پیمان راهبردی ایران و هند؛ ضرورت ژئوپلیتیکی در معماری نوین قدرت آسیاتحولات شتابان نظام بینالملل نشان میدهد که جهان بهصورت بازگشتناپذیر در حال عبور از نظم تکقطبی آمریکامحور به سوی نظم چندقطبی و شبکهای قدرت است. در این گذار تاریخی، کشورهایی موفق خواهند بود که بتوانند نهفقط «شریک»، بلکه سبد متنوعی از پیمانهای راهبردی مکمل ایجاد کنند. جمهوری اسلامی ایران با امضای پیمانهای بلندمدت با چین و روسیه، دو گام مهم در این مسیر برداشته است؛ اما بدون تعریف یک پیمان راهبردی جامع با هند، این معماری آسیایی ناقص و از نظر موازنهای ناپایدار خواهد ماند.هند در نظریه موازنه قدرت؛ نه متحد، نه دشمنهند را باید در چارچوب نظریه موازنهگری هوشمند (Smart Balancing) تحلیل کرد. دهلینو نه بهطور کامل در اردوگاه غرب حل شده و نه مایل است زیر چتر چین یا روسیه تعریف شود. عضویت همزمان هند در QUAD، سازمان همکاری شانگهای، BRICS و حفظ روابط راهبردی با ایران، روسیه و آمریکا، نشاندهنده الگویی از سیاست خارجی است که بر استقلال تصمیمگیری راهبردی استوار است.برای ایران، چنین بازیگری یک فرصت استثنایی محسوب میشود؛ زیرا پیمان راهبردی با هند بهمعنای ورود به یک بلوک صلب ضدغربی یا ضدچینی نیست، بلکه افزایش درجه آزادی ژئوپلیتیکی ایران در یک محیط بینالمللی پرمخاطره است.
منطق ژئواکونومیک؛ ایران بهعنوان گره اتصال هنداز منظر ژئواکونومی، هند برای تحقق رؤیای «قدرت بزرگ قرن بیستویکم» نیازمند دسترسی پایدار، امن و کمهزینه به بازارهای اوراسیا، آسیای مرکزی و اروپا است. مسیرهای دریایی طولانی از کانال سوئز، هم پرهزینهاند و هم در معرض ناامنیهای ژئوپلیتیکی. اینجاست که ایران بهعنوان حلقه مفقوده راهبردی هند ظاهر میشود.پروژههایی نظیر چابهار و کریدور شمال–جنوب بدون پشتوانه یک پیمان راهبردی، همواره در سطح پروژههای شکننده باقی میمانند. اما در چارچوب یک پیمان بلندمدت، این پروژهها میتوانند به زیرساختهای ژئواکونومیک ماندگار تبدیل شوند؛ زیرساختهایی که حتی تحریمها نیز قادر به حذف آنها نخواهند بود، بلکه صرفاً هزینه تعامل را بالا میبرند.انرژی؛ پیوند راهبردی فراتر از نفتدر سطح انرژی، رابطه ایران و هند را نباید صرفاً به «صادرات نفت» تقلیل داد. هند بهعنوان یکی از تشنهترین اقتصادهای جهان به انرژی، نیازمند تنوعبخشی به منابع تأمین است و ایران یکی از معدود کشورهایی است که میتواند در بلندمدت، ترکیبی از نفت، گاز، پتروشیمی و همکاریهای پالایشی را ارائه دهد.پیمان راهبردی میتواند چارچوبی برای:- سرمایهگذاری مشترک در میادین انرژی ایران - ایجاد پالایشگاههای مشترک در هند - قراردادهای بلندمدت با سازوکارهای مالی غیر دلاری - و حتی همکاری در انرژیهای نو فراهم کند؛ موضوعی که ایران را از فروشنده صرف، به شریک انرژی ارتقا میدهد.
لایه امنیتی؛ همگرایی منافع بدون ائتلاف نظامیدر سطح امنیتی، ایران و هند منافع مشترکی در ثبات افغانستان، مقابله با افراطگرایی، امنیت دریای عمان و اقیانوس هند دارند. نکته مهم آن است که هیچیک از دو کشور علاقهای به ائتلافهای نظامی کلاسیک ندارند. بنابراین، پیمان راهبردی میتواند بر همکاری امنیتی نرم، تبادل اطلاعات، گفتوگوی راهبردی و هماهنگی منطقهای متمرکز شود.چنین مدلی، هم از حساسیتهای داخلی دو کشور عبور میکند و هم پیام روشنی به رقبا میدهد: ایران در حال تبدیلشدن به کنشگر مسئول امنیت منطقهای است، نه عامل بیثباتی.موازنه در برابر چین، نه تقابل با آنیکی از سوءبرداشتهای رایج این است که نزدیکی ایران و هند بهمعنای فاصلهگیری از چین است. درحالیکه در منطق راهبردی، تنوعبخشی به شرکا، شرط بقا در نظم چندقطبی است. ایران اگر تنها به چین و روسیه متکی بماند، قدرت چانهزنی خود را در بلندمدت کاهش میدهد. حضور هند بهعنوان ضلع سوم، به ایران امکان میدهد:- از رقابت چین و هند بهصورت هوشمند بهرهبرداری کند - وابستگی نامتقارن ایجاد نکند - و در مذاکرات راهبردی، دست بالاتری داشته باشد بُعد تمدنی و تاریخی؛ پیوندی فراتر از سیاست روزمرهایران و هند دارای پیوندهای تمدنی، فرهنگی و تاریخی عمیق هستند که کمتر در تحلیلهای روزمره مورد توجه قرار میگیرند. از زبان و ادبیات گرفته تا مسیرهای تاریخی تجارت، این پیوندها میتوانند پشتوانهای نرم برای یک پیمان سخت راهبردی باشند؛ عاملی که در پایداری بلندمدت توافقات، نقشی تعیینکننده دارد.
13:12 - 4 اسفند 1404