چشمهاي نگران ساكنان بهشت فراموش شده

خبرگزاري فارس: زندگي در اقتصاد در حال گذار دشواريهاي خاص خود را دارد، اما داستان در لرستان به شكل ديگري متفاوت است.
هنگامي كه هواپيما براي فرود در باند فرودگاه ارتفاع كم مي‌كند، به يكباره دشتهاي يكپارچه سبز آغوش گشوده و ورود مسافران به سرزمين خرم را خوشامد مي‌گويد و پس از لحظاتي برخورد چرخهاي هواپيما با آسفالت سخت باند فرودگاه پايان سفر و رسيدن به مقصد را اعلام مي‌كند. سالن انتظار را پشت سر مي‌گذاريم. بيرون فرودگاه تاكسي هاي زرد رنگ فرودگاه كه به انتظار مسافران قطار شده‌اند، توجهمان را جلب مي‌كند، با سوار شدن گروه خبرنگاران كه براي بازديد از طرحها آبي يكي از پر آ‌ب‌ترين استانهاي كشور آمده اند، واگنهاي ناپيوسته زرد رنگ يكي پس از ديگري به راه مي‌افتد و رفته، رفته سيماي شهري كه همواره نام آن را با پسوند" محروم" شنيده شده متحيرتان مي‌كند و هر لحظه بيش از قبل هجوم اين حس وجودتان را فرا مي گيرد. رشته اي از كوه‌هاي زاگرس همانند فردي نشسته كه دستهايش را براي در آغوش گرفتن ديگري حلقه كرده،خرم آباد مركز استان لرستان را در برگرفته است، هواي خنك و شيشه‌اي كه صبح گاهان طراوت آن را صد چندان كرده است، لذت تنفس هواي پاك و البته اندكي خنك را به كام تازه از راه رسيدگان شهري بزرگ، شلوغ و دود آلود مي‌ريزد و تفاوت آب و هواي منطقه با ديگر نقاط سرزمين زرخيز را به رخ مي‌كشد.
فتح قله‌ كوه هاي حصار شده بر گرد شهر بدست سبزه‌هاي روئيده بر تنه سنگها حكايت از وجود رطوبتي نامحسوس در هواي به واقع درخشان شهر دارد، طبيعت سرسبز خود را به جاي جاي شهر تحميل كرده است به گونه‌اي كه محيط بيشتر تداعي كننده منطقه‌اي ييلاقي است تا شهري بزرگ و مركز يك استان. در عين حال شهر از داشتن چهره شهري مترقي به خود مي بالد. طبيعت زيبا دست شهر داري را براي هر نوع آراستن و جلوه گري باز گذاشته است و نماهايي را بوجود آورده كه در كمتر شهر بزرگ و حتي كوچك كشور مي توان ديد. مجسمه‌ها و تمثالهاي زيباي قرار گرفته بر ميادين كوچك شهر زيباتر از هر ميدان بزرگي جلوه مي كنند و فضاي سبز ساخته شده در اطراف درياچه نقره گون " كيو "، بيننده را به ياد تصاويري مي‌اندازد كه تا كنون بر پوسترهاي حاوي مناظر شهرهاي متمدن اروپايي ديده است. رودخانه بزرگ شهر با پلهاي متعددي كه فاصله ايجاد شده در دو سوي رود را به هم متصل مي‌كند، ياد آور كارون در خوزستان است و چه بسا زيباتر از آن. زيبايي واژه غريبي در ايران نيست، شمال با جنگلهاي انبوه و مه‌آلود و درياي هميشه بي‌قرار خزر، جنوب و آبهاي نيلگون و با وقار خليج فارس، اصفهان و شيراز سرشار از فرهنگ،هنر و ادب، همدان و غاري بي‌نظير كه در دل آن جاخوش كرده، يزد ، كوير و ....، اما وضعيت در خرم‌آباد متفاوت است، زيرا اين شهر كه دست بر قضا هم "خرم" است و هم " آباد " به گونه عجيبي دلرباست.
