انسان خاکی با مدیریت افلاکی
برگرفته از کتاب نگاه سرنوشت ساز به قلم: ابراهیم کارخانه: آخرین سمینار رؤسای آموزشوپرورش سراسر کشور بود که شهید رجایی در آن شرکت میکرد. قرار بود او از اینپس در سنگر نخستوزیری انجام وظیفه نماید. همکاران از اینکه شهید رجایی را از جایگاه حساس آموزشوپرورش کشور از دست میدادند، که در مدتی کوتاه تحولات بزرگی در آن رخ داده بود، بسیار ناراحت بودند. ایشان در آن فرصت محدود توانسته بود خدمات بزرگی را در این وزارتخانه انجام بدهد؛ بهگونهای که تصور میشد بدون حضور او خدشۀ بزرگی بر این حرکت بالنده وارد شود. بر همین اساس جمعی از همکاران تصمیم گرفتند طوماری تهیه کنند و از ایشان تقاضا نمایند با انتخاب یک نفر بهعنوان قائممقام، همچنان سرپرستی وزارتخانه را حفظ نمایند. بر همین اساس، در طول سمینار، طوماری با اشتیاق دست به دست میشد و همکاران آن را امضا میکردند. با نزدیک شدن به اذان ظهر، جلسۀ صبح پایان پذیرفت.
بعد از ادای فریضۀ نماز، نوبت به صرف ناهار رسید. شهید رجایی هم مثل بقیه در صف عدسپلو ایستاد! برخی به ایشان اصرار کردند که شما بنشینید ما برای شما غذا میآوریم، او قبول نکرد و به آنها گفت: «من هم مثل شما یک معلم هستم؛ فقط وظیفۀ من سختتر و سنگینتر از شما است.» غذا را که گرفت بهسمت یکی از میزهای خالی رفت و مشغول صرف ناهار شد.جلسۀ بعدازظهر رأس ساعت 14 با سخنرانی ایشان شروع شد. او صحبتش را با گلهمندی آغاز کرد و درحالیکه اشک در چشمانش حلقه زده بود و بغض گلویش را میفشرد، مطالبی را بر زبان آورد که نه خود او، که همۀ جمعیت سالن را یکپارچه به گریه انداخت:«گویا طوماری را امضا کردهاید که بنده علاوه بر نخستوزیری، سرپرستی وزارت آموزشوپرورش را هم به عهده داشته باشم. بعضی گفتهاند که حب ریاستطلبی رجایی را گرفته است. ای خاک بر سر رجایی که به فکر پست و مقام دنیوی باشد. من سرباز امام و انقلابم. به جاروکشی در این نظام هم افتخار میکنم.»با این جملات شهید رجایی که از عمق جان او برمیخاست، تا یکی-دو دقیقه بهجز صدای گریه و ابراز تنفر شدید از کسانی که چنین شیطنتی را کرده بودند، صدای دیگری در سالن شنیده نمیشد. تا اینکه صدای یکپارچۀ «سلام بر خمینی، درود بر رجایی» سکوت سالن را شکست و با ادامۀ سخنان شهید رجایی، کمکم جلسه به وضعیت عادی برگشت و در پایان با ابراز احساسات شدید نسبت به ایشان خاتمه یافت.
دریغا که اکنون جای این اخلاص در سیمای مدیریتی کشور بسیار کمرنگ است. کم نیستند کسانی که با عبور از ارزشهای دینی و اخلاقی و تکیه بر خلق و خوی اشرافیگری، مدیریت مکتبی شهید رجایی را به فراموشی سپرده اند. اما زنده بودن آرمانها و شعارهای انقلاب این نوید را میدهد که با شکلگیری نظام مدیریتی قوی و توانمند و حذف مدیران ضعیف و ناکارآمد، روحی انقلابی و جهادی بر پیکر نظام مدیریتی کشور دمیده شود.ان شاءالله.
11:31 - 8 شهریور 1404