"حق عبور" در آبهای ایران
در میانه فراز و فرودهای جنگ روانی و رسانهای غرب علیه جمهوری اسلامی ایران، یادداشت تازه «توبی ننگل» در ستون تحلیلی «آلپاویل» فایننشال تایمز (سوم اوت ۲۰۲۶) را باید از منظر «چرخش گفتمانی محاسبهگرانه» در قلب رسانههای اقتصادی اروپا بازخوانی کرد؛ چرخشی که بهرغم لحن طنزآمیز و ارجاع عامدانه به شخصیت مافیایی «دن کورلئونه»، در نهایت به این نتیجه میرسد که الگوی ایران برای دریافت هزینه خدمات دریایی در تنگه هرمز، «نهتنها غیرقانونی نیست، بلکه از منظر حقوق بینالملل دریاها و رویه کشورهای غربی، کاملاً قابل دفاع است».
این یادداشت، اعتراف غیرمستقیم نهادهای اقتصادی غرب به شکست پروژه «شیطانسازی» از نقش آفرینی ایران در آبراه راهبردی هرمز است؛ اعترافی که تحلیل آن برای فهم مختصات جدید «نبرد شناختی» علیه تهران ضروری است.۱. بازی رسانهای فایننشال تایمز: از «باجگیری» تا «مدل دانمارک و ترکیه»نویسنده در ابتدای متن، با ادبیاتی کنایهآمیز و با استناد به گزارشهای قبلی همین رسانه، مدعی میشود که ایران بهدنبال «مدیریت کشتیرانی» در هرمز است، «همانگونه که دن کورلئونه مغازهداران لیتل ایتالی را مدیریت میکرد». این قاببندی اولیه، ادامه همان پروژه روایی قدیمی غرب است که هرگونه نقشآفرینی امنیتی و حاکمیتی ایران در تنگه هرمز را بهمثابه «اخاذی» و «تخطی از حقوق بینالملل» بازنمایی میکند.اما نقطه عطف متن، جایی است که نویسنده به گزارش تحلیلی «جیپیمورگان» استناد میکند و میپذیرد که «اخذ هزینه از کشتیها برای عبور از آبهای سرزمینی، لزوماً نه برای آمریکا غیرقابلقبول است و نه در تضاد با حقوق بینالملل». این چرخش، صرفاً یک ملاحظه فنی نیست؛ بلکه نشانهای از تغییر پارادایم در لایههای اقتصادی اتاقهای فکر غربی است که اکنون دریافتهاند تداوم سیاست «انکار مشروعیت» درباره هرمز، هزینهای گزافتر از پذیرش واقعیت دارد.
۲. پیشینههای غربی «حق عبور»: دانمارک و ترکیه؛ دو لبه قیچی مشروعیتزدایی از فشار بر ایرانیادداشت فایننشال تایمز، سپس به دو نمونه عینی از کشورهای عضو ناتو اشاره میکند که عملاً «عوارض عبور» دریافت میکنند:الف) تنگههای دانمارک: بر اساس گزارش جیپیمورگان، دانمارک و سوئد از کشتیهای عبوری از تنگههای دانمارک هزینه دریافت میکنند. نکته کلیدی اینجاست که این هزینهها، نه بهعنوان «عوارض» که بهعنوان «هزینه خدمات» دریافت میشود. قانون پایلوتیج دانمارک، همراهی اجباری را برای کشتیهای حامل بار خطرناک نفت، مواد شیمیایی، گاز یا کشتیهای دارای بیش از ۵ هزار تن سوخت سنگین الزامی کرده است. هزینه هر عبور برای یک نفتکش «بالتیکمکس» بین ۱۰ تا ۲۵ هزار دلار برآورد میشود.ب) تنگههای ترکیه: به استناد کنوانسیون مونترو (۱۹۳۶)، ترکیه از «اختیارات نظارتی گسترده» برخوردار است و میتواند بابت خدمات، هزینه دریافت کند. امروز ترکیه برای عبور رفتوبرگشت یک نفتکش «سوئزماکس» حدود ۱۳۰ هزار دلار دریافت میکند معادل فقط ۱۳ سنت در هر بشکه و در ازای آن، خدمات فانوس دریایی، بویههای کانال و روشنایی، کنترل بهداشتی و خدمات نجات ارائه میدهد.نتیجهگیری منطقی و گریزناپذیر: اگر دانمارک و ترکیه دو کشور عضو ناتو و از مدعیان «جهان مبتنی بر قواعد» میتوانند در آبراههای استراتژیک خود، «هزینه خدمات اجباری» دریافت کنند، هیچ مبنای حقوقی یا اخلاقی برای محکوم کردن الگوی مشابه ایران و عمان در تنگه هرمز وجود ندارد. آنچه غرب درباره ایران «باجگیری» مینامد، درباره دانمارک و ترکیه «خدمات قانونی» خوانده میشود. این همان استاندارد دوگانهای است که دستگاه رسانهای جمهوری اسلامی باید با قدرت افشاگری کند.