زيبايي كه با حركت اتوبوس به سمت مناطق بيرون شهر شگفت آورتر مي‌شود،آبشارها‌يي كه از فراز كوه به پايين مي‌ريزند، دشتهاي يكپارچه سبز و وسيع كه تا حد امكان خود را در دامنه كوه ها بالا كشيده‌اند، طيفهاي نامحدودي از رنگ سبز‌ كشيده شده بر دامنه هاي دشت، سبزه‌هاي روئيده بر پيكره كوه كه اندك اندك با فاصله گرفتن از فضاي شهر تبديل به درختچه‌هاي كوتاه، سپس درختان بلند و به مرور جنگل مي شوند، رود خانه‌هاي بزرگ و كوچكي كه خروشان و رقصان در دشتهايي به وسعت 800 هزار هكتار و به عبارت بهتر 8 ميليارد متر مكعب در جريان هستند، دشتهاي شقايق كه طبيعت براق‌ترين و زيباترين رنگ قرمز خود را به آنها بخشيده و همنشيني بابونه‌هاي ريز و سفيد رنگ در اطراف شقايق‌هايي كه در رديف جاده روئيده‌اند، هوشياري عميقي را در طبيعت و ثروت نهفته اي را براي ساكنان منطقه فرياد مي‌زند. لرستان به واقع بهشت فراموش شده ايرانيان است؛ سرزمين شقايقهاي وحشي داراي آنچنان مناظري است كه در كمتر جايي مي توان مثال آن را ديد، ساعتها تماشاي طبيعت شگفت انگيز لرستان چشم را سير نمي كند و هزينه چشم بر همزدني حتي پس از ساعتها حركت در دشت از دست دادن جلوه هايي از زيبايي هاي بكر است. اغلب اعضاي گروه براي اولين بار است كه به يمن پيش آمدن سفر كاري به لرستان سفر كرده اند، در بين گروه هستند كساني كه به بسيار از كشورهاي اروپايي ، آسيايي و حتي آفريقايي سفر كرده‌اند، اما براي اولين بار است كه به لرستان سفر مي‌كنند و البته پر بيراه هم نيست.
" چرا براي رهايي از مشغله‌هاي هر روزه و دغدغه‌هاي زندگي در شهرهاي بزرگ بايد به شهري سفر كرد كه صفت هميشگي "محروميت" آن بيانگر فقر و بدبختي است". لرستان تنها به طبيعت دل انگيز خود مفتخر نيست، بلكه قوم لر ادعاي فرهنگ و تمدن 40 هزار ساله دارند و اين ادعاي موهومي نيست، لرها براي حداقل چند هزار سال فرهنگ و تمدن خود به اندازه كافي و حتي بيش از آن سند و مدرك زنده در دست دارند؛كتيبه 4هزار و 500 ساله رها شده در فضاي باز گوشه‌اي از شهر، منبع آب 3 هزار و پانصد ساله در كناري ديگري، بت مفرغي لرستان متعلق به هزاره اول قبل ازميلاد، شير سنگي اليگودرز، قلعه سر به ‌آسمان كشيده فلك الافلاك به يادگار مانده از دوره سلجوقي كه كاربرد نظامي داشته و دارد، مبارزاني چون آيت الله طالقاني و آيت الله مدني در عصر حاضر دوران زندان و تبعيد خود را در آن سپري كردند و اكنون نيز بخشي از آن داراي كاربرد نظامي و بخشي ديگر موزه‌اي ديدني و جذاب است. موزه اي كه فرهنگ متفاوت و پرجاذبه‌ مردم لر را به نمايش مي‌گذارد و در كنار هزاران اثر و بناي تاريخي ديگر بر ادعاي لرستانيها درباره تمدن ديرينه اشان صحه مي‌گذارد. مدير بازرگاني يكي از ادارات لرستان آب و هواي استان را اين طور شرح مي دهد: مردم در اين منطقه تا اواسط خرداد ماه نيازي به كولر و تا اوايل ديماه نيازي به بخاري ندارد، در عين حال در بخشهايي از استان كوهها مملو از برف بوده و در بخشهاي ديگر ميوه‌هاي رسيده و براي روانه شدن به بازار آماده مي شود.
حجم بارندگي در استان لرستان 32/2 برابر ميزان بارندگي كشور است و به همين دليل در اين استان خبري از دشتهاي ممنوعه يعني دشتهايي كه به دليل محدوديت منابع آب حفر چاه در آنها غدقن است،نيست. " كشت ديم" كه اغلب در ذهنها عبارتست از زميني خشك كه تك و توك خوشه‌هاي ضعيف گندم و جو در آن روئيده‌ است، اما كشت ديم در لرستان عبارتست از دشتهايي يكپارچه سبز وانبوه كه البته اهالي مي‌گويند اگر آبي شوند و آبهاي هرز به سمت آنها هدايت شود، بسيار بهتر از اين خواهند بود !. فصل بهار است و وجود مزارع دانه‌هاي روغني " گلزا "به بخشهايي از دشتهاي سبز، يكپارچه رنگ زرد پاشيده است و نقش استان را در تامين نان، انواع محصولات كشاورزي و آذوقه ميليونها نفر ايراني يادآور مي شود. نسبت دادن صفت محروم به لرستان همانند چسبانيدن صفت فقر به غنا و يا ملقب كردن پادشاهي به صفت فقر است، اما محروميت در اين بهشت از ياد رفته نه در منابع و ظرفيتهاي آن كه در زندگي اهالي نجيب و صميمي آن جاري است. اقتصاد لرستان متكي بر كشاورزي است، صنعت در اين استان پا نگرفته است به همين دليل نيز ارزش افزوده حاصل پاسخگوي نيازهاي معيشتي مردم نيست.
