فرار مالیاتی وسط تهران!
مالیات یکیاز مهمترین منابع تامین بودجه دولتها و بهنوعی بارزترین شکل مشارکت مردم در توسعه کشورهاست.در سراسر جهان، بهویژه کشورهای توسعهیافته، پرداخت مالیات نهتنها یک الزام قانونی بسیار محکم که نشاندهنده میزان فعالیت و سودآوری بنگاههای اقتصادیست.بعنوان مثال، اعلام عمومی مبلغ مالیات پرداختشده ازسوی شرکتها یکیاز ابزارهای تبلیغاتی مهم و اثرگذار در بسیاری ایالتهای آمریکاست و شرکتهای بزرگ مبلغ مالیات پرداختی خود را در بیلبوردها بهاطلاع مردم میرسانند.در این کزارش، تلاش میشود به یک نمونه آشکار و روشن از فرار مالیاتی در کلانشهر تهران اشارهشود:یک مغازه بزرگ فروش فرش دستباف در خیابان پاسداران تهران طی سالهای اخیر نهایتا مبلغی کمتر از ۶۰۰ میلیون تومان #مالیات پرداختهاست.شاید این رقم برای یک مغازه فرشفروشی زیاد بنظر برسد، اما ماجرا وقتی جالب میشود که به برخی جزئیات مربوط به این کسبوکار پرداختهشود: ارزش تقریبی فرشهای موجود در این مغازه، با نرخ و قیمتهای امروز، چیزی بیشاز ۴همت (چهار هزار میلیارد تومان) است!توجهکنید چهار هزار میلیارد تومان!اگر فرضکنیم مالیات پرداختی مالک و کرداننده این مغازه درست، دقیق و منطبق با عملکرد واقعی محاسبه و اخذ شدهباشد، قاعدتا سود خالص آن باید رقمی کمتر از ۲ میلیارد تومان باشد و با این فرض، رسیدن به میزان کالای آماده فروش حدودا ۴هزار میلیارد تومانی بدانمعناست که این مغازه چیزی حدود ۲۰۰۰ سال به فعالیت مشغول بودهاست!حال بیاییم متغیرهای دیگر ازقبیل تورم کالایی، افزایش قیمت فرش دستباف و... را هم لحاظکنیم و این مدت را با درنظرگرفتن همه اینموارد به یک دهم کاهش دهیم، باز هم به زمان ۲۰۰ سال میرسیم!اینمغازه بنابر ادعای مالک و گرداننده فعلی و البته درنظر گرفتن تاریخچه آن، از سال ۱۳۵۹ دایر شدهاست و تا سال ۱۴۰۵ چیزی حدود ۱۰سال نیز بهدلیل مشکلات مالکیت و دعواهای ارث و میراثی تعطیل (کاملا بسته) بودهاست!پرواضحست که با این سابقه فعالیت و بافرض این میزان درآمد و سود، هرگز چنین تمرکز عظیمی از کالا ایجاد نمیشدهاست.اضافه بر آن، طی تمام این سالها مالک و گرداننده، هزینههای زندگی خود شامل خرید چندین خودروخارجی، منزل فوق لوکس در یکیاز بهترین مناطق شمالی تهران و... را نیز ازمحل سود این مغازه تامین نمودهاست، لذا منطقا باید پذیرفت درآمد و سود واقعی دهها و شاید صدها برابر مبلغ مورداشاره (سالانه ۲میلیارد تومان) بوده و هست!
سوال اصلی اینجاست:آیا فرار مالیاتی اتفاق افتادهاست؟پاسخ: بهاحتمال بسیار زیاد، بله!در مرحله بعد، به این سوالات میرسیم:۱. این فرار مالیاتی چطور و چگونه طی همه این سالها انجام شدهاست؟۲. آیا سازمان امور مالیاتی حسابرسی مالیاتی مربوطه را بهدقت انجام دادهاست؟۳. آیا تا به امروز، گزارش فرار مالیاتی درخصوص این مغازه به سازمان امور مالیاتی ارائه شدهاست؟۴. آیا با فرار مالیاتی احتمالی برخوردی صورت پذیرفتهاست؟۵. آیا اصلا سازمان امور مالیاتی نسبت به گرارش فرار مالیاتی درخصوص این مغازه واکنشی نشان دادهاست؟متاسفانه پاسخ ابتدایی به این سوالات اصلا راضیکننده و حتی امیدوارکننده نیست!وفق اطلاعات واصله وتحقیقات صورتپذیرفته، در اوایل سال ۱۴۰۴، فردی بهنام ب.ن. علاوهبر ثبت گزارش در سامانه سوتزنی سازمان امور مالیاتی (سامانه رسمی اعلام و اطلاعرسانی فرار مالیاتی کشور) گزارش مکتوب مستند و مفصلی از فرار مالیاتی این مغازه بصورت کتبی و رسمی در دبیرخانه سازمان امور مالیاتی کشور ثبتشده، رونوشت این گزارش نیز به دفتر کل بازرسی و مبارزه با پولشویی و فرار مالیاتی تحویل شدهاست. اما در عمل هیچ اقدام اجرایی ازسوی سازمان امور مالیاتی انجام نشدهاست.وفق اطلاعات واصله و تحقیقات میدانی مختصر انجامشده، مغازه مزبور علاوهبر فروش فرش دستباف لوکس و گرانقیمت، درزمینه فروش نقره نیز فعالیت داشته و دارد و از اینطریق گردش مالی بالا و سود هنگفت مضاعفی کسب مینماید.پرداخت مربوط به بسیاری از معاملات سنگین این مغازه ازطریق اسکناس دلار، یورو و همچنین طلای آبشده انجام میشده و میشود و دربرخی موارد، وجه کالای فروختهشده ازطریق صرافی، به کشورهایی مانند امارات متحده عربی و ترکیه حواله شده و میشود!
