و از طرف دیگر دستیابی به بازار مواداولیه و ارزان در ایران بوده است. همین موضوع نشان می‌دهد دوستی با ما از "حب علی نبود بلکه از بغض معاویه" بوده بویژه آنکه عثمانی ها سنی و ایرانیها شیعه شده بودند.
اما بدلیل اینکه آن موقع سیاست انگلستان تشویق سرمایه داری تجاری و ربایی بود، آن بخش از برژوازی صنعتی که خیلی ضعیف بوده نتوانسته جایگاه خاصی را بگیرد. دلیلش هم آمارها و کتاب‌هایی است که در این زمینه موجود است. (چند کتاب خوب در مورد وضعیت اقتصادی کشور دردوران صفویه و قاجاردر این اواخر چاپ شده است) به همین علت عملا ورود کالاهای انگلیسی کشور را دچار مشکل کرده بود. متاسفانه در ایران هیچ وقت بورژوازی صنعتی به شیوه منسجم شکل نگرفته یا ما با یک بورژوازی صنعتی قوی روبرو نبودیم که بتوانند در مقابل خارجی‌ها بایستند. از طرف دیگر هم رهبران کشور بویژه در دوران قاجار که هستی و توان جامعه را به مزایده گذاشته بودند و مرعوب عاملین غرب به خصوص روسیه و انگلستان بودند، همیشه یا امتیاز به روسیه می‌دادند یا به انگلستان و در عمل بورژوازی صنعتی ما زیر پا له کردند. در دوران قاجار، هم سامان کشور را از دست دادند و هم اقتصاد کشور را بنابودی کشیدند. چون هر روز بخشی از گمرک به یک کشور خارجی یا قدرتها واگذار می‌شد. اساسا در این دوران تیول داری انجام می‌شد.
بنابراین متاسفانه آن چیزی که در ایران رشد کرد سرمایه داری ربایی بود. با به قدرت رسیدن رضا شاه کوشش‌هایی به عمل امد تا بخش‌هایی از صنعت پا بگیرد. اقداماتی هم در این زمینه شد،اما باز قضیه تا سال 1332 به صورت یک جریان اجتماعی صنعتی در نیآمد. بعد از کودتای 28 مرداد که شاه تثبیت می‌شود و از طرف دیگر آمریکایی‌ها در کودتا پیروز می‌شوند به دلیل حضور شوروی در همجواری ایران آمریکایی‌ها بر این عقیده بودند که یک کشور صنعتی بزرگ در همسایگی شوروی ایجاد شود که مانع نفوذ کمونیست در خاورمیانه شود. انتخاب ایران هم از این جهت بود که ایران منابع مالی خوبی داشت در حالی که باید ترکیه انتخاب می‌شد، اما آنها ترکیه را به عنوان سنگرنظامی انتخاب کردند و ایران را به عنوان کشوری که بتواند در واقع با رشد اقتصادی در جوار شوروی به کشور نمونه تبدیل شود تا عده‌ای از شوروی به اینجا پناهنده شوند نه بالعکس. شاید در آن لحظه این مسائل با منافع ایران هم همخوانی داشت. به همین علت است برنامه «اصل 4 ترومن» که بعد از جنگ جهانی دوم اجرا و تا زمان سال‌های 42 باعث می‌شود ایران آهسته آهسته در راه صنعتی شدن گام بردارد. برهمین اساس برنامه ریزی به قصد توسعه اقتصادی در دستور کار رژیم قرار گرفت که تا زمان انقلاب 7 برنامه اقتصادی اجرا شده بود. 
خلاصه ای از این برنامه ریزی هم به این قرار است. کار برنامه ریزی در ایران در سال ۱۳۱۶با تشکیل شورای اقتصاد با هدف بررسی طرح های اقتصادی و پیشنهاد راه های عملی برای اجرای آنها به هیأت دولت (متشکل از 10 عضو به ریاست نخست وزیر) شروع شد.در سال های ۱۷-۱۳۱۶ یک کمیسیون دائمی با تصویب شورای اقتصاد مأمور تهیه برنامه ۷ ساله کشاورزی شد که نتیجتاً منجر به تهیه پیشنهاد هایی درباره اصلاح وضع کشاورزی و مسأله مهاجرت شد. ولی پس از سال ۱۳۱۷ این موضوع مسکوت ماند و مسأله برنامه ریزی تا سال ۱۳۲۳ به دست فراموش سپرده شد. در سال ۱۳۲۳ شورای عالی اقتصاد دوباره تشکیل شد. این بار وظایف آن عبارت بودند از تثبیت نرخ پول، تشویق و افزایش تولیدات، بررسی امور مالی و فنی کارخانه های دولتی، ایجاد نظم در امور اقتصادی و تأمین حداقل زندگی مردم.