۳. ایده «سازمان عبور دوجانبه ایران-عمان»؛ از حاشیه به متن تحلیلهای غربیبخش مهم دیگر یادداشت، استناد به مقاله «امیر هنجانی» از «مؤسسه کوئینسی برای دولتورزی مسئولانه» در نشریه فارن پالیسی است که پیشنهاد میکند: «یک سازمان ترانزیت دوجانبه ایران-عمان، ابهام حقوقی را از بین میبرد. عمان یک جریان درآمدی و اهمیت استراتژیک بیشتر به دست میآورد. ایران مشروعیت، درآمد، و دستاوردی ملموس برای افکار عمومی خود کسب میکند. کشتیها بهجای تصمیمهای سلیقهای فرماندهان سپاه، فرایندی قابل پیشبینی خواهند داشت. و آمریکا تنگه هرمز بازشده را دریافت میکند.»این استدلال، هرچند آمیخته به نگاه ابزاری و حتی ادبیاتی تحقیرآمیز نسبت به «فرماندهان سپاه» است، اما در بطن خود اعتراف به یک واقعیت راهبردی است: ثبات و امنیت تنگه هرمز، بدون نقشآفرینی فعال و رسمی جمهوری اسلامی ایران، قابل تضمین نیست. تلاش غرب برای «مدیریت هرمز بدون ایران»، در عمل شکست خورده و اکنون همان محافل، از «نهادسازی مشترک با ایران» سخن میگویند.از منظر راهبردی، این همان منطق «پیوند میدان و دیپلماسی» است: توان بازدارندگی و نقشآفرینی میدانی ایران در هرمز، اکنون به نقطهای رسیده که غرب را وادار کرده تا در میز مذاکره و در تحلیلهای اقتصادی خود، «حق ایران برای دریافت هزینه خدمات» را بهعنوان یک متغیر واقعی بپذیرد.
۴. پرسش پایانی آلپاویل: چه کسانی دیگر وارد «بازی درآمدزایی از تنگهها» میشوند؟نویسنده در پایان، با لحنی نگران میپرسد: «با توجه به اینکه قرار است باجههای عوارض در تنگههای آبهای سرزمینی برپا شود، آیا دولتهای دیگری هم که با کمبود نقدینگی مواجهاند، به فکر ورود به این بازی درآمدزایی خواهند افتاد؟»این پرسش، در واقع اعلام نگرانی غیرمستقیم از «اثر دومینو»ی الگوی هرمز است. اگر الگوی «هزینه خدمات بهجای عوارض عبور» در تنگه هرمز با همکاری ایران و عمان نهادینه شود، این الگو میتواند بهعنوان یک رویه حقوقی و اقتصادی در سایر تنگههای استراتژیک جهان از بابالمندب تا تنگه مالاکا تکثیر شود و ساختار اقتصاد دریایی جهانی را که قرنها بر «عبور رایگان از تنگهها» استوار بوده، دگرگون کند.این دقیقاً همان چیزی است که آمریکا از آن میهراسد: نه «بسته شدن هرمز»، بلکه «باز شدن هرمز بر مبنای قواعدی که ایران یکی از تنظیمکنندگان آن است.»
جمعبندی و ملاحظات راهبردی برای دستگاه سیاستگذاری و رسانهای۱. یادداشت فایننشال تایمز را باید بهمثابه یک «سند شکست روایتسازی» علیه ایران در حوزه هرمز مطالعه کرد. نهادهای مالی غربی، اکنون بهصراحت میپذیرند که الگوی دریافت هزینه خدمات دریایی ایران، مشروعیت حقوقی و رویه بینالمللی دارد.۲. رسانههای فارسیزبان و دستگاه دیپلماسی عمومی باید این «اعتراف» را بهطور سیستماتیک برجسته کنند و آن را در برابر ادبیات «باجگیری ایران» که از سوی رسانههای جریان اصلی غرب تکرار میشود، قرار دهند. مقایسه هرمز با تنگههای دانمارک و ترکیه، یک بمب روایی است که باید به زبانهای انگلیسی، عربی و فارسی و در قالبهای گرافیکی و تحلیلی تولید و منتشر شود.
۳. پیشنهاد «سازمان دوجانبه ایران-عمان» هرچند از سوی محافل آمریکایی مطرح شده، اما ذاتاً همسو با منطق دیپلماسی منطقهای ایران است و میتواند بهعنوان یک گزینه مذاکراتی و اعتمادساز در دستور کار قرار گیرد؛ مشروط بر آنکه حاکمیت و نقش امنیتی ایران در تنگه هرمز بهعنوان یک اصل غیرقابلمذاکره حفظ شود و درآمدهای حاصل از آن، شفاف و در خدمت توسعه زیرساختهای دریایی و امنیت منطقه باشد.۴. الگوی «هزینه خدمات» در هرمز، ظرفیت تبدیل شدن به یک ابزار قدرت اقتصادی و هنجاری برای ایران را دارد. این الگو، در صورت طراحی هوشمندانه، میتواند ایران را از موقعیت «بازیگری که هرمز را تهدید میکند» به «دولتی که امنیت و خدمات هرمز را تضمین میکند» ارتقا دهد؛ چرخشی که همزمان درآمد پایدار ایجاد میکند، مشروعیت بینالمللی میسازد و پروژه آمریکایی «امنیتیسازی ایران» را خنثی میکند.۵. نکته پایانی و راهبردی: این یادداشت نشان میدهد که «میدان» ایران در هرمز به چنان سطحی از بازدارندگی رسیده که «دیپلماسی» اکنون میتواند از موضع قدرت، ابتکار عمل را در دست بگیرد. ادغام میدان و دیپلماسی، نه یک شعار، بلکه واقعیت میدان هرمز در تابستان ۱۴۰۵ است. وظیفه رسانههای انقلابی، تبدیل این واقعیت به روایت غالب است؛ روایتی که در آن، ایران نه «تهدیدکننده»، بلکه «ضامن و ارائهدهنده خدمات امنیت دریایی» در یکی از حیاتیترین آبراههای جهان معرفی میشود.
17:23 - 23 مرداد 1405