" بيكاري " واژه‌اي است كه هر تازه واردي به خرم آباد بارها و بارها در برخورد با مردم مي‌شنود ، واژه‌اي كه بيانگر مفهوم عميقي از انتظارهاي طولاني و تلخ ، فقر و نيستي، رفتن به بيراهه‌ها و گم شدن در سياه چاله‌هاي اعتياد و انحراف است. چنانكه در بدو ورود گروه خبرنگاران نيز راننده تاكسي فرودگاه كه پي برده است مسافرانش با شهر او بيگانه اند و با ظهور هر منظره اي شرح حالي مي‌دهد، با رسيدن به پل بزرگ شهر اينگونه تعريف مي‌كند: اين هم پل بزرگ شهر است كه هر دو هفته يكبار يك نفر خود را از بالاي آن به پائين پرتاب مي كند و خودكشي مي كند... توضيح او براي اين اتفاقات تنها يك كلمه است:" بيكاري". وقتي از يكي ديگر از اهالي شهر درباره خودكشي‌هاي پل بزرگ شهر مي‌پرسيم، تائيد كرده و ابتدا به شوخي مي‌گويد: هر كس عاشق مي‌شود و به عشقش نمي‌رسد مي رود خود را از آن بالا پرتاب مي كند پايين. اما بعد او هم نقش بيكاري را در خودكشي‌هاي خرم‌آباد تائيد كرده و مي گويد: بيشتر، معتادان، مردان جوان بيكار و دختران جوان در اينجا خودكشي مي كنند. نرخ بيكاري در لرستان بر اساس آمارهاي رسمي در سال 84 بالغ بر 9/14 درصد و در سال هشتادو پنج به 3/16 بوده است كه پس از كرمانشاه دومين رتبه نرخ بيكاري در كشور است. انتخاب نمايندگان مجلس در لرستان همواره متكي بر آراء قومي بوده و به همين دليل اغلب مخاطبان ما نمايندگانشان را در رفع مشكلات خود اثر گذار نمي‌دانند.
به جز شهر خرم‌آباد كه داراي بافتي شهري و زيبا است مناطق روستايي قرار گرفته در اطراف شهر و به خصوص خانه‌هاي روستايي بيش از هر چيز به آلونكهاي تنها و يا رديف شده در دل دشتها و دامنه كوهها شبيه‌ هستند. *خداحافظي با كودك زاگرس براي كساني كه به لرستان سفر مي‌كنند، دل كندن از طبيعت بي‌نظير و سرشار از آرامش آن و همينطور خرم‌آباد، كودك زيباي آرميده در آغوش زاگرس دشوار است؛ اما رفتن سرنوشت اجتناب ناپذير هر مسافر است. در طول مسير مهمانسراي ايرانگردي و جهانگردي خرم آباد تا فرودگاه راننده جوان آژانس تعريف مي كند كه ليسانس تربيت بدني‌اش را از دانشگاه دولتي بروجرد گرفته است. او بر اسم "دانشگاه دولتي" تاكيد خاصي دارد و هنوز برايش قابل هضم نيست با چنين مدركي بايد به مسافر كشي رضايت دهد. با حسرت اضافه مي‌كند: لرستان حقيقتا بهشت است، مناطق بكري در استان وجود دارد كه بي‌نظيرند و در آنها حيات وحش انواع حيوانات وحشي را مي‌توان از نزديك تماشا كرد،...اما چه فايده؟ او ادامه مي‌دهد: در جنگ ايران و عراق خرمشهر را لشكر 84 لرستان آزاد كرد، هر جا نياز به رشادت است مردم لرستان فداكاري كرده‌اند، اما صحبت از صنعت و احداث كارخانه‌ كه مي شود،مسوولين كم لطف مي شوند.
اكثر مردم كشور، حتي طبقات تحصيل كرده و آگاه از جاذبه‌هاي بي نظير تاريخي و طبيعي استان لرستان بي‌اطلاعند و علي رغم تبليغات بسيار گسترده و موفقي كه بعضا براي شناساندن پديده‌هايي چون ارگ جديد بم انجام شده است، هيچ گاه اقدامي براي معرفي شناساندن پديده هاي كم نظير بهشت فراموش شده ايران زمين صورت نگرفته است، حال آنكه توسعه صنعت گردشكري مي‌تواند چشم اندازهاي روشني از اشغال را در پيش چشم‌هاي نگران امروز مردم لرستان ترسيم كند. وجود محصولات كشاورزي و آب فراوان بستر مناسبي براي ايجاد صنايع غذايي، آبي و نيروگاهي است و بدون ترديد بررسيهاي دقيق و توجه جدي‌تر ظرفيتهاي كارشناسي فراواني را در لرستان آشكار خواهد كرد. هر چند به نظر مي‌رسد لرستان امروز بيش از هر صنعت و سرمايه گذاريي نيازمند و تشنه مديريتي قوي براي به تحرك واداشتن ظرفيتهاي فراوان اين منطقه زر خيز كشور است. حكايت امروز مردم لرستان داستان تشنه مردن در درياي آب شيرين است؟ براي پايان اين تشنگي بايد چاره اي انديشيد. گزارش از :مريم حاج نوروزي انتهاي پيام/
00:24 - 25 اردیبهشت 1386

3 بازدید




1 پاسخ