روضهای که با نذر کودک ۵ ساله شروع شد
عطر چای روضه در خانه پیچیده است و زمزمه یا حسین ذکر لب عزاداران است ولی کمتر کسی میداند ریشه این روضه خانگی به نذر یک کودک پنجساله باز میگردد.
خبرگزاری فارس- تبریز، معصومه درخشان: مهرماه سال ۱۳۸۲ بود هادی کوچولو پنجساله از اینکه میدید جسم مادر هر روز ضعیفتر میشود و از درد به خود میپیچد انگار غم تمام عالم بر سرش آوار میشد.چند روزی مادر در بستر بیماری بود خانه پر از سکوتی غمگین بود و تنها صدای زمزمه دعاهای پسر کوچولو به گوش میرسید.
هادی پنجساله هر شب کنار سجاده مادر مینشست، دستهای کوچکش را به آسمان بلند میکرد و با زبان کودکانه میگفت: خدایا به مامانم شفا بده تا حالش خوب بشه. من دوست ندارم مادرم مریض باشه. روز نیمه شعبان همان سال بود.کوچهها چراغانی شده و مردم برای جشن میلاد حضرت مهدی(عج) شیرینی و شکلات پخش میکردند.
هادی قصه ما با چند شکلات در دست و قلبی پر از امید دواندوان به خانه آمد. کنار مادر نشست، درحالیکه نفسنفس می زد گفت "مامان این شکلات بخور، به لطف خدا خوب میشوی؛ امروز در جشن نیمه شعبان برات دعا کردم. اگر آقا امامزمان(عج) و امام حسین(ع) کمک کنند و تو خوب شوی از سال بعد ما هم در خانه خودمان جشن نیمه شعبان و در ماه محرم روضه امام حسین(ع) بگیریم. مامان از خودت شنیدم چند بار گفتی خدا دعای بچهها رو در حق پدر و مادر زود برآورده می کنه. منم برات دعا کردم زودتر خوب بشی".
چشم های مادر پر از اشک شد پسرکوچولویش را با محبت به آغوش کشید و در گوشش گفت حالا که برای من دعا کردی من حالم خوبِ خوب میشود.آن لحظه، در دل آنها امیدی که از قلب پاک یک کودک برخاسته بود جوانه زد. و چه زیباست دعایی که از لبهای معصوم یک کودک برای سلامتی مادرش به آسمان میرود. دعایی که با عشق اهلبیت(ع)، جشن نیمه شعبان و نام امام حسین(ع) گره خورده است.
حالا بعد از گذشت ۲۳ سال از آن روز، من به همان روضهای آمدهام که نذر یک قلب کوچک برای سلامتی مادرش بود. با یکی از خانمهای عزادار حسینی وارد حیاط میشوم بدون معطلی کفش عزاداران حسین(ع) را جفت میکند اجازه میخواهم عکس بگیرم" عکس بگیر شاید این عکس در دفتر خدا و امام حسین(ع) ثبت شده و در روز محشر ما را شفاعت کند".وارد خانه میشوم بانوان عزادار حسینی به ترتیب کنار هم نشستهاند. کنار یکی از آنها مینشینم حس میکنم عطر اخلاص آن نذر کودکانه در فضای روضه جاری است.روضهای که یادگاری از اشکهای کودکی است که روزی میان شکلاتهای جشن نیمه شعبان، شفای مادرش را از خدا خواست و نذرش را به نام امام حسین(ع) گره زد.
قبل از اینکه آقای مداح بیاید و ذکر مصیبت کند روضه حسینی با خواندن دستهجمعی دعای فرج برای سلامتی امامزمان( عج) آغاز میشود.یکی از خانمها زیارت عاشورا میخواند و بقیه با او همراهی میکنند. روضههای خانگی از جنس نورند، سادهاند اما دلها را به آسمان گره میزنند. در این خانهها خبری از تشریفات نیست.روضههای خانگی مانند چراغهای کوچکی هستند که سالهاست محبت اهلبیت(ع) را از نسلی به نسل دیگر منتقل میکنند.
دختر جوانی چای روضه را سینی به سینی بین خانم ها پخش می کند. دعای عاقبت به خیری و زیارت کربلا برایش آرزو می کنند.
آقای مداح برای ذکر مصیبت حضرت سیدالشهدا آمده و در همان ورودی خانه می نشیند. به حضرت اباعبداللهالحسین، اولاد و اصحاب آن حضرت سلام و صلوات می فرستد. آقای مداح روضه دست میخواند، دستان قطع شده حضرت ابوالفضل العباس.زمزمههای آرام خانمها در فضای روضه پیچیده است. چادر بر سر کشیده و با نوای محزون زمزمه میکنند "قربان لب تشنهات یا حسین(ع)، باشیوا دولانیم یا حسین(ع). بانوی دیگری اشکهایش را پاک کرده و نجوا میکند" آقا جان، دست ما را هم بگیر یا اباعبدالله بر ما نظری کن. فدای دل زینب(س) که این همه مصیبت را تحمل کرد."آقای مداح روضه ظهر عاشورا، خیمه سوزی و اسارات میخواند. هقهق گریه عزاداران به آسمان بلند میشود. خانم عزادار جوانی برای دختر سه ساله اشک ماتم می ریزد و می گوید"یارالی بالا، یارالی بالا، من هم دختر سه ساله دارم یا رقیه(س) خرابههای شام دلم را آتش میزند"
آقای مداح به فراز آخر روضه میرسد. صداها آرامتر میشوند و دلها بیش از پیش به کربلا گره میخورند"خیمهها میسوزد و شمع شب تارم شده، امان از دل زینب، امان از دل زینب" او فراز آخر روضه را با سلام به امام حسین(ع) به پایان میبرد"السلام علی الحسین و علی علیبن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین" حاضران زیر لب سلام را تکرار میکنند.