نکات عجیب وپرسشبرانگیز اما کماکان ادامهدارد:مالک و گرداننده مغازه خود را تولیدکننده فرش اعلای دستباف معرفی میکند و به مشتریان اعلاممیکند که این فرشها در کارگاههای تحت مدیریت و سفارش او در شهرهای مختلف اعماز قم، تبریز، زنجان، مراغه، مشهد و... بافته میشود!برای اثبات این ادعای پوچ، مضحک و البته کاملا دروغ هم به بافتهشدن نام مغازه در لبه بالا و پایین برخی فرشها اشاره میکند.درحالیکه هیچ سند و مدرکی برای اثبات این موضوع بهجز چنداکس از کارگاههای بینام و نشان بافندگی وجودندارد که همه این تصاویر ازطریق یک جستجوی ساده در گوگل نیز دردسترس است. گذشته از آن هیچ سند و مدرکی که ثابتکند صاحب و مالک مغازه حتی یکنفر حقوقبکیر یا کارمند در یکیاز این شهرها دارد که بهشغل بافندکی فرش اشتغال دارد، وجودندارد!موضوع وقتی جالب میشود که بدانیم مالکمغازه از همین حیله و ترفند برای سوءاستفاده از جایگاه بافنده فرش و استفاده از معافیت مالیاتی سود میبرد!اشاره به این نکته نیز مهمست که بافتن هر نام ونشانی در سر و ته فرش دستباف ازطریق پرداخت یک مبلغ ناچیز به رفوگران فرش دستباف ممکن است و بهراحتی میتوان یک نام یا نقش را در لبه فرش (بهویژه پیشاز عملیات پرداخت) بافت!این یکیاز خدماتیست که قالیشویی اطمینان به مدیریت حاجابولفضل حدادی در شهر قم برای بسیاری از مشتریانش انجام میدهد!!
حجم فروش این مغازه بهقدری بالاست که وفق قوانین و مقررات مالیاتی کشور میبایست اظهارنامه بسیار دقیق و مستند به سازمان امور مالیاتی ارائهکند، اما برخی شنیدهها حاکی از آنست که مثلا در اظهارنامه مربوط به سال ۱۴۰۲، مالکمغازه بهمراه اظهارنامه مبلغی کمتر از ۵۰ میلیون تومان پرداختنموده و درزمان رسیدگی مالیاتی، بصورت توافقی مبلغی درحدود ۵۰۰ میلیون تومان مالیات را پذیرفته و بصورت اقساط پرداخت نمودهاست!آیا عجیب و پرسشبرانگیز نیست که چگونه یک مودی مالیاتی پرداخت ملیاتی حدودا ۲۰برابر مبلغ اظهاری خود را پذیرفته و سازمان امور مالیاتی موضوع را ریشهیابی ننموده که چرا وبه چه علت چنین اختلاف فاحشی میان مالیات ابرازی و مالیات وصولی وجوددارد؟برای راستیآزمایی، بدنیست سازمان امور مالیاتی کشور (بهویژه اداره کل امور مالیاتی شرق تهران) بررسیکند چرا و چطور در بیمهنامه آتشسوزی مربوط به کالای موجود در مغازه، ارزش کالای بیمهشده چند ده میلیارد ریال است؟
یقینا موضوع اختلاف میان مالیات ابرازی و مالیات مطالبهشده پدیده عجیبی نیست، اما حتما اختلاف فاحش وحیزتانگیز این دومبلغ نشانه بارز و موجهی از فرار مالیاتی آگاهانه مودیست که میبایست سازمان امور مالیاتی را به صرافت بررسی دقیق و موشکافانه پرونده مالیاتی چندساله مودی وادارد، بهویژه که اینموضوع برای چندسال تکرارشود!
00:27 - 21 اردیبهشت 1405