مشق مقاومت، مادرانه، دخترانه
دختران نوجوان پای سفره غیرت،قصه مقاومت و ایستادگی برای وطن را با جوهرِ امید مینویسند.
خبرگزاری فارس تبریز، معصومه درخشان: دختر نوجوان تا چشمش به من افتاد نزدیک تر آمد و پرسید" خانم خبرنگار شما می دانید پیام و دلنوشتههای ما به دست کدوم رزمنده ها میرسه؟" من هم بدون اینکه شانه هایم را بالا بیندازم و بگویم نه نمی دانم پرسیدم خودت دوست داری دست کدوم رزمندهها برسه؟انگار که منتظر چنین سوالی باشد بلافاصله گفت" دوست دارم به دست رزمنده های پدافند و هوافضا برسه.
دستش را گرفته و گفتم مطمئن باش اونا پیامهای شما دخترا رو از رسانهها می بینند و می خونند. بعدشم چشمک زدم و گفتم نشون به اون نشون که سردار سید مجید موسوی پیام دختربچههای صورتی دوست و صورتی پوش قشنگ می شنوه و عمل می کنه. حالا هر دو می خندیم.خب حالا بگو ببینم چی نوشتی؟ دست نوشته اش را نشانم می دهد" امید ما بعد از خدا به شما سربازان امام زمان( عج) است. من هر روز سوره نصر را به نیت پیروزی وطنم ایران به دستان پرقدرت شما می خوانم.بزن که خوب می زنی اللهم عجل لولیک الفرج"راستی اسمت چی بود؟ نفس نظری.
دوستش فرناز هم متنی که برای مدافعان وطن نوشته می خواند" رزمندگان اسلام یعنی ایستادگی در برابر طوفانها و پیروزی بر ظلمها".
صدای یکی از خانمها گپ و گفت دخترانه ما را قطع می کند" دخترا زود بیایید این طرف رحلِ قرآن هارو بیارید تا برنامه رو شروع کنیم".یکی از دختران نوجوان رحلها را به ردیف می چیند و دوستش قرآن ها را روی رحل می گذارد.دختران نوجوان برنامه را با خواندن سوره فجر شروع میکنند. هر کدام به ترتیب یک یا دو آیه می خوانند. یکی از مربیان سوره فجر را معنی کرده و نکاتی را در مورد این سوره توضیح می دهد.تا برنامه قرآنی آنها به پایان برسد با راهنمایی یکی از خانمها به اتاق دیگریمیروم.
روی زنانه جنگ
اینجا معطر به عطر جهاد زنانه است. بانوان جوان که شبها سنگر خیابان را خالی نمی کنند روزها نیز در پشتیبانی از مدافعان وطن فعال هستند.اینجا بانوان جوان روی زنانه جنگ را مشق زندگی میکنند. آنها با پشتیبانی از مدافعان وطن پیام مقاومت را از خانه به میدان مخابره میکنند.سنشان قد نمی دهد که در هشت سال دفاع مقدس توانسته باشند برای رزمندگان اسلام کاری بکنند.چرا که آن زمان دختر بچههای هفت، هشت سالهای بیشتر نبودند ولی حالا که خانمهای جوان و سرحالی هستند درس مقاومت را از مادران خود به خوبی یاد گرفته و دست دختربچههای خود را گرفته و آمدهاند تا نسل مقاومت از دل همین فعالیتهای جهادی زنانه ادامه پیدا کند.
زیلوی بزرگی روی فرش پهن شده، دخترجوان روی آن، سفره تمیزی باز می کند.یکی از خانم ها با قابلمه بزرگ در دست از راه می رسد. قابلمه را روی زیلو گذاشته و به آرامی در آن را برمی دارد.بخارِ گرم بالا میرود و در هوا می چرخد، دلمه برگ مو برق میزند. دلمهها، سبز و صبور، کنار هم آرمیدهاند.
بوی دلمه،آهسته و پیوسته، آمیخته با عطرِ پیازِ سرخشده و ادویههای خوش عطری که خانمها چاشنی آن کردهاندفضا را پر میکند.خوشمزهگی این دلمهها از صفای دل بانوان همدل و مقاومی است که هر روز و شب پای کار وطن ایستادهاند.این دلمههای خوشمزه قرار است لقمههای قوت بخش شوند برای مدافعان وطن.
نان لواش و کیسه فریزر به تعداد مختلف بین خانمها تقسیم می شود. دلمهها که لای نان لواش جاخوش کرده و لقمه میشوند یکی از خانمها پیاز سرخ شده را روی دلمهها می ریزد و بعد در کیسه فریزر بسته بندی میشوند.