شورای اقتصاد دوم نیز فعالیت چشمگیری نداشت و نتوانست از عهده انجام وظایف محوله اش بر آید و لذا درسال ۱۳۲۵ دولت برای مقابله با بحران ها و دشواری های اقتصاد دست به انجام دو اقدام مهم زد. اول، تأسیس بانک صنعت و معدن جهت اصلاح وضع کارخانه های دولتی (بجز صنعت نفت، دخانیات و راه آهن) که امور کلیه کارخانه ها و مؤسسات اقتصادی دولت در این بانک متمرکز گردید. دوم تشکیل هیأت عالی برنامه که وظیفه این هیأت تهیه برنامه 7 ساله توسعه اقتصادی بود. این هیئت نیز یک برنامه ۶۲ میلیارد ریالی تهیه کرد که خارج از توان مالی دولت بود و برای تأمین اعتبار آن از بانک بین المللی توسعه و ترمیم تقاضای وام کرد و بانک مرکزی نیز خواستار ارائه جزئیات طرح ها و برنامه ها شد و دولت نیز جهت تأمین نظر مذکور در سال ۱۳۲۵ با شرکت موریسن نودسن قراردادی را منعقد کرد.
شرکت مذکور نیز گزارش خود را تحت عنوان «برنامه توسعه و عمران ایران» به دولت ایران ارائه کرد که وسعت برنامه مذکور خارج از توان مالی دولت بود و لذا دولت با توجه به برنامه شرکت مذکور و با کمک هیأت عالی برنامه و نظرات کارشناسان ایرانی در سال ۱۳۲۶ یک برنامه ۷ ساله تهیه کرد که به صورت لایحه در اردیبهشت ماه ۱۳۲۷ به مجلس شورای ملی ارائه شد و مجلس نیز در بهمن سال ۱۳۲۷ برنامه مذکور را با اعتباری معادل ۲۱ میلیارد ریال تصویب کرد. به لحاظ پیش بینی تأمین ۳۲ درصد از اعتبارات برنامه از منابع خارجی و تقاضای وام توسط ایران از بانک بین المللی ترمیم و توسعه و درخواست بانک مذکور جهت ارائه اطلاعات بیشتر دولت نیز قراردادی با مؤسسه مشاورین «ماوراء بحار» منعقد کرد و مؤسسه مزبور نیز گزارش خود را در مهرماه ۱۳۲۸ به دولت ارائه کرد و براساس آن دولت مذاکرات خود را با بانک جهت اخذ وام شروع کرد که مدتی بعد به علت ملی شدن صنعت نفت و محاصره اقتصادی مذاکرات قطع شد. در سال های ۱۳۲۶ تا ۱۳۳۲ جمعاً ۹ دولت در مصدر حکومت بودند که حاکی از بی ثباتی سیاسی شدید حاکم بود و لذا در چنین شرایطی امکان اجرای برنامه فراهم نبود و در نتیجه در شهریور سال ۱۳۳۴ اجرای برنامه متوقف شد. برای آشنایی بیشتر و کند و کاو در مسائل نظری برنامه ها ی توسعه ایران نگاهی به اهداف برنامه های هفتگانه و بررسی عملکرد آن ضروری است.
اهداف قانون برنامه اول توسعه که از سال ۲۷ تا ۳۴ را در بر می گرفت از این قرار است: افزایش تولید، افزایش صادرات وتهیه مایحتاج عمومی مردم در داخل کشور؛ رشد و توسعه کشاورزی و صنایع و اکتشاف و بهره برداری معادن و ثروت های زیر زمینی، اصلاح و تکمیل وسایل ارتباط، اصلاح و بهبود بهداشت عمومی و بالابردن سطح معلومات و زندگی مردم،بهبود وضع معیشت عمومی و تنزل هزینه زندگی مردم. این اهداف به دلیل عدم تأمین مالی و تعویض پی درپی دولت ها محقق نشدند و تنها اهدافی که جامه عمل به خود پوشیدند شامل تأسیس سازمان برنامه که عهده دار وظیفه برنامه ریزی رشد و توسعه اقتصادی، اجتماعی کشور و احیا و بهره برداری از کارخانه های ایجاد شده قبل از جنگ جهانی دوم شد که در جنگ دچار آسیب شده بودند. قانون برنامه 7 ساله دوم (۱۳۴۱-۱۳۳۴) در اسفند ۱۳۳۴ با اعتبار مصوب ۷۰ میلیارد ریال به تصویب مجلس شورای ملی رسید که این اعتبار در سال ۱۳۳۶ به دلیل افزایش درآمد های دولت به۸۴ میلیارد ریال افزایش داده شد. برنامه هفت ساله دوم عمرانی اهداف متعددی را در پیش گرفته بود که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:
- توسعه و ترمیم بنادر و شاهراه ها و تجهیز راه آهن سراسری و اتصال خطوط راه آهن تهران به تبریز و مشهد و توسعه شبکه مخابراتی و تجهیز فرودگاه های تهران و آبادان و توسعه فرودگاه های شیراز و اصفهان، ایجاد تأسیسات رفاه شهری مانند لوله کشی آب و برق و آسفالت، توسعه کشاورزی و تنظیم جریان آب رودخانه ها و ایجاد سد ذخیره ای، توسعه آموزش و پرورش در همه سطوح و مقاطع تحصیلی و توسعه بهداشت عمومی. اما در میان این اهداف، برنامه دوم تنها بخشی از اهداف خود را محقق می کند که از آن جمله می توان به این موارد اشاره کرد: گسترش تفکر برنامه ریزی، تربیت کادر آزموده و پیمانکاران ورزیده برای اجرای طرح های عمرانی، ساختمان ۳ سد کرج - سفیدرود و دز، احداث ۵۰۰۰ کیلومتر راه درجه یک و ،۲ توسعه شبکه راه آهن، احداث فرودگاه مهرآباد و کارخانه های قند و چیت سازی تهران و قائم شهر، سیمان دورود و منجیل، ریشه کنی مالاریا، برق رسانی به ۱۴۴ شهر و آسفالت خیابان های ۶۳ شهر، آب لوله کشی و تصفیه شده ۴۰ شهر از اهم اقدامات به عمل آمده در طول برنامه دوم توسعه بود. از ضعف های برنامه دوم می توان به افزایش بیکاری و تورم بالاو افزایش بدهی های خارجی به دلیل دریافت وام های کلان اشاره نمود.
قانون برنامه سوم (۱۳۴۶-۱۳۴۱) در شهریور ۱۳۴۱ با اعتباری معادل ۲۳۰ میلیارد ریال برای طرح های عمرانی و ۲۰ میلیارد ریال برای هزینه های اداری به تصویب رسید که حدود ۹۲ درصد آن هزینه شد.در برنامه سوم به عکس برنامه های اول و دوم که صرفاً از یک سری طرح و پروژه تشکیل شده بود، روش برنامه ریزی جامع به کار گرفته شد و به دنبال تکامل روش برنامه ریزی در ایران، عملیات عمرانی در برنامه سوم کاملاً از بودجه دولت جدا شده و در یکجا متمرکز شد تا جامعیت برنامه تأمین و از این طریق دولت دارای ۲ بودجه کاملاً مجزا، یکی بودجه عمومی و دیگری بودجه عمرانی شود. هدف های برنامه در ۱۰ بخش به طور تفصیل تهیه و تدوین گردید. این ۱۰ بخش عبارت بودند از کشاورزی و آبیاری، صنایع و معادن، نیرو و سوخت، ارتباطات و مخابرات، فرهنگ، بهداشت و بهداری، کار و نیروی انسانی، عمران شهری، برنامه ریزی و آمار، خانه سازی و ساختمان. در طول برنامه های اول و دوم، سازمان برنامه مسئولیت اجرای طرح های عمرانی را به عهده داشت، اما از برنامه عمرانی سوم به بعد به توصیه و رهنمود گروه مشاوران از دانشگاه هاروارد، این مسئولیت را به عهده دستگاه های اجرایی گذاشت و سازمان برنامه صرفاً نقش مهم تر و مدیریت امور اقتصادی کشور را عهده دار گردید. قانون برنامه چهارم عمرانی کشور (۱۳۵۱-۱۳۴۷) در اسفند ۱۳۴۷ با اعتباری معادل ۴۸۰ میلیارد ریال به تصویب رسید که در انتهای برنامه با تجدید نظرهای به عمل آمده در برنامه بالغ بر577.4 میلیارد ریال گردید.
برنامه پنجم عمرانی (۱۳۵۶-۱۳۵۲) در بهمن سال ۱۳۵۱ با اعتبار ۱۵۶۰ میلیارد ریال در ۲۸ فصل به تصویب رسید و در تیرماه سال ۱۳۵۳ به دلیل افزایش درآمد نفت مورد تجدید نظر قرار گرفت و در اسفند سال ۱۳۵۳ با اعتبار ۲۶۲۶میلیارد ریال در ۳۵ فصل به تصویب مجلس رسید. هدف های برنامه پنجم که در آغاز راه با افزایش درآمدهای نفتی نیز همراه شده بود، اگرچه به ظاهر بسیار خوب بود، ولی نتایج بدی به بار آورد و تأثیر سخت خودش را بر اقتصاد ملی ایران نهاد. اهداف این برنامه عبارت بودند از: - ارتقای کیفیت زندگی همه گروه ها و اقشار اجتماعی کشور، حفظ رشد سریع، متوازن مداوم اقتصادی همراه با حداقل افزایش قیمت ها،افزایش درآمد طبقات مختلف با تأکید خاص در مورد ارتقای سطح معیشت گروه های کم درآمد. - گسترش جامع تر عدالت اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی با تأکید خاص در مورد توزیع عادلانه تر خدمات در سطح همه گروه ها و قشرهای اجتماعی، بهبود کیفیت و افزایش عرضه نیروی انسانی فعال کشور به منظور افزایش بازدهی و برطرف کردن تنگناهای توسعه، حفاظت، احیا و بهبود محیط زیست، اعتلای کیفیت زندگی جامعه بخصوص در نقاط پرجمعیت، توسعه علوم و تکنولوژی و گسترش قوه خلاقه و ابتکار جامعه، ایجاد مزیت نسبی در تولید و صدور کالاهای صنعتی در سطح بین المللی، حداکثر استفاده از منابع ارزی برای جبران کمبودهای داخلی و مهار کردن فشارهای تورمی سرمایه گذاری در خارج و ایجاد ثروت های ملی در جهت جایگزین کردن منابع پایان پذیر نفت.
- نگهداری و زنده کردن میراث ارزنده فرهنگی، پژوهش و آموزش فرهنگی و هنری، گسترش فرهنگ و هنر، ایجاد تسهیلات برای آفرینش هنری و ادبی و گسترش روابط فرهنگی. برنامه ششم عمرانی (۱۳۶۱-۱۳۵۷) با اعتباری معادل ۷۱۴۳۰ میلیارد ریال تهیه شد که با پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ تصویب و اجرای برنامه متوقف گردید. هدف هایی که برنامه ریزان برای این برنامه مد نظر داشتند،عبارت بود ازکاهش سهم نفت در مجموعه اقتصاد ملی از طریق کاهش صادرات آن و درآمدهای حاصل از آن، افزایش سهم تولیدات صنعتی در مجموع تولید ناخالص ملی، خودکفایی در زمینه فرآورده های اساسی بخش کشاورزی، عدم تمرکز و واگذاری اختیارات لازم به مردم و تخصیص منابع مناسب به مناطق و استان ها، کنترل رشد جمعیت، توسعه وسیع شبکه مخابراتی و ترابری، کنترل مهاجرت از روستا به شهر از طریق افزایش کیفیت زیست و میزان درآمد و تنوع اشتغال.
متاسفانه بدلیل استفاده و تحمیل نظریات خارجی در تهیه برنامه های اول و دوم (۱۳۴۱-۱۳۲۷) هیچ الگوی علمی مشخصی به منظور برنامه ریزی در جهت رسیدن به اهداف و برنامه های مذکور مورد استفاده قرار نگرفته و در واقع برنامه های مزبور از روش جمع طرح ها پیروی می‌ش،بدین طریق که برنامه عبارت بود از تعداد معینی طرح و پروژه که (عموماً در مسائل زیربنایی) همگی با اعتبارات دولتی و توسط دولت اجرا می گردیدند. در برنامه سوم عمرانی از الگوی رشد اقتصادی (هارود - دومار) پیروی شده و در برنامه چهارم و پنجم مدل به کار رفته مدل جدول داده - ستانده بود و سرانجام روش مورد استفاده در تهیه برنامه ششم مدل اقتصادسنجی بود که هرگز به انجام نرسید.
با اجرای برنامه های اول تا سوم کمپانی و شرکت‌های بزرگی همچون ایران خودرو و هلدینگ هائی نظیر گروه صنعتی ملی و توسعه صنعتی بهشهر و گروه آکام تاسیس شدند . در واقع آمریکایی‌ها برنامه‌ای را بنام انقلاب سبز ( انقلاب شاه و ملت ) به شاه دیکته می‌کنند که این برنامه عملا در آمریکای لاتین هم پیاده شده بود و قرار بوده که کشور از فاز کشاورزی وارد فاز صنعتی بشود و فئودالیته مغلوب بورژوازی شود. اگرچه حتی برخی از همان فئودال‌ها بعدها به بورژوازی پیوستند و نوعی از بورژوازی وابسته را خلق کردند که ریشه در فئودالیته داشتند .این پلت‌فرم در آن موقع به اصول انقلاب شاه و ملت معروف شد که مهمترین اصلش «اصلاحات ارضی» بود، در واقع می‌خواستند از طریق اصلاحات ارضی و آزاد کردن و سرریز نیروهای کاری که بخش کشاورزی بود؛ نیروهای مورد نیاز بخش صنعت تامین شود. یکی دیگر از اصول مهمی که در در این پلت‌فرم مطرح شد آزاد کردن زنان بعنوان نیروی کار ارزان قیمت بود.غلامحسین دوانی/ عضو انجمن حسابداران خبره ایران  انتهای پیام/م
غلامحسین دوانی
11:02 - 6 دی 1390

119 بازدید



1 پاسخ