اشکها هنوز جاری است. این اشکها برات کربلا میخواهند کربلایی که عطر آن در گوشهگوشه خانه استشمام میشود. صدای یکی از خانمها در خانه می پیچد" برای قبولی مرثیه صلوات، برای برآورده شدن حاجات صلوات.اللهم صل علی محمد و آل محمد".دوباره سینی های چای روضه بین عزاداران حسینی دست به دست می شود و بعد از آن خانمها مهمان لقمههای احسان حسینی میشوند. لقمههایی که طعم سادگی، اخلاص و برکت اهلبیت دارند.
کمکم مجلس روضه به پایان میرسد. اما قصه این خانه هنوز ادامه دارد. در حالی که آخرین مهمانها خداحافظی میکنند، فرصت پیدا میکنم پای صحبت مادر همان پسربچه پنجساله بنشینم تا روایت یک نذرِ اجابتشده را برایم بازگو کند.
خانم رقیه سادات اسماعیلی با یادآوری خاطره آن ایام میگوید: ۲۳ سال پیش بود چندماهی بود مریض حال بودم پیش پزشکان زیادی رفته بودم گاهی حالم خوب بود و گاهی بیماری عود می کرد.نیمه شعبان آن روز پسرم هادی چند تا شکلات در دستش بود پیش من آمد و با همان لحن کودکانه و از ته دلش گفت" مامان تو رو خدا این شکلات هارو بخور. برای شفای تو خیلی دعا کردم.من میدونم خدا دعای بچهها رو زود برآورده میکنه. به خدا گفتم حال مامانم خوب بشه ما هم برای تولد امام زمان( عج) جشن و برای شهادت امام حسین( ع) مرثیه می گیریم"
آن روز به حضرت ولی عصر امام زمان ( عج) متوسل شدیم شکلات خوردم.خدا به آبروی اهل بیت و سر بریده امام حسین( ع) دعای پسرم را قبول کرد و رفته رفته حالم خوب شد. حالا ۲۳ سال است درِ خانه اهل بیت نوکری می کنیم.همسرم، پسرم و دخترم. جشن نبمه شعبان با حضور دوست داران اهلبیت و روضه حسینی با استقبال عزاداران آن حضرت به خانه ام برکت می بخشند.
سیده بانو تا کنون دوبار به زیارت کربلای معلی رفته و معتقد است ذکر مصیبت حضرت زینب(س) و حضرت سیدالشهدا(ع) آرامشبخش دلهای خسته و پناهگاه روزهای سخت زندگی است.سیده بانو در میان صحبتهایش ذکر میگوید گاه صلوات میفرستد، گاه یا حسین(ع) زمزمه میکند و لحظهای نام حضرت زهرا(س) را بر لب میآورد. ذکر گفتن برای او نوایی همیشگی است که سالهاست با لحظهلحظه زندگیاش گرهخورده.حرفهایش را ادامه میدهد: از اول تا دوازدهم محرم، هر روز از ساعت ۵ تا ۷ عصر، درِ خانه ما به روی عزاداران حسینی باز است. هر مجلس به نام یکی از ستارگان کربلا برگزار میشود. از روضه حضرت علیاصغر(ع) در اولین جمعه محرم گرفته تا حضرت قاسم(ع)، حضرت رقیه(س) و دیگر شهدای دشت نینوا.
او با اظهار دلتنگی بعد از تمامشدن روضه حضرت سیدالشهدا میگوید: بعد از تمامشدن روضه و رفتن مهمانها دلتنگی برای مرثیه سال بعد از همان لحظه در دلم آغاز میشود. دلتنگ اشک عزاداران و لحظههایی میشوم که خانهام با نام امام حسین(ع) عطرآگین میشود. روضه که تمام میشود، انگار مهمان عزیزی از خانه رفته باشد دلتنگیای که تا محرم سال بعد همراهم میماند.
این خانه، سالهاست به برکت همان نذر کودکانه، مأمن اشکها و دعاهای عاشقانه حسینی در روضهای ساده و بیتکلف شده است که نشان میدهد یک نذر کوچک میتواند چراغی روشن کند که دههها خاموش نشود.من هم در حالی این خانه را ترک میکنم که عطر چای روضه، صدای صلواتها و روایت یک نذرِ اجابتشده همچنان در ذهنم باقی مانده است.#سیدالشهدا#امام_حسین#روضه_خانگی#ظهر_روز_عاشورا 15:42 - 4 تیر 1405