رجزهای حماسی مداحان هم این روزها پیوست تمام برنامه های جهادی است.صدا پرطنین و ضربآهنگش محکم است.مثل تپشِ قلبی که برای ایستادگی میتپد.واژههای حماسی در فضا میچرخند و با بخارِ قابلمه و بوی دلمه و پیاز داغ میآمیزنددستها کار میکنند و گوشها با نوای حماسه همراهند.یکی از خانم ها زیر لب زمزمه میکند و دیگری با لبخند سری تکان میدهد. یکی با صدای بلند برای ترامپ و نتانیاهو رجز می خواند و برای سلامتی رهبر معظم انقلاب و پیروزی رزمندگان صلواتمی فرستد.
دورهمی حماسی آنها با سینی چای خوشرنگ عصرانه که از راه می رسد تکمیل می شود.خلاصه که حال و هوای اینجا رنگی از شور و غیرت به خود گرفته است.کار آنها کم کم تمام می شود. لقمه های دلمه روی هم چیده میشود و نوبت می رسد به دختران نوجوان که دلنوشه هایشان را روی لقمهها بچسبانند تا قوت قلب مدافعان وطن شوند.
دوباره کنار دختران می روم. دور هم نشستهاند خودکارها میان انگشتانِ باریکشان میلغزد.در این فضای پر از شور و حماسه،میان بوی دلمه و نوای رجزها، واژهها در دلشان جوانه میزند. برای مدافعانِ وطن مینویسند.دلنوشتههایشان ساده،اما لبریز از احترام و امید است و راستترین احساسها را در خود دارد.
گاهی مکث میکنند باهم حرف می زنند و بعد دوباره خم میشوند روی کاغذمینویسند از دعاهای شبانه مادران، از آیه آیه قرآن هایی که برای نصرت و پیروزی رزمندگان می خوانند. مینویسند به یادتان هستیمباچشمهای منتظر و با آرزوی صبحی روشنتر برای ایران عزیزمان و خانههایمان با رشادت و فداکاری شما امن است.
دختران نوجوان یواشکی و در گوشی با هم زمزمه می کنند.اسم یکی از آنها نرگس است که به دوستش می گوید "من متن خودم از دیشب نوشتم آماده کردم الان فقط می چسبونم".می پرسم نرگس الان چه حس و حالی داری؟ بعد از کمی مکث کردن می گوید: خوشحالم با اینکه یه دخترم ولی توانستم برای کشورم کاری انجام بدم.ضمن اینکه در تجمعات شبانه هم شرکت می کنم.
ثنا، صبا و فاطمه سه خواهر هستند که به ترتیب کلاس یازدهم، پنجم و نهم هستند.ثنا، همدلی و دلگرمی دادن به مدافعان وطن را حسی آمیخته با افتخار می داند و می گوید:این تنها کاری است که می توانیم انجام دهیم.
یکی از دختران که اسمش محیا ترزبان و کلاس پنجم است دل نوشته اش را آرام برای دوستش می خواند خلوتشان را بهم زده و می خواهم بلندتر بخواند تا ما هم بشنویم و او می خواند" ما زنده ایم و دلگرم به وجود تمام شما رزمندگان اسلام که نابودی قطعی آمریکا و اسرائیل به دست شما عزیزان است.از ته دلم از تمام شما رزمندگان ایرانمان تشکر می کنم."
دختران نوجوان پیام ها و دلنوشته هایشان را روی لقمه هایی که مادرها آماده کرده اند می چسبانند.دختر نوجوانی نوشته است"رزمندگان اسلام، ما دخترانی هستیم که هر شب دعا می کنیم برایتان. در هر گوشه و کنج به یادتان هستیم."
یکی دیگر از دختران دل نوشته اش رامی چسباند و می گوید: خدایی خیلی دوستتون دارم. لقمه اش را مقابل دوربین می گیرد و ادامه می دهد" میشه به خاطر من یه موشک صورتی و بنفش بزنید؟
دختران نوجوان با سلیقه خودشان میز را به زیبایی با تور سفید و ریسههای گل تزئین کرده و لقمهها را مرتب روی میز میچینند.
یکی از دختران در حالی که لقمه ها رامی چیند نگاهش را در نگاهم گره زده و می گوید" کاش رزمنده ها بدونند ما برای آماده کردن لقمه ها این طوری مراسم می گیریم، قرآن می خونیم و دعا می کنیم تا پیروز شوند".به رویش لبخند زده و می گویم رزمنده ها می دانند که ملت ایران همیشه برای پیروزی آنها دعا می کنند.
01:13 - 27 اردیبهشت 1405