امنیت غذایی ایران در پرتو پیشینه بیوتروریسم آمریکا | امیر مهدی اکبری مطلق
موضوع آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران و بهکارگیری آن برای واردات کالاهای اساسی از آمریکا، در روزهای اخیر به یکی از چالشبرانگیزترین مباحث عرصه سیاسی و اقتصادی کشور تبدیل شده و اظهارات ترامپ مبنی بر اختصاص انحصاری این منابع به خرید ذرت، گندم و سویا از کشاورزان آمریکایی، با پاسخ صریح رئیسکل بانک مرکزی مواجه شد که هرگونه الزام به خرید از آمریکا را رد کرد.با این حال، ابعاد این مسئله فراتر از یک مناقشه حقوقی ساده است و به یکی از حساسترین حوزههای حاکمیت ملی یعنی امنیت غذایی گره خورده و نگاهی به پیشینه بیوتروریسم و جنگافزارهای زیستی آمریکا، پرسشهای جدی را درباره هرگونه اعتماد به زنجیره تأمین غذایی این کشور مطرح میسازد.
موضع ایران و آمریکا در خصوص منابع آزادشدهبر اساس توافقات ارزی با میانجیگری قطر و پاکستان، مقرر شده که دوازده میلیارد دلار از منابع مسدودی ایران برای واردات کالاهای اساسی و دارو هزینه شود. رئیسکل بانک مرکزی با اشاره به نیاز سالانه ده تا پانزده میلیارد دلاری کشور برای واردات کالاهای اساسی، این ترتیب را مثبت ارزیابی کرده، اما تأکید دارد که در یادداشتهای امضا شده، هیچ الزامی برای خرید از آمریکا وجود ندارد. همتی در عین حال از خرید محصولات آمریکایی در صورت مناسببودن قیمت و کیفیت استقبال کرده، اما این رویکرد را مشروط به حفظ استقلال تصمیمگیری کشور دانسته و وی همچنین اعلام کرده که وزارت جهاد کشاورزی طی سالهای اخیر از مسیر شرکتهای بزرگ بازرگانی، اقدام به تأمین کالاهای اساسی از منابع مختلف از جمله آمریکا کرده، اما این امر نباید به وابستگی ساختاری منجر شود.پیشینه بیوتروریسم و جنگافزارهای زیستی آمریکامرکز تحقیقات پزشکی ارتش آمریکا در فورت دتریک که در سال ۱۹۴۳ در یوتا تأسیس شد، هسته اصلی برنامههای جنگافزارهای زیستی این کشور محسوب میشود. این مرکز که تولید باکتری سیاهزخم را در دستور کار داشت، همچنان مخزن شصت و هفت نوع پاتوژن خطرناک از جمله ابولا و طاعون و تاریخچه فعالیتهای آمریکا در این حوزه بسیار گستردهتر از آزمایشهای درونمرزی است. در سال ۱۹۵۲، ارتش و سیا آزمایشهای زیستی بر روی انسانهای ناشناس در نقاط مختلف جهان را آغاز کردند. در جنگ کره، نیروهای آمریکایی با بهرهگیری از یافتههای واحد ۷۳۱ ارتش ژاپن، از باکتریهای کشنده علیه نیروهای چینی و کرهای استفاده کردند.
در دهه ۱۹۷۰، ارتش آمریکا عوامل بیماریزای وبا، حصبه، فلج اطفال و طاعون را در کشورهای آفریقایی منتشر کرد تا سرعت انتشار آنها را بررسی کند. حتی در داخل آمریکا، حملات بیوتروریستی نظیر مسمومیت هفتصد و پنجاه و یک نفر با باکتری سالمونلا در اورگن (۱۹۸۴) و حملات سیاهزخم در سال ۲۰۰۱ رخ داده است. با وجود امضای پیمان منع جنگافزارهای زیستی در سال ۱۹۷۲، منتقدان بر این باورند که آمریکا همواره تعهدات خود در این پیمان را نادیده گرفته است.آسیبپذیری ساختاری امنیت غذایی ایرانسالانه حدود بیست و پنج میلیون تن کالای اساسی از جمله گندم، ذرت، جو، سویا، روغن و شکر از مبادی جنوبی کشور وارد میشود که نود درصد واردات این بخش را تشکیل میدهد. ایران بهعنوان بزرگترین واردکننده غلات و دانههای روغنی در منطقه، بخش عمده ذرت را از برزیل و گندم را از روسیه تأمین میکند. این وابستگی گسترده، هرگونه تغییر در منابع تأمین را به موضوعی راهبردی تبدیل کرده است. آنچه این آسیبپذیری را تشدید میکند، فقدان الگوی جامع مدیریت ریسک در حوزه بیوتروریسم کشاورزی و نبود واکنشهای اضطراری بهموقع در کشور است. این خلأ ساختاری، ضرورت بازنگری اساسی در نظام قرنطینه و کنترل بیولوژیک را دوچندان میسازد.
تحلیل ریسکهای واردات از آمریکا*********سازی زنجیره تأمین: استفاده از محصولات کشاورزی بهعنوان ابزار جنگ بیولوژیک در رفتار آمریکا سابقه دارد. ارتش این کشور در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ حملات بیولوژیک علیه محصولات کشاورزی کوبا را طراحی کرده است. وابستگی بخشی از تأمین گندم و ذرت ایران به زنجیره آمریکا میتواند در شرایط تشدید تنشها، به اهرم فشاری علیه کشور تبدیل شود. تجربه تلخ خونهای آلوده فرانسوی در دهه شصت که منجر به مرگ صدها هموفیلی ایرانی شد، هشداری تاریخی درباره خطرات اعتماد به زنجیره تأمین کشورهای با سابقه بیوتروریسم است.ریسک کنترلناپذیری قرنطینه: حتی در فرض عدم وجود سوءنیت، محمولههای عظیم کشاورزی ذاتاً با ریسک ورود عوامل بیماریزا همراه هستند. سابقه ضعفهای امنیتی در آزمایشگاههای زیستی آمریکا از جمله نشت سیاهزخم از دتریک و دفع غیرایمن پسماندها، رسیدن به اطمینان کامل از سلامت محموله را دشوار و هزینهبر ساخته است. نگرانی عمومی درباره تراریخته بودن محصولات آمریکایی و واکنش کاربران در فضای مجازی نسبت به احتمال فساد محمولهها، نشان از بیاعتمادی ساختاری به زنجیره تأمین آمریکا دارد.ریسک تحدید حاکمیت غذایی: فواد ایزدی، کارشناس سیاسی، هشدار داده که تراکنش با آمریکا عملاً به قراردادی بین قطر و آمریکا با پول ایران تبدیل خواهد شد و تهران را از معادله خارج میکند. سپردن ایمنی مواد غذایی به کشوری با پیشینه بیوتروریسم، تهدیدی برای استقلال کشور محسوب میشود.ریسک شکاف داخلی: موضوع خرید احتمالی از آمریکا، واکنشهای متفاوتی را در فضای سیاسی کشور برانگیخته است. رسانههای نزدیک به جبهه پایداری آن را شدیداً محکوم و نوعی بخشش میلیاردها دلار به آمریکا توصیف کردهاند.
سابقه مستند و گسترده آمریکا در بیوتروریسم و جنگافزارهای زیستی، هرگونه همکاری غذایی با این کشور را نیازمند ملاحظات شدید امنیتی میکند. رویکرد متوازن رئیسکل بانک مرکزی که ضمن رد اجبار در خرید، در صورت برتری قیمت و کیفیت، خرید را منتفی ندانسته، الگویی شایسته برای مدیریت این موضوع پیچیده است. با این حال، با توجه به واردات بیست و پنج میلیون تنی کالاهای اساسی و آسیبپذیری ناشی از تمرکز بر یک منبع خاص، توصیههای راهبردی ذیل قابل طرح است:یکم، تنوعبخشی به مبادی وارداتی با ادامه تأمین از برزیل، روسیه و دیگر کشورهای دوست و پرهیز از وابستگی به آمریکا؛ دوم، تقویت سامانههای قرنطینه و کنترل بیولوژیک برای تشخیص هرگونه آلودگی احتمالی؛ سوم، پافشاری بر اصل عدم اجبار در خرید و تأکید بر اینکه مالکیت و تصمیمگیری درباره منابع در اختیار بانک مرکزی است و هیچکس حق سلب این اختیار را ندارد؛ چهارم، افزایش خودکفایی داخلی از طریق تقویت تولید، اصلاح الگوی کشت و بهرهگیری از فناوریهای نوین کشاورزی؛ پنجم، شفافسازی و نظارت عمومی بر فرایند واردات برای جلب اعتماد مردم.سخن پایانی آنکه امنیت غذایی، خط قرمز حاکمیت ملی است و هیچکس حق ندارد آن را به بازی سیاسی تبدیل کند. همانگونه که یک شهروند تهرانی در گفتوگو با الجزیره بیان کرد، تغییر مثبت فضای سیاسی را باید قدر دانست، اما حل مشکلات معیشتی نیازمند مسیری است که خودمان تعیین کنیم، نه دیگران. هوشمندی راهبردی، نگاه تاریخی و توجه به منافع ملی، سه رکن اساسی تصمیمگیری در این حوزه حساس است.
23:53 - 3 تیر